سپنتا پویا — طراح محصول

معاملهٔ فریلنسری: چه می‌گیرید و چه می‌دهید
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

فریلنسری (Freelancing) در طراحی چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

فریلنسری معمولاً به‌عنوان «آزادی» فروخته می‌شود. در عمل، معاوضه‌ای است: ثبات را می‌دهید و کنترل را می‌گیرید.

و بیشتر شکست‌های فریلنسری از آنجا می‌آید که یک طرف این معامله جدی گرفته می‌شود و طرف دیگر نه.

تعریف

فریلنسری در طراحی تجربهٔ کاربری یعنی ارائهٔ خدمات طراحی به مشتری‌ها به‌صورت پروژه‌به‌پروژه، به‌جای کار تمام‌وقت برای یک سازمان.

و کارهایش همان کارهاست: پژوهش کاربر، طراحی تعامل، طراحی بصری، و آزمون کاربردپذیری.

چه می‌گیرید

  • - انعطاف زمانی. بی محدودیت نه تا پنج.
  • - انعطاف درآمدی. سقفی وجود ندارد و نرخ را خودتان تعیین می‌کنید.
  • - استقلال مکانی.
  • - رشد پیوسته از راه تنوع پروژه‌ها و صنعت‌ها.
  • - رابطهٔ مستقیم با مشتری، بی واسطه‌های سازمانی.

چه می‌دهید

  • - نبودِ درآمد باثبات.
  • - فشار قیمتی از سوی نیروی ارزان‌تر در جاهای دیگر.
  • - مشتری غیراخلاقی، که کم پیش می‌آید و پیش می‌آید.
  • - خطر فرسودگی، به‌ویژه در سال‌های اول.
  • - پیچیدگی مالیاتی، چون هم‌زمان کارفرما و کارمند خودتان هستید.

و یک نکتهٔ کمتر گفته‌شده: در فریلنسری، همهٔ بخش‌های کسب‌وکار به گردن شماست — فروش، قرارداد، حسابداری، پشتیبانی. طراحی فقط یکی از آن‌هاست.

و ارزش دارد که این را با عدد ببینیم، چون بیشتر فریلنسرهای تازه‌کار نرخشان را طوری حساب می‌کنند که انگار تمام هفته را می‌فروشند.

در عمل، بخش بزرگی از وقت به کارِ بی‌درآمد می‌رود: پیداکردن مشتری، نوشتن پیشنهاد، جلسه‌های اولیه‌ای که به قرارداد نمی‌رسند، حسابداری، و پیگیری پرداخت.

و به‌همین دلیل، نرخ ساعتی شما نباید با حقوق ساعتی یک کارمند مقایسه شود. کارمند برای همهٔ ساعت‌هایش پول می‌گیرد و شما فقط برای بخشی از آن‌ها.

و یک راه سرانگشتی برای دیدن این فاصله: درآمد ماهانهٔ هدفتان را بر ساعت‌هایی تقسیم کنید که واقعاً به مشتری فاکتور می‌شوند، نه بر کل ساعت‌های کاری. عدد نهایی معمولاً غافلگیرکننده است.

معاملهٔ فریلنسری: چه می‌گیرید و چه می‌دهید
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

نرخ

سه پله برای بازار جهانی گزارش شده:

  • - تازه‌کار: ۲۵ تا ۵۰ دلار در ساعت.
  • - میان‌رده: ۵۰ تا ۱۰۰ دلار در ساعت.
  • - باتجربه: ۱۰۰ تا بیش از ۲۰۰ دلار در ساعت.

و میانگین نرخ طراح تجربهٔ کاربری در آپ‌ورک در نیمهٔ دههٔ ۲۰۲۰ حدود ۲۵ تا ۳۹ دلار در ساعت بوده. یعنی پایین‌تر از پلهٔ اول، چون بازار پلتفرم رقابت قیمتی دارد.

و برای مالیات، قاعدهٔ عملی این است: ۲۵ تا ۳۰ درصد درآمد را کنار بگذارید.

و یک عدد دیگر هم هست که به‌اندازهٔ نرخ اهمیت دارد و کمتر حساب می‌شود: کف درآمد ماهانه.

