سپنتا پویا — طراح محصول

از پانزده مانع ورود، فقط یکی از جنس رابط کاربری است
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۵ دقیقه

موانع ورود به بازار (Barriers to Market Entry) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

منبع پانزده مانع ورود می‌شمارد. از این پانزده، فقط یکی کاملاً در دست طراح است — و همان یکی را منبع به‌عنوان امتیاز طرف مقابل توصیف می‌کند.

تعریف

مانع ورود به بازار سدی است — معمولاً از جنس هزینهٔ بالا — که مانع می‌شود محصولی در بازاری تازه جا باز کند. و دو جنس دارد:

  • - طبیعی — از سرشت محصول و ویژگی‌های بازار هدف می‌آید: هزینهٔ سنگین پژوهش و توسعه، مالکیت یا کنترل یک منبع، اندازهٔ شبکهٔ کاربران موجود.
  • - مصنوعی — بازیگران غالب یا دولت‌ها آن را برای جلوگیری از تازه‌واردها می‌سازند: قیمت‌گذاری تهاجمی، تبلیغات و تصویرسازی، خریدهای تصاحبی، دعوای حقوقی، طرح‌های وفاداری، هزینهٔ بالای جابه‌جایی مشتری، و لابی برای حمایت دولتی.

و دشواری ورود به بازار جایی میان دو حد است: انحصار که ورود در آن تقریباً ناممکن است، و بازار بی‌هزینه که همه می‌توانند وارد شوند — و منبع درست می‌گوید که بازار بی‌هزینه در واقعیت وجود ندارد، چون ورود همیشه سرمایه‌گذاری می‌خواهد، حتی اگر فقط زمان باشد.

و دو تعریف رسمی که منبع نقل می‌کند ارزش دارند: به‌گفتهٔ جرج استیگلر، مانع ورود «هزینهٔ تولیدی است که شرکت متقاضی ورود باید بپردازد اما شرکت‌های موجود در صنعت نمی‌پردازند»؛ و به‌گفتهٔ فرانکلین فیشر، «هر چیزی که از ورود جلوگیری کند، وقتی آن ورود به‌نفع جامعه است».

خطای «بازار تازه»

منبع با یک نکتهٔ مهم شروع می‌کند: اشتباه رایج کسب‌وکارها جست‌وجوی بازارهای کاملاً تازه است — با این فرض که نبودِ رقابت فقط می‌تواند چیز خوبی باشد. و دو مسئله دارد:

  • - نبودِ بازار جاافتاده می‌تواند نشانهٔ قوی نبودِ تقاضا باشد.
  • - و بازار جانیفتاده معمولاً منابع مالی هنگفتی می‌خواهد تا به خریدار بالقوه آموزش داده شود که چرا به چیزی از این دسته نیاز دارد.

یعنی رقابت، نشانهٔ سلامتِ تقاضای جاافتاده است — و به شکل‌های زیادی می‌تواند برای محصول تازه مفید باشد.

