دستههای پذیرندگان محصول (Adopter Categories) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
یک آزمون ساده برای این مدل: محصولی را نام ببرید که در آن «عقبمانده» هستید. همه میتوانند — و همین یک جمله، مهمترین چیزی است که منبع دربارهٔ این پنج دسته نمیگوید.
تعریف
راجرز در کتاب انتشار نوآوریها (۱۹۶۲) مصرفکنندگان را بر پایهٔ الگوهای رفتاری و ارزشهایشان به پنج دسته تقسیم میکند — به ترتیب سرعت پذیرش:
- - نوآوران (Innovators)
- - پذیرندگان نخستین (Early Adopters)
- - اکثریت پیشرو (Early Majority)
- - اکثریت پیرو (Late Majority)
- - عقبماندگان (Laggards)
و ایدهٔ پایه: محصول تازه وقتی وارد بازار میشود، باید بهترتیب از سوی این دستههای متفاوت پذیرفته شود — و شناخت هر دسته به ساختن پیام درست برای آن دسته کمک میکند.
پنج دسته
- - نوآوران. نخستین خریداران. طبعاً خطرپذیرند و از امکانهای ایدهٔ تازه هیجانزده میشوند. چون محصول در نقطهٔ عرضه گرانتر است، معمولاً وضع مالی بهتری دارند — یا منابعشان را در یک حوزهٔ باریک متمرکز میکنند. اغلب پیوندی با رشتهٔ علمی مربوط دارند و با نوآوران دیگر معاشرت میکنند. و نکتهٔ مهم: با خطری که میپذیرند راحتاند — میدانند بخشی از آنچه میخرند وعدهاش را محقق نمیکند.
- - پذیرندگان نخستین. مؤثرترین افراد هر بازار و صاحب درجهای از رهبری فکری. در شبکههای اجتماعی فعالاند و دربارهٔ محصولاتی که دوست دارند یا ندارند مطلب میسازند. جایگاه اجتماعی نسبتاً بالا، دسترسی مالی بیشتر از دستههای بعد، تحصیلات بالا و نگاه سنجیده به خطر — خطر میپذیرند اما به اندازهٔ نوآوران نه، و پیش از تصمیم اطلاعات بیشتری میخواهند.
- - اکثریت پیشرو. با آغاز جذابیت عمومی محصول میآیند. خطرگریزند و میخواهند مطمئن باشند منابع محدودترشان درست خرج میشود. جایگاه اجتماعی بالاتر از میانگین دارند اما خودشان رهبر فکری نیستند — در تماس با رهبران فکریاند و از نظر آنها برای تصمیم استفاده میکنند.
- - اکثریت پیرو. شکگراتر از سه دستهٔ قبل. منابعشان را فقط به راهحلهای آزمودهشده میدهند. عموماً پول کمتر، جایگاه اجتماعی پایینتر و تماس کمتری با رهبران فکری دارند و خودشان رهبری فکری ارائه نمیکنند.
- - عقبماندگان. آخرین گروه، و رسیدنشان معمولاً نشانهٔ افول محصول است. به شیوههای سنتی ارزش میدهند و بهشدت از تغییر و خطر گریزانند. معمولاً جایگاه اقتصادیاجتماعی پایینتری دارند و کمتر بیرون از حلقهٔ محدود خودشان نظر میگیرند — با این توضیح که بخشی از آنها افراد سالمندی هستند که با فناوری کمتر آشنایند و ممکن است وضع اقتصادی متوسطی داشته باشند.
و منبع خودش یک هشدار میدهد که مهم است: مثل هر تعمیمی، همهٔ اعضای یک دسته با الگوی آن دسته جور نیستند. عقبماندهٔ پردرآمد و تحصیلکرده و خطرپذیر هم وجود دارد، و پذیرندهٔ نخستینِ کمدرآمد هم. این دستهها برای برنامهریزی کلی ورود به بازار مفیدند و نباید برای کلیشهسازی دربارهٔ افراد بهکار روند.
