طراحی فراگیر (Inclusive Design) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
فرض کنید محصولی میسازید که کاربر باید هنگام استفاده از آن با یک دست کار کند. چند نفر اینطورند؟
اگر فقط به کسانی فکر کنید که یک دستشان را از دست دادهاند، عدد کوچکی درمیآید و پروژه در اولویتبندی میبازد. اما اگر کسانی را هم که دستشان شکسته و در گچ است اضافه کنید، و کسانی را که همین حالا بچهای بغل دارند یا در مترو با یک دست دستگیره را گرفتهاند، عدد از چند هزار به چند میلیون میرسد — و طراحی برای همان یک نفر، ناگهان به یک تصمیم تجاری بدیهی تبدیل میشود.
این جابهجایی در نگاه، هستهٔ طراحی فراگیر است. در ادامه اول تعریف و ریشهاش، بعد تفاوتش با دو اصطلاحی که مدام با آن اشتباه میشود، بعد چارچوبهای عملیاش، و در پایان دو بحثی که منبع اصلی سراغشان نرفته: جایی که این رویکرد شکست میخورد، و اینکه در ایران دقیقاً چه کسانی بیرون میمانند.
طراحی فراگیر چیست؟
طراحی فراگیر رویکردی است برای ساختن محصولی که بیشترین شمار ممکن از آدمها بتوانند از آن استفاده کنند و بفهمندش — نه فقط از منظر ناتوانی، بلکه با در نظر گرفتن تفاوتهای زبان، سن، سواد، دستگاه، پهنای باند، جنسیت و موقعیت جغرافیایی.
ریشهاش به جنبش حقوق معلولان از دههٔ ۱۹۵۰ برمیگردد، اما آنچه امروز به این نام میشناسیم بیشتر از راه صورتبندی مایکروسافت رواج پیدا کرد. سه اصل راهنمای آنها ساده و کارآمد است:
- - ۱. تشخیص طرد: اول ببینید طراحی فعلی چه کسی را بیرون میگذارد. طرد معمولاً تصمیم آگاهانه نیست؛ نتیجهٔ این است که تیم، ناخودآگاه، خودش را کاربر فرض کرده.
- - ۲. یادگیری از تنوع: کسانی که با محدودیت زندگی میکنند، راهحلهایی ساختهاند که شما به آنها فکر نکردهاید. آنها منبع طراحیاند، نه صرفاً موضوع آن.
- - ۳. حل برای یکی، تعمیم به بسیاری: راهحلی که برای یک محدودیت مشخص ساخته شده، معمولاً برای جمعیت بسیار بزرگتری مفید میافتد.
سومی همان چیزی است که مثال ابتدای مقاله نشان میداد و بخش بعدی دقیقترش میکند.
طیف توانایی: دائمی، موقت، موقعیتی
مفیدترین ابزار فکری این حوزه این است که ناتوانی را نه یک برچسب ثابت روی گروهی از آدمها، بلکه ناهمخوانی میان بدن و محیط ببینیم. با این نگاه، هر محدودیت سه حالت پیدا میکند:
- - دائمی: کسی که نابیناست، ناشنواست، یا یک دست دارد.
- - موقت: کسی که چشمش عمل کرده، گوشش عفونت کرده، یا دستش در گچ است.
- - موقعیتی: کسی که در آفتاب تند صفحه را نمیبیند، در اتوبوس شلوغ صدا را نمیشنود، یا با یک دست بچه گرفته و با دست دیگر کار میکند.
نکتهٔ کلیدی این است که هر سه به یک راهحل نیاز دارند. زیرنویس ویدیو برای کاربر ناشنوا ضروری است، برای کسی که گوشدرد دارد مفید است، و برای کسی که در اتوبوس بدون هدفون ویدیو میبیند تنها راه است. کنتراست کافی برای کاربر کمبینا لازم است و برای همهٔ ما در نور مستقیم آفتاب.
و همینجا دو نتیجهٔ عملی درمیآید که در جلسه واقعاً کار میکنند:
- - عدد، آن عددی نیست که فکر میکنید. وقتی ستونهای موقت و موقعیتی را هم میشمارید، «قابلیت حاشیهای» تبدیل به قابلیتی میشود که بخش بزرگی از کاربران در طول سال از آن استفاده میکنند.
