سپنتا پویا — طراح محصول

آژانس در برابر تیم درون‌سازمانی و معاملهٔ پهنا و عمق
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

آژانس طراحی (Design Agency) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

دو مسیر شغلی در این حرفه هست و کمتر کسی صریح دربارهٔ تفاوتشان حرف می‌زند. آژانس و درون‌سازمانی. انتخاب میان این دو، بیشتر از انتخاب ابزار و تخصص، مسیر ده سال آیندهٔ شما را تعیین می‌کند.

تعریف

آژانس طراحی تجربهٔ کاربری شرکتی تخصصی است که کارش ساختن تجربه‌های دیجیتالِ کاربرمحور برای دیگران است. برای وب‌سایت، اپلیکیشن و محصول.

ترکیب تیمش هم مشخص است: طراح تجربهٔ کاربری، پژوهشگر، و راهبردنگار. کاری که انجام می‌دهند پژوهش کاربر، ساختن وایرفریم و نمونه، اجرای آزمون کاربردپذیری، و ساختن رابط است.

دو گونهٔ آژانس

  • - آژانس دیجیتال تمام‌خدمت. طراحی و توسعه و بازاریابی را با هم می‌دهد و پروژه را از مفهوم تا انتشار می‌برد. نمونه‌هایش Beyond و Frog است — دومی بیش از پنجاه سال سابقه دارد و با ولوو و ایکیا و کوکاکولا کار کرده.
  • - شرکت تخصصی تجربهٔ کاربری. فقط روی طراحی تجربه و رابط تمرکز دارد و در یک صنعت عمیق می‌شود. نمونه‌هایش Ramotion در سان‌فرانسیسکو، Work & Co و UX Studio اروپایی است.

و یک گونهٔ سوم هم هست که در فهرست‌ها نمی‌آید و در بازار ما پرتکرارترین است: آژانسی که در واقع یک نفر با چند همکار پروژه‌ای است. این ذاتاً بد نیست، ولی وعده‌هایش با ساختارش نمی‌خواند و بهتر است از اول بدانید.

آژانس در برابر درون‌سازمانی

هر دو طرف مزیت و هزینه دارند، و هیچ‌کدام گزینهٔ «بهتر» نیست.

تیم درون‌سازمانی با هدف‌ها و چشم‌انداز بلندمدت شرکت هم‌راستاتر است، و برای بار کاری پیوسته اقتصادی‌تر. ولی مدیریت منابعش سخت است — هم مالی و هم انسانی — و در خطر تونل‌دید است، چون نگاه بیرونی ندارد.

آژانس تخصص متنوع در چند صنعت می‌آورد، نگاه تازه و راه‌حل آزموده دارد، و سریع‌تر اجرا می‌کند. ابزار و منابع تخصصی هم در دسترسش است.

و از سمت کارفرما، آژانس معمولاً وقتی انتخاب درستی است که پروژه پیچیده باشد یا تیم درونی تجربهٔ تجربهٔ کاربری نداشته باشد.

آژانس در برابر تیم درون‌سازمانی و معاملهٔ پهنا و عمق
تصویرسازی اختصاصی: سپنتا پویا

کار در آژانس: پانزده مزیت

فهرست بلندی از دلایل هست که چرا طراح‌ها سراغ آژانس می‌روند. مهم‌ترین‌هایشان اینهاست:

  • - تنوع پروژه در صنعت‌های مختلف، و سرعت رشد مهارت که پیامد مستقیم همان تنوع است.
  • - محیط همکارانه با هم‌قطارانی که همان کار را می‌کنند، و مربی‌گری برای طراح جوان‌تر.
  • - رشد حرفه‌ای از راه آموزش و کنفرانس، و شبکه‌سازی که در آژانس تقریباً خودبه‌خود اتفاق می‌افتد.
  • - ابزار و فناوری روز، و جریان کاری ساختاریافته که در تیم‌های کوچک درون‌سازمانی معمولاً وجود ندارد.
  • - تجربهٔ تعامل با کارفرما و کار روی پروژه‌های شاخص با برندهای شناخته‌شده.
  • - مسیر ارتقا تا نقش ارشد و مدیر خلاق و شرکت در مالکیت، و شناخته‌شدن از راه جوایز صنعتی.

