سپنتا پویا — طراح محصول

نموداری با عنوان مسیری که در یک رشته نماند، با سه خط افقی نقطه‌چین برای سه رشته: مهندسی در بالا، روان‌شناسی در وسط و طراحی در پایین. یک مسیر صورتی از راست شروع می‌شود و میان خط‌ها بالا و پایین می‌رود: مهندسی برق، روان‌شناسی، حافظه و شناخت، علوم شناختی، سپس بالا به تری مایل آیلند در ۱۹۷۹، بعد پایین به دری که باز نمی‌شد، کتاب اشیای روزمره در ۱۹۸۸، تجربهٔ کاربری در اپل در ۱۹۹۳، و در انتهای چپ طراحی بشریت‌محور
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا با کمک هوش مصنوعی · آبان ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۹ دقیقه

راز موفقیت دان نورمن (The Secret of Don Norman’s Success) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند. ترجمه و بازنویسی این متن با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.

در تقریباً هر دورهٔ آموزش تجربهٔ کاربری، اسم یک نفر زودتر از بقیه می‌آید. اصطلاح «تجربهٔ کاربری» را او رایج کرد. کتابش دربارهٔ اشیای روزمره را هنوز در کلاس‌ها درس می‌دهند. وقتی از خودش می‌پرسند راز موفقیتش چیست، می‌گوید درست نمی‌داند. بعد سه دلیل می‌آورد که آن‌قدر ساده‌اند که آدم اول فکر می‌کند شوخی است.

این مقاله دربارهٔ همان سه دلیل است، و دربارهٔ چیزی که پشت هر سه پنهان است: اینکه نورمن هیچ‌وقت در یک رشته نماند.

راز موفقیت دان نورمن چیست؟

منبع پاسخ را در یک جمله خلاصه می‌کند. نورمن، این متخصص علوم شناختی و مهندسی کاربردپذیری، سه چیز را توصیه می‌کند: به زبان روزمره حرف بزنید، نگاه سیستمی داشته باشید و عمر طولانی کنید. به‌علاوه، او متخصص عام است، نه متخصص یک حوزه. منبع می‌گوید طراحانی که این ویژگی‌ها را در خودشان پرورش دهند، می‌توانند به اثری مشابه برسند.

نورمن خودش در گفت‌وگویی که منبع نقل می‌کند، توضیح می‌دهد چرا طراحی برایش رشتهٔ کاملی بود. در طراحی می‌توانست علم و مهندسی و دانسته‌هایش دربارهٔ آدم‌ها و فناوری را یک‌جا به کار ببرد. نتیجه‌اش هم چیزهایی بود که میلیون‌ها نفر از آن‌ها استفاده می‌کنند. شرح کامل کارها و مفاهیم او را در مقالهٔ دان نورمن آورده‌ام. اینجا تمرکز روی مسیر است، نه روی مفاهیم.

مسیری که در یک رشته نماند

نمودار بالای صفحه مسیر حرفه‌ای نورمن را روی سه خط نشان می‌دهد: مهندسی، روان‌شناسی و طراحی. مسیر بارها بین این خط‌ها جابه‌جا می‌شود. منبع داستان را این‌طور تعریف می‌کند.

نورمن از کودکی شیفتهٔ الکترون و امواج الکترومغناطیسی بود و در دانشگاه ام‌آی‌تی مهندسی برق خواند. برای تحصیلات تکمیلی به دانشگاه پنسیلوانیا رفت، جایی که بعضی از نخستین رایانه‌ها آنجا بودند. می‌خواست با رایانه کار کند، اما سر از روان‌شناسی درآورد. بعد به مرکز مطالعات شناختی هاروارد رفت تا سازوکارهای ذهن را بفهمد.