- - همه در نوبت خودشان کاربر حاشیهایاند. این بهترین پادزهر برای نگاه «ما» و «آنها» است. کاربر موقعیتی، خودِ شما هستید — سه ساعت دیگر، با دست پر و در نور آفتاب.
سه اصطلاحی که مدام جابهجا میشوند
این سه اصطلاح مترادف نیستند و خلطکردنشان در عمل هزینه دارد:
- - دسترسپذیری یک ویژگی سنجشپذیر محصول نهایی است: آیا کاربر با صفحهخوان میتواند این فرم را پر کند؟ استانداردی دارد، آزمونپذیر است و پاسخش بله یا خیر است. مفصلتر در دسترسپذیری آمده.
- - طراحی همگانی یک آرمان است: یک راهحل که برای همه کار کند. در دنیای فیزیکی معنا دارد — رمپ ورودی ساختمان برای همه یکی است.
- - طراحی فراگیر یک فرایند است: میپذیرد که یک راهحل واحد برای همه جواب نمیدهد و بهجایش چند مسیر و امکان تنظیم فراهم میکند. در محصول دیجیتال، که تنظیمپذیری تقریباً رایگان است، این رویکرد عملیتر است.
تفاوت عملیشان را میشود در یک جمله گفت: دسترسپذیری چیزی است که در پایان اندازه میگیرید؛ طراحی فراگیر کاری است که از ابتدا انجام میدهید. محصولی میتواند همهٔ آزمونهای دسترسپذیری را رد کند و همچنان برای بخش بزرگی از مردم غیرقابل استفاده باشد — مثلاً چون فقط با اینترنت پرسرعت کار میکند، یا چون فرم ثبتنامش فرض کرده هر آدمی نام و نام خانوادگی جدا دارد.
هفت اصل عملی
در سال ۲۰۱۷، گروهی از متخصصان دسترسپذیری — Henny Swan، Ian Pouncey، Heydon Pickering و Léonie Watson — هفت اصل عملیتر منتشر کردند که برای کار روزمره از سه اصل کلی مفیدترند:
- - ۱. تجربهٔ همارز بدهید: مسیر جایگزین باید همارزش باشد، نه نسخهٔ فقیرشده. «نسخهٔ ساده برای موبایل» که نصف امکانات را ندارد، همارز نیست.
- - ۲. موقعیت را در نظر بگیرید: همان بحث ستون موقعیتی — نور، سروصدا، عجله، شبکهٔ ضعیف.
- - ۳. یکدست باشید: الگوی آشنا، هزینهٔ یادگیری را برای همه کم میکند و برای کاربر با محدودیت شناختی حیاتی است.
- - ۴. کنترل بدهید: اجازه بدهید کاربر بزرگنمایی کند، حرکت را متوقف کند، پخش خودکار را خاموش کند.
- - ۵. انتخاب بگذارید: بیش از یک راه برای انجام کار — کشیدن و دکمه، اشاره و منو.
- - ۶. محتوا را در اولویت بگذارید: کار اصلی کاربر باید پیش از تزئینات و تبلیغات دیده شود.
- - ۷. ارزش اضافه کنید: امکاناتی که تجربه را برای گروههای مختلف غنیتر میکنند، نه صرفاً حداقلِ قانونی را برآورده کنند.
کجا «حل برای یکی» شکست میخورد
این بخش افزودهٔ مترجم است. «حل برای یکی، تعمیم به بسیاری» شعار خوبی است اما همیشه درست نیست، و تیمی که آن را قاعدهٔ عمومی بگیرد، دیر یا زود به دیوار میخورد. سه حالتی که در عمل میبینم:
- - گاهی نیازها با هم در تضادند. کاربر کمبینا متن بزرگتر و تراکم کمتر میخواهد؛ کاربری که با بزرگنمایی صفحه کار میکند از اسکرول زیاد رنج میبرد. کاربر با اختلال توجه، حرکت کمتر میخواهد؛ کاربر دیگری با همان حرکت جهتیابی میکند. اینجا راهحل واحد وجود ندارد و پاسخ درست «تنظیمپذیری» است، نه پیدا کردن نقطهٔ میانی — و این دقیقاً همان جایی است که طراحی فراگیر از طراحی همگانی جدا میشود.
