سپنتا پویا — طراح محصول

اصل پارتو: ۲۰٪ علت‌ها و ۸۰٪ نتیجه‌ها، و مسیر مفهوم
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۹ دقیقه

اصل پارتو (Pareto Principle) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

هشتاد درصدِ استفاده از یک محصول، معمولاً روی بیست درصد از ویژگی‌هایش می‌افتد. این جمله ساده است. تصمیمی که از آن گرفته می‌شود ساده نیست.

تعریف

اصل پارتو می‌گوید تقریباً ۸۰٪ نتیجه‌ها از ۲۰٪ علت‌ها بیرون می‌آید. نام دیگرش «قاعدهٔ ۸۰/۲۰» است.

به بیان عملی‌تر: درصد کوچکی از ورودی‌ها یا تلاش‌ها، بیشترِ خروجی‌ها و نتیجه‌ها را می‌سازد.

دو عدد ۸۰ و ۲۰ هم به یک مجموعه اشاره نمی‌کنند. یکی سهمِ علت‌هاست و دیگری سهمِ نتیجه‌ها. جمعشان صد شدن، یک تصادف عددی است، نه بخشی از قاعده.

نکتهٔ مهم‌تر این است که نسبت دقیق، خودش موضوع نیست. چیزی که این اصل توصیف می‌کند، نابرابریِ توزیع است: اثر، یکنواخت پخش نمی‌شود.

در یک محصول واقعی، این نسبت می‌تواند ۷۰/۳۰ باشد یا ۹۵/۵. مهم این است که بدانید توزیع کج است، نه اینکه عدد را حفظ کنید.

یک نکتهٔ منفیِ مهم هم هست. این اصل یک قانون طبیعت نیست و پیش‌بینی هم نمی‌کند. فقط الگویی را توصیف می‌کند که در بسیاری از داده‌ها دیده شده است.

از زمین‌های ایتالیا تا میز طراحی

ویلفردو پارتو، اقتصاددان ایتالیایی، در اواخر قرن نوزدهم متوجه شد که حدود ۸۰٪ زمین‌های ایتالیا در دست ۲۰٪ جمعیت است.

این الگوی توزیع بعدها در حوزه‌های پرشماری هم دیده شد و از یک مشاهدهٔ اقتصادی بیرون آمد.

جوزف جوران، مشاور مدیریت، همان الگو را در مدیریت کیفیت و فضای عمومی کسب‌وکار جا انداخت. از همان مسیر است که این اصل به میز طراحی رسیده.

پس این قاعده از دلِ طراحی محصول بیرون نیامده. یک الگوی آماری وام‌گرفته است — و هر وامی، شرط استفاده دارد.

اصل پارتو: ۲۰٪ علت‌ها و ۸۰٪ نتیجه‌ها، و مسیر مفهوم
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

در طراحی چه می‌گوید

ترجمهٔ این اصل به تجربهٔ کاربری یک جمله است: درصد کوچکی از ویژگی‌ها یا عناصرِ یک محصول، بیشترِ اثرش را می‌سازند.

طراح‌ها چهار کار متفاوت از این جمله می‌خواهند:

  • - ۱. اولویت‌بندی کارآمد: پیداکردن آن ۲۰٪ ویژگی که کاربر ۸۰٪ وقتش را با آن‌ها می‌گذراند. اولویت‌بندی ویژگی‌ها روش‌های سنجیده‌تری هم دارد.
  • - ۲. بالابردن رضایت: گذاشتنِ منابع روی عناصر ضروری و پراثر، به‌جای پخش‌کردن یکنواختشان.
  • - ۳. ساده‌سازی رابط: برداشتن ویژگی‌های غیرضروری و کم‌کردن بار شناختی. اینجا اصل پارتو با اصل کیس هم‌جهت می‌شود.
  • - ۴. روان‌کردن گردش‌کار: بهینه‌سازیِ هدف‌دار به‌جای بهسازی همه‌چیز با هم.

هر چهار مورد یک تصمیم مشترک دارند و آن تصمیم، تصمیمِ نساختن است. اصل پارتو بیشتر از آنکه بگوید چه بسازید، می‌گوید چه چیزی را رها کنید.

یک نمونهٔ مشهورش بازطراحی سایت هتل‌یابِ LateRooms است. تحلیل داده نشان داد ۹۸٫۶٪ کاربران منوی سایت را نادیده می‌گیرند. تیم، طراحی را طوری عوض کرد که جست‌وجو — کارکرد اصلی — برجسته شود، و رضایت کاربر بالا رفت.