منبع یک ماجرای کوچک از هاروارد را برجسته می‌کند. بی. اف. اسکینر، روان‌شناس سرشناس آن دوره، کار نورمن را رد کرد. نورمن این را نشانهٔ خوبی دید. به نظرش هر کار ارزشمندی شجاعت می‌خواهد. کسانی که در مسیرهای جاافتاده می‌مانند، معمولاً از کسی که از چارچوب آن‌ها بیرون می‌زند خوششان نمی‌آید.

نورمن بعد به دانشگاه کالیفرنیا در سن‌دیگو رفت. با پیتر لیندسی کتابی دربارهٔ پردازش اطلاعات در انسان نوشت که در شکل‌گیری روان‌شناسی شناختی سهم داشت. روان‌شناسی را برای خودش تنگ دید و به هوش مصنوعی، علوم اعصاب و فلسفه هم سرک کشید. حاصلش دپارتمان علوم شناختی آن دانشگاه بود.

نقطهٔ چرخش در ۱۹۷۹ آمد. حادثهٔ نیروگاه هسته‌ای تری مایل آیلند پیش آمد و از نورمن خواستند بررسی‌اش کند. او نتیجه گرفت که مشکل اصلی طراحی اتاق کنترل بود. این ماجرا او را به سمت طراحی فناوری‌ای برد که تجربهٔ آدم‌ها را بهتر کند. بعد روی ایمنی هوانوردی برای ناسا کار کرد و برای ساده‌تر شدن رایانه‌ها کوشید، از جمله در همکاری با اپل.

منبع ماجرای معروف دیگری هم دارد. نورمن در یک فرصت مطالعاتی در دانشگاه کمبریج نمی‌توانست بعضی درها را باز کند. طراحی‌شان نشان نمی‌داد باید هل داد یا کشید. نورمن فهمید همان اصولی که بر ایمنی نیروگاه حاکم است، بر یک در ساده هم حاکم است. این فکر به کتاب «روان‌شناسی اشیای روزمره» رسید. بعدها در اپل اصطلاح «تجربهٔ کاربری» را رایج کرد. و در سال‌های اخیر طراحان را به سراغ مسئله‌های بزرگ جهان می‌فرستد، با طراحی بشریت‌محور.

سه راز، به روایت خودش

منبع سه دلیلی را که نورمن برای موفقیتش می‌آورد، این‌طور شرح می‌دهد:

  • - زبان روزمره: نورمن ساده می‌نویسد و ساده حرف می‌زند. این کار را برای خوانندگان، دانشجویان و کاربرانی که از او اثر گرفته‌اند آسان کرده است. در دنیای دانشگاهی که معمولاً پیچیده و گیج‌کننده می‌نویسد، همین سادگی تفاوت بزرگی است.
  • - نگاه سیستمی: نورمن به هر چیزی به‌عنوان بخشی از یک کل بزرگ‌تر نگاه می‌کند. این نگاه به گشودن پیچیدگی‌ها کمک می‌کند. به گفتهٔ منبع، در بالا رفتن در سازمان‌ها هم به کار می‌آید. شرحش را در تفکر سیستمی آورده‌ام.
  • - عمر طولانی: این یکی را نمی‌شود تقلید کرد، و منبع هم این را با شوخ‌طبعی می‌گوید. یکی از راه‌های پیروز شدن بر کسانی که جلوی ایده‌هایتان می‌ایستند، این است که از آن‌ها بیشتر عمر کنید. و اگر راهی که رفته‌اید ارزشمند باشد، اثرش را سال‌ها بعد هم می‌بینید.

پشت شوخی سوم یک حرف جدی هست. ایده‌های بزرگ وقت می‌برند تا پذیرفته شوند. «تجربهٔ کاربری» در دههٔ ۱۹۹۰ عنوان شغلی عجیبی بود و امروز یکی از رایج‌ترین عنوان‌های شغلی صنعت فناوری است. پیگیری طولانی‌مدت یک ایده، همان کاری است که عمر طولانی ممکن می‌کند.

