سپنتا پویا — طراح محصول

دینامیک قدرت در کارگاه هم‌آفرینی و سازوکارهایی که آن را مهار می‌کنند
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

هم‌آفرینی (Co-Creation) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

در فهرست آفت‌های هم‌آفرینی که منبع می‌آورد، دو مورد کنار هم نشسته‌اند: نادیده‌گرفتن دینامیک قدرت و غلبهٔ بعضی صداها. و بعد مقاله می‌گذرد و چیزی دربارهٔ اینکه با آن‌ها چه باید کرد نمی‌گوید.

به‌نظر من همان دو مورد، کل ماجرا هستند. یک کارگاه هم‌آفرینی معمولاً به‌دلیل بدیِ روش شکست نمی‌خورد؛ به این دلیل شکست می‌خورد که در اتاق، همه به حرف کسی گوش می‌کنند که حقوق بیشتری می‌گیرد.

تعریف و مرزها

هم‌آفرینی در برابر همکاری و پژوهش کاربر: چه کسی در اتاق است و چه چیزی تغییر می‌کند
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

هم‌آفرینی عبارت است از همکاری با سایر ذی‌نفعان برای هدایت فرایند طراحی؛ مشارکت‌کنندگانی با نقش‌های متفاوت هم‌راستا می‌شوند و بینش‌های متنوع می‌آورند — معمولاً در کارگاه‌هایی که تسهیل‌گر دارند.

  • - در برابر همکاری: همکاری درون تیم‌های اصلی و به‌سوی هدف مشترک رخ می‌دهد. هم‌آفرینی «از هستهٔ فشردهٔ تیم‌ها فراتر می‌رود» و ذی‌نفعان گسترده‌تری — کارکنان صف اول، مشتریان — را وارد می‌کند که فعالانه در تولید ایده و ساخت نمونهٔ اولیه و تصمیم‌گیری شکل می‌دهند.
  • - در برابر پژوهش کاربر: هم‌آفرینی «عمیق‌تر از پژوهش کاربر» است؛ بحث بر سر ساختن فرهنگی است که در آن تیم طراحی و ذی‌نفعان راحت با هم گرده‌افشانی کنند.

تفاوت عملی‌اش را می‌شود با یک پرسش سنجید: در پژوهش کاربر، کاربر داده می‌دهد؛ در هم‌آفرینی، کاربر پیشنهاد می‌دهد. اولی را شما تفسیر می‌کنید، دومی را باید با آن دست‌وپنجه نرم کنید — و همین است که هم‌آفرینی را سخت‌تر و پرریسک‌تر می‌کند.

پنج مرحله

  • - ۱. کشف و پژوهش — شناسایی ذی‌نفعان و گردآوری بینش.
  • - ۲. ایده‌پردازی و توسعهٔ مفهوم — کارگاه و هم‌فکری.
  • - ۳. نمونه‌سازی و آزمون — نقشهٔ سفر، ماکت، برنامهٔ آزمایشی.
  • - ۴. تکرار و پالایش بر پایهٔ بازخورد.
  • - ۵. پیاده‌سازی و ارزیابی — عرضه و پایش مستمر.

چه کسانی، با چه روش‌هایی

مشارکت‌کنندگان می‌توانند طراحان، ذی‌نفعان چند دپارتمان، کارکنان صف اول، کارکنان پشت‌صحنه، مشتریان، خبرگان حوزه، و مدیران ارشد باشند. و روش‌هایی که منبع نام می‌برد گسترده است: کارگاه تسهیل‌شده، نوشتار طوفانی (با این تأکید که از هم‌فکری شفاهی بهتر است)، طرح‌زنی، نقشهٔ زیست‌بوم، نقشهٔ هم‌دلی، نقشهٔ سفر مشتری، طرح‌نمای خدمت، صحنه‌آرایی خدمت، نمونه‌سازی، تکنیک پنج چرا، بازی‌های بدیهه‌سازی برای گرم‌کردن، بوم مدل کسب‌وکار و بوم ارزش پیشنهادی، پژوهش مردم‌نگارانه، ساخت پرسونا و اوریگامی کسب‌وکار.

و برای تسهیل کارگاه، چارچوبی دوازده‌گامی پیشنهاد می‌کند: مرور موضوع، تعیین اهداف، انتخاب افراد مرتبط، فهرست‌کردن خروجی‌های ملموس، تعیین زمان و مکان، برنامه‌ریزی از آخر به اول، تفصیل فعالیت هر بخش، گرم‌کردن با بازی، استفاده از نوشتار طوفانی به‌جای هم‌فکری، طرح‌زنی ایده‌ها، اشتراک ایده‌ها، و مدیریت زمان.