یعنی کمترین مبلغی که با آن ماه می‌گذرد. و دانستنش دو چیز را ممکن می‌کند که بدون آن ممکن نیست: می‌فهمید یک پروژه واقعاً ارزشش را دارد یا نه، و می‌فهمید چند ماه می‌توانید بدون پروژهٔ جدید دوام بیاورید.

و دومی مهم‌تر است، چون ظرفیت «نه» گفتن مستقیم از همان عدد می‌آید. فریلنسری که سه ماه ذخیره دارد، می‌تواند پروژهٔ بد را رد کند. فریلنسری که ندارد، عملاً هر چیزی را قبول می‌کند — و بعد از سر همان پروژه‌های بد فرسوده می‌شود.

مذاکره

یک قاعدهٔ محوری اینجا هست که ارزش کل بخش را دارد.

وقتی مشتری از بودجه حرف می‌زند، سر دامنه و مهلت مذاکره کنید، نه سر قیمت.

و دلیلش ساده است: کم‌کردن قیمت، نرخ شما را برای همیشه بازتعریف می‌کند. کم‌کردن دامنه، فقط این پروژه را کوچک می‌کند.

بقیه‌اش هم مکمل همین است: استاندارد صنعت را بررسی کنید · پیشنهاد روشن و مفصل بدهید · نرخ را با اطمینان بگویید · و موفقیت‌های گذشته و توصیه‌نامه‌ها را بیاورید.

نمونه‌کار

عدد پیشنهادی روشن است: سه تا چهار مطالعهٔ موردی که قصهٔ کامل را از مسئله تا راه‌حل بگویند.

هر کدام باید این‌ها را داشته باشد:

  • - بیان مسئله.
  • - فرایند پژوهش کاربر.
  • - پرسونا و نقشهٔ سفر.
  • - نمونهٔ اولیه و طرح و وایرفریم.
  • - و تصویر محصول نهایی، همراه با سنجه و توصیه‌نامه.

و خطاهای رایجش هم مشخص است:

  • - شلوغ‌کردن نمونه‌کار با کارهای ضعیف‌تر به‌جای گزینش بهترین‌ها.
  • - نشان‌دادن فقط طرح نهایی، بی فرایند حل مسئله.
  • - بی‌توجهی به طراحی خودِ نمونه‌کار به‌عنوان یک ابزار بازاریابی.
  • - ناهماهنگی روایت میان رزومه و نمونه‌کار — مثلاً دو عدد متفاوت برای یک نتیجه.

و رزومهٔ فریلنسری هم یک تا دو صفحه کافی است.

و یک نکته دربارهٔ خودِ مطالعهٔ موردی هم هست که تفاوت زیادی می‌سازد: بخش سختش را حذف نکنید.

بیشتر نمونه‌کارها مسیری بی‌عیب نشان می‌دهند — مسئله، پژوهش، راه‌حل، نتیجه. و همین بی‌عیبی است که باورپذیری‌شان را می‌گیرد، چون هیچ پروژهٔ واقعی این شکلی پیش نمی‌رود.

و آنچه مشتری بالقوه واقعاً می‌خواهد بداند این نیست که شما طرح قشنگی کشیده‌اید. این است که وقتی چیزی خراب شد، چه کردید. محدودیت فنی که نصف طرح را بی‌اعتبار کرد، یافتهٔ پژوهشی که فرض اولیه را رد کرد، ذی‌نفعی که وسط کار نظرش عوض شد.

و نوشتن همین‌ها، شما را از کسی که کار تحویل داده به کسی تبدیل می‌کند که مسئله حل کرده — و دومی است که استخدام می‌شود.

سه نوع مشتری

و یک تقسیم‌بندی عملی هست که در سال اول کار خیلی کمک می‌کند.

مشتری پروژه‌ای یک کار مشخص دارد و بعد از تمام‌شدنش می‌رود. درآمدش قابل‌پیش‌بینی است و تکرارشونده نیست، و بیشترین وقت فروش را می‌گیرد.

مشتری تکرارشونده هر چند ماه برمی‌گردد. هزینهٔ فروشش تقریباً صفر است و ارزش واقعی‌اش هم همین است — نه مبلغ هر پروژه، که نبودِ نیاز به پیداکردن مشتری بعدی.