پانزده مانع

تبلیغات و بازاریابی (بودجهٔ برند جاافتاده می‌تواند پیام تازه‌وارد را خفه کند) · هزینهٔ سرمایه‌ای (تجهیزات، ساختمان، مواد اولیه — مثل میلیاردها دلار لازم برای یک شبکهٔ مخابراتی تازه) · انحصار منابع (نمونه‌اش سلطهٔ چین بر تولید پنل خورشیدی از راه اولویت دسترسی به سیلیکون) · مزیت هزینه جدا از مقیاس (دسترسی رقابتی به مواد، موقعیت جغرافیایی، فناوری اختصاصی، تجربهٔ کاهش هزینه) · وفاداری مشتری (هر سال نوشابهٔ کولای تازه‌ای می‌آید و هر سال شکست می‌خورد یا محلی می‌ماند) · توزیع (توزیع‌کننده و خرده‌فروش ممکن است قراردادی از کار با رقیب منع شده باشند) · اقتصاد مقیاس (با این نکته که پیشرفت فناوری گاهی مقیاس را بی‌اثر می‌کند — پنجاه سال پیش توان محاسباتی فقط برای غول‌ها بود) · موانع مقرراتی (مجوز، اجازه، انطباق) · تقاضای بی‌کشش (استراتژی قیمت کمتر وقتی خریدار به قیمت حساس نیست، اشتباه است) · مالکیت فکری · مقاومت شبکه (نمونه‌اش گوگل‌پلاس در برابر سلطهٔ فیسبوک) · قیمت‌گذاری غارتگرانه (زیرفروشی توسط شرکت بزرگ‌تر — که در بیشتر قوانین غیرقانونی است اما اثباتش کند و پرهزینه است) · رویه‌های محدودکننده (نمونه‌اش کنترل تخصیص اسلات فرود در فرودگاه‌ها) · هزینهٔ برگشت‌ناپذیر (پولی که با خروج از بازار بازنمی‌گردد و خطر ورود را بالا می‌برد) · سختی جابه‌جایی · و تعرفه و مالیات.

و توصیهٔ منبع برای عبور: نمی‌شود راهبرد یگانه‌ای پیشنهاد داد، اما موانع باید پیش از توسعهٔ محصول شناسایی شوند و راهبرد عبور از آن‌ها پیش از هر سرمایه‌گذاری چشمگیری تعیین شود.

از پانزده مانع، یکی از جنس رابط است

این بخش افزودهٔ مترجم است. اگر آن فهرست را از منظر طراح بخوانید، تقریباً همه‌اش بیرون از دسترس شماست: سرمایه، منابع، تعرفه، مالکیت فکری، توزیع، مقیاس. هیچ‌کدام با تصمیم طراحی عوض نمی‌شوند.

اما یکی هست که تمامش از جنس رابط و جریان کار ساخته شده: سختی جابه‌جایی. چون آن‌چه جابه‌جایی را سخت می‌کند این چیزهاست:

  • - داده‌ای که باید منتقل شود و راهی برای بیرون‌بردنش نیست.
  • - اطلاعاتی که باید از نو وارد شود — آدرس‌ها، مخاطبان، تنظیمات.
  • - مدلی که باید از نو یاد گرفته شود.
  • - و تاریخچه‌ای که از دست می‌رود — سابقهٔ سفارش، رسیدها، گفت‌وگوها.

و هر چهار قلم، تصمیم طراحی‌اند. پس اهرم اصلی طراح در این موضوع، مهاجرت است — و دو جهت دارد:

  • - رو به بیرون: کم‌کردن هزینهٔ آمدنِ کاربر از محصول فعلی‌اش. واردکردن داده، پرکردن خودکار، پذیرفتن قالب صادرشدهٔ رقیب، و — ساده‌ترین و کم‌استفاده‌ترین‌شان — کار‌کردن پیش از کامل‌شدن اطلاعات، تا کاربر لازم نباشد کل مهاجرت را قبل از دیدن ارزش انجام دهد.
  • - و رو به درون: اینکه رفتن از محصول شما چقدر سخت است. و اینجا جای ناراحت‌کنندهٔ بحث است.

سدی که از اصطکاک ساخته شده، تاریخ انقضا دارد

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع «هزینهٔ بالای جابه‌جایی مشتری» را در فهرست موانع مصنوعی می‌گذارد — یعنی چیزی که بازیگر غالب می‌سازد. و از منظر طراحی، ساختن عامدانهٔ آن، همان طراحی تله است: نه ماندن به‌دلیل ارزش، بل ماندن به‌دلیل هزینهٔ رفتن. همان مرزی که در الگوهای فریبنده و طراحی رفتاری نوشتم.