چه به‌دست می‌آید

  • - برای کسب‌وکار: کاهش حدس‌وگمان، تطابق بهتر با نیاز کاربر، بالارفتن رضایت و وفاداری، کاهش ریسک توسعه با ورود زودهنگام کاربر، و نوآوری از منظرهای تازه.
  • - برای کاربر: داشتن صدا در شکل‌دادن محصول، تجربهٔ شهودی‌تر و مرتبط‌تر، و حس مالکیت و طرفداری.

و برای سنجش موفقیت: نظرسنجی و مصاحبهٔ رضایت، تحلیل بهبود خدمت (نرخ تکمیل کار، کاهش خطا، دسترس‌پذیری)، پایش شاخص‌هایی مثل نگه‌داشت مشتری و نرخ تبدیل و کارایی عملیاتی، و مشاهدهٔ سازگاری بلندمدت.

منبع پژوهشی از PwC نقل می‌کند: ۳۲ درصد مشتریان پس از تنها یک تجربهٔ بد، خرید از برندی که دوستش دارند را قطع می‌کنند — و در برابر، حاضرند تا ۱۶ درصد بیشتر برای تجربهٔ خوب بپردازند.

آفت‌ها

  • - وارد‌نکردن ذی‌نفعان درست، و نبود اهداف روشن
  • - نادیده‌گرفتن دینامیک قدرت
  • - نمونه‌سازی و آزمون‌نکردن زودهنگام، و عمل‌نکردن به بازخورد
  • - تضاد اولویت‌ها میان ذی‌نفعان
  • - سوگیری و غلبهٔ بعضی صداها
  • - توازن نوآوری با امکان‌پذیری
  • - تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، و دشواری مدیریت بازخورد

دینامیک قدرت: تنها چیزی که واقعاً تعیین‌کننده است

این بخش افزودهٔ مترجم است. منبع دو آفت بالا را نام می‌برد و رهایشان می‌کند، در حالی که همهٔ سازوکارهای پیشنهادی‌اش — از جمله آن توصیهٔ به‌ظاهر جزئی دربارهٔ «نوشتار طوفانی به‌جای هم‌فکری» — در واقع پاسخ‌هایی به همین مسئله‌اند. فقط این را نمی‌گوید.

سازوکار مشکل ساده است: در هر اتاقی که آدم‌هایی با قدرت نامتقارن نشسته‌اند، اولین نظری که از سوی صاحب قدرت گفته می‌شود، فضای بحث را تعطیل می‌کند. نه به این دلیل که کسی می‌ترسد، بلکه به این دلیل که مخالفت هزینهٔ اجتماعی دارد و سود روشنی ندارد. این همان سوگیری همرنگی است، اما با سوخت اضافه.

و چون مسئله ساختاری است، راه‌حلش هم باید ساختاری باشد نه اخلاقی. «همه راحت باشند و آزادانه حرف بزنند» یک آرزوست، نه یک سازوکار. اینها سازوکارند:

  • - اول بنویسید، بعد حرف بزنید. دلیل واقعی برتری نوشتار طوفانی همین است: وقتی همه ایده‌هایشان را پیش از شنیدن دیگران روی کاغذ آورده باشند، آن ایده‌ها دیگر قابل سرکوب نیستند — چون از قبل وجود دارند.
  • - ترتیب صحبت را از پایین به بالا بچینید. جوان‌ترین و تازه‌ترین عضو اول، ارشدترین آخر. این یک تغییر رایگان است و بیشترین اثر را دارد.
  • - مدیر ارشد را وادار کنید آخر حرف بزند — و بهتر از آن، به او نقش «پرسنده» بدهید نه «نظردهنده». اگر می‌خواهد نظر بدهد، بگذارید کتبی و هم‌زمان با بقیه بدهد.
  • - ورودی را بی‌نام کنید در هر جایی که ممکن است، به‌ویژه هنگام رأی‌گیری و اولویت‌بندی.
  • - تسهیل‌گر را از تیمی بیاورید که مالک نتیجه نیست. تسهیل‌گری که خودش در خروجی منفعت دارد، ناخواسته بحث را به سمت پاسخی که می‌خواهد هدایت می‌کند — و کسی هم این را به او نمی‌گوید.
  • - کارکنان صف اول را از مدیرانشان جدا کنید. این مهم‌ترین مورد است و کمتر از همه انجام می‌شود: کارمند پشت باجه در حضور مدیرش نمی‌گوید کدام بخش فرایند مسخره است.