اثرش بر راهبرد پذیرش
منبع نتیجههای عملیاش را بیشتر در سطح بازاریابی میگیرد: نوآوران را باید پیش از عرضه شناسایی و درگیر آزمونهای اولیه کرد (و پژوهش با آنها برای ساخت نمونهٔ اولیه ارزشمند است) · پذیرندگان نخستین را با بینش فنی بیشتر و نگاه پشتصحنه تقویت کرد تا با پیروانشان حرف بزنند · اکثریت پیشرو را با بازاریابی عمومیتر و تکیه بر دهانبهدهان · اکثریت پیرو را با پیشنهاد ویژه و تخفیف در فضای رقابتی · و بازاریابی مستقیم برای عقبماندگان معمولاً توجیه اقتصادی ندارد.
این دستهها ویژگی شخصیت نیستند
این بخش افزودهٔ مترجم است، و بهنظرم بزرگترین سوءبرداشت این مدل را هدف میگیرد. منبع هشدار «کلیشه نسازید» را میدهد و بعد بلافاصله به توصیف اقتصادیاجتماعی برمیگردد: عقبماندگان پول کمتری دارند، اکثریت پیرو جایگاه پایینتری دارد، و همینطور. و این توصیفها یک متغیر موقعیتی را به یک متغیر جمعیتشناختی تبدیل میکنند.
حال آنکه دستهٔ پذیرندگی، موقعیت یک نفر نسبت به یک نوآوری مشخص است، نه صفت او. همان مهندس نرمافزاری که در ابزارهای برنامهنویسی نوآور است، در پرداختهای موبایلی میتواند اکثریت پیرو باشد و در خرید خودکار خواروبار عقبمانده. آزمونش همان جملهای بود که در ابتدا گفتم: هر کسی میتواند محصولی را نام ببرد که در آن عقبمانده است.
و این تفکیک صرفاً نظری نیست؛ دو نتیجهٔ عملی دارد:
- - دسته را باید برای محصول خودتان سنجید، نه از پرسونای عمومی برداشت. «کاربران ما فناوریگریزند» تقریباً همیشه غلط است؛ درستش این است که «کاربران ما در این دسته از محصول دیرپذیرند» — و دلیلش معمولاً تجربهٔ بد قبلی در همان دسته است، نه نگرش.
- - و دیرپذیری اغلب اطلاعات است، نه نقص. کسی که در پرداخت آنلاین دیرپذیر است، احتمالاً یک بار پولش گیر کرده. این یک واقعیت دربارهٔ محصولهای آن دسته است، نه دربارهٔ او.
شکافی که منبع نامش را نمیبرد
این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع این پنج دسته را یک توالی هموار نشان میدهد: محصول از نوآوران به عقبماندگان میرسد و در هر گام بازاریابی را عوض میکنید. اما مهمترین چیزی که دربارهٔ این منحنی میدانیم این است که یک جای آن هموار نیست: گذار از پذیرندگان نخستین به اکثریت پیشرو. جفری مور در Crossing the Chasm (۱۹۹۱) این را «شکاف» نامید، و منبع اصلاً به آن اشاره نمیکند.
و علتش را میشود در یک جمله گفت: این دو دسته بر پایهٔ چیزهای متفاوتی تصمیم میگیرند.
- - پذیرندهٔ نخستین بر پایهٔ امکان میخرد. میبیند این چیز میتواند چه بشود و همان کافی است. ناتمامبودن محصول برایش هزینه نیست؛ بخشی از جذابیت است.
- - اکثریت پیشرو بر پایهٔ مرجع میخرد. پرسشش این است: «چه کسی مثل من این را استفاده میکند و برایش جواب داد؟» — و در لحظهٔ گذار، هیچکسی مثل او وجود ندارد که مرجع باشد. تنها کسانی که استفاده میکنند، دقیقاً آن دستهای هستند که او خودش را شبیهشان نمیداند.
پس شکاف یک مسئلهٔ بازاریابی نیست؛ ساختاری است. و راه عبورش هم بیشتر ویژگی ساختن نیست، ساختن مرجع است — یعنی حل کامل مسئلهٔ یک بخش باریک بازار، بهطوریکه در آن بخش، مرجع در دسترس همه باشد. دو نتیجهٔ عملی:
- - اکثریت پیشرو راهحل تمام میخواهد، نه قطعه. نوآور با قطعه هم کار میکند چون بقیهاش را خودش میسازد. اکثریت پیشرو نمیسازد. اگر محصول شما برای کاملشدن به دو ابزار دیگر نیاز دارد، از شکاف عبور نمیکند.
- - و بازخورد نوآوران، در این نقطه، گمراهکنندهترین دادهٔ ممکن است. آنها از شما ویژگی و تنظیمپذیری بیشتر میخواهند — و دقیقاً همان چیزها عبور از شکاف را سختتر میکنند.