سه گام اجرا

یک: شناسایی. عناصر حیاتی را با پژوهش کاربر و تحلیل داده پیدا کنید. این گام، مهم‌ترین و پرخطاترین گام است.

دو: بهینه‌سازی. همان ویژگی‌های پراثر را برای بیشترین سود کاربر صیقل بدهید.

سه: پیراستن. کارکردهای غیرضروری را از محصول بردارید.

در کنار این سه گام، چند عادت کاری هم لازم است:

  • - پژوهش کاربرِ دقیق، پیش از هر حذف.
  • - تصمیم‌گیریِ داده‌محور به‌جای تصمیم‌گیری بر پایهٔ سلیقهٔ جلسه.
  • - طراحی تکرارشونده و آزمون پیوسته، به‌سبک افزایش‌گرایی.
  • - تمرکز بر کاربر، نه بر سادگیِ نمودار داخلی.
  • - همکاری میان تیم‌ها، چون داده و پشتیبانی و طراحی سه تصویر متفاوت از یک محصول دارند.

ترتیب این سه گام هم بی‌دلیل نیست. اگر از گام سوم شروع کنید، حذف را پیش از فهمیدن انجام داده‌اید.

خطای رایج تیم‌ها همین است: جلسه‌ای برای «کم‌کردن شلوغی رابط» گذاشته می‌شود و فهرست حذف، از حافظهٔ حاضرانِ جلسه بیرون می‌آید. آن فهرست، ۲۰٪ نیست؛ سلیقهٔ اتاق است.

محدودیت‌ها

  • - نسبت ۸۰/۲۰ ثابت نیست و بسته به زمینه و مخاطب فرق می‌کند.
  • - زیاده‌روی در به‌کاربستنش، گروه‌های اقلیتِ کاربران را نادیده می‌گذارد.
  • - ساده‌سازی افراطی می‌تواند عناصر ثانویهٔ مهم را قربانی کند.
  • - نیاز کاربر تغییر می‌کند، پس بازبینی منظم لازم است.
  • - پروژه‌های پیچیده لزوماً در قالب تمیزِ ۸۰/۲۰ نمی‌نشینند.

سه مورد اول از یک جنس‌اند. هر سه دربارهٔ چیزی هستند که موقع بریدن، بریده می‌شود.

دو مورد آخر هم یک چیز مشترک می‌گویند: ۸۰/۲۰ یک عکس لحظه‌ای است، نه یک نقشهٔ دائمی. محصول که تغییر کند، فهرست هم تغییر می‌کند.

پس اگر اولویت‌های امسالتان همان اولویت‌های پارسال است، احتمالاً تحلیل تازه‌ای انجام نشده. طراحی پیمانه‌ای افزایشی یک راه است برای اینکه این بازبینی گران تمام نشود.

دنبالهٔ بلندِ توزیع استفاده و کاربرانی که در آن زندگی می‌کنند
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

دنباله، جایی که دسترس‌پذیری زندگی می‌کند

این بخش افزودهٔ من است، چون «نادیده‌گرفتن گروه‌های اقلیت» در فهرست بالا یک سطر است و در عمل مهم‌ترین‌شان.

وقتی ویژگی‌ها را بر پایهٔ میزان استفاده مرتب می‌کنید، نموداری می‌گیرید با یک سرِ بلند و یک دنبالهٔ کشیده. دنباله کوتاه نمی‌شود؛ فقط کم‌ارتفاع می‌شود.

و آن دنباله خالی نیست. کاربر خوانندهٔ صفحه آنجاست. کاربری که فقط با صفحه‌کلید کار می‌کند آنجاست. کاربری که با شبکهٔ کند وارد می‌شود هم آنجاست.

کنارشان یک دستهٔ دیگر هم نشسته است: کارهای کم‌تکرارِ پرهزینه. بازیابی رمز، لغو اشتراک، اعتراض به یک تراکنش، گزارش خطا.

هر کاربر این کارها را شاید سالی یک بار انجام دهد. پس در مجموع داده، فراوانی‌شان ناچیز است. اما هزینهٔ شکستشان ناچیز نیست.

اینجا دو محورِ متفاوت با هم اشتباه گرفته می‌شوند. تکرار یک چیز است و اهمیت چیز دیگری. رویدادنگاری فقط محور اول را اندازه می‌گیرد.

نتیجهٔ عملی روشن است. وقتی دنباله را می‌برید، دربارهٔ تلاش تصمیم نمی‌گیرید؛ دربارهٔ آدم‌ها تصمیم می‌گیرید.

این حرف به‌معنای نساختنِ اولویت نیست. به‌معنای صادق‌بودن دربارهٔ آن است. جملهٔ «این مورد لبه است» در واقع یعنی «این گروه بیرون می‌ماند» — و آن جملهٔ دوم را باید بلند گفت.

