اصول طراحی (Design Principles) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
تقریباً هر تیم محصولی یک صفحهٔ «اصول طراحی» دارد که روز اول استخدام خوانده میشود و بعد هرگز. دلیلش این نیست که کسی بیانگیزه است؛ دلیلش این است که آنچه در آن صفحه نوشته شده معمولاً اصل نیست — آرزوست.
و بهترین جملهٔ منبع، وسط یک بند دفن شده: نسبت وزن ۳ به ۱ برای تیتر و متن، یک قاعدهٔ استاندارد است، نه یک اصل. اصل چیز دیگری است: «متن باید راحت خوانده شود.» همین یک تفکیک، بیشتر بحثهای بینتیجهٔ جلسات طراحی را توضیح میدهد.
تعریف
اصول طراحی رهنمودها، سوگیریها و ملاحظاتی هستند که طراح آنها را با صلاحدید بهکار میبرد. منبع تأکید میکند که اینها از دانش انباشتهٔ رشتههای دیگر آمدهاند — علوم رفتاری، جامعهشناسی، فیزیک، ارگونومی — و کارکرد اصلیشان پیشبینی است: با بهکاربردنشان میتوانی حدس بزنی کاربر به طرح تو چه واکنشی میدهد.
نویسندگان کتاب Universal Principles of Design میگویند اصل خوب باید به پنج کار کمک کند: بهترکردن کاربردپذیری، تأثیر بر ادراک، بالابردن جذابیت، آموزشدادن کاربر، و گرفتن تصمیم اثربخش.
اما شرط استفادهشان سختتر از خودشان است: شناخت محکم از مسئلهٔ کاربر، بهاضافهٔ چشمی که بفهمد کاربر راهحل تو را چطور میپذیرد. به تعبیر وایتنی هس که منبع نقلش میکند، «طراحی یک تکگویی نیست؛ یک گفتوگوست» — و اصل، سهم تو در آن گفتوگوست، نه پاسخ نهایی.
سه چیزی که همهشان را «اصل» صدا میکنیم
منبع این تفکیک را میسازد و بعد از آن رد میشود. بهنظرم مهمترین چیز صفحه است، پس بازش میکنم. سه سطح داریم:
- - اصل: گزارهٔ علتدار و بیعدد. «بار شناختی کاربر را کم کن.» به تو نمیگوید چه کار کنی؛ میگوید چه چیزی را بهینه کنی.
- - رهنمود: ترجمهٔ اصل به یک جهت عمل. «متن باید راحت خوانده شود.» جهت را میدهد، اندازه را نه.
- - قاعدهٔ استاندارد: عدد. «نسبت وزن تیتر به متن، ۳ به ۱.» دقیق است، و دقیقاً بههمین دلیل محلی و فانی است.
و نتیجهای که منبع نمیگیرد: بیشتر دعواهای جلسهٔ طراحی، دعوا بر سر اصل نیست؛ دعوا میان سه سطح مختلف است. یک نفر اصل میگوید («این شلوغ است»)، طرف مقابل با عدد جواب میدهد («فاصلهها روی مقیاس هشتتایی است»)، و هر دو راست میگویند و هیچکدام حرف دیگری را رد نکرده.
آزمون تشخیصیاش یک جمله است: عدد دارد؟ پس قاعده است، نه اصل.
و چرا مهم است: قاعدهها تاریخ انقضا دارند، چون دستگاه و فونت و زبان و کاربر عوض میشود؛ اصلها ندارند. تیمی که قاعده را «اصل» مینامد، هر بار که یک عدد عوض میشود حس میکند هویتش عوض شده — و بههمین دلیل جلوی اصلاح عددها میایستد. سلسلهمراتب بصری اصل است؛ نسبت وزنها قاعدهای است در خدمت آن. یکی را نگه دار و دیگری را بازنویسی کن.
ده فرمان نیلسن
منبع فهرست شناختهشدهٔ یاکوب نیلسن را میآورد، که ستون ارزیابی اکتشافی هم هست:
- - ۱. وضعیت سیستم را نشان بده با بازخورد پیوسته · ۲. ترتیب منطقی و طبیعی برای اطلاعات · ۳. لغو و بازگشت آسان.
- - ۴. استانداردهای یکدست، تا کاربر بی یادگرفتن ابزار تازه بداند قدم بعدی چیست · ۵. خطا را پیشگیری کن، و اگر نمیشود، پیش از اقدام هشدار بده.
