سپنتا پویا — طراح محصول

چرخهٔ دوازده‌رنگ و سه جفت مکمل روی آن
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

رنگ‌های مکمل (Complementary Colors) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

جفت مکمل، پرقدرت‌ترین ابزار نظریهٔ رنگ است و در رابط کاربری، پرخطرترین. همان خصیصه‌ای که آن را در پوستر تئاتر درخشان می‌کند — بیشترین کنتراست فام — در یک صفحهٔ پر از متن به لرزش بصری تبدیل می‌شود.

این نوشته اول تعریف و مبنای هندسی‌اش را می‌سازد و بعد سراغ همان چیزی می‌رود که در معرفی‌ها کم گفته می‌شود: کجا جفت مکمل را نباید به‌کار برد.

تعریف

رنگ‌های مکمل رنگ‌هایی هستند که روی چرخهٔ رنگ روبه‌روی هم می‌نشینند. منبع نکتهٔ ریز اما مهمی را یادآوری می‌کند: واژه‌اش complementary است (کامل‌کننده) نه complimentary (تعریف‌کننده) — و کارشان همین است: هر یک، دیگری را برجسته‌تر و درخشان‌تر نشان می‌دهد.

و دو رفتار متفاوت دارند که با هم اشتباه می‌شوند:

  • - وقتی کنار هم می‌نشینند: کنتراست بالایی می‌سازند و هر دو روشن‌تر به‌نظر می‌رسند.
  • - وقتی با هم ترکیب یا مخلوط می‌شوند: یکدیگر را خنثی می‌کنند؛ شدتشان را از دست می‌دهند و به یک رنگ بی‌طرف (خاکستری یا قهوه‌ای گِلی) می‌رسند.

همین دوگانگی است که جفت مکمل را هم‌زمان بهترین ابزار تأکید و بهترین ابزار خنثی‌سازی می‌کند: اگر رنگی زیادی تند است، کمی از مکملش را در آن حل کنید.

مبنای هندسی: دو چرخه، نه یکی

چرخهٔ دوازده‌رنگ، سه جفت مکمل کلاسیک، و تفاوت چرخهٔ RYB و RGB
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

منبع ساختار چرخه را همان‌طور که هست می‌گوید: سه رنگ اصلی، ترکیبشان سه رنگ فرعی، و ترکیب فرعی‌ها شش رنگ ثالث — که با هم چرخهٔ دوازده‌رنگ را می‌سازند. و هماهنگی رنگ عملاً نام دیگری است برای استفاده از روابط هندسی روی همین چرخه.

اما نکتهٔ کاربردی، چیزی است که منبع درست تفکیک می‌کند و در عمل مرتب فراموش می‌شود: دو چرخهٔ رنگ وجود دارد و مکمل‌ها در آن دو یکی نیستند.

  • - چرخهٔ RYB (سرخ، زرد، آبی): مبنای نظریهٔ رنگ تفریقی است، یعنی رنگ‌دانه و مرکب. ترکیب همهٔ اصلی‌ها به قهوه‌ای گِلیِ نزدیک به سیاه می‌رسد. این همان چرخه‌ای است که در کلاس نقاشی یاد گرفته‌اید.
  • - چرخهٔ RGB (سرخ، سبز، آبی): مبنای نظریهٔ رنگ افزایشی، یعنی نور. ترکیب همهٔ اصلی‌ها نور سفید می‌دهد. این همان چرخه‌ای است که صفحهٔ نمایش شما با آن کار می‌کند.

و پیامدش مستقیم است: مکمل سرخ در چرخهٔ رنگ‌دانه سبز است، اما روی صفحهٔ نمایش، مکمل سرخ فیروزه‌ای (cyan) است. اگر پالت رابط را از یک چرخهٔ نقاشی برداشته باشید، دارید هندسهٔ رسانهٔ دیگری را به صفحه تحمیل می‌کنید.

سه جفت کلاسیک، و همسایه‌هایشان

منبع جفت‌های کلاسیک را می‌شمارد — و همان‌طور که می‌گوید، فکرکردن به آن‌ها ساده‌ترین راه یادسپاری‌شان است: «متضادها جذب می‌کنند».