دو ترجمهٔ دیگر همین سایت این بحث را کامل می‌کنند: دسترس‌پذیری و طراحی فراگیر.

آن ۲۰٪ را از کجا می‌آورید

این هم افزودهٔ من است، چون گامِ «شناسایی» در عمل جایی است که کار خراب می‌شود.

مسئلهٔ اول، مخرجِ کسر است. ۸۰٪ از چه چیزی؟ ۸۰٪ کلیک‌ها، ۸۰٪ درآمد و ۸۰٪ کارهای تکمیل‌شده، سه فهرست متفاوت به شما می‌دهند.

پس پیش از هر تحلیلی باید معلوم باشد اثر را چطور تعریف کرده‌اید. سنجه‌های تجربهٔ کاربری و سنجه‌های کلیدی عملکرد دقیقاً همین انتخاب را صورت‌بندی می‌کنند.

مسئلهٔ دوم جدی‌تر است. دادهٔ استفاده فقط چیزی را می‌بیند که ساخته شده و پیدا شده است.

ویژگی‌ای که کاربر نمی‌تواند پیدایش کند، آمار استفادهٔ صفر دارد. ویژگی‌ای که کسی نمی‌خواهد هم آمار استفادهٔ صفر دارد. این دو در نمودار یک شکل‌اند و در واقعیت دو چیز کاملاً متفاوت.

اگر بر پایهٔ همین نمودار حذف کنید، مشکل کشف‌پذیری را با حذفِ ویژگی «حل» کرده‌اید. سال بعد همان ویژگی با نام تازه برمی‌گردد.

مسئلهٔ سوم، حلقهٔ بازخوردِ خودتأییدکننده است. هرچه ۲۰٪ برجسته را برجسته‌تر کنید، سهمشان از استفاده بالاتر می‌رود. نمودارِ بعدی حرف شما را تأیید می‌کند، چون شما خودتان آن را ساخته‌اید.

راه بیرون‌آمدن، سه کار ساده است:

  • - پیش از حذف، کشف‌پذیری را آزمایش کنید: اگر کاربر با راهنمایی آن را پیدا و استفاده کرد، مسئله جای دیگری بود.
  • - سنجهٔ دوم بگذارید: کنار فراوانی، هزینهٔ شکست را هم بنویسید.
  • - گزارش پشتیبانی را کنار داده بگذارید: کاری که کم انجام می‌شود و بد کار می‌کند، در تماس‌ها پیداست، نه در نمودار.

و یک یادآوری کوچک: اصل پارتو یک روش اولویت‌بندی نیست. یک مشاهده دربارهٔ توزیع است. روش، چیزی است که شما روی آن می‌سازید.

در بافت فارسی

یک: آن ۲۰٪، در بازار ایران همان ۲۰٪ نیست. ویژگی‌هایی که در محصول جهانی حاشیه‌اند، اینجا مسیر اصلی‌اند.

درگاه بانکی، تقویم شمسی و آدرس‌دهی محلی نمونه‌اند. اگر فهرست اولویتتان را از یک محصول خارجی وام بگیرید، سرِ توزیع را اشتباه می‌گیرید.

دو: دنباله اینجا پهن‌تر است. تنوع دستگاه و شبکهٔ ناپایدار، کاربرِ «شرایط سخت» را از یک اقلیت آماری به گروهی بزرگ تبدیل می‌کند.

عملاً یعنی نسخهٔ سبک و مسیرِ بدون جاوااسکریپت، از جنس دسترس‌پذیری‌اند، نه از جنس تجملات فنی.

سه: گزارش پشتیبانی، مکملِ رویدادنگاری است. بسیاری از تیم‌های ایرانی داده‌ٔ تحلیلی کم‌عمقی دارند، ولی کانال پشتیبانی پرترافیکی دارند.

همان تماس‌های تکراری، بهترین تصویر از دنباله‌اند: مسئلهٔ کم‌تکرارِ پرهزینه آنجا خودش را نشان می‌دهد.

چهار: ۸۰/۲۰ نباید بهانهٔ نساختن دسترس‌پذیری شود. در جلسهٔ فارسی، جملهٔ «کاربر ما خوانندهٔ صفحه ندارد» معمولاً بدون هیچ داده‌ای گفته می‌شود.

و پاسخش یک جمله است: نبودِ داده، دلیلِ نبودِ کاربر نیست. سایتی که با خوانندهٔ صفحه کار نمی‌کند، کاربرِ خوانندهٔ صفحه هم ندارد.