- - ۶. کاربر را بهخاطرسپاری وادار نکن — گزینهها را مرئی نگه دار · ۷. انعطاف، تا تازهکار و خبره هرکدام سطح خودشان را انتخاب کنند.
- - ۸. زیباییشناسی و کمینهگرایی و پرهیز از شلوغی بیدلیل · ۹. پیام خطا به زبان آدمیزاد که مسئله و راهحل را نشان بدهد · ۱۰. منابع راهنمای قابلجستوجو، اگر لازم شد.
هفده بند وایتنی هس
و فهرست دوم منبع، از وایتنی هس، که جنسش رفتاریتر است. خلاصهاش:
- - راه را باز بگذار: کاربر را قطع نکن و مانع نگذار · حواسپرتی را کم کن و اجازه بده کارها را پشتسرهم انجام دهد نه همزمان · معطلش نکن، رابط باید سریع جواب بدهد.
- - انتخاب را کم کن: گزینههای «خوب است باشد» را حذف کن و بدیلهای لازم را بده · پیشفرضها را هوشمندانه بگذار تا تعداد تصمیمها کم شود · «کمتر بیشتر است» را جدی بگیر و هر عنصری که به تجربه اضافه نمیکند را بردار.
- - ساختار را مرئی کن: چیزهای مرتبط را گروه کن · سلسلهمراتبی بساز که با نیاز کاربر بخواند · پیداکردن را آسان کن · نشان بده کاربر از کجا آمده و به کجا میرود · و بافت بده، یعنی نشان بده همهچیز چطور به هم وصل است.
- - زبان و حس: از اصطلاح تخصصی بپرهیز · روی احساس کار کن، چون لذت استفاده بهاندازهٔ آسانی استفاده مهم است · برخورد اول را درست بساز · و قابلاعتماد و شناسا باش تا ابهام کاربر از بین برود.
اصلی که نمیتوان نقضش کرد، شعار است
این بخش افزودهٔ مترجم است، و ایراد ساختاری هر دو فهرست بالا را هدف میگیرد.
منبع بیستوهفت بند میدهد، بی هیچ ترتیبی و بی هیچ سازوکاری برای حل تعارض. این یک چکلیست است، نه یک دستگاه تصمیم. و مسئله فقط بینظمی نیست: بندهای این فهرست با هم میجنگند.
- - «استانداردهای یکدست» در برابر «انعطاف برای تازهکار و خبره»: میانبُر کاربر خبره، به تعریف، یکدستی را میشکند.
- - «گزینهٔ کمتر» در برابر «کاربر را در کنترل بگذار»: هر گزینهای که برداری، یک تصمیم را از کاربر گرفتهای.
- - «کمتر بیشتر است» در برابر «پیداکردن را آسان کن»: چیزی که حذف شد، دیگر پیدا نمیشود.
- - «حواسپرتی را کم کن» در برابر «برخورد اول را درست بساز»: صفحهٔ نخستِ بیادعا، اغلب بیاثر هم هست.
پس قاعدهٔ کلی روشن است: اصلی که با هیچ اصل دیگری نمیجنگد، هیچ تصمیمی هم نمیگیرد. «قابلاعتماد باش» را کسی رد نمیکند، و دقیقاً بههمین دلیل هیچوقت هیچ گزینهای را حذف نمیکند.
و راهحل عملیاش، عوضکردن شکل نوشتن اصل است: بهجای بند، جفت با برندهٔ مشخص بنویس.
«وقتی یکدستی و سرعت کاربر خبره تعارض پیدا کنند، سرعت میبرد — چون کاربر ما روزی چهل بار این کار را انجام میدهد.» این یک اصل قابلاستفاده است: یک بازنده دارد، یک دلیل دارد، و در بازبینی میشود به آن ارجاع داد. چون بازبینی همیشه لحظهٔ تعارض است، و فهرستی که تعارض را حل نمیکند در همان لحظه بیمصرف میشود.
آزمون اصل واقعی
سه آزمون که هر بند دفترچهٔ اصول شما باید از آنها رد شود:
- - ۱. قابل نقض است؟ اگر نمیتوان تصور کرد که کسی عمداً و با دلیل نقضش کند، گزاره نیست؛ تعریفودعاست.
- - ۲. یک بازنده نام میبرد؟ اصلی که چیزی را قربانی نمیکند، فقط توصیف آرزوست.