  • - سرخ و سبز
  • - نارنجی و آبی
  • - زرد و بنفش

و اگر گونه‌های میانی را هم حساب کنید، سه جفت دیگر هم درمی‌آید: آبی‌بنفش و زردنارنجی، سرخ‌بنفش و زردسبز، و سرخ‌نارنجی و آبی‌سبز.

اما در کار واقعی، آن‌که بیشتر به‌کار می‌آید معمولاً خودِ جفت مکمل نیست، بلکه مکمل شکافته است: به‌جای رنگ روبه‌رو، دو همسایهٔ آن را بردارید. کنتراست را تقریباً کامل نگه می‌دارد و آن تنش نامطبوع را که کمی جلوتر می‌آید، حذف می‌کند.

لرزش بصری: چرا این جفت در رابط دردسر می‌شود

مقایسهٔ جفت مکمل اشباع با نسخهٔ یک‌تأکید روی زمینهٔ کم‌اشباع
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش افزودهٔ مترجم است. منبع می‌گوید جفت مکمل کنار هم «درخشان‌تر» به‌نظر می‌رسند و راست می‌گوید — ولی این پدیده در متن یک اثر جانبی دارد که نامش لرزش بصری است: دو رنگ اشباع با روشناییِ نزدیک، در مرزشان بی‌قرار به‌نظر می‌رسند و لبه تکان می‌خورد.

دلیلش این است که چشم مرز را با روشنایی پیدا می‌کند، نه با فام. جفت مکمل کنتراست فام دارد و اگر روشنایی‌شان نزدیک باشد، سامانهٔ بینایی مرزی برای قفل‌شدن پیدا نمی‌کند. نتیجه‌اش سه چیز است: متن روی آن زمینه سخت خوانده می‌شود، دیدن طولانی‌مدت خسته‌کننده است، و کنتراست عددی هم — که بر پایهٔ روشنایی محاسبه می‌شود — پایین می‌ماند. برای همین است که در بررسی دسترس‌پذیری، جفت‌های خوش‌رنگ مرتب رد می‌شوند.

و یک مسئلهٔ جدی‌تر: مشهورترین جفت مکمل — سرخ و سبز — همان جفتی است که رایج‌ترین نوع کوررنگی نمی‌تواند از هم تشخیص بدهد. یعنی کلاسیک‌ترین جفت نظریهٔ رنگ، بدترین انتخاب ممکن برای رمزگذاری وضعیت است. اگر «سبز = موفق، سرخ = خطا» تنها نشانهٔ شما باشد، برای بخشی از کاربران هیچ نشانه‌ای نگذاشته‌اید.

قاعدهٔ عملی: یک تأکید، نه یک تقابل

این بخش هم افزودهٔ مترجم است، و کوتاه‌ترین شکل قابل استفادهٔ همهٔ بالاست:

  • - ۱. یک طرف را زمینه کنید، نه رقیب. جفت مکمل در رابط وقتی کار می‌کند که یکی از دو رنگ به‌شدت کم‌اشباع (یا روشن/تیره) شده باشد و دیگری اشباع بماند. آن‌وقت رنگ اشباع «تأکید» است و مکملش «زمینه» — و لرزشی هم اتفاق نمی‌افتد.
  • - ۲. نسبت را نگه دارید. قاعدهٔ سرانگشتی ۶۰–۳۰–۱۰ اینجا خوب جواب می‌دهد: شصت درصد رنگ غالب، سی درصد رنگ ثانویه، و ده درصد تأکید. مکمل، همان ده درصد است — نه یکی از آن دو سهم بزرگ.
  • - ۳. برای متن هرگز جفت مکمل نگذارید. متن روی زمینه، نیازش کنتراست روشنایی است. جفت مکمل، کنتراست فام می‌دهد. این دو یکی نیستند و دومی خوانایی نمی‌سازد.
  • - ۴. رنگ را تنها حمل‌کنندهٔ معنا نکنید. در کنار فام، یک نشانهٔ دوم بگذارید: یک آیکون، یک برچسب، یک تغییر جایگاه. این هم قاعدهٔ دسترس‌پذیری است و هم بیمهٔ رابطی که فردا در حالت تاریک باز می‌شود.

