گلسمورفیسم (Glassmorphism) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند. ترجمه و بازنویسی این متن با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.
شیشهٔ مات زیبا بهنظر میرسد و یک هزینهٔ ثابت دارد: هر چیزی که پشتش است، بر خوانایی چیزی که رویش است اثر میگذارد.
و کل مهارت طراحی با این سبک، در مدیریت همین هزینه است.
تعریف
گلسمورفیسم یک روند طراحی رابط است که با جلوهٔ شیشهٔ مات شناخته میشود — پسزمینهها پشت پنلهای نیمهشفاف محو میشوند.
و کارکردش این است که حس عمق و بُعد بسازد، در حالی که ظاهری صیقلی و امروزی را حفظ میکند. کاربرد رایجش هم برجستهکردن سلسلهمراتب محتوا و خوانایی است.
از کجا آمد
اصطلاحش را میشاو مالویچ، مدیر خلاق و مدیرعامل هایپ۴، در ۲۰۱۹ ساخت.
و رواجش پس از بهروزرسانی مکاواس بیگ سور اپل در ۲۰۲۰ اتفاق افتاد — با اوج پذیرش در اواخر ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱.
و ارزش دارد بپرسیم چرا درست در آن لحظه گرفت. سه چیز همزمان شدند.
یک: سختافزار آماده شد. محوکردن زندهٔ پسزمینه در هر فریم، تا چند سال پیش از آن روی دستگاههای معمولی گران بود.
دو: طراحی تخت به مرزش رسیده بود. بعد از چند سال سطح صاف و بیسایه، سلسلهمراتب بصری به چیزی نیاز داشت که عمق بسازد بی آنکه به تقلید از اشیای واقعی برگردد.
و سه: یک سازندهٔ بزرگ آن را در سیستمعاملش گذاشت. این سومی تعیینکننده است — روندهای بصری وقتی میگیرند که کاربر هر روز آنها را ببیند، نه وقتی طراحان دربارهٔشان بنویسند.
ولی ریشهاش قدیمیتر است. مرکز اعلان iOS 7 عناصر شیشهای برجستهای داشت، و سیستم طراحی فلوئنت مایکروسافت در ویندوز ۱۰ هم همین مسیر را رفت.
پنج ویژگی بصری
- - شفافیت. پسزمینهٔ نیمهشفاف که شیشهٔ مات را تقلید میکند.
- - محوشدگی. محوکردن پسزمینه، همان چیزی است که ظاهر شیشهٔ مات را میسازد.
- - حاشیه و سایه. حاشیهٔ روشن و سایهٔ ملایم، اثر بصری و عمق را بیشتر میکند.
- - لایهبندی. عناصر رویهم با شفافیتهای متفاوت، ظاهر سهبعدی میسازند.
- - رنگ. تُنهای نرم و کمرمق، سایههای پاستلی، و گرادیانهای ملایم.
و ویژگی دوم آنی است که بقیه به آن وابستهاند. بدون محوشدگی، شفافیت فقط یک پنل کمرنگ است — و آنچه پشتش قرار میگیرد، متن رویش را ناخوانا میکند.
پیادهسازی
در وب، ترکیب مشخصی از ویژگیهای CSS این کار را میکند:
- - background-color با کانال آلفا، یعنی rgba.
- - backdrop-filter: blur() برای جلوهٔ شیشهٔ مات.
- - حاشیهٔ روشن و سایهٔ ملایم بهعنوان مکمل.
- - و تنظیم میزان شفافیت و محوشدگی، برای حفظ خوانایی متن.
و نکتهٔ آخر یک بند فنی نیست؛ تنها متغیری است که تصمیم میگیرد این سبک کار میکند یا خراب میشود.
کجا خوب کار میکند
- - داشبورد، با تصویرسازی داده در چند لایه.
- - عناصر پسزمینهای مثل نوار کناری و سربرگ.
- - پنل روکار و پنجرهٔ پیامواره.
- - کارت اعلان و کارت اطلاعات.
- - نمونهکار خلاق و صفحهٔ فرود.
- - و رابط اپ موبایل در حوزههای رسانه و سبک زندگی و مد.
و اگر به این فهرست دقت کنید، یک الگو دارد: همهشان جاهایی هستند که متن کم است و تصویر زیاد.
و یک ویژگی دوم هم دارند که کمتر گفته میشود: در همهشان، آنچه پشت شیشه است تصویری است که خودتان انتخاب کردهاید.
صفحهٔ فرود، پسزمینهٔ ثابت دارد. داشبورد، گرادیان کنترلشده دارد. و بههمین دلیل میشود کنتراست را یک بار حساب کرد و مطمئن بود.