منحنی پذیرش، جدول زمانی تضادهای طراحی است
این بخش هم افزودهٔ مترجم است و از نکتهٔ آخر بالا درمیآید. منبع نتیجهٔ عملی این مدل را در سطح پیام میگیرد: برای هر دسته پیام دیگری بسازید. اما بهنظرم نتیجهٔ مهمترش در سطح محصول است: هر دسته محصول متفاوتی میخواهد، و خواستههایشان با هم در تضادند.
- - نوآور توانمندی میخواهد و لبهٔ ناهموار را تحمل میکند. تنظیمپذیری، دسترسی به جزئیات، سرعت بر ایمنی.
- - پذیرندهٔ نخستین دلیل روایتکردنی میخواهد. چیزی که بشود دربارهٔ آن نوشت — یعنی یک تمایز روشن، نه صرفاً یک محصول خوب.
- - اکثریت پیشرو دلیل عوضکردن میخواهد و مسیر مهاجرت. او از هیچجا نمیآید؛ از راهحل فعلیاش میآید — و آوردن دادهها و عادتهایش، خودش نیمی از کار است.
- - و اکثریت پیرو میخواهد چیزی یاد نگیرد. کمترین تصمیم، کمترین تنظیم، آشناترین شکل ممکن.
و تضاد اصلی همینجاست: همان تنظیمپذیریای که نوآور را جذب میکند، همان چیزی است که اکثریت پیرو را میپراند. پس منحنی پذیرش را میشود اینطور خواند: نه فهرست مخاطبان، بلکه جدول زمانی تصمیمهای طراحی. و شکست کلاسیک هم روشن است: عرضهٔ محصولِ نوآوران به اکثریت پیشرو، بیآنکه چیزی ساده شده باشد — چون تیم بازخوردی که میشنود از نوآوران است و آنها هیچوقت نمیگویند «سادهترش کن».
راه عملیاش هم دو چیز است: پیشفرضها را برای دستهٔ بعدی تنظیم کنید و توانمندی را در لایهٔ دوم نگه دارید — همان الگوی آشکارسازی تدریجی. و سنجهٔ پیچیدگی داشته باشید: تعداد تصمیمهایی که کاربر تازه برای رسیدن به نخستین نتیجه باید بگیرد. اگر این عدد در هر نسخه بالا میرود، در حال دورشدن از شکافید.
عقبماندگان، گزارش خطای مهاجرتاند
این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع میگوید رسیدن عقبماندگان نشانهٔ افول است و بازاریابی برایشان توجیه اقتصادی ندارد — و بعد رهایشان میکند. اما از منظر طراحی، این دسته چیز دیگری است: گروهی که مقاومتش معمولاً دربارهٔ چیزی درست است.
چون آنها به «آزمودهشده» ارزش میدهند، مقاومتشان به هزینههای واقعی اشاره میکند که دستههای قبلی از سرشان گذشتند:
- - هزینهٔ واقعی جابهجایی. دادهای که باید منتقل شود، عادتی که باید عوض شود، مهارتی که بیارزش میشود.
- - خطر واقعی ازدسترفتن. کسی که سالها یک شیوه را بهکار برده، حق دارد بپرسد اگر این کار نکرد چه میشود.
- - و ارزش واقعی عادت. راه فعلی، هرچند ناکارآمد، قابل پیشبینی است — و پیشبینیپذیری خودش یک ویژگی است.
پس پیشنهادم این است: مقاومت این دسته را بهعنوان گزارش خطای مهاجرت بخوانید، نه بهعنوان نگرش. و یک تصحیح دیگر: آن جمله دربارهٔ «سالمندانی که با فناوری آشنا نیستند» معمولاً بدفهمی است. آن مانع، دیرپذیری نیست؛ اغلب دسترسپذیری است (اندازهٔ قلم، تباین، هدف لمسی) یا ناهمخوانی مدل ذهنی. و اگر مانع دسترسپذیری را زیر عنوان «نگرش» بایگانی کنید، هیچوقت رفعش نمیکنید — چون مسئله را در جای اشتباهی گذاشتهاید.
در بافت فارسی: مانع سخت، نه شکگرایی
این بخش هم افزودهٔ مترجم است و سه نکته دارد.