اما نکتهٔ مهم‌تر، یک استدلال کاربردی است که خودِ منبع مصالحش را می‌دهد و نتیجه‌اش را نمی‌گیرد. مثال بانک‌ها را ببینید: سال‌ها جابه‌جایی حساب یعنی رفتن به شعبه، باز‌کردن حساب تازه، نوشتن دستور کتبی برای همهٔ دستورهای موجود، و تکرار همین کار در شعبهٔ قبلی. و از وقتی این فرایند در بسیاری از جاها الکترونیکی و بی‌درد شد، مشتری‌های بیشتری بانکشان را عوض کردند.

یعنی آن سد از اصطکاک ساخته شده بود، و وقتی برداشته شد، پایگاه مشتری یک صنعت یک‌جا جابه‌جا شد. پس قاعده:

  • - سدی که از اصطکاک ساخته شده، تاریخ انقضا دارد — و تاریخش را شما تعیین نمی‌کنید؛ مقررات، یک رقیب، یا یک تغییر سکو تعیین می‌کند.
  • - و سدی که از ارزش ساخته شده، ندارد. اگر کاربر بماند چون بردن داده‌هایش سخت است، شما یک بدهی دارید نه یک مزیت. اگر بماند چون جای دیگری این کار را بهتر انجام نمی‌دهد، آن مزیت است.

و یک سنجهٔ عملی که از این درمی‌آید و کمتر جایی دیده‌ام: بپرسید اگر فردا بردن داده‌ها یک‌کلیکی شود، چند درصد کاربرانتان می‌روند؟ آن عدد، نسبت واقعی «ارزش» به «اصطکاک» در پایگاه کاربران شماست — و اگر بالا بود، شما زمان قرض گرفته‌اید نه بازار.

نبودِ رقیب: فرصت است یا حکم؟

آزمون تشخیص فرصت از حکم در بازاری که رقیب ندارد
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است، و به‌نظرم کاربردی‌ترین جملهٔ منبع را باز می‌کند: «نبودِ بازار جاافتاده می‌تواند نشانهٔ قوی نبودِ تقاضا باشد.» این جمله دو خط دارد و بیشتر آنچه دربارهٔ ورود به بازار لازم است در همان دو خط است.

اما به‌تنهایی تصمیم‌ساز نیست، چون نبودِ رقیب دو معنای متضاد دارد. و آزمونی که تفکیکشان می‌کند به‌نظرم این است: سراغ رقیب نروید؛ سراغ جانشین بروید.

  • - اگر مردم این مسئله را همین حالا با چیز دیگری حل می‌کنند — با یک فایل اکسل، با یک گروه واتساپ، با تماس تلفنی، با دفتر کاغذی — تقاضا وجود دارد و محصول وجود ندارد. این بهترین حالت ممکن است: تقاضا اثبات‌شده و رقیبِ نرم‌افزاری غایب.
  • - و اگر هیچ‌کس آن را با هیچ چیزی حل نمی‌کند، تقاضا وجود ندارد — و شما با هزینهٔ آموزش بازار روبه‌رو هستید، که همان چیزی است که منبع دربارهٔ‌اش هشدار می‌دهد.

و زیبایی این آزمون در ارزان‌بودنش است: برای اجرا فقط باید از پنج نفر بپرسید «الان این کار را چطور انجام می‌دهید؟» — و جواب «انجام نمی‌دهم» با جواب «یک اکسل دارم» دو بازار کاملاً متفاوت‌اند، هرچند هر دو «رقیب ندارند».

قیمت، تنها محوری است که رقیب همیشه می‌تواند در آن ببرد

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. در آن فهرست، دو قلم پشت‌سرهم آمده‌اند و منبع به هم وصلشان نمی‌کند: تقاضای بی‌کشش (قیمت کمتر وقتی خریدار حساس نیست کار نمی‌کند) و قیمت‌گذاری غارتگرانه (بازیگر بزرگ می‌تواند زیر قیمت شما برود).