و پانزده هزینه

هزینه‌ها معمولاً کمتر گفته می‌شوند و به‌نظرم مهم‌ترند، چون قابل پیش‌بینی‌اند.

  • - سرعت و ضرب‌الاجل. محیط تندروست و مهلت‌ها تنگ. و پیامدش فرسودگی است، هم شغلی و هم خلاقانه.
  • - کار کارفرما‌محور. سازش خلاقانه بخشی از کار است، و حرفی در انتخاب پروژه ندارید.
  • - حضور ناقص در چرخهٔ عمر محصول. شما تحویل می‌دهید و می‌روید. مالکیت واقعی محصول ندارید و اثر بلندمدت کارتان را نمی‌بینید.
  • - جابه‌جایی مداوم بافت میان پروژه‌ها، که خطای شناختی می‌سازد.
  • - پژوهش کمتر. بودجه و زمان، فرصت پژوهش عمیق را می‌گیرند. و دسترسی به بازخورد کاربر پس از انتشار تقریباً وجود ندارد.
  • - عمومی‌ماندن. باید همه‌کاره باشید، پس تخصص عمیق سخت‌تر ساخته می‌شود.
  • - ناپایداری. نوسان اقتصادی مستقیم به تعدیل نیرو می‌رسد. و فشار جذب کار تازه بخشی از شغل است، حتی اگر در شرح شغل نباشد.

الگویی که در این دو فهرست پنهان است

این بخش افزودهٔ من است. آن دو فهرست پانزده‌تایی به‌نظر نامرتبط می‌آیند و در واقع یک چیز را از دو طرف می‌گویند.

آژانس پهنا می‌فروشد و درون‌سازمانی عمق. و هر مزیت و هزینه‌ای در آن دو فهرست، پیامد همین یک جمله است.

تنوع پروژه، سرعت رشد مهارت، شبکه‌سازی و نگاه تازه — همه پهنا هستند. نبودِ مالکیت محصول، ندیدن اثر بلندمدت، پژوهش کم و عمومی‌ماندن — همه نبودِ عمق‌اند. یک معامله است، نه دو فهرست.

پس یک پرسش عملی برای انتخاب: در پنج سال آینده می‌خواهید سی محصول را کم بشناسید یا سه محصول را عمیق؟

و یک نکتهٔ زمانی که به‌نظرم درست است: پهنا در ابتدای مسیر ارزان‌تر و ارزشمندتر است. طراح دو‌ساله از آژانس بیشتر می‌گیرد. طراح ده‌ساله معمولاً از عمق بیشتر می‌گیرد.

پانزده مزیت و پانزده هزینهٔ کار در آژانس، و الگوی پنهان میانشان
تصویرسازی اختصاصی: سپنتا پویا

چطور به آژانس راه پیدا کنیم

ده توصیهٔ متعارف در این باره هست. مهم‌ترین‌ها را با نکتهٔ عملی‌شان می‌آورم:

  • - نمونه‌کار را صیقل بدهید. کار مرتبط و متنوع، به‌همراه مطالعهٔ موردی که فرایند و حل مسئله را نشان بدهد. و با روایت، نه با فهرست تصویر.
  • - به‌روز بمانید. ابزار، رهبران صنعت، کنفرانس، و خواندن.
  • - مهارت پایه را محکم کنید. اصول طراحی، نمونه‌سازی و وایرفریم، ابزار همکاری، و مهارت‌های نرم — ارتباط، کار تیمی، مدیریت زمان.
  • - شبکه بسازید. رویداد، اجتماع‌های آنلاین، و تماس مستقیم برای گفت‌وگوی اطلاعاتی.
  • - درخواست را برای همان آژانس بنویسید. دربارهٔ آژانس تحقیق کنید و هم‌راستایی‌تان با تمرکزش را نشان بدهید — واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، رابط صوتی.
  • - سمت کسب‌وکار را بفهمید. مفاهیم پایهٔ کسب‌وکار، و توانایی حرف‌زدن دربارهٔ بازگشت سرمایهٔ طراحی خوب.
  • - انطباق‌پذیری را نشان بدهید. آمادگی یادگیری ابزار تازه، تجربهٔ تیم میان‌رشته‌ای، و توانایی جذب بازخورد.

و در مصاحبه، مهم‌ترین چیزی که سنجیده می‌شود این است: می‌توانید از تصمیم طراحی‌تان دفاع کنید؟ نه اینکه چه چیزی ساخته‌اید، بلکه چرا آن را ساخته‌اید.

از سمت کارفرما: جریان کار و ریسک‌ها

جریان کاری متعارف آژانس هفت گام دارد: کشف، پژوهش کاربر، وایرفریم و نمونه، بازخورد کارفرما، پالایش، آزمون کاربردپذیری، و تحویل نهایی — و گاهی پشتیبانی پیاده‌سازی.

خدماتی که معمولاً می‌دهند هم مشخص است: پژوهش کاربر، وایرفریم و نمونه، آزمون کاربردپذیری، طراحی رابط، راهبرد محتوا، معماری اطلاعات، و حسابرسی دسترس‌پذیری.

و ریسک‌های سمت کارفرما چهارتاست: ناهم‌راستایی فرهنگی، موانع ارتباطی، هزینهٔ پنهان و خزش دامنه، و نایکدستی کیفیت میان تیم‌ها.

یک نکتهٔ قراردادی هم هست که ارزش پرسیدن دارد: مالکیت فکری را قرارداد تعیین می‌کند. بیشتر آژانس‌ها پس از تکمیل و پرداخت، مالکیت کامل را منتقل می‌کنند. بعضی حق ابزار و قالب‌هایی که استفاده کرده‌اند را برای خودشان نگه می‌دارند.

آژانس، فریلنسر، یا تیم درونی؟

این پرسش از سمت کارفرما پرسیده می‌شود و جوابش به سه چیز بستگی دارد: پیچیدگی کار، پیوستگی بار، و اینکه چه دانشی باید در سازمان بماند.

فریلنسر تنها کار می‌کند. انعطاف بیشتری دارد و ساختار پشتیبان کمتری. برای کار مشخص و محدود مناسب است.

آژانس تیمی با مهارت‌های متنوع دارد و پروژهٔ بزرگ‌تر با چند خدمت را می‌برد. وقتی درست است که پروژه پیچیده باشد، یا تیم درونی تجربهٔ تجربهٔ کاربری نداشته باشد.

تیم درونی وقتی درست است که بار کاری پیوسته باشد و دانش باید بماند. این نکتهٔ آخر معمولاً از قلم می‌افتد و مهم‌ترین است.

پس یک قاعدهٔ ساده: اگر بعد از تحویل، کسی باید تصمیم‌های همان طرح را توضیح بدهد، آن کسی باید درون سازمان باشد. آژانس فایل تحویل می‌دهد؛ دلیل را نمی‌شود تحویل داد.

و رفتار آژانس با استارتاپ و شرکت بزرگ هم متفاوت است. برای استارتاپ: تعریف برند، اولویت‌دادن به قابلیت‌های ضروری، و انعطاف. برای شرکت بزرگ: بازطراحی پیچیده، فرایند ساختاریافته، مهلت سخت، و همکاری چند‌تیمی.

بازبینی و پس از انتشار

دو بخش از کار آژانس معمولاً در قرارداد کم‌رنگ‌اند و بعد گران تمام می‌شوند.