و بهمحض اینکه محتوای پشت شیشه متغیر شود — تصویر محصول، آواتار کاربر، عکسی که کاربر بارگذاری کرده — این تضمین از بین میرود، و هر بار قرعهکشی است.
کجا نباید
- - رابطهایی که بیشترین وضوح و سادگی را میخواهند.
- - بافتهایی با نیاز بالا به دسترسپذیری.
- - دستگاههای کمتوان، که جلوهٔ محو منابعشان را میخورد.
- - و طرحهایی که خوانایی متن در آنها حیاتی است و حفظش سخت.
مسئلهٔ کنتراست
و اینجا هستهٔ سخت ماجراست: پسزمینهٔ نیمهشفاف و محو، کنتراست متن را کم میکند — و برای کاربران کمبینا و کوررنگ مشکل میسازد.
و انطباق با WCAG باید آزموده شود، نه فرض. راههای مهارش هم مشخصاند:
- - کنتراست بالا میان متن و پسزمینه را تضمین کنید.
- - برای متن و آیکون از رنگهای خنثی استفاده کنید — سیاه، سفید، خاکستری.
- - برای انتقال اطلاعات فقط به رنگ تکیه نکنید.
- - عناصر ناوبری و دکمهها را مات نگه دارید.
- - متن جایگزین و برچسب ARIA بگذارید.
- - و مرتب با ابزارهای دسترسپذیری آزمون کنید.
و یک راهحل عملی هم هست که خودِ اپل در iOS 7 بهکار برد: پسزمینهٔ تیرهشده زیر متن سفید، تا با وجود شفافیت و محوشدگی، کنتراست بالا بماند.
و قاعدهٔ چهارم مهمتر از آن است که بهنظر میرسد. اگر دکمه شفاف باشد، کاربر باید حدس بزند کجا فشار دهد — و این دیگر مسئلهٔ زیبایی نیست، مسئلهٔ کارکرد است.
در برابر سه سبک دیگر
- - گلسمورفیسم: شیشهٔ مات با شفافیت و محوشدگی · عمق بالا و لایهای · دسترسپذیری دشوار و نیازمند مدیریت دقیق کنتراست.
- - نئومورفیسم: جلوههای فرورفته و برجستهٔ نرم · عمق متوسط و لمسی · در حالت تیره مشکلساز و دچار کنتراست پایین.
- - اسکئومورفیسم: تقلید اشیای دنیای واقعی · عمق متوسط با جزئیات واقعگرایانه · دسترسپذیری عموماً خوب، چون زبان بصریاش آشناست.
- - طراحی تخت: تمیز و دوبعدی و بیتزیین · عمق کم · دسترسپذیری عالی، بهدلیل سادگی و کنتراست بالا.
و تفاوت بنیادیشان در یک جمله: گلسمورفیسم روی نور و رنگ و نیمهشفافی تمرکز دارد، نئومورفیسم روی ظاهر لمسی و نرم، و طراحی تخت روی وضوح و سادگی.
و در مقایسه با متریال دیزاین هم رابطه روشن است: متریال چیدمان روشنتر و کنتراست بالاتری دارد، و گلسمورفیسم جذابتر است و میتواند وضوح را قربانی کند.
یک قاعده که تصمیم را ساده میکند
این بخش افزودهٔ من است، چون بحث معمولاً میان «قشنگ است» و «دسترسپذیر نیست» گیر میکند و به تصمیم نمیرسد.
و قاعدهاش این است: شیشه برای لایهای است که کاربر از آن عبور میکند، نه لایهای که در آن کار میکند.
نوار کناری، سربرگ، پسزمینهٔ یک کارت تزئینی، و پنلی که چند ثانیه دیده میشود — اینها لایههای عبورند.
فرم، جدول، فهرست بلند، و هر جایی که کاربر باید بخواند و انتخاب کند — لایههای کارند. و در لایهٔ کار، شیشه فقط هزینه است.
و آزمون سرراستش هم این است: اسکرینشات بگیرید و پسزمینه را عوض کنید. اگر با پسزمینهٔ روشن و تیره و شلوغ، متن هنوز خوانا بود، سبک کار میکند. و اگر نه، شما طرح را برای یک عکس طراحی کردهاید، نه برای محصول.
و همانطور که در طراحی تخت نوشتم، هر سبکی که خوانایی را به عهدهٔ محتوای پشتش بگذارد، در محصول واقعی — جایی که محتوا عوض میشود — قابلاتکا نیست.