و مشتری نگه‌دارنده ماهانه مبلغ ثابتی می‌دهد در ازای زمان مشخص. کمترین آزادی را می‌دهد و بیشترین ثبات را — و همان چیزی است که کف درآمد را می‌سازد.

و ترکیب سالم معمولاً این است: یک یا دو نگه‌دارنده که کف را پوشش می‌دهند، و بقیه پروژه‌ای. کسی که فقط پروژه‌ای کار می‌کند، هر ماه از صفر شروع می‌کند. و کسی که فقط نگه‌دارنده دارد، عملاً کارمند چند شرکت است بی هیچ‌کدام از مزایای کارمندی.

تخصص

قاعدهٔ انتخاب تخصص، ترکیب سه چیز است: مهارت و علاقهٔ خودتان · حوزه‌هایی که تقاضا دارند · و نیاز مخاطب هدف.

و توصیهٔ عملی‌اش این است: پیش از تخصصی‌شدن، چند پروژه در حوزه‌های مختلف بگیرید. تخصص را از تجربه انتخاب کنید، نه از حدس.

سه چیزی که از اول باید بنویسید

این بخش افزودهٔ من است، چون بیشتر دعواهای فریلنسری از نبودِ همین سه چیز می‌آید.

  • - تعداد دور بازنگری. از پیش تعیینش کنید. بدون این عدد، پروژه پایان ندارد.
  • - مالکیت اثر. در قرارداد صریح بنویسید حق کپی‌رایت با کیست و توافق عدم‌افشا چه چیزی را می‌پوشاند.
  • - شرط پرداخت. چه‌وقت و در ازای چه چیزی.

و یک قاعدهٔ کلی هم دارد: هر چیزی که در گفت‌وگو توافق شد، همان روز بنویسید و بفرستید. نه به‌عنوان بی‌اعتمادی، بلکه چون حافظهٔ دو نفر بعد از سه ماه یکی نیست.

سه چیزی که از اول باید نوشته شود
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

پنج نشانهٔ پروژه‌ای که نباید قبول کرد

و بخش بزرگی از سلامت کاری یک فریلنسر، نه از پروژه‌هایی که گرفته، که از پروژه‌هایی می‌آید که نگرفته. پنج نشانه هست که تقریباً همیشه درست از آب درمی‌آید.

یک: مشتری نمی‌تواند بگوید موفقیت یعنی چه. پروژه‌ای که معیار پایانش معلوم نیست، پایان هم ندارد.

دو: چند نفر تصمیم‌گیرنده‌اند و هیچ‌کدام مسئول نیستند. اینجا هر بازنگری، بازنگری چند نفر است و هیچ‌کس نمی‌تواند بحث را تمام کند.

سه: بودجه از اول کمتر از چیزی است که کار می‌طلبد، و امید به «جبران در پروژهٔ بعدی» هست. پروژهٔ بعدی معمولاً نمی‌آید، و اگر بیاید با همان نرخ می‌آید.

چهار: پیش از شروع، فوریت غیرعادی هست. عجله‌ای که از خودِ کار نمی‌آید، معمولاً از بی‌برنامگی می‌آید — و بی‌برنامگی در طول پروژه ادامه پیدا می‌کند.

و پنج: مشتری از طراح قبلی بد می‌گوید. گاهی حق دارد. ولی اگر همهٔ همکاری‌های قبلی‌اش بد تمام شده، احتمال اینکه این یکی فرق کند کم است.

و هیچ‌کدام از این پنج‌تا به‌تنهایی دلیل رد‌کردن نیست. ولی دوتا با هم، تقریباً همیشه هست.

در بافت فارسی

یک: پرداخت بین‌المللی سخت‌ترین بخش است. بخش بزرگی از انرژی فریلنسر ایرانی نه صرف طراحی، که صرف رساندن پول به حساب می‌شود.

و این هزینه را باید در نرخ دید، نه در حاشیه. اگر دریافت پول ده درصد وقت و ریسک شما را می‌گیرد، بخشی از قیمت است.

دو: بازار داخلی و خارجی دو کسب‌وکار متفاوت‌اند. نرخ، انتظار، شکل قرارداد، و حتی تعریف «تحویل» فرق می‌کند.