بازبینی در آژانس‌های حرفه‌ای فرایند ساختاریافته دارد: چند دور بازخورد با مهلت مشخص، ارتباط باز، و رویکردی که چشم‌انداز کارفرما را با شیوه‌های درست طراحی متعادل می‌کند.

نکتهٔ عملی‌اش این است: تعداد دورهای بازخورد را از اول در قرارداد بنویسید. «تا رضایت کارفرما» یک عدد نیست و همان جایی است که خزش دامنه از آن شروع می‌شود.

پشتیبانی پس از انتشار هم معمولاً شامل رصد بازخورد کاربر، تحلیل داده، رفع مشکل، به‌روزرسانی طرح، و آزمون کاربردپذیری پیگیرانه است.

و همین‌جا مهم‌ترین شکاف ساختاری این مدل ظاهر می‌شود. آژانس در لحظه‌ای پروژه را ترک می‌کند که داده تازه دارد می‌آید. کسی که طرح را ساخته، نتیجه‌اش را نمی‌بیند — و کسی که نتیجه را می‌بیند، دلیل طرح را نمی‌داند.

پس یک بند ارزان که تفاوت زیادی می‌سازد: یک جلسهٔ بازبینی سه ماه بعد از انتشار را در قرارداد بگذارید. هزینه‌اش چند ساعت است و تنها راهی است که یادگیری به هر دو طرف برمی‌گردد.

در بافت فارسی

یک: مرز آژانس و فریلنسر اینجا مبهم است. بسیاری از چیزهایی که «آژانس» نامیده می‌شوند، یک نفر با چند همکار پروژه‌ای‌اند.

و آزمونش ساده است: بپرسید در پروژهٔ من چند نفر تمام‌وقت کار می‌کنند و نامشان چیست. جواب مبهم یعنی شما فریلنسر می‌خرید و قیمت آژانس می‌دهید.

دو: پژوهش کاربر اولین چیزی است که از دامنه حذف می‌شود. در بازاری که بودجه تنگ است، کارفرما پژوهش را «قابل حذف» می‌بیند و آژانس هم برای برنده‌شدن قیمت، حذفش می‌کند.

نتیجه‌اش این است که بخش بزرگی از کار طراحی اینجا روی حدس بنا می‌شود. و همان‌طور که در پیش‌فرض‌ها نوشتم، خطرناک‌ترین پیش‌فرض آن است که همه رویش توافق دارند.

سه: قرارداد تنها سند قابل اجراست، و مالکیت فکری معمولاً در آن نیست. در بسیاری از قراردادهای بازار ما بندی دربارهٔ فایل منبع و مالکیت طرح وجود ندارد.

پس دو پرسش را از قبل روی میز بگذارید: فایل منبع بعد از پرداخت مال کیست، و آژانس حق نمایش این کار در نمونه‌کارش را دارد یا نه. هر دو بعد از تحویل، دعوا می‌شوند.

چهار: «حرفی در انتخاب پروژه ندارید» اینجا سنگین‌تر است. در بازار کوچک، رد‌کردن یک پروژه یعنی رد‌کردن بخش محسوسی از درآمد سال.

پس آژانس ایرانی کمتر می‌تواند بگوید نه — و طراحی که در آن کار می‌کند، کمتر از همتای خارجی‌اش روی جنس کار کنترل دارد. این را بهتر است پیش از پیوستن بدانید، نه بعدش.

