واقعیت افزودهٔ اجتماعی (Social AR) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند. ترجمه و بازنویسی این متن با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.
دو دوست در کافهای نشستهاند و هر دو گوشیشان را به سمت میز گرفتهاند. روی صفحهٔ هر دو، یک صفحهٔ شطرنج مجازی روی میز چوبی دیده میشود. یکی مهرهای را جلو میبرد و دیگری همان لحظه حرکت را روی گوشی خودش میبیند. اگر صفحه روی گوشی دوم کمی جابهجا باشد، یا حرکت با یک ثانیه تأخیر برسد، جادو میشکند. دیگر صفحه «روی میز» نیست. دو بازی جدا روی دو گوشی است.
واقعیت افزوده وقتی تنها استفاده شود، رابطهٔ یک نفر با محیط اطرافش است. وقتی چند نفر در آن شریک شوند، چیز دیگری میشود و مسئلههای تازهای پیدا میکند. موضوع این مقاله همین است.
واقعیت افزودهٔ اجتماعی چیست؟
واقعیت افزودهٔ اجتماعی یعنی وقتی واقعیت افزوده ابزاری برای همکاری شود یا یک فضای اجتماعی بسازد. این فضا ممکن است حضوری باشد، یعنی آدمها کنار هم باشند. ممکن است هم از راه دور باشد، یعنی هر کس در شهر یا کشور دیگری باشد و همه یک لایهٔ مجازی مشترک را ببینند.
برای اینکه این تعریف کلی کاربردی شود، دو پرسش کمک میکند. اول اینکه آدمها کنار هماند یا دور از هم؟ دوم اینکه تجربه را همزمان میبینند یا به نوبت؟ از ترکیب این دو پرسش چهار شکل به دست میآید که در نمودار بالای صفحه آمده است.
در خانهٔ «کنار هم و همزمان»، چند نفر در یک مکان یک شیء مجازی را با هم میبینند و تغییر میدهند. مثل همان شطرنج کافه یا نبردهای گروهی در بازیهای مکانمحور. در خانهٔ «از راه دور و همزمان»، متخصصی در شهر دیگر تصویر دوربین یک تکنسین را میبیند و روی آن علامت میگذارد. در خانهٔ «کنار هم و ناهمزمان»، کسی یادداشتی مجازی در یک مکان جا میگذارد و نفر بعدی که به آنجا میرسد، آن را میبیند. و در خانهٔ «از راه دور و ناهمزمان»، کسی فیلتر صورتی را امتحان میکند و عکسش را برای دوستش میفرستد.
این تقسیمبندی از من است و در منبع نیامده، ولی یک فایدهٔ عملی دارد. هر خانه مسئلههای طراحی متفاوتی دارد. سختترین آنها خانهٔ کنار هم و همزمان است. آنجا آدمها میتوانند گوشی را کنار بگذارند و مستقیم به هم نگاه کنند. پس هر ناهماهنگی میان دنیای واقعی و لایهٔ مجازی بلافاصله لو میرود.
کجا به کار میآید
بازی. شناختهشدهترین نمونه هنوز پوکمون گو است. خود ایدهٔ گرفتن موجودات مجازی در خیابان جذاب بود. ولی چیزی که آن را به پدیدهای فرهنگی تبدیل کرد، بخش اجتماعیاش بود. نبرد گروهی، کشف دستهجمعی و مبادلهٔ موجودات میان بازیکنها. آدمهایی که هرگز همدیگر را نمیشناختند، در یک پارک جمع میشدند تا با هم یک نبرد را ببرند. بازی چندنفره همیشه وجود داشته است. واقعیت افزوده آن را از صفحه بیرون آورد و به فضای عمومی برد.
کار و همکاری. واقعیت افزوده میتواند این توهم را بسازد که همکار دورتان در همان اتاق است. به همین دلیل شرکتهای بزرگ روی ابزارهای کاری با بخش اجتماعی سرمایهگذاری کردهاند. هولولنز مایکروسافت نمونهٔ پرهزینهای از همین تلاش است. متا هم با پروژهٔ متاورس مرز میان فضای مجازی و فیزیکی را در محیط کار کمرنگ میکند. در کاربردهای صنعتی، رایجترین شکل همان کمک از راه دور است. تکنسینی که پای دستگاه ایستاده، میبیند که متخصص روی تصویر زندهٔ او دقیقاً کدام پیچ را علامت زده است.