پس تصمیم بگیرید کدام را می‌خواهید و برای همان بسازید. نمونه‌کاری که برای هر دو نوشته شده، معمولاً برای هیچ‌کدام قانع‌کننده نیست.

سه: قرارداد اینجا کمتر رایج است و همین آن را ارزشمندتر می‌کند. بسیاری از پروژه‌ها با یک گفت‌وگو در پیام‌رسان شروع می‌شوند.

و لازم نیست سند حقوقی سنگین بنویسید. یک پیام ساختاریافته که دامنه و مبلغ و مهلت و تعداد بازنگری را بنویسد، بیشتر دعواها را حذف می‌کند.

چهار: تعارف در مذاکرهٔ قیمت گران تمام می‌شود. «هرچقدر خودتان صلاح بدانید» تقریباً همیشه به عددی کمتر از نرخ شما ختم می‌شود.

و همان‌طور که در ارتباط با مدیران ارشد نوشتم، عدد را اول بگویید و بعد توضیح دهید. مقدمه‌چینی پیش از گفتن قیمت، خودش سیگنال تردید است.

پنج: فرسودگی اینجا زودتر می‌آید. بی‌ثباتی درآمد باعث می‌شود فریلنسر هر پروژه‌ای را قبول کند، و رد‌کردن کار وقتی درآمد قطعی نیست، سخت است.

و تنها چیزی که واقعاً کمکش می‌کند، عدد است: بدانید حداقل درآمد ماهانه‌تان چقدر است و چند ماه ذخیره دارید. بدون آن، هر «نه» گفتنی ترسناک می‌ماند.

پنج تفاوت فریلنسری در بافت ایران
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی

  • - فریلنسری یعنی ارائهٔ خدمات طراحی پروژه‌به‌پروژه به‌جای کار تمام‌وقت برای یک سازمان
  • - می‌گیرید: انعطاف زمانی و درآمدی · استقلال مکانی · رشد از تنوع پروژه · و رابطهٔ مستقیم با مشتری
  • - می‌دهید: ثبات درآمد · فشار قیمتی · خطر مشتری غیراخلاقی · فرسودگی · و پیچیدگی مالیاتی — و همهٔ بخش‌های کسب‌وکار به گردن شماست
  • - نرخ جهانی: تازه‌کار ۲۵ تا ۵۰ · میان‌رده ۵۰ تا ۱۰۰ · باتجربه ۱۰۰ تا ۲۰۰+ دلار در ساعت · و ۲۵ تا ۳۰ درصد درآمد را برای مالیات کنار بگذارید
  • - در مذاکره، سر دامنه و مهلت چانه بزنید نه سر قیمت · کم‌کردن قیمت نرخ شما را برای همیشه بازتعریف می‌کند
  • - نمونه‌کار: سه تا چهار مطالعهٔ موردی با قصهٔ کامل از مسئله تا راه‌حل · و رزومه یک تا دو صفحه
  • - تخصص را از تجربه انتخاب کنید نه از حدس · پیش از تخصصی‌شدن چند حوزه را امتحان کنید
  • - سه چیز را از اول بنویسید: تعداد دور بازنگری · مالکیت اثر · و شرط پرداخت
  • - و در فارسی: هزینهٔ دریافت پول بخشی از قیمت است · بازار داخلی و خارجی دو کسب‌وکارند · یک پیام ساختاریافته جای قرارداد را می‌گیرد · تعارف در قیمت گران تمام می‌شود · و بدون عددِ ذخیره، «نه» گفتن ممکن نیست