چهار جایی که کار با آژانس در بازار ایران فرق می‌کند
تصویرسازی اختصاصی: سپنتا پویا

جمع‌بندی

  • - آژانس تجربهٔ کاربری شرکتی تخصصی است که تجربهٔ کاربرمحور برای دیگران می‌سازد · دو گونه دارد: تمام‌خدمت و تخصصی · و گونهٔ سومی که در فهرست‌ها نیست: یک نفر با چند همکار پروژه‌ای
  • - درون‌سازمانی هم‌راستاتر و برای بار پیوسته اقتصادی‌تر است · و در خطر تونل‌دید · آژانس تخصص متنوع و نگاه تازه و سرعت می‌آورد
  • - پانزده مزیت و پانزده هزینهٔ کار در آژانس، همه پیامد یک جمله‌اند: آژانس پهنا می‌فروشد و درون‌سازمانی عمق
  • - پس پرسش انتخاب این است: سی محصول را کم بشناسید یا سه محصول را عمیق؟ · و پهنا در ابتدای مسیر ارزشمندتر است
  • - جریان کار آژانس هفت گام دارد و ریسک‌های کارفرما چهارتاست: ناهم‌راستایی فرهنگی · موانع ارتباطی · هزینهٔ پنهان و خزش دامنه · و نایکدستی کیفیت
  • - و در فارسی: مرز آژانس و فریلنسر مبهم است · پژوهش اولین قربانی بودجه است · مالکیت فکری در قرارداد نیست · و رد‌کردن پروژه در بازار کوچک گران است

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are UX Design Agencies? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف آژانس تجربهٔ کاربری و ترکیب تیمش، دو گونهٔ آژانس تمام‌خدمت و تخصصی با نمونه‌های Beyond و Frog و سابقهٔ پنجاه‌سالهٔ فراگ و کارش با ولوو و ایکیا و کوکاکولا و نمونه‌های Ramotion و Work & Co و UX Studio، مقایسهٔ آژانس و درون‌سازمانی شامل هم‌راستایی بیشتر و اقتصادی‌بودن درون‌سازمانی برای بار پیوسته و دشواری مدیریت منابع و خطر تونل‌دید آن، و تخصص متنوع و نگاه تازه و سرعت اجرا و ابزار تخصصی آژانس، هر پانزده مزیت کار در آژانس، هر پانزده هزینه‌اش، هر ده توصیهٔ راه‌یافتن به آژانس با جزئیاتشان، هفت گام جریان کاری متعارف آژانس، فهرست خدمات معمول، چهار ریسک سمت کارفرما، نکتهٔ مالکیت فکری و انتقال آن پس از پرداخت و نگه‌داشتن حق ابزار و قالب از سوی بعضی آژانس‌ها، تفاوت آژانس با فریلنسر، و تفاوت رویکرد آژانس به استارتاپ و شرکت بزرگ — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ دو مسیر شغلی و اثرش بر ده سال آینده؛ نام‌بردن گونهٔ سوم آژانس که در فهرست‌ها نیست و در بازار ما پرتکرارترین است؛ کل بخش «الگویی که در این دو فهرست پنهان است» شامل فروکاستن سی مزیت و هزینه به یک معاملهٔ پهنا در برابر عمق، پرسش انتخاب «سی محصول کم یا سه محصول عمیق»، و نکتهٔ زمانی ارزشمندتر‌بودن پهنا در ابتدای مسیر؛ تأکید بر دفاع از تصمیم به‌عنوان چیزی که در مصاحبه سنجیده می‌شود؛ و کل بخش بافت فارسی شامل مبهم‌بودن مرز آژانس و فریلنسر با آزمون «چند نفر تمام‌وقت و نامشان چیست»، حذف‌شدن پژوهش به‌عنوان اولین قربانی بودجه، غایب‌بودن بند مالکیت فکری در قرارداد و دو پرسشی که باید از قبل روی میز بیاید، و گران‌تر‌بودن رد‌کردن پروژه در بازار کوچک و اثرش بر کنترل طراح روی جنس کار

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - دو گونهٔ آژانس
  • - در برابر درون‌سازمانی
  • - پانزده مزیت
  • - پانزده هزینه
  • - الگوی پنهان
  • - راه‌یافتن به آژانس
  • - سمت کارفرما
  • - آژانس یا فریلنسر؟
  • - پس از انتشار
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • آژانس طراحی
  • مسیر شغلی
  • نمونه‌کار
  • UX
  • ترجمه