آموزش، گردشگری و بازاریابی. یک کلاس میتواند دور یک مدل سهبعدی از قلب انسان جمع شود و هر دانشآموز آن را از زاویهٔ خودش ببیند. یک گروه گردشگر میتواند بازسازی یک بنای تاریخی را همزمان روی ویرانههایش ببیند. یک برند هم میتواند فیلتری بسازد که مردم برای هم بفرستند. در همهٔ اینها، ارزش تجربه از اینجا میآید که دیگران هم هستند.
منبع همهٔ این نمونهها را به یک مفهوم برمیگرداند: حضور ادراکشده. وقتی احساس کنیم دیگری واقعاً اینجاست و ما یک چیز را میبینیم، تجربه درگیرکنندهتر و کار مؤثرتر میشود.
حس واقعی بودن، و شش اصل اسمیت
اگر تجربهای به حس حضور تکیه دارد، باید حس «واقعی بودن» را حفظ کند. دیوید اسمیت، طراح واقعیت افزوده و مجازی، برای این کار شش اصل پیشنهاد کرده است. نمودار زیر چهار تا از آنها را روی یک صحنه نشان میدهد. یک جهان مشترک در وسط است و چند نفر با نسبتهای متفاوت دورش هستند.
۱. اقدامها فوراً مشترک شوند. هر کاری که یک نفر میکند، باید بیدرنگ تجربهٔ همه را تغییر دهد. اسمیت مرز را بسیار سختگیرانه میگذارد. به گفتهٔ او، تأخیر بیش از ده میلیثانیه حس زنده بودن را خراب میکند. این بهخصوص وقتی صدق میکند که آدمها روبهروی هماند. در شطرنج کافه، دست دوستتان را میبینید که مهره را جلو میبرد. اگر مهرهٔ مجازی روی گوشی شما کمی دیرتر حرکت کند، مغزتان این ناهماهنگی را فوراً میفهمد.
۲. وضعیت مشترک باشد. همه باید یک جهان را ببینند و نگه دارند. اگر یکی مکعبی را جابهجا کند، مکعب برای همه جابهجا شده باشد. این بدیهی به نظر میرسد، ولی از نظر فنی سخت است. هر گوشی محیط را با دوربین خودش و از زاویهٔ خودش میفهمد. این کار با فناوریهایی مثل مکانیابی و نقشهبرداری همزمان انجام میشود. دو نقشهٔ مستقل باید روی یک نقطهٔ مرجع توافق کنند تا «روی میز» برای هر دو یک معنا داشته باشد.
۳. پیوستن در میانهٔ کار. در بازیهای چندنفره معمولاً یک لابی هست که بازیکنها در آن منتظر میمانند تا همه آماده شوند. اسمیت میگوید در همکاری با واقعیت افزوده نباید اینطور باشد. هر کس باید بتواند هر وقت خواست به جلسهای که در جریان است بپیوندد. همکاری که ده دقیقه دیر به جلسه رسیده، نباید جلسه را از اول شروع کند. باید همان چیزی را ببیند که بقیه الان میبینند.
۴. وارسی همگامی. برنامه باید مدام مطمئن شود که با بقیه هماهنگ مانده است. اگر کاربری از هماهنگی خارج شد، مثلاً اینترنتش لحظهای قطع شد، باید بتواند بهراحتی دوباره همگام شود. نکتهٔ طراحی اینجا این است که کاربر بفهمد چه اتفاقی افتاده. شیئی که بیصدا جابهجا میپرد، اعتماد را از بین میبرد. یک نشانهٔ کوچک مثل «در حال هماهنگ شدن…» همان اعتماد را نگه میدارد.