کنار هم، این دو یک نتیجهٔ روشن می‌دهند: قیمت بدترین محور برای ورود است، چون تنها محوری است که طرف مقابل می‌تواند فردا در آن با شما برابر شود — و منابع بیشتری هم برای تحمل ضررش دارد. و دو هزینهٔ پنهان دیگر هم دارد:

  • - سقفتان را تعیین می‌کند. کاربری که به‌دلیل قیمت آمده، با افزایش قیمت می‌رود.
  • - و بدترین بخشِ بازار را انتخاب می‌کند. حساس‌ترین گروه به قیمت، کم‌وفاترین گروه هم هست.

پس محور درست، چیزی است که رقیب نمی‌تواند سریع کپی کند — و برای یک تیم طراحی، آن چیز معمولاً حل کامل جریان کار یک بخش باریک بازار است. همان چیزی که در دسته‌های پذیرندگان دربارهٔ عبور از شکاف نوشتم: راه عبور، ویژگی بیشتر نیست؛ کامل‌بودن برای یک گروه مشخص است. بازیگر بزرگ می‌تواند قیمتتان را فردا بزند؛ نمی‌تواند فردا جریان کار یک بخش باریک را که نمی‌شناسد بازطراحی کند.

در بافت فارسی: رقیب شما اغلب محصول نیست

موانع ورود در بازار ما و اینکه جانشین اصلی محصول نیست
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. آن فهرست پانزده‌تایی در بازار ما وزن‌های متفاوتی دارد، و چند مانع هم دارد که در فهرست نیست:

  • - مانع مقرراتی در چند دسته غیرعادی سنگین است — پرداخت، سلامت، حمل‌و‌نقل — و این یعنی «بازار تازه» در آن دسته‌ها معمولاً بازارِ بی‌تقاضا نیست، بازارِ بی‌مجوز است. تشخیص این دو از هم، پیش از هر سرمایه‌گذاری، ضروری است.
  • - توزیع، به‌معنای دسترسی به کاربر، خودش مانع است. مسیر رسیدن به کاربر از چند فروشگاه اپلیکیشن محدود و نصب مستقیم می‌گذرد — که هزینهٔ جذب را برای تازه‌وارد به‌طور نامتناسبی بالا می‌برد. و به همین دلیل، نسخهٔ وب که بی‌نصب کار کند در بازار ما مزیت راهبردی است، نه یک قلم اضافی.
  • - مقاومت شبکه، شبکهٔ شما نیست؛ شبکهٔ یک پیام‌رسان است. بخش بزرگی از داد‌و‌ستد در گفت‌وگوی پیام‌رسان انجام می‌شود، پس تلاش برای جانشین‌کردن آن شبکه تقریباً همیشه شکست می‌خورد. راه عملی‌تر، ساختن درون همان شبکه است — و بعد، به‌تدریج، جابه‌جا‌کردن آن بخش‌هایی که واقعاً از سامانه سود می‌برند.
  • - و سرمایه، در بافت ما فقط پول نیست: زمانِ زیر عدم‌قطعیت است. پس ارتفاع مانع را با «ماه تا نخستین درآمد» بسنجید، نه با مبلغ — چون دورهٔ بازگشت طولانی، در محیطی که مقررات و زیرساخت سریع عوض می‌شوند، خطری است که در عدد ریالی دیده نمی‌شود.

و مهم‌ترین نکته، که کل چارچوب را جابه‌جا می‌کند: در بیشتر دسته‌های بازار ما، آن‌که باید از میدان بیرونش کنید یک محصول نیست — دایرکت اینستاگرام و یک تماس تلفنی است.