- - ۳. تا حالا یک تصمیم را عوض کرده؟ بایگانی جلسات را نگاه کنید. اگر هیچ ردی نیست، آن بند در محصول شما وجود ندارد — روی دیوار وجود دارد.
و یک آسیب رایج که اسمش را پولشویی اصل میگذارم: اصل بعد از تصمیم آورده میشود تا آن را توجیه کند. نشانهٔ تشخیصیاش ساده است — آن بند فقط در دفاع ظاهر میشود و هرگز در جلسهٔ نقد یا در ایدهپردازی. اصلی که فقط بعد از ساختهشدن چیزها بهکار میآید، اصل نیست؛ وکیل است.
در بافت فارسی: اصول وارداتی، پیشفرضهای محلی
این بخش هم افزودهٔ مترجم است. هر دو فهرست بالا در بازاری نوشته شدهاند که پیشفرضهایش با پیشفرضهای ما یکی نیست. چهار جا باید بازنویسی شود.
یک: تراکم و اعتماد. «کمتر بیشتر است» در بازاری نوشته شده که تُنُکی را «حرفهای» میخواند. بخش بزرگی از کاربران ما صفحهٔ تُنُک را «ناقص» یا «تازهکار» میخوانند، و در بانک و فروشگاه، تراکم اطلاعات خودش نشانهٔ اعتبار است. پس دو بند دیگر همان فهرست — «برخورد اول را درست بساز» و «قابلاعتماد باش» — اینجا در جهت مخالف «کمتر بیشتر است» میکشند. این تعارض را باید تصمیم گرفت، نه ارث برد.
دو: «از اصطلاح تخصصی بپرهیز» اینجا مسئلهٔ محتواست، نه مسئلهٔ کپی. در انگلیسی برای بیشتر اصطلاحها جایگزین ساده هست؛ در فارسی برای بخش بزرگی از مفاهیم محصول، واژهٔ جاافتاده وجود ندارد یا دو رقیب دارد. پس پرهیز از اصطلاح تخصصی یعنی ساختن واژه — کاری که تیم محتوا بهتنهایی نمیتواند بکند و باید در تصمیم محصول بنشیند.
سه: اصول را به فارسی بنویسید. دفترچهٔ اصول انگلیسی، در جلسهٔ فارسی به انگلیسی نقل میشود و همانجا قدرتش را از دست میدهد. آزمونش این است: اصلی که نمیتوانی وسط بحث، بی مکث و بی ترجمهٔ ذهنی بگویی، در آن بحث حاضر نیست.
چهار: عددهای وارداتی را از نو بسنجید. هر قاعدهٔ عددی که به ارث میبرید روی حروف لاتین اندازهگیری شده. خط فارسی ارتفاع و کشیدگی دیگری دارد و بار معناییاش را روی نقطهها حمل میکند، پس نسبت وزن تیتر، ارتفاع خط و کوچکترین اندازهٔ خوانای متن، هر سه باید دوباره اندازهگیری شوند. و دقیقاً همینجاست که تفکیک بخش دوم بهکار میآید: اصل را نگه دار، عدد را از نو بساز. تیمی که این دو را از هم جدا نکرده، یا اصل درست را با عدد غلط اجرا میکند، یا برای عوضکردن یک عدد باید کل هویتش را زیر سؤال ببرد.
جمعبندی
- - اصول طراحی رهنمود و سوگیری و ملاحظهاند که با صلاحدید بهکار میروند؛ از دانش انباشتهٔ رشتههای دیگر آمدهاند و کارشان پیشبینی واکنش کاربر است.
- - سه سطح را با یک نام صدا میزنیم: اصل (بیعدد، علتدار)، رهنمود (جهت عمل)، قاعدهٔ استاندارد (عدد). آزمونش: عدد دارد؟ پس قاعده است.
- - و بیشتر دعواهای جلسهٔ طراحی، دعوا میان این سه سطح است، نه دعوا بر سر اصل.
- - ده فرمان نیلسن و هفده بند هس، هر دو چکلیستاند نه دستگاه: بندهایشان با هم میجنگند و ترتیبی برای حل تعارض ندارند.
- - اصلی که با هیچ اصل دیگری نمیجنگد، هیچ تصمیمی نمیگیرد. پس اصل را جفتی و با برندهٔ مشخص و دلیل بنویسید، تا در لحظهٔ بازبینی قابل ارجاع باشد.