۵. واژگان غنی. سامانه باید بتواند تعاملهایی را بپذیرد که طراح از قبل پیشبینی نکرده است. واقعیت افزوده فضای ساختن زنده است. آدمها با اشیای مجازی کارهایی میکنند که هیچکس در جلسهٔ طراحی به آن فکر نکرده بود. اسمیت میخواهد همهٔ این تعاملها پشتیبانی شوند و برای همهٔ شرکتکنندهها دیده شوند و یکسان باشند.
۶. شبیهسازی یکسان. جهان مشترک باید به رویدادهای کاربران پاسخ بدهد و همه یک فیزیک را تجربه کنند. اگر توپی مجازی برای یک نفر از لبهٔ میز میافتد و برای دیگری روی میز میماند، دو جهان داریم، نه یکی.
اگر این شش اصل را کنار هم بگذاریم، یک پیام مشترک دارند. در تجربهٔ اجتماعی، کاربر فقط با سامانه سروکار ندارد. با آدمهای دیگر از طریق سامانه سروکار دارد. هر خطای فنی یک سوءتفاهم اجتماعی هم میسازد. «من که مهره را جلو بردم!» «نه، من ندیدم.»
امنیت اجتماعی: خجالت، حریم و رهگذر
منبع در کنار مزایا هشدار کوتاهی هم میدهد. طراح باید امنیت اجتماعی کاربر را تضمین کند. یعنی از حریم خصوصیاش محافظت کند و نگذارد هنگام استفاده، بهویژه در جمع، خجالتزده شود. کاربر هم همیشه باید خودش تصمیم بگیرد که چه چیزی و چه مقدار را به اشتراک بگذارد. این بخش را با چند نکته از تجربهٔ خودم باز میکنم.
خجالت در فضای عمومی. کسی که وسط پیادهرو گوشی را بالا گرفته و دستهایش را در هوا تکان میدهد، از دید بقیه رفتار عجیبی دارد. تعاملهایی که در اتاق آزمایش طبیعی به نظر میرسند، در اتوبوس یا مترو ممکن است کاربر را معذب کنند. پس تجربه را در همان محیطی بیازمایید که قرار است استفاده شود. برای فضای عمومی، حرکتهای کوچک و بیصدا را ترجیح بدهید.
رهگذری که رضایت نداده. دوربین واقعیت افزوده فقط کاربر را نمیبیند. هر کس را که از جلوی آن رد شود، ثبت میکند. کاربر برای خودش تصمیم گرفته، ولی رهگذر هیچ تصمیمی نگرفته است. اگر تصویر ذخیره یا برای دیگران فرستاده میشود، این مسئله جدیتر هم میشود. محو کردن پیشفرض چهرههای ناشناس یکی از راهحلهاست.
مکانی که لو میرود. محتوایی که در یک مکان جا گذاشته میشود، نشانی آن مکان را هم با خودش دارد. یادداشتی که کسی هر شب جلوی خانهاش میگذارد، به غریبهها میگوید او کجا زندگی میکند. پیشفرض باید خصوصی باشد. عمومی کردن هم باید تصمیم آگاهانهٔ کاربر باشد، نه گزینهای که فراموش کرده خاموشش کند.
مزاحمت در فضای مشترک. اگر هر کسی بتواند هر چیزی را در فضای مشترک بگذارد، دیر یا زود کسی چیز آزاردهندهای میگذارد. ابزار گزارش، پنهان کردن و مسدود کردن باید از روز اول طراحی شوند، نه بعد از اولین شکایت.
جایی که هنوز کم میآورد
این بخش هم افزودهٔ من است. منبع از آیندهٔ این فناوری با خوشبینی حرف میزند، ولی در کار واقعی چند مانع بزرگ هست.
همه باید دستگاه داشته باشند. تجربهٔ اجتماعی به اندازهٔ ضعیفترین دستگاه جمع خوب است. اگر یکی از سه دوست گوشیای دارد که واقعیت افزوده را پشتیبانی نمیکند، کل تجربه برای جمع میشکند. او یا کنار میماند یا باید روی شانهٔ دیگران نگاه کند.