یک: جمعیت نوآوران ما بهطور غیرعادی متمرکز است. در بازار ما کانال رسیدن به نوآوران نه رسانهٔ فناوری است و نه رویداد؛ چند کانال تلگرامی و توییتر است. نتیجه این است که نخستین بازخوردهایی که تیم میشنود از جمعیتی میآید که در سن، شهر، سواد دیجیتال و حتی جنسیت بهشدت همشکل است — و تیم آن را «بازار» میفهمد. قاعدهٔ ساده: بازخورد نوآوران را برای تصمیم دربارهٔ توانمندی بهکار ببرید، نه برای تصمیم دربارهٔ سادگی.
دو: مرجعی که اکثریت پیشرو میخواهد، سایت نقد نیست؛ یک آشناست. سازوکار عبور از شکاف در بازار ما دهانبهدهان خانوادگی و همکاری است — و این یعنی اهرم طراحی، قابلانتقالبودن گواه است: رسیدی که بشود فوروارد کرد، پیگیریای که بینصبکردن اپ برای طرف مقابل کار کند، معرفیای که بی حسابسازی طرف دوم معنا داشته باشد. هر جای محصول که برای دیدهشدن نیاز به نصب دارد، یک پله از عبور از شکاف را از دست دادهاید.
سه: و مهمترین نکته — مانع اکثریت پیرو در بازار ما معمولاً شکگرایی نیست، مانع سخت است. منبع این دسته را با «شکگرا و خطرگریز» توصیف میکند، که در بافت ما اغلب دقیق نیست. مانع واقعی اینهاست:
- - گوشی ارزان و حافظهٔ پر. اپ ۹۰ مگابایتی نصب نمیشود؛ این نگرش نیست، فضای خالی است.
- - اینترنت بیکیفیت. جریانی که با قطعشدن وسط کار از اول شروع میشود، برای این دسته یعنی «کار نمیکند».
- - نداشتن کارت یا حساب مناسب آن درگاه.
- - و انجامدادن کار بهجای شخص دیگر. قبض پدر، بیمهٔ مادر، خرید برای همسایه. این الگو در بازار ما بسیار رایج است و تقریباً هیچ محصولی برایش طراحی نمیشود — در حالی که پشتیبانی از آن، مستقیماً همان دستهٔ دیرپذیر را وارد میکند.
و از این یک فهرست کوتاه درمیآید که بهنظرم مؤثرترین کار برای رسیدن به اکثریت پیرو در بازار ما است: نسخهٔ سبک یا وب که بدون نصب کار کند · تحمل قطع اتصال و ادامه از همانجا · امکان انجام کار برای شخص دیگر · و یک راه جایگزین غیراپ (شعبه، تماس، پیامک) که در پیامها پنهان نشده باشد. هیچکدام از این چهار قلم «پیام بازاریابی» نیست؛ همهشان تصمیم طراحیاند — که همان حرف اصلی این نوشته است.
جمعبندی
- - راجرز (۱۹۶۲) پذیرندگان را به پنج دسته تقسیم میکند: نوآوران، پذیرندگان نخستین، اکثریت پیشرو، اکثریت پیرو، و عقبماندگان.
- - نوآوران خطرپذیرند و با شکست راحتاند؛ پذیرندگان نخستین رهبران فکریاند؛ اکثریت پیشرو از نظر رهبران فکری استفاده میکند؛ اکثریت پیرو فقط راهحل آزموده میخواهد؛ و عقبماندگان به سنت ارزش میدهند.
- - این دستهها موقعیت یک نفر نسبت به یک نوآوریاند، نه صفت او — و هر کسی میتواند محصولی را نام ببرد که در آن عقبمانده است.
- - گذار از پذیرندگان نخستین به اکثریت پیشرو هموار نیست: اولی بر پایهٔ امکان میخرد و دومی بر پایهٔ مرجع، و در آن لحظه مرجعی وجود ندارد. راه عبور، حل کامل مسئلهٔ یک بخش باریک است.
- - هر دسته محصول متفاوتی میخواهد نه پیام متفاوتی، و خواستههایشان در تضادند — پس منحنی پذیرش را بهعنوان جدول زمانی تصمیمهای طراحی بخوانید.
- - بازخورد نوآوران برای تصمیم دربارهٔ سادگی گمراهکننده است، چون هیچوقت نمیگویند سادهترش کن.