چهار مسئلهٔ اصل پارتو در بافت ایران
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی

  • - اصل پارتو: تقریباً ۸۰٪ نتیجه‌ها از ۲۰٪ علت‌ها بیرون می‌آید
  • - نسبت دقیق موضوع نیست؛ نابرابریِ توزیع موضوع است
  • - ریشه: مشاهدهٔ پارتو دربارهٔ زمین‌های ایتالیا · عمومی‌شدنش به‌دست جوران در مدیریت کیفیت
  • - در طراحی: اولویت‌بندی · تمرکز منابع · ساده‌سازی رابط · روان‌کردن گردش‌کار
  • - سه گام: شناسایی عناصر حیاتی · بهینه‌سازی پراثرها · پیراستن غیرضروری‌ها
  • - محدودیت‌ها: نسبت متغیر · نادیده‌گرفتن اقلیت‌ها · ساده‌سازی افراطی · تغییر نیاز کاربر · پروژه‌های پیچیده
  • - دنباله کوتاه نمی‌شود، کم‌ارتفاع می‌شود — و خوانندهٔ صفحه و صفحه‌کلید و شبکهٔ کند آنجا زندگی می‌کنند
  • - تکرار و اهمیت دو محورند: بازیابی رمز سالی یک بار انجام می‌شود و شکستش کامل است
  • - بریدن دنباله تصمیمی دربارهٔ آدم‌هاست، نه دربارهٔ تلاش
  • - شناسایی ۲۰٪: مخرج کسر را تعریف کنید · کشف‌پذیری را با بی‌میلی اشتباه نگیرید · مراقب حلقهٔ خودتأییدکننده باشید
  • - در فارسی: سرِ توزیع محلی است · دنباله پهن‌تر است · پشتیبانی مکمل داده است · و نبودِ داده دلیلِ نبودِ کاربر نیست