و منبع درست می‌گوید که انتخاب رنگ باید با اصول طراحی — یکپارچگی، گشتالت، سلسله‌مراتب، توازن، کنتراست، مقیاس و غلبه — همراه شود. ترجمهٔ عملی‌اش این است: جفت مکمل، جانشین سلسله‌مراتب نیست. اگر صفحه‌ای بی سلسله‌مراتب است، رنگ مکمل فقط بلندترش می‌کند.

در بافت فارسی: خط نازک روی زمینهٔ تند

خوانایی خط فارسی روی زمینهٔ مکمل اشباع و جفت فیروزه‌ای و آجری
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

دو نکته اینجا مهم‌تر از جای دیگرند.

یک: خط فارسی از لرزش بصری بیشتر آسیب می‌بیند. معنا در فارسی روی نشانه‌های کوچک سوار است — نقطه‌ها، سرکش، تفاوت «ه» و «ة». این نشانه‌ها ریزند و ضخامت قلم فارسی معمولاً نازک‌تر از حرف لاتین هم‌اندازه است. روی زمینه‌ای که لبه‌اش می‌لرزد، اولین چیزی که از دست می‌رود همان نقطه است — و نقطه در فارسی تزئین نیست، حرف را عوض می‌کند. پس قاعدهٔ «برای متن جفت مکمل نگذارید» اینجا سخت‌گیرانه‌تر است، نه سست‌تر.

دو: یک جفت مکمل در سنت بصری خودمان هست که آماده به‌کار است. فیروزه‌ای و آجری — همان دوگانهٔ کاشی و خشت که در معماری ایرانی همه‌جا هست — عملاً یک جفت مکمل (آبی‌سبز در برابر سرخ‌نارنجی) است، با یک تفاوت مهم: هیچ‌کدام کاملاً اشباع نیستند. آجری شکسته است و فیروزه‌ای کمی خاکی. و همین شکسته‌بودن است که آن جفت را در سطح بزرگ قابل تحمل می‌کند — دقیقاً همان کاری که قاعدهٔ کم‌اشباع‌کردن یک طرف می‌گوید، هزار سال پیش‌تر انجام شده.

و هشدار همیشگی سر جایش است: نظام را قرض بگیرید، نه نقش‌مایه را. آنچه از آن سنت ارزش برداشتن دارد، رابطهٔ دو رنگ و میزان اشباعشان است، نه چسباندن یک کاشی به صفحهٔ ورود.