قدرت متخصص عام

منبع کلید دیگری را هم از نورمن نقل می‌کند: متخصص عام بودن. نورمن از یک رشته به رشتهٔ دیگر رفت و همه حول یک محور بودند: شناخت انسان. همین به او امکان داد زنجیره‌های علت و معلول را در تصمیم‌های طراحی پهن‌تر ببیند. در حادثهٔ نیروگاه، مهندسی و روان‌شناسی را با هم به کار برد.

سه نمودار ستونی کوچک کنار هم با عنوان سه شکل دانستن. در هر کدام هشت ستون، هر کدام یک رشته، و ارتفاع ستون عمق دانش است. سمت راست، متخصص: یک ستون مشکی خیلی بلند و بقیه تقریباً صفر. وسط، متخصص عام با رنگ صورتی: هر هشت ستون کوتاه و تقریباً هم‌اندازه. سمت چپ، تی‌شکل: یک ستون مشکی بلند و بقیه ستون‌های خاکستری کوتاه. بالای نمودارها نوشته نورمن خودش را متخصص عام می‌داند و بازار کار امروز بیشتر تی‌شکل می‌خواهد
متخصص، متخصص عام و تی‌شکل؛ فرق در شکل دانش است، نه در مقدارش — نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

منبع سه ویژگی برای متخصص عام برمی‌شمارد:

  • - دانستن چیزهای زیاد، بدون غرق شدن در یکی: متخصص عام لازم نیست در همه‌چیز خبره باشد. با متخصصان مشورت می‌کند، دانش عمیقشان را می‌گیرد و آن‌ها را کنار هم می‌گذارد تا محصول نهایی ساخته شود.
  • - یادگیری سریع: هر چیزی که یاد می‌گیرید، یادگیری چیز بعدی را آسان‌تر می‌کند. دانش مثل گلوله‌برف بزرگ می‌شود و در هر چالش تازه به کار می‌آید.
  • - فهم موقعیت‌های پیچیده: از زاویهٔ متخصص عام، دنیا را مجموعه‌ای از سامانه‌های پیچیدهٔ اجتماعی-فنی می‌بینید. کسب‌وکار، زنجیرهٔ تأمین و فناوری در آن به هم وصل‌اند.
چهار نوار افقی زیر هم با عنوان یادگیری گلوله‌برفی است، با برچسب‌های رشتهٔ اول تا رشتهٔ چهارم. نوار رشتهٔ اول بلند و کاملاً مشکی است. در نوارهای بعدی بخشی از سمت راست صورتی کم‌رنگ است، یعنی از قبل آموخته، و بخش مشکی که تازه است در هر نوار کوتاه‌تر از قبلی می‌شود
بخش تازهٔ هر رشته کوتاه‌تر می‌شود، چون بخشی از آن را از قبل بلدید — نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

منبع منصف است و یادآوری می‌کند که نورمن خودآموخته بود و زمان‌بندی‌اش هم فوق‌العاده بود. با این حال نتیجه می‌گیرد که متخصص عام بودن زاویهٔ دید قدرتمندی می‌دهد. و پیامش این است که بهتر کردن جهان، تکه‌به‌تکه، شجاعت می‌خواهد.

نقد و محدودیت

این بخش در منبع نیست. داستان نورمن الهام‌بخش است، اما باید با احتیاط از آن نسخه برداشت.

خطای بازمانده. ما داستان نورمن را می‌شنویم چون موفق شد. داستان کسانی را که از رشته‌ای به رشتهٔ دیگر رفتند و به جایی نرسیدند، کسی تعریف نمی‌کند. خود منبع هم می‌پذیرد که زمان‌بندی نقش بزرگی داشت. نورمن درست وقتی به رایانه و شناخت رسید که این دو تازه داشتند به هم می‌رسیدند.