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Freelancing in UX Design? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف فریلنسری در طراحی تجربهٔ کاربری و فهرست کارهایش، همهٔ مزیت‌های فریلنسر شامل انعطاف زمانی و درآمدی و استقلال مکانی و رشد از تنوع پروژه و رابطهٔ مستقیم با مشتری، همهٔ مخاطره‌ها شامل نبودِ درآمد باثبات و فشار قیمتی نیروی ارزان‌تر و مشتری غیراخلاقی و خطر فرسودگی و پیچیدگی مالیاتی، افتادن همهٔ بخش‌های کسب‌وکار به گردن فریلنسر، هر سه پلهٔ نرخ جهانی و میانگین نرخ آپ‌ورک در نیمهٔ دههٔ ۲۰۲۰، قاعدهٔ کنارگذاشتن ۲۵ تا ۳۰ درصد درآمد برای مالیات، همهٔ رهنمودهای مذاکره از جمله چانه‌زدن بر سر دامنه و مهلت به‌جای قیمت و بررسی استاندارد صنعت و پیشنهاد مفصل و بیان بااطمینان نرخ و آوردن توصیه‌نامه، عدد سه تا چهار مطالعهٔ موردی و همهٔ اجزای هر مطالعهٔ موردی، فهرست خطاهای رایج نمونه‌کار شامل شلوغ‌کردن و نشان‌ندادن فرایند و بی‌توجهی به طراحی خود نمونه‌کار و ناهماهنگی روایت رزومه و نمونه‌کار، طول یک تا دو صفحه‌ای رزومه، رهنمود انتخاب تخصص و توصیهٔ آزمودن چند حوزه پیش از تخصصی‌شدن، و رهنمودهای قرارداد شامل تعیین پیشاپیش تعداد دور بازنگری و صراحت دربارهٔ مالکیت و توافق عدم‌افشا و نگه‌داشتن سابقهٔ مکتوب — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین فریلنسری به‌عنوان معاوضهٔ ثبات با کنترل؛ توضیح اینکه چرا میانگین آپ‌ورک پایین‌تر از پلهٔ اول است؛ استخراج دلیل قاعدهٔ مذاکره یعنی اینکه کم‌کردن قیمت نرخ را برای همیشه بازتعریف می‌کند ولی کم‌کردن دامنه فقط این پروژه را کوچک می‌کند؛ قاعدهٔ «تخصص را از تجربه انتخاب کنید نه از حدس»؛ کل بخش «سه چیزی که از اول باید بنویسید» و قاعدهٔ نوشتن همان‌روزِ توافق‌های شفاهی با استدلال ناهم‌خوانی حافظهٔ دو نفر؛ و کل بخش بافت فارسی شامل دیدن هزینهٔ دریافت پول به‌عنوان بخشی از قیمت، تفکیک بازار داخلی و خارجی به‌عنوان دو کسب‌وکار و نتیجه‌اش برای نمونه‌کار، جایگزینی قرارداد سنگین با یک پیام ساختاریافته، هزینهٔ تعارف در مذاکرهٔ قیمت و قاعدهٔ اول‌گفتن عدد، و پیوند فرسودگی با نداشتن عددِ ذخیره و ناممکن‌شدن «نه» گفتن؛ باز‌کردن تفاوت ساعت فروخته‌شده با ساعت کارشده و راه سرانگشتی تقسیم درآمد هدف بر ساعت‌های واقعاً فاکتورشده؛ معرفی «کف درآمد ماهانه» به‌عنوان عددی هم‌ارز نرخ و پیوندش با ظرفیت «نه» گفتن و با فرسودگی؛ و بخش «سه نوع مشتری» شامل پروژه‌ای و تکرارشونده و نگه‌دارنده، تحلیل ارزش واقعی مشتری تکرارشونده، و پیشنهاد ترکیب سالم میان آن‌ها؛ نکتهٔ حذف‌نکردن بخش سخت در مطالعهٔ موردی و استدلال اینکه بی‌عیبی، باورپذیری را می‌گیرد و آنچه مشتری می‌خواهد بداند نحوهٔ برخورد با خرابی است؛ و بخش «پنج نشانهٔ پروژه‌ای که نباید قبول کرد» شامل نبودِ معیار موفقیت، پراکندگی تصمیم‌گیری، بودجهٔ کم با وعدهٔ پروژهٔ بعدی، فوریت بی‌دلیل، و بدگویی از طراح قبلی، با قاعدهٔ «دوتا با هم»

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - چه می‌گیرید
  • - چه می‌دهید
  • - نرخ
  • - مذاکره
  • - نمونه‌کار
  • - تخصص
  • - سه چیز نوشتنی
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • فریلنسری
  • شغل طراحی
  • نمونه‌کار
  • UX
  • ترجمه