- - گاهی تعمیم رخ نمیدهد. بعضی راهحلها واقعاً فقط به کار همان گروه میآیند. این اشکالی ندارد؛ اشکال وقتی پیش میآید که تیم برای توجیه کار، دنبال منفعت عمومی میگردد و چون پیدا نمیکند، کار را کنار میگذارد. بعضی چیزها را باید فقط به این دلیل ساخت که آدمهایی به آنها نیاز دارند.
- - گاهی «فراگیری» به بهانهٔ حداقلگرایی تبدیل میشود. حذف امکانات به اسم سادگی، برای کاربر حرفهای نوعی طرد است. سادگی و فراگیری یکی نیستند.
و یک نکتهٔ روشی که بیش از هر اصل دیگری اثر دارد: اگر با کاربران واقعیِ متنوع حرف نزدهاید، دارید حدس میزنید. هیچکدام از این هفت اصل جای مصاحبهٔ کاربری و آزمون کاربردپذیری با مشارکت افراد دارای معلولیت را نمیگیرد. طرد، طبق تعریف، چیزی است که تیم نمیبیند؛ پس با فکرکردنِ بیشتر پیدا نمیشود.
طراحی فراگیر در ایران
این بخش هم افزودهٔ مترجم است. فهرست طردهای رایج در منابع انگلیسی برای بافت آنها نوشته شده. آنچه در محصول فارسیزبان واقعاً آدمها را بیرون میگذارد، تا حد زیادی متفاوت است:
- - فرضهای نام. فرمهایی که «نام» و «نام خانوادگی» را جدا و هر دو را اجباری میخواهند، برای بخشی از هموطنان — از جمله بسیاری از اهالی سیستان و بلوچستان و مناطقی که نام خانوادگی ساختار متفاوتی دارد — دردسر میسازند. اعتبارسنجیای که «ء» یا فاصلهٔ داخل نام را رد کند هم همینطور.
- - دو رقم برای یک عدد. کاربر ممکن است ۱۲۳ را با ارقام فارسی بنویسد یا 123 با ارقام لاتین. فرمی که فقط یکی را بپذیرد، بیهیچ دلیلی آدمها را بیرون میگذارد. همین برای «ی» و «ك» عربی در برابر فارسی هم صدق میکند — تفاوتی که کاربر اصلاً نمیبیند و صفحهکلیدش تعیینش میکند.
- - دو گاهشمار. تاریخ شمسی پیشفرض ذهنی بیشتر کاربران است. تقویمی که فقط میلادی بدهد، کاربر را وادار به تبدیل ذهنی میکند — و در فرمهای پزشکی و مالی همین جای خطاست.
- - پهنای باند و دستگاه قدیمی. بخش بزرگی از کاربران با اینترنت ناپایدار و گوشی چندساله کار میکنند. صفحهای که چند مگابایت جاوااسکریپت لازم دارد تا یک فهرست را نشان بدهد، عملاً یک تصمیم دربارهٔ اینکه چه کسی میتواند مشتری شما باشد گرفته است.
- - سواد دیجیتال و سن. کاربر مسنتری که برای اولین بار اپ بانکی نصب میکند، با آیکونهای بدون برچسب و اشارههای پنهان کنار نمیآید. برچسب متنی کنار آیکون، ارزانترین کار فراگیرانهای است که میشود کرد — بحثش در آیکوننگاری آمده.
- - فارسیزبانان غیرایرانی. کاربر افغانستانی «صنف» و «بست» و شمارههای متفاوتی دارد؛ محصولی که فقط قالب ایرانی را بپذیرد، کاربر فارسیزبان را بهخاطر جغرافیا بیرون میگذارد.