جمع‌بندی

  • - رنگ‌های مکمل روبه‌روی هم روی چرخهٔ رنگ می‌نشینند؛ کنار هم کنتراست بالا می‌سازند و هر دو درخشان‌تر می‌شوند، و ترکیب‌شان یکدیگر را خنثی می‌کند و به رنگی بی‌طرف می‌رسد.
  • - چرخه سه رنگ اصلی، سه فرعی و شش ثالث دارد؛ و دو چرخه وجود دارد: RYB برای رنگ‌دانه (تفریقی) و RGB برای نور (افزایشی). مکمل سرخ در یکی سبز است و در دیگری فیروزه‌ای.
  • - جفت‌های کلاسیک: سرخ و سبز · نارنجی و آبی · زرد و بنفش — و در کار واقعی، مکمل شکافته (دو همسایهٔ رنگ روبه‌رو) اغلب انتخاب بهتری است.
  • - در رابط، جفت اشباع لرزش بصری می‌سازد، چون چشم مرز را با روشنایی پیدا می‌کند نه با فام؛ و بدتر از آن، جفت سرخ و سبز همان جفتی است که رایج‌ترین کوررنگی از هم تشخیص نمی‌دهد.
  • - قاعدهٔ عملی: یک طرف را زمینه کنید نه رقیب · نسبت ۶۰–۳۰–۱۰ را نگه دارید · برای متن جفت مکمل نگذارید · و رنگ را تنها حمل‌کنندهٔ معنا نکنید.
  • - و در فارسی، لرزش بصری پرهزینه‌تر است چون معنا روی نقطه‌های ریز سوار است؛ در عوض جفت فیروزه‌ای و آجری نمونهٔ آماده‌ای است از مکملِ درست‌اجراشده — چون هیچ‌کدام کاملاً اشباع نیستند.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Complementary Colors? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف رنگ‌های مکمل به‌عنوان رنگ‌های روبه‌روی هم روی چرخهٔ رنگ، تفکیک واژهٔ complementary از complimentary و اینکه هر یک دیگری را درخشان‌تر و برجسته‌تر می‌کند، دو رفتار متفاوتشان (کنتراست بالا و روشن‌تر به‌نظر رسیدن در مجاورت، و خنثی‌شدن و از‌دست‌دادن شدت در ترکیب)، ساختار چرخه با سه رنگ اصلی و سه فرعی و شش ثالث، تفکیک چرخهٔ RYB به‌عنوان مبنای نظریهٔ رنگ تفریقی (رنگ‌دانه، با نتیجهٔ قهوه‌ای گِلی نزدیک به سیاه) از چرخهٔ RGB به‌عنوان مبنای نظریهٔ افزایشی (نور، با نتیجهٔ نور سفید)، تعریف هماهنگی رنگ به‌عنوان استفاده از روابط هندسی روی چرخه، سه جفت مکمل کلاسیک (سرخ و سبز، نارنجی و آبی، زرد و بنفش) به‌همراه سه جفت گونه‌های میانی و صورت‌بندی «متضادها جذب می‌کنند»، و این نکته که انتخاب رنگ باید با اصول طراحی — یکپارچگی، گشتالت، سلسله‌مراتب، توازن، کنتراست، مقیاس و غلبه — همراه شود — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ پرقدرت‌بودن و پرخطر‌بودن هم‌زمان جفت مکمل در رابط؛ نتیجه‌گیری دربارهٔ استفاده از مکمل برای خنثی‌کردن رنگ زیادی تند؛ پیامد عملی تفاوت دو چرخه (مکمل سرخ روی صفحهٔ نمایش فیروزه‌ای است، نه سبز) و هشدار برداشتن پالت از چرخهٔ نقاشی؛ معرفی مکمل شکافته به‌عنوان انتخاب عملی‌تر؛ کل بخش «لرزش بصری» شامل توضیح مکانیسمش (پیداکردن مرز با روشنایی نه فام)، سه پیامدش (سختی خواندن متن، خستگی دیدن طولانی، و پایین‌ماندن کنتراست عددی) و مسئلهٔ جفت سرخ و سبز در رایج‌ترین نوع کوررنگی؛ کل بخش «قاعدهٔ عملی» با چهار قاعده (زمینه‌کردن یک طرف، نسبت ۶۰–۳۰–۱۰، نگذاشتن جفت مکمل برای متن با تفکیک کنتراست روشنایی از کنتراست فام، و نشانهٔ دوم در کنار رنگ) و گزارهٔ «جفت مکمل جانشین سلسله‌مراتب نیست»؛ و کل بخش بافت فارسی شامل آسیب بیشتر خط فارسی از لرزش بصری به‌دلیل نشانه‌های ریز و ضخامت نازک قلم، و خواندن جفت فیروزه‌ای و آجری به‌عنوان مکملی که به‌دلیل اشباع‌نبودن هر دو طرف در سطح بزرگ کار می‌کند، به‌همراه هشدار «نظام را قرض بگیرید نه نقش‌مایه را».

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. نسخهٔ اصلی چند تصویر CC BY-SA 4.0 از خودِ بنیاد دارد؛ چون کل تصاویر این مجموعه بازطراحی شده‌اند، هیچ‌کدام اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - دو چرخه، نه یکی
  • - سه جفت کلاسیک
  • - لرزش بصری
  • - قاعدهٔ یک‌تأکید
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • رنگ مکمل
  • نظریهٔ رنگ
  • دسترس‌پذیری
  • UI
  • ترجمه