و این جانشین، در دو چیز از هر نرم‌افزاری قوی‌تر است: می‌شود با یک انسان حرف زد، و هر اشتباه قابل برگشت است چون قابل توضیح‌دادن است. پس ورود شما به این بازار با ویژگی بیشتر انجام نمی‌شود؛ با رسیدن به همان حس امنیت انجام می‌شود:

  • - راهی که در آن بتوان با یک آدم حرف زد، و پنهان نشده باشد.
  • - هر کنش مهم، برگشت‌پذیر یا دست‌کم قابل اصلاح.
  • - و گفتن وضعیت به‌جای اسپینر، همان‌طور که در عاملیت نوشتم.

چون کاربری که کارش را با تماس تلفنی انجام می‌داد، محصول شما را با «سریع‌تر است» مقایسه نمی‌کند؛ با «اگر اشتباه شود چه؟» مقایسه می‌کند.

جمع‌بندی

  • - مانع ورود سدی است که از ورود محصول به بازار تازه جلوگیری می‌کند و دو جنس دارد: طبیعی (سرشت محصول و بازار) و مصنوعی (ساختهٔ بازیگران غالب یا دولت).
  • - بازار بی‌هزینه وجود ندارد؛ ورود همیشه سرمایه‌گذاری می‌خواهد، حتی اگر فقط زمان باشد.
  • - خطای رایج، جست‌وجوی بازار کاملاً تازه است: نبودِ بازار جاافتاده می‌تواند نشانهٔ نبودِ تقاضا باشد، و آموزش بازار جانیفتاده گران است.
  • - از پانزده مانع فهرست‌شده، فقط «سختی جابه‌جایی» تمامش از جنس رابط است — پس اهرم طراح، مهاجرت است، در دو جهت آمدن و رفتن.
  • - و سدی که از اصطکاک ساخته شده تاریخ انقضا دارد: مثال بانک‌ها در خود منبع نشان می‌دهد که با بی‌درد‌شدن جابه‌جایی، پایگاه یک صنعت جابه‌جا شد. سنجه: اگر فردا بردن داده یک‌کلیکی شود، چند درصد می‌روند؟
  • - نبودِ رقیب دو معنا دارد و آزمون تفکیکشان نگاه به جانشین است: اگر مردم مسئله را با اکسل و واتساپ حل می‌کنند تقاضا هست؛ اگر با هیچ چیز حل نمی‌کنند، نیست.
  • - قیمت بدترین محور ورود است، چون تنها محوری است که رقیب فردا می‌تواند در آن برابر شود — به‌علاوهٔ تعیین سقف و انتخاب کم‌وفاترین بخش بازار.
  • - و در بافت ما: مانع مقرراتی سنگین، توزیع خودش مانع است، شبکه شبکهٔ پیام‌رسان است، سرمایه یعنی زمان زیر عدم‌قطعیت — و رقیب اصلی اغلب یک محصول نیست، بلکه دایرکت و تماس تلفنی است که با «حرف زدن با یک انسان» و «برگشت‌پذیری» می‌برد.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Barriers to Market Entry? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF) و مقالهٔ همراهش How to Break Barriers to Market Entry. مفاهیم پایه — تعریف مانع ورود و تفکیک موانع طبیعی از مصنوعی با فهرست نمونه‌های هر دو، طیف میان انحصار و بازار بی‌هزینه و استدلال ناموجود‌بودن بازار بی‌هزینه، امکان رسیدن موانع به وضعیت انحصاری یا شبه‌انحصاری و نیاز به مداخلهٔ دولتی، تشخیص خطای جست‌وجوی بازار کاملاً تازه با دو دلیل نبودِ تقاضا و هزینهٔ آموزش بازار و نکتهٔ سلامت‌بودن رقابت، تعریف‌های جرج استیگلر و فرانکلین فیشر از مانع ورود به‌نقل از مقالهٔ مک‌آفی و میالون و ویلیامز، و فهرست پانزده مانع شامل تبلیغات و بازاریابی و