هزینهٔ اجرایی
و یک هزینهٔ دیگر هم هست که در بحث سبک کمتر گفته میشود: محوشدگی گران است.
backdrop-filter در هر فریم دوباره محاسبه میشود. روی دستگاه قوی نامرئی است و روی دستگاه ضعیف، پیمایش را کند میکند.
و بدتر از کندی، ناسازگاری است: همان طرح روی دو دستگاه، دو حس متفاوت میدهد — یکی روان و یکی لرزان.
و راه عملیاش این است که محوشدگی را کاهشپذیر طراحی کنید: روی دستگاه ضعیف، شفافیت بماند و محوشدگی برداشته شود. طرح کمی فرق میکند و کار میکند.
در حالت تیره
و یک مسئلهٔ دیگر که در بیشتر راهنماها جا میافتد: گلسمورفیسم در حالت روشن و حالت تیره دو رفتار متفاوت دارد.
در حالت روشن، پنل شیشهای نور را از پسزمینه میگیرد و روشن میماند، و متن تیره رویش خوانا میشود.
در حالت تیره ماجرا برعکس نمیشود؛ بدتر میشود. پنل نیمهشفاف روی پسزمینهٔ تیره، به رنگی خاکستری و بیجان میرسد که نه شیشه بهنظر میرسد و نه از پسزمینه جدا میشود.
و درمانش دو چیز است. یکی افزودن یک لایهٔ روشن بسیار کمرنگ — نه شفافیت بیشتر، بلکه سفیدِ چند درصدی که لبهٔ پنل را نگه دارد. و دیگری تکیهٔ بیشتر بر حاشیه، چون در حالت تیره، حاشیه تنها چیزی است که مرز پنل را اعلام میکند.
و همین است که نئومورفیسم در حالت تیره شکست خورد و گلسمورفیسم نخورد: نئومورفیسم فقط سایه دارد و سایه در تاریکی دیده نمیشود. شیشه دستکم حاشیه دارد.
در بافت فارسی
یک: خط فارسی کنتراست بیشتری لازم دارد. حروف فارسی نازکترند، اتصال دارند، و نقطههای ریزشان تمایزدهندهاند.
و همین یعنی آستانهای که برای متن انگلیسی کافی است، برای فارسی کافی نیست. روی شیشه، «پ» و «ب» زودتر از b و p به هم شبیه میشوند.
دو: قلمهای فارسی وزنهای کمتری دارند. در بسیاری از قلمهای رایج، فقط دو یا سه وزن موجود است — و وزن نازک روی پسزمینهٔ شیشهای عملاً ناخواناست.
و راهحلش استفاده از وزن بالاتر نیست، چون خط فارسی در وزن سنگین شلوغ میشود. راهحل، کمکردن شفافیت زیر متن است — همان کاری که اپل کرد.
سه: گوشیهای میانرده اینجا سهم بزرگی دارند. و همانطور که در کارکردپذیری نوشتم، اگر روی لپتاپ توسعهدهنده آزمون کردهاید، چیزی را آزمون نکردهاید.
پس محوشدگی را روی ارزانترین دستگاهی که کاربرانتان دارند ببینید، نه روی گرانترین.
چهار: تصویر پسزمینه اغلب دست شما نیست. در محصولهایی که تصویر محصول یا آواتار کاربر پشت شیشه مینشیند، شما هیچ کنترلی روی روشنی و شلوغی پسزمینه ندارید.
و درمانش یک لایهٔ واسط است: یک پوشش تیرهٔ ثابت میان تصویر و متن. این کار جلوهٔ شیشه را حفظ میکند و خوانایی را از محتوای تصادفی مستقل میکند.