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب Pareto Principle در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف اصل پارتو به‌عنوان اینکه تقریباً ۸۰٪ نتیجه‌ها از ۲۰٪ علت‌ها بیرون می‌آید و نام دیگرش قاعدهٔ ۸۰/۲۰ و صورت‌بندی اینکه درصد کوچکی از ورودی‌ها بیشتر خروجی‌ها را می‌سازد؛ ریشهٔ تاریخی یعنی مشاهدهٔ ویلفردو پارتو در اواخر قرن نوزدهم دربارهٔ در دست بودن حدود ۸۰٪ زمین‌های ایتالیا نزد ۲۰٪ جمعیت و تعمیم بعدی این الگوی توزیع به حوزه‌های دیگر و عمومی‌کردن آن به‌دست جوزف جوران در مدیریت کیفیت و فضای کسب‌وکار؛ کاربردش در تجربهٔ کاربری یعنی اینکه درصد کوچکی از ویژگی‌ها یا عناصر یک محصول بیشتر اثرش را می‌سازند و چهار استفادهٔ طراحان از آن یعنی اولویت‌بندی کارآمد با شناسایی ۲۰٪ ویژگی که کاربر ۸۰٪ وقتش را با آن‌ها می‌گذراند و بالابردن رضایت با تمرکز منابع بر عناصر ضروری و پراثر و ساده‌سازی رابط با حذف ویژگی‌های غیرضروری و کاهش بار شناختی و روان‌کردن گردش‌کار با بهینه‌سازی هدف‌دار؛ سه گام اجرا یعنی شناسایی عناصر حیاتی با پژوهش کاربر و تحلیل داده و بهینه‌سازی ویژگی‌های پراثر و پیراستن کارکردهای غیرضروری؛ نمونهٔ بازطراحی سایت LateRooms و یافتهٔ نادیده‌گرفتن منو به‌دست ۹۸٫۶٪ کاربران و برجسته‌کردن جست‌وجو و بالارفتن رضایت؛ بهترین‌روش‌ها یعنی پژوهش کاربر دقیق و تصمیم‌گیری داده‌محور و طراحی تکرارشونده و آزمون پیوسته و تمرکز بر کاربر و همکاری میان تیم‌ها؛ و پنج محدودیت یعنی متغیر بودن نسبت ۸۰/۲۰ بسته به زمینه و مخاطب و خطر نادیده‌گرفتن گروه‌های اقلیت کاربران در اثر زیاده‌روی و قربانی‌شدن عناصر ثانویهٔ مهم در ساده‌سازی افراطی و لزوم بازبینی منظم به‌دلیل تغییر نیاز کاربر و نانشستن پروژه‌های پیچیده در قالب ۸۰/۲۰ — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ ساده‌نبودن تصمیمی که از یک جملهٔ ساده گرفته می‌شود؛ توضیح اینکه ۸۰ و ۲۰ به یک مجموعه اشاره نمی‌کنند و جمعشان صد شدن یک تصادف عددی است، و اینکه موضوع اصل نابرابری توزیع است نه نسبت دقیق؛ گزارهٔ اینکه نسبت می‌تواند ۷۰/۳۰ یا ۹۵/۵ باشد و آنچه اهمیت دارد کج‌بودن توزیع است، و اینکه این اصل قانون طبیعت نیست و پیش‌بینی نمی‌کند بلکه فقط الگویی دیده‌شده را توصیف می‌کند؛ استدلال دربارهٔ ترتیب سه گام و اینکه شروع از گام سوم یعنی حذف پیش از فهمیدن، به‌همراه خطای رایج جلسهٔ «کم‌کردن شلوغی رابط» و اینکه فهرستِ بیرون‌آمده از حافظهٔ حاضران سلیقهٔ اتاق است نه ۲۰٪؛ گزارهٔ اینکه دو محدودیت آخر یعنی ۸۰/۲۰ یک عکس لحظه‌ای است نه نقشهٔ دائمی و نشانهٔ نبودِ تحلیل تازه یعنی تکرار اولویت‌های پارسال؛ گزارهٔ وام‌گرفته‌بودن این الگو از بیرون طراحی و شرط‌دار بودن هر وام؛ گزارهٔ اینکه هر چهار کاربرد طراحی یک تصمیم مشترک دارند و آن تصمیمِ نساختن است؛ کل بخش «دنباله، جایی که دسترس‌پذیری زندگی می‌کند» شامل تصویر توزیع مرتب‌شده با سرِ بلند و دنبالهٔ کشیده، گزارهٔ اینکه دنباله کوتاه نمی‌شود بلکه کم‌ارتفاع می‌شود، فهرست ساکنان دنباله یعنی کاربر خوانندهٔ صفحه و کاربر صفحه‌کلیدی و کاربر شبکهٔ کند، دستهٔ کارهای کم‌تکرارِ پرهزینه یعنی بازیابی رمز و لغو اشتراک و اعتراض به تراکنش و گزارش خطا، تفکیک محور تکرار از محور اهمیت و اینکه رویدادنگاری فقط اولی را می‌سنجد، و نتیجه‌گیری اینکه بریدن دنباله تصمیمی دربارهٔ آدم‌هاست نه دربارهٔ تلاش و اینکه «این مورد لبه است» یعنی «این گروه بیرون می‌ماند»؛ کل بخش «آن ۲۰٪ را از کجا می‌آورید» شامل مسئلهٔ مخرج کسر و سه فهرست متفاوت از کلیک و درآمد و کار تکمیل‌شده، مسئلهٔ یکسان دیده‌شدن ویژگی پیدانشدنی و ویژگی ناخواسته در دادهٔ استفاده و بازگشت همان ویژگی با نام تازه، حلقهٔ بازخورد خودتأییدکننده در اثر برجسته‌تر کردن ۲۰٪ برجسته، سه راه بیرون‌آمدن یعنی آزمون کشف‌پذیری پیش از حذف و افزودن سنجهٔ هزینهٔ شکست و کنارگذاشتن گزارش پشتیبانی در کنار داده، و یادآوری اینکه پارتو یک مشاهده است نه یک روش اولویت‌بندی؛ و کل بخش بافت فارسی شامل متفاوت‌بودن سرِ توزیع در بازار ایران با مثال درگاه بانکی و تقویم شمسی و آدرس‌دهی محلی، پهن‌تر بودن دنباله به‌دلیل تنوع دستگاه و شبکهٔ ناپایدار و نتیجهٔ عملی‌اش دربارهٔ نسخهٔ سبک و مسیر بدون جاوااسکریپت، نقش گزارش پشتیبانی به‌عنوان مکمل رویدادنگاری در تیم‌های با دادهٔ تحلیلی کم‌عمق، و رد جملهٔ بی‌داده‌ٔ «کاربر ما خوانندهٔ صفحه ندارد» با استدلال اینکه نبودِ داده دلیلِ نبودِ کاربر نیست

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - از زمین‌های ایتالیا تا میز طراحی
  • - در طراحی چه می‌گوید
  • - سه گام اجرا
  • - محدودیت‌ها
  • - دنباله، جایی که دسترس‌پذیری زندگی می‌کند
  • - آن ۲۰٪ را از کجا می‌آورید
  • - در بافت فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • اصل پارتو
  • اولویت‌بندی
  • دسترس‌پذیری
  • UX
  • ترجمه