- - سه آزمون هر بند: قابل نقض است؟ بازنده نام میبرد؟ تا حالا تصمیمی را عوض کرده؟ و مراقب پولشویی اصل باشید — اصلی که فقط در دفاع ظاهر میشود وکیل است، نه اصل.
- - در بافت ما چهار بازنویسی لازم است: تعارض تراکم و اعتماد را تصمیم بگیرید · پرهیز از اصطلاح را مسئلهٔ محتوا بدانید · اصول را به فارسی بنویسید · و عددهای وارداتی را از نو بسنجید.
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Design Principles? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف اصول طراحی بهعنوان رهنمود و سوگیری و ملاحظهای که با صلاحدید بهکار میرود، ریشهشان در دانش انباشتهٔ علوم رفتاری و جامعهشناسی و فیزیک و ارگونومی، صورتبندی «قوانینی با اختیار عمل» و کارکرد پیشبینیکنندهٔ آنها با نمونهٔ KISS، اهمیت کمکردن بار شناختی و زمان تصمیم، پنج کارکردی که نویسندگان Universal Principles of Design برای اصل خوب برمیشمارند (بهبود کاربردپذیری، تأثیر بر ادراک، افزایش جذابیت، آموزش کاربر، تصمیم اثربخش)، شرط شناخت مسئلهٔ کاربر و پذیرش راهحل، تفکیک اصل از قاعدهٔ استاندارد و رهنمود با نمونهٔ نسبت وزن ۳ به ۱ در برابر «متن باید راحت خوانده شود» و لزوم انطباق اصل با هر مورد، نقلقول وایتنی هس، دستهبندی اصول بر پایهٔ رفتار انسانی با نمونهٔ مرئیبودن و یافتپذیری و یادگیریپذیری و افوردنس ادراکشده، ده اصل یاکوب نیلسن، و هفده بند وایتنی هس — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی آغازین دربارهٔ دفترچهٔ اصولی که فقط روز اول خوانده میشود و تشخیص اینکه محتوایش «آرزو» است نه اصل؛ بازکردن تفکیک سهسطحی اصل و رهنمود و قاعده بهشکل یک نردبان با ویژگیهای هر سطح، گزارهٔ «بیشتر دعواهای جلسهٔ طراحی دعوا میان سه سطح است»، آزمون تشخیصی «عدد دارد؟ پس قاعده است»، و تحلیل تاریخ انقضای قاعده در برابر ماندگاری اصل با پیامدش برای مقاومت تیمها در برابر اصلاح عددها؛ کل بخش تعارض شامل تشخیص چکلیستبودن هر دو فهرست منبع، چهار جفت متعارض استخراجشده از خودِ بندها (یکدستی/انعطاف، گزینهٔ کمتر/کنترل، کمتربیشتراست/یافتپذیری، حذف حواسپرتی/برخورد اول)، گزارهٔ «اصلی که با هیچ اصل دیگری نمیجنگد هیچ تصمیمی نمیگیرد»، و تجویز نوشتن اصل بهشکل جفت با برندهٔ مشخص و دلیل، با استدلال اینکه بازبینی همیشه لحظهٔ تعارض است؛ کل بخش آزمون اصل واقعی شامل سه آزمون نقضپذیری و نامبردن بازنده و ردِ تصمیم در بایگانی، و نامگذاری «پولشویی اصل» با نشانهٔ تشخیصی ظاهرشدنش فقط در دفاع؛ و کل بخش بافت فارسی شامل تحلیل تعارض تراکم و اعتماد در بازار محلی و اینکه سه بند منبع در جهت مخالف هم میکشند، صورتبندی پرهیز از اصطلاح تخصصی بهعنوان مسئلهٔ محتوا و واژهسازی، آزمون «اصلی که بی مکث نمیتوانی بگویی در بحث حاضر نیست»، و تجویز ازنوسنجیدن عددهای وارداتی روی خط فارسی با قاعدهٔ «اصل را نگه دار، عدد را از نو بساز».
تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. منبع یک تصویرسازی از عناصر و اصول طراحی بصری با لایسنس CC BY-SA 4.0 دارد و یک ویدیو با رونوشت؛ چون کل تصاویر این مجموعه بازطراحی شدهاند، هیچکدام اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهدهاند.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
اصول طراحی