بازوی خسته و باتری خالی. نگه داشتن گوشی جلوی صورت بعد از چند دقیقه خستهکننده است. دوربین و پردازش هم باتری را سریع خالی میکنند. برای همین جلسههای طولانی واقعیت افزودهٔ گوشیمحور بهندرت موفقاند. یا باید کوتاه طراحی شوند، یا اجازه بدهند کاربر گوشی را زمین بگذارد و تجربه ادامه پیدا کند.
حواسی که از خیابان پرت میشود. در سالهای اوج بازیهای مکانمحور، گزارشهای زیادی از زمین خوردن و تصادف بازیکنهایی منتشر شد که چشمشان به صفحه بود. وقتی تجربه آدمها را به حرکت در فضای واقعی تشویق میکند، طراح در قبال ایمنی آنها هم مسئول است. هشدار نزدیک شدن به خیابان، قفل شدن هنگام رانندگی و پرهیز از گذاشتن هدف در جاهای خطرناک بخشی از طراحی است، نه حاشیهٔ آن.
تجربهای که بدون واقعیت افزوده هم کار میکرد. بسیاری از تجربههای اجتماعی بدون لایهٔ مجازی هم همانقدر خوباند. قبل از ساختن بپرسید که واقعیت افزوده دقیقاً چه چیزی اضافه میکند که یک صفحهٔ معمولی یا یک تماس تصویری نمیتواند. اگر جواب روشن نیست، احتمالاً به آن نیازی ندارید.
در بافت فارسی
چند نکته برای تیمهایی که برای کاربر ایرانی تجربهٔ واقعیت افزودهٔ اجتماعی میسازند.
یک: رهگذر هم آدم است. در فرهنگ ما فیلم گرفتن از غریبهها در فضای عمومی حساسیت زیادی دارد، بهویژه وقتی پای خانواده و زنان در میان است. تجربهای که دوربین را در خیابان یا پارک روشن نگه میدارد، باید این حساسیت را از اول در نظر بگیرد. چهرههای ناشناس پیشفرض محو شوند. ذخیره و فرستادن تصویر هم پیش از انجام، به کاربر یادآوری شود.
دو: گوشی متوسط را فراموش نکنید. بخش بزرگی از کاربران ایرانی گوشیهای اندرویدی ارزان یا میانرده دارند که خیلی از آنها از کتابخانههای واقعیت افزوده پشتیبانی نمیکنند. اگر تجربه اجتماعی است، این کاربران را از جمع بیرون نگذارید. یک نسخهٔ دوبعدی ساده بسازید که همان جهان مشترک را از بالا نشان دهد. اینطور او هم در بازی یا جلسه شریک است، حتی اگر لایهٔ مجازی را روی میز نبیند.
سه: اینترنت ناپایدار، همگامسازی محلی. وقتی اسمیت از ده میلیثانیه حرف میزند، شبکهای پایدار را فرض کرده است. با اینترنت پرنوسان و قطعیهای گاهوبیگاه، رساندن هر حرکت به یک سرور دوردست و برگرداندنش کار را خراب میکند. برای تجربههای کنار هم، همگامسازی مستقیم میان دستگاههای نزدیک هم را جدی بگیرید. وارسی همگامی و برگشت آرام به جلسه هم اینجا از تجمل به ضرورت تبدیل میشود.
چهار: حروف فارسی در فضای سهبعدی. برچسبهایی که در فضا شناورند، معمولاً با موتورهای بازیسازی ساخته میشوند. خیلی از این موتورها بدون افزونهٔ مخصوص، حروف فارسی را جدا از هم و از چپ به راست نشان میدهند. این ایراد معمولاً تا آخرین مرحلهٔ آزمون دیده نمیشود، چون طراحیها با متن انگلیسی یا متن جانگهدار آزموده شدهاند. از روز اول با متن واقعی فارسی بیازمایید.
پنج: مکان را لو ندهید. در فضاهای کوچکتر و محلههایی که همه همدیگر را میشناسند، فاش شدن مکان یک نفر پیامد بیشتری دارد. محتوای جاگذاشتهشده پیشفرض فقط برای دوستان انتخابشده دیده شود. مکان دقیق هم در نمایش عمومی کمی مبهم شود.