و آزمونی برای اینکه بفهمید کارگاه واقعی بود یا نمایش

کارگاه هم‌آفرینی واقعی در برابر کارگاهی که فقط توافق تولید می‌کند
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و به‌نظرم لازم‌ترین بخش این مقاله. هم‌آفرینی یک آسیب‌پذیری خاص دارد: می‌تواند به ابزاری برای تولید رضایت نسبت به تصمیمی که از قبل گرفته شده تبدیل شود. و از بیرون، تشخیصش از نسخهٔ واقعی تقریباً ناممکن است — همان اتاق، همان کاغذهای رنگی، همان عکس پایان کارگاه.

یک آزمون تک‌سؤالی این را روشن می‌کند: آیا در نتیجهٔ این کارگاه، تصمیمی که از قبل گرفته شده بود عوض شد؟

اگر پاسخ «نه» است، آن جلسه هم‌آفرینی نبود؛ جلسهٔ اطلاع‌رسانی بود که شکل کارگاه داشت. و این از یک جلسهٔ اطلاع‌رسانی صادقانه بدتر است، چون به مشارکت‌کنندگان وعدهٔ تأثیرگذاری داده و نگه نداشته — و بار دوم که دعوتشان کنید، می‌دانند.

سه نشانهٔ هشدار که می‌شود پیش از جلسه دید:

  • - خروجی‌های ملموس از قبل مشخص‌اند. گام چهارم چارچوب دوازده‌گامی می‌گوید خروجی‌ها را فهرست کنید، و این درست است — اما فرق است بین «خروجی: سه مفهوم اولیه» و «خروجی: تأیید مفهوم الف».
  • - هیچ گزینه‌ای روی میز نیست که سازمان از آن ناخوشحال شود. اگر همهٔ مسیرهای ممکن به‌طور اتفاقی با برنامهٔ فعلی سازگارند، فضای ایده از قبل بسته شده.
  • - کسی مسئول اجرای بازخورد نیست. اگر پس از جلسه هیچ‌کس نامش کنار هیچ تصمیمی نیست، بازخورد جمع‌آوری شده تا آرشیو شود.

و یک نکتهٔ محلی که ارزش گفتن دارد: در سازمان‌هایی که سلسله‌مراتب و ارشدیت وزن اجتماعی پررنگی دارد — که بخش بزرگی از سازمان‌های ما را شامل می‌شود — توصیهٔ «نوشتار طوفانی به‌جای هم‌فکری» یک ترجیح سلیقه‌ای نیست، تفاوت میان کارگاه و تشریفات است. در فرهنگی که مخالفت علنی با فرد ارشد پرهزینه است، هر روشی که به شفاهی‌بودن و نوبت‌گرفتن تکیه کند، عملاً نظر یک نفر را چند بار می‌شنود.

و درست به همین دلیل، تفاوت‌های «فرهنگی و زبانی» که منبع در فهرست آفت‌ها می‌آورد را نباید فقط به معنای زبان مشترک خواند. تفاوت فرهنگی در نحوهٔ مخالفت‌کردن، از تفاوت در واژگان مهم‌تر است.