بازار کار عمق می‌خواهد. آگهی‌های استخدام معمولاً دنبال کسی‌اند که دست‌کم در یک چیز عمیق باشد. متخصص عامی که هیچ عمقی ندارد، در مصاحبه سخت می‌تواند ثابت کند چه چیزی را بهتر از بقیه انجام می‌دهد. برای همین در صنعت طراحی معمولاً از «تی‌شکل» حرف می‌زنند: یک حوزهٔ عمیق، به‌اضافهٔ پهنای کافی برای همکاری با بقیه. خود نورمن هم در هر دوره در یک چیز عمیق بود و بعد جلوتر رفت.

زبان ساده یعنی فکر روشن، نه فکر سطحی. ساده نوشتن، ساده‌سازی ایده نیست. نورمن ایده‌های پیچیده را ساده بیان می‌کند، نه ایده‌های ساده را. این کار سخت‌تر از پیچیده نوشتن است، چون اول باید خودتان ایده را کامل فهمیده باشید.

درس‌های عملی برای طراح امروز

این بخش هم افزودهٔ من است. اگر بخواهیم از داستان نورمن کاری برای فردا دربیاوریم، چند پیشنهاد ساده می‌ماند:

  • - برای غیرطراح بنویسید: دلیل تصمیم‌های طراحی‌تان را طوری بنویسید که مدیر محصول، برنامه‌نویس و پشتیبانی هم بفهمند. همان مهارتی که در یو‌ایکس رایتینگ برای کاربر به کار می‌برید، برای هم‌تیمی‌ها هم کار می‌کند.
  • - بیرون از طراحی بخوانید: مثلاً روان‌شناسی، اقتصاد رفتاری، جامعه‌شناسی یا مهندسی را. هر کدام زاویه‌ای می‌دهد که در دورهٔ طراحی پیدا نمی‌شود.
  • - یک‌بار نقشهٔ سیستم بکشید: برای محصولی که رویش کار می‌کنید، همهٔ آدم‌ها، داده‌ها و پول‌هایی را که جابه‌جا می‌شوند روی یک صفحه بکشید. معمولاً مسئلهٔ اصلی جایی است که انتظارش را ندارید.
  • - مخالفت را نشانهٔ بد ندانید: اگر ایده‌تان با مقاومت روبه‌رو شد، همیشه به این معنا نیست که اشتباه است. ممکن است فقط بیرون از چارچوب عادت باشد.

راز موفقیت دان نورمن در بافت فارسی

این بخش هم افزودهٔ من است و از کار با طراحان و تیم‌های ایرانی می‌آید.

بیشتر طراحان ایرانی از قبل متخصص عام‌اند. خیلی از طراحان محصول در ایران از رشته‌های دیگری آمده‌اند: معماری، گرافیک، مهندسی کامپیوتر یا حتی روان‌شناسی. بیشترشان هم خودآموخته‌اند. پس پهنا معمولاً هست. چیزی که اغلب کم است، عمق در یک حوزه است. درس نورمن برای ما شاید برعکس باشد: پهنا را داریم، حالا یک جا عمیق شویم.

یک نفر، همهٔ نقش‌ها. در تیم‌های کوچک ایرانی، طراح اغلب هم پژوهش می‌کند، هم رابط می‌کشد، هم متن می‌نویسد و هم سیستم طراحی نگه می‌دارد. این متخصص عام بودن از روی انتخاب نیست، از روی ناچاری است. خطرش این است که هیچ‌کدام عمیق انجام نشود. اگر در چنین نقشی هستید، صادقانه بدانید در کدام بخش قوی‌اید.

فارسی ساده، کمیاب است. متن‌های تخصصی فارسی اغلب پر از اصطلاح‌های عربی‌تبار سنگین یا کلمه‌های انگلیسی ترجمه‌نشده‌اند. نوشتن دربارهٔ طراحی به فارسی روزمره، همان کاری که نورمن به انگلیسی کرد، هنوز جای خالی بزرگی دارد. مستندات طراحی، گزارش پژوهش و ارائه به مدیران، همه از فارسی ساده سود می‌برند.