جمعبندی
- - گلسمورفیسم روند طراحی رابط با جلوهٔ شیشهٔ مات است · پسزمینه پشت پنل نیمهشفاف محو میشود و حس عمق میسازد
- - اصطلاحش را میشاو مالویچ در ۲۰۱۹ ساخت · با مکاواس بیگ سور در ۲۰۲۰ رواج یافت · و ریشهاش در iOS 7 و فلوئنت مایکروسافت است
- - پنج ویژگی: شفافیت · محوشدگی · حاشیه و سایه · لایهبندی · رنگ نرم — و بدون محوشدگی، بقیه کار نمیکنند
- - در CSS: rgba برای رنگ، backdrop-filter برای محوشدگی، و تنظیم شفافیت برای حفظ خوانایی
- - جاهای مناسبش همه یک ویژگی دارند: متن کم و تصویر زیاد
- - مسئلهٔ کنتراست: انطباق با WCAG را بیازمایید · رنگ خنثی برای متن · و دکمه و ناوبری را مات نگه دارید
- - در برابر نئومورفیسم و اسکئومورفیسم و طراحی تخت · و متریال دیزاین کنتراست بالاتری دارد
- - قاعده: شیشه برای لایهای است که کاربر از آن عبور میکند، نه لایهای که در آن کار میکند · و آزمونش عوضکردن پسزمینه است
- - محوشدگی گران است و روی دستگاه ضعیف کند · کاهشپذیر طراحیاش کنید
- - و در فارسی: خط فارسی کنتراست بیشتری میخواهد · وزنهای قلم کماند پس شفافیت را کم کنید نه وزن را زیاد · روی ارزانترین دستگاه ببینید · و زیر تصویر متغیر، پوشش تیرهٔ ثابت بگذارید
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Glassmorphism? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف گلسمورفیسم و کارکردش در ساختن عمق و برجستهکردن سلسلهمراتب محتوا، ساختهشدن اصطلاح از سوی میشاو مالویچ مدیر خلاق هایپ۴ در ۲۰۱۹، رواجش پس از مکاواس بیگ سور در ۲۰۲۰ و بازهٔ اواخر ۲۰۲۰ تا اوایل ۲۰۲۱، ریشهاش در مرکز اعلان iOS 7 و سیستم طراحی فلوئنت مایکروسافت در ویندوز ۱۰، هر پنج ویژگی بصری، ترکیب CSS شامل rgba و backdrop-filter و حاشیه و سایه و تنظیم شفافیت، فهرست کامل کاربردهای مناسب و نامناسب، مسئلهٔ کنتراست و کاربران کمبینا و کوررنگ و لزوم آزمون WCAG، همهٔ راههای مهار از جمله مات نگهداشتن دکمه و ناوبری، نمونهٔ پسزمینهٔ تیرهشده زیر متن سفید در iOS 7، مقایسهٔ چهارگانه با نئومورفیسم و اسکئومورفیسم و طراحی تخت بههمراه عمق و دسترسپذیری هر کدام، تفاوت تمرکز سه سبک، و مقایسه با متریال دیزاین — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی آغازین دربارهٔ هزینهٔ ثابت شیشه؛ برجستهکردن محوشدگی بهعنوان ویژگیای که بقیه به آن وابستهاند؛ تشخیص الگوی مشترک فهرست کاربردهای مناسب یعنی «متن کم و تصویر زیاد»؛ تفسیر قاعدهٔ مات نگهداشتن دکمه بهعنوان مسئلهٔ کارکرد نه زیبایی؛ کل بخش «یک قاعده که تصمیم را ساده میکند» شامل تفکیک لایهٔ عبور از لایهٔ کار و آزمون عوضکردن پسزمینه؛ کل بخش «هزینهٔ اجرایی» شامل گرانی محاسبهٔ backdrop-filter و ناسازگاری تجربه میان دستگاهها و پیشنهاد طراحی کاهشپذیر؛ و کل بخش بافت فارسی شامل نیاز بیشتر خط فارسی به کنتراست بهدلیل نازکی و اتصال و نقطهها، کمبودن وزنهای قلم فارسی و راهحل کمکردن شفافیت بهجای زیادکردن وزن، سهم بالای گوشیهای میانرده، و نبودِ کنترل روی تصویر پسزمینه و راهحل پوشش تیرهٔ ثابت؛ تحلیل سه دلیل همزمانی رواج این سبک — آمادهشدن سختافزار، رسیدن طراحی تخت به مرزش، و قرارگرفتنش در یک سیستمعامل پرکاربرد؛ ویژگی دوم مشترک کاربردهای مناسب یعنی کنترلشدهبودن تصویر پشت شیشه و ازبینرفتن تضمین کنتراست با متغیرشدن محتوا؛ و بخش «در حالت تیره» شامل بدترشدن رفتار سبک در حالت تیره، دو درمانش یعنی لایهٔ روشن کمرنگ و تکیه بر حاشیه، و مقایسهاش با دلیل شکست نئومورفیسم در حالت تیره
تصاویر: دو تصویر از صفحهٔ منبع با لایسنس CC BY-SA 4.0 (© Interaction Design Foundation) اینجا آمده است. از بقیهٔ تصویرهای منبع، ۱۴ تصویر به دلیل لایسنس (استفادهٔ منصفانه، غیرتجاری یا بدون لایسنس باز) بازتولید نشدهاند. نمودارهای دیگر این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است.
مشاهدهٔ مطلب اصلی
گلسمورفیسم