و یک نکتهٔ ساختاری: در بسیاری از محصولات ایرانی، دسترسپذیری اصلاً در چرخهٔ کار وجود ندارد و صفحهخوان فارسی هم وضعیت خوبی ندارد. یعنی حتی رعایت درست HTML معنایی — برچسب واقعی برای هر فیلد، ترتیب درست عنوانها، متن جایگزین واقعی — از میانگین بازار جلوتر میبردتان. سقف بلند نیست؛ کف خیلی پایین است.
جمعبندی
- - طراحی فراگیر یعنی ساختن محصولی که بیشترین شمار ممکن از آدمها بتوانند استفاده کنند، با در نظر گرفتن زبان و سن و سواد و دستگاه و موقعیت، نه فقط ناتوانی.
- - سه اصل مایکروسافت: طرد را تشخیص بده، از تنوع یاد بگیر، برای یکی حل کن و به بسیاری تعمیم بده.
- - هر محدودیت سه حالت دارد: دائمی، موقت، موقعیتی. هر سه یک راهحل میخواهند، و همین است که عددها را از حاشیهای به بزرگ تبدیل میکند.
- - دسترسپذیری ویژگی سنجشپذیر محصول نهایی است؛ طراحی همگانی یک آرمانِ راهحل واحد؛ طراحی فراگیر فرایندی که چند مسیر و تنظیمپذیری میسازد.
- - «حل برای یکی» همیشه تعمیم نمییابد: گاهی نیازها متضادند و پاسخ تنظیمپذیری است، و گاهی چیزی را فقط باید ساخت چون کسانی به آن نیاز دارند.
- - طرد چیزی است که تیم نمیبیند، پس با فکر بیشتر پیدا نمیشود؛ فقط با حرفزدن با کاربران متنوع.
- - در محصول فارسیزبان، طردهای واقعی بیشتر در فرضهای نام، ارقام و حروف دوشکلی، گاهشمار، پهنای باند و سواد دیجیتالاند تا در فهرستهای استاندارد.
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Inclusive Design? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف طراحی فراگیر و گسترهٔ آن فراتر از ناتوانی، ریشه در جنبش حقوق معلولان از دههٔ ۱۹۵۰، سه اصل مایکروسافت (تشخیص طرد، یادگیری از تنوع، حل برای یکی و تعمیم به بسیاری)، هفت اصل ۲۰۱۷ از Henny Swan و Ian Pouncey و Heydon Pickering و Léonie Watson، تفکیک طراحی فراگیر از دسترسپذیری و از طراحی همگانی، ارجاع به مدل اجتماعی معلولیت Mike Oliver، و این نکته که طرد اغلب ناخودآگاه است — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ مثالها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی طیف دائمی/موقت/موقعیتی بهشکل سه ستون با تأکید بر اینکه هر سه به یک راهحل نیاز دارند و بر اینکه هر کاربری در نوبت خود کاربر موقعیتی است؛ تفکیک عملیاتی سه اصطلاح با معیار «دسترسپذیری چیزی است که در پایان اندازه میگیرید، طراحی فراگیر کاری است که از ابتدا میکنید» و مثال محصولی که آزمونها را رد میکند ولی همچنان طردکننده است؛ کل بخش «کجا حل برای یکی شکست میخورد» شامل تضاد نیازها و پاسخ تنظیمپذیری، مواردی که تعمیم رخ نمیدهد و نباید هم شرط ساختن باشد، و هشدار دربارهٔ حداقلگرایی بهنام فراگیری؛ و کل بخش «طراحی فراگیر در ایران» شامل فرضهای نام، ارقام فارسی و لاتین و حروف دوشکلی، دوگانگی گاهشمار، پهنای باند و دستگاه قدیمی، سواد دیجیتال و سن، کاربران فارسیزبان غیرایرانی، و وضعیت صفحهخوان فارسی.
تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. از تصاویر نسخهٔ اصلی، بخشی با لایسنس CC BY-SA 4.0 و بخشی — نمونههای شرکتی مانند مایکروسافت و گوگل و شاپیفای — با شرایط Fair Use آمدهاند؛ هیچیک اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهدهاند.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
طراحی فراگیر