- - مقاومت عقبماندگان معمولاً گزارش خطای مهاجرت است: هزینهٔ جابهجایی، خطر ازدسترفتن، و ارزش پیشبینیپذیری.
- - و در بافت ما مانع اکثریت پیرو شکگرایی نیست: گوشی ارزان، اینترنت بیکیفیت، نداشتن کارت مناسب، و انجام کار بهجای شخص دیگر.
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Adopter Categories for New Products? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF) و مقالهٔ همراهش Understanding Early Adopters and Customer Adoption Patterns. مفاهیم پایه — تقسیم مصرفکنندگان به پنج دسته بر پایهٔ الگوی رفتاری و ارزشها و ترتیب سرعت پذیرش، شرح تفصیلی هر پنج دسته شامل خطرپذیری و وضع مالی و پیوند علمی و راحتی نوآوران با شکست، رهبری فکری و جایگاه اجتماعی و تصمیم سنجیدهتر پذیرندگان نخستین، خطرگریزی و اتکای اکثریت پیشرو به نظر رهبران فکری، شکگرایی و ترجیح راهحل آزموده در اکثریت پیرو، و ارزشگذاری سنت و گریز از تغییر در عقبماندگان بههمراه اشاره به سالمندان کمآشنا با فناوری، هشدار منبع دربارهٔ تعمیمنداشتن این دستهها به همهٔ افراد و پرهیز از کلیشهسازی، دلالتهای راهبردی برای هدفگیری هر دسته از شناسایی پیش از عرضهٔ نوآوران تا بیتوجیهبودن بازاریابی مستقیم برای عقبماندگان، و تفکیک بهبود تدریجی از نوآوری برانداز — از این منبع گرفته شده. منبع به Everett M. Rogers، Diffusion of Innovations (1962) و به Larry Marine و Alan Dix ارجاع میدهد. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: آزمون آغازین «محصولی را نام ببرید که در آن عقبماندهاید»؛ کل بخش «این دستهها ویژگی شخصیت نیستند» شامل نقد تبدیل متغیر موقعیتی به متغیر جمعیتشناختی در توصیفهای منبع، صورتبندی دسته بهعنوان موقعیت نسبت به یک نوآوری مشخص، و دو نتیجهٔ سنجش دسته برای محصول خودتان و خواندن دیرپذیری بهعنوان اطلاعات؛ کل بخش «شکافی که منبع نامش را نمیبرد» شامل معرفی شکاف مور (۱۹۹۱) که در منبع غایب است، تحلیل علتش بر پایهٔ تفاوت «خرید بر پایهٔ امکان» و «خرید بر پایهٔ مرجع»، و دو نتیجهٔ لزوم راهحل تمام و گمراهکنندهبودن بازخورد نوآوران در این نقطه؛ کل بخش «جدول زمانی تضادهای طراحی» شامل انتقال دلالت مدل از سطح پیام به سطح محصول، چهار خواستهٔ متضاد دستهها، تشخیص تضاد اصلی میان تنظیمپذیری و سادگی، تشخیص شکست کلاسیک، و دو راه عملی آشکارسازی تدریجی و سنجهٔ شمارش تصمیمهای پیش از نخستین نتیجه؛ کل بخش «عقبماندگان گزارش خطای مهاجرتاند» شامل بازخوانی مقاومت این دسته بهعنوان اشاره به هزینهٔ واقعی جابهجایی و خطر ازدسترفتن و ارزش پیشبینیپذیری، و تصحیح بدفهمی «سالمندان کمآشنا» بهعنوان مسئلهٔ دسترسپذیری و مدل ذهنی نه نگرش؛ و کل بخش بافت فارسی شامل تحلیل تمرکز غیرعادی جمعیت نوآوران در بازار ما و قاعدهٔ استفادهٔ محدود از بازخوردشان، صورتبندی مرجع بهعنوان آشنا و اهرم قابلانتقالبودن گواه، و فهرست چهار مانع سخت (گوشی ارزان، اینترنت بیکیفیت، نداشتن کارت مناسب، انجام کار بهجای دیگری) با چهار تصمیم طراحی متناظرش.
تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی (با لایسنسهای CC BY 2.0 و CC BY-SA 3.0 و استفادهٔ منصفانه) اینجا بازتولید نشدهاند و در مطلب اصلی قابل مشاهدهاند.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
دستههای پذیرندگان