هزینهٔ سرمایه‌ای و انحصار منابع با نمونهٔ سیلیکون و پنل خورشیدی و مزیت هزینه و وفاداری مشتری با نمونهٔ بازار کولا و توزیع و اقتصاد مقیاس با نکتهٔ بی‌اثر‌شدنش با فناوری و موانع مقرراتی و تقاضای بی‌کشش با نمونهٔ سیگار و مالکیت فکری با نمونهٔ اپل و سامسونگ و مقاومت شبکه با نمونهٔ گوگل‌پلاس و فیسبوک و قیمت‌گذاری غارتگرانه و رویه‌های محدودکننده با نمونهٔ اسلات فرود و هزینهٔ برگشت‌ناپذیر و سختی جابه‌جایی با نمونهٔ تفصیلی بانک‌ها و تعرفه و مالیات، و توصیهٔ شناسایی موانع پیش از توسعهٔ محصول به‌همراه نقل‌قول چارلز ایمز — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ اینکه از پانزده مانع فقط یکی در دست طراح است و منبع همان را امتیاز طرف مقابل می‌داند؛ کل بخش «از پانزده مانع، یکی از جنس رابط است» شامل تحلیل بیرون‌از‌دسترس‌بودن چهارده مانع دیگر، تفکیک چهار جزء سازندهٔ سختی جابه‌جایی به‌عنوان تصمیم‌های طراحی، و صورت‌بندی مهاجرت به‌عنوان اهرم طراح در دو جهت آمدن و رفتن با نکتهٔ کار‌کردن پیش از کامل‌شدن اطلاعات؛ کل بخش «سدی که از اصطکاک ساخته شده تاریخ انقضا دارد» شامل خواندن ساختن عامدانهٔ هزینهٔ جابه‌جایی به‌عنوان طراحی تله و پیوندش با الگوهای فریبنده، گرفتن نتیجهٔ کاربردی از مثال بانک‌های خود منبع، تفکیک سد اصطکاکی از سد ارزشی و صورت‌بندی «بدهی نه مزیت»، و سنجهٔ پیشنهادی «اگر فردا بردن داده یک‌کلیکی شود چند درصد می‌روند»؛ کل بخش «نبودِ رقیب: فرصت است یا حکم؟» شامل بسط جملهٔ کلیدی منبع، آزمون نگاه به جانشین به‌جای رقیب با دو نتیجهٔ متضاد، و روش اجرای ارزانش با پرسش «الان این کار را چطور انجام می‌دهید»؛ کل بخش «قیمت، تنها محوری است که رقیب همیشه می‌تواند در آن ببرد» شامل وصل‌کردن دو قلم تقاضای بی‌کشش و قیمت‌گذاری غارتگرانه که منبع جدا آورده، دو هزینهٔ پنهان تعیین سقف و انتخاب کم‌وفاترین بخش، و پیشنهاد محور جانشین بر پایهٔ کامل‌بودن برای بخش باریک؛ و کل بخش بافت فارسی شامل بازوزن‌دهی موانع در بازار ما و تفکیک بازار بی‌تقاضا از بازار بی‌مجوز، معرفی توزیع و دسترسی به کاربر به‌عنوان مانع مستقل و نتیجه‌گیری راهبردی‌بودن نسخهٔ وب، تحلیل مقاومت شبکه به‌عنوان شبکهٔ پیام‌رسان و توصیهٔ ساختن درون آن، سنجش ارتفاع مانع با ماه‌تا‌نخستین‌درآمد، و تحلیل جانشین اصلی به‌عنوان دایرکت و تماس تلفنی با دو مزیتش و سه الزام طراحی برای رسیدن به همان حس امنیت.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی با لایسنس‌های CC BY 3.0 و CC BY 2.0 و مالکیت عمومی منتشر شده‌اند؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - خطای بازار تازه
  • - پانزده مانع
  • - مانعِ جنس رابط
  • - انقضای اصطکاک
  • - فرصت یا حکم
  • - محور قیمت
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • ورود به بازار
  • راهبرد محصول
  • مهاجرت کاربر
  • UX
  • ترجمه