خودآموزی، با محدودیت. نورمن خودآموخته بود، اما به بهترین کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها دسترسی داشت. طراح ایرانی گاهی برای ثبت‌نام در یک دورهٔ آنلاین یا خرید یک کتاب هم مشکل دارد. منابع رایگان و جامعه‌های فارسی‌زبان طراحی در این شرایط نقش مهم‌تری پیدا می‌کنند.

جمع‌بندی

راز موفقیت دان نورمن، به روایت خودش، ساده است: زبان روزمره، نگاه سیستمی و عمر طولانی. پشت هر سه یک مسیر است که در یک رشته نماند. از مهندسی به روان‌شناسی رفت، از روان‌شناسی به علوم شناختی و از آنجا به طراحی. هر جابه‌جایی چیزی با خودش آورد.

اگر یک جمله بماند، همین باشد: پهنا وقتی ارزش دارد که چیزی را به هم وصل کند. نورمن هرچه آموخت حول یک پرسش بود: آدم‌ها چطور با چیزهای اطرافشان کنار می‌آیند.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از موضوع What is The Secret of Don Norman’s Success? (بدون نام نویسندهٔ مشخص)، منتشرشده در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF). مفاهیم پایهٔ برگرفته از این منبع — سه راز زبان روزمره و نگاه سیستمی و عمر طولانی، متخصص عام بودن، سخن نورمن دربارهٔ اینکه چرا طراحی برایش رشتهٔ کاملی بود، مسیر از مهندسی برق در ام‌آی‌تی به روان‌شناسی در پنسیلوانیا و هاروارد، رد شدن کارش از سوی اسکینر و اهمیت شجاعت، پژوهش حافظه و کتاب با پیتر لیندسی، گسترش به هوش مصنوعی و علوم اعصاب و فلسفه و دپارتمان علوم شناختی، حادثهٔ تری مایل آیلند و اتاق کنترل، کار با ناسا و اپل، درهای کمبریج و کتاب روان‌شناسی اشیای روزمره، اصطلاح تجربهٔ کاربری، طراحی بشریت‌محور، سه ویژگی متخصص عام، و اشاره به خودآموخته بودن و زمان‌بندی — از این منبع گرفته شده، اما متن فارسی و توضیح‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صحنهٔ آغازین؛ نمودار مسیر حرفه‌ای نورمن روی سه خط رشته‌ها؛ تعبیر جدی شوخی عمر طولانی و پذیرش دیرهنگام اصطلاح تجربهٔ کاربری؛ نمودار سه شکل دانستن و مفهوم تی‌شکل؛ نمودار گلوله‌برفی یادگیری؛ کل بخش «نقد و محدودیت» شامل خطای بازمانده، نیاز بازار کار به عمق، و تفاوت زبان ساده با فکر سطحی؛ کل بخش «درس‌های عملی برای طراح امروز»؛ و کل بخش «در بافت فارسی» شامل پهنای طراحان ایرانی و کمبود عمق، چند نقش برای یک نفر در تیم‌های کوچک، کمیابی فارسی ساده در متن تخصصی، و خودآموزی با محدودیت دسترسی.

تصاویر: هیچ تصویری از منبع اینجا نیامده است. دو تصویر منبع با لایسنس CC BY-SA 3.0 منتشر شده‌اند — اسلاید چهار اصل طراحی انسان‌محور و اسلاید رازهای موفقیت نورمن — اما هر دو سراسر متن انگلیسی‌اند و بازنشر نشده‌اند. عکس‌های داخل ویدیوها هم با ویدیو آمده‌اند و بازنشر نمی‌شوند. سه نمودار این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی و با کمک هوش مصنوعی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - راز موفقیت دان نورمن چیست؟
  • - مسیری که در یک رشته نماند
  • - سه راز، به روایت خودش
  • - قدرت متخصص عام
  • - نقد و محدودیت
  • - درس‌های عملی برای طراح امروز
  • - در بافت فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • دان نورمن
  • مسیر شغلی
  • متخصص عام
  • ترجمه