جمع‌بندی

  • - هم‌آفرینی همکاری با ذی‌نفعان گسترده‌تر برای هدایت فرایند طراحی است، معمولاً در کارگاه تسهیل‌شده — فراتر از همکاری درون‌تیمی و عمیق‌تر از پژوهش کاربر.
  • - تفاوت عملی‌اش: در پژوهش کاربر، کاربر داده می‌دهد؛ در هم‌آفرینی، پیشنهاد می‌دهد.
  • - پنج مرحله دارد از کشف تا پیاده‌سازی و ارزیابی، و چارچوب دوازده‌گامی برای تسهیل کارگاه.
  • - منفعتش برای کسب‌وکار کاهش حدس و ریسک است و برای کاربر داشتن صدا و حس مالکیت؛ و ۳۲ درصد مشتریان پس از یک تجربهٔ بد می‌روند، در حالی که تا ۱۶ درصد بیشتر برای تجربهٔ خوب می‌پردازند.
  • - منبع «نادیده‌گرفتن دینامیک قدرت» و «غلبهٔ بعضی صداها» را در فهرست آفت‌ها می‌آورد اما بازشان نمی‌کند — در حالی که همهٔ سازوکارهای پیشنهادی‌اش پاسخ به همین‌اند.
  • - راه‌حل ساختاری است نه اخلاقی: اول بنویسید بعد حرف بزنید، ترتیب صحبت از پایین به بالا، مدیر ارشد آخر و در نقش پرسنده، ورودی بی‌نام، تسهیل‌گر از تیم بی‌منفعت، و جداکردن کارکنان صف اول از مدیرانشان.
  • - و آزمون واقعی‌بودن کارگاه یک سؤال است: آیا تصمیمی که از قبل گرفته شده بود عوض شد؟ اگر نه، آن جلسه اطلاع‌رسانی بود با شکل کارگاه — و از اطلاع‌رسانی صادقانه بدتر.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Co-Creation? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف هم‌آفرینی به‌عنوان همکاری با ذی‌نفعان برای هدایت فرایند طراحی در کارگاه‌های تسهیل‌شده، تفکیک آن از همکاری درون‌تیمی و از پژوهش کاربر، ویژگی‌های هم‌راستایی و گرده‌افشانی و رویکرد چابک و بنیان تفکر طراحی و فرهنگ‌سازی، پنج مرحلهٔ کشف و ایده‌پردازی و نمونه‌سازی و تکرار و پیاده‌سازی، فهرست مشارکت‌کنندگان و فهرست بلند روش‌ها شامل نوشتار طوفانی و نقشهٔ زیست‌بوم و طرح‌نمای خدمت و پنج چرا و بوم مدل کسب‌وکار و اوریگامی کسب‌وکار، چارچوب دوازده‌گامی تسهیل کارگاه، منافع برای کسب‌وکار و کاربر، فهرست آفت‌ها شامل نادیده‌گرفتن دینامیک قدرت و غلبهٔ بعضی صداها و تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، روش‌های سنجش موفقیت، و آمار PwC دربارهٔ ۳۲ درصد و ۱۶ درصد — از این منبع گرفته شده. منبع به Frank Spillers، David Bill، Kendra Shimmell و Hina Hashmi و به کتاب‌های The Art of Co-Creation از Hämäläinen & Karjalainen و Brave Together از Deaver & Clawson و مقالهٔ Wetter-Edman et al. (2014) ارجاع می‌دهد. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی تفاوت هم‌آفرینی و پژوهش کاربر به‌صورت «داده در برابر پیشنهاد»؛ کل بخش «دینامیک قدرت» شامل این استدلال که منبع دو آفت مربوط را نام می‌برد اما بازشان نمی‌کند در حالی که سازوکارهای پیشنهادی‌اش پاسخ به همان‌هاست، تحلیل مکانیسم تعطیل‌شدن بحث پس از اولین نظر صاحب قدرت و پیوندش با سوگیری همرنگی، و شش سازوکار ساختاری (نوشتن پیش از گفتن به‌عنوان دلیل واقعی برتری نوشتار طوفانی، ترتیب صحبت از پایین به بالا، نقش پرسنده برای مدیر ارشد، بی‌نام‌کردن ورودی، آوردن تسهیل‌گر از تیم بی‌منفعت، و جداکردن کارکنان صف اول از مدیرانشان)؛ و کل بخش «آزمونی برای اینکه بفهمید کارگاه واقعی بود یا نمایش» شامل تشخیص آسیب‌پذیری هم‌آفرینی نسبت به تولید رضایت برای تصمیم از پیش گرفته‌شده، آزمون تک‌سؤالی تغییر تصمیم، استدلال بدتربودن آن از جلسهٔ اطلاع‌رسانی صادقانه، سه نشانهٔ هشدار پیش از جلسه، و تحلیل محلی دربارهٔ وزن ارشدیت و اینکه توصیهٔ نوشتار طوفانی در چنین بافتی ترجیح سلیقه‌ای نیست، به‌همراه بازخوانی «تفاوت فرهنگی» به‌معنای تفاوت در نحوهٔ مخالفت‌کردن.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصویر نسخهٔ اصلی بدون خط اعتبار و مشخصات لایسنس منتشر شده؛ اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهده است.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف و مرزها
  • - پنج مرحله
  • - روش‌ها و کارگاه
  • - منافع و آفت‌ها
  • - دینامیک قدرت
  • - کارگاه یا نمایش؟
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • هم‌آفرینی
  • طراحی خدمت
  • کارگاه
  • UX
  • ترجمه