جمعبندی
واقعیت افزودهٔ اجتماعی یعنی وقتی لایهٔ مجازی میان چند نفر مشترک میشود، چه کنار هم باشند و چه دور از هم، چه همزمان و چه به نوبت. از بازیهای مکانمحور تا کمک فنی از راه دور، ارزش این تجربهها از حس حضور دیگران میآید. دیوید اسمیت برای حفظ این حس شش اصل پیشنهاد کرده است. اقدام فوری، وضعیت مشترک، پیوستن در میانهٔ کار، وارسی همگامی، واژگان غنی و شبیهسازی یکسان.
ولی تجربهٔ اجتماعی فقط مسئلهٔ فنی نیست. کاربر در جمع است و رهگذری که در قاب افتاده، هیچ رضایتی نداده است. محتوای جاگذاشتهشده هم میتواند مکان کسی را لو بدهد. دستگاههای ناهمسان، اینترنت ناپایدار و حروف فارسی شکسته هم در بازار ایران این مسئلهها را سختتر میکنند.
اگر بخواهم یک پرسش بگذارم: در تجربهای که طراحی میکنید، اگر یکی از جمع دستگاه مناسب نداشته باشد، چه چیزی میبیند؟
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از موضوع What is Social Augmented Reality (Social AR)? (بدون نام نویسندهٔ مشخص)، منتشرشده در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF). مفاهیم پایهٔ برگرفته از این منبع — تعریف واقعیت افزودهٔ اجتماعی بهعنوان ابزار همکاری یا فضای اجتماعی حضوری و از راه دور، کاربرد در بازی و آموزش و گردشگری و بازاریابی، نمونهٔ پوکمون گو و بخشهای اجتماعی آن، هولولنز مایکروسافت و متاورس متا در محیط کار، اهمیت حضور ادراکشده، شش اصل دیوید اسمیت (اقدام فوری و مرز ده میلیثانیه، وضعیت مشترک، پیوستن در میانهٔ کار بهجای لابی، وارسی همگامی، واژگان غنی و شبیهسازی یکسان)، فیلترهای پیامرسان بهعنوان نمونهٔ ناهمزمان، و هشدار دربارهٔ امنیت اجتماعی، حریم خصوصی، خجالت و رضایت کاربر — از این منبع گرفته شده، اما متن فارسی و توضیحها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: بند آغازین دربارهٔ شطرنج مجازی در کافه؛ تقسیمبندی چهارگانه بر اساس فاصله و زمان و نمودار آن؛ نمونهٔ کمک فنی از راه دور، کلاس دور مدل قلب و گروه گردشگر روی ویرانهها؛ نمودار جهان مشترک و توضیح هر اصل با مثال، از جمله پیوند وضعیت مشترک با مکانیابی و نقشهبرداری همزمان و نشانهٔ «در حال هماهنگ شدن»؛ بسط بخش امنیت اجتماعی به خجالت در فضای عمومی، رضایت رهگذر، لو رفتن مکان و مزاحمت؛ کل بخش «جایی که هنوز کم میآورد» شامل دستگاه ضعیفترین عضو جمع، خستگی بازو و باتری، ایمنی در خیابان و پرسش ضرورت؛ و کل بخش «در بافت فارسی» شامل حساسیت فیلم گرفتن از غریبهها، گوشیهای میانرده و نسخهٔ دوبعدی، اینترنت ناپایدار و همگامسازی محلی، حروف فارسی در موتورهای سهبعدی و لو رفتن مکان.
تصاویر: صفحهٔ منبع تصویر اختصاصی موضوع ندارد و بیشتر از ویدیو استفاده میکند. دو عکسی که در آن دیده میشوند، به مقالهٔ مرتبطی دربارهٔ پژوهش کاربر تعلق دارند. عکس خط عابر پیاده با لایسنس CC BY-NC 2.0 منتشر شده که استفادهٔ تجاری را منع میکند، و تصویر نمونهٔ کاغذی هیچ لایسنسی ندارد؛ پس هیچکدام استفاده نشدهاند. تصویر دوره و تصویر شاخص مقاله هم نشان و عنوان بنیاد را دارند. هر سه نمودار این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
واقعیت افزودهٔ اجتماعی