سپنتا پویا — طراح محصول

دو رابط با کاربردپذیری یکسان و ادراک متفاوت از آسانی به‌دلیل تفاوت ظاهر
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

زیبایی‌شناسی (Aesthetics) در طراحی چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

در سال ۱۹۹۵، دو پژوهشگر ژاپنی از کاربران خواستند بیست‌وشش طرح مختلف از رابط یک دستگاه خودپرداز را ارزیابی کنند. آن‌ها دو چیز را جداگانه پرسیدند: این طرح چقدر زیبا است، و چقدر آسان است.

نتیجه‌ای که گرفتند، بحثی را شروع کرد که سی سال است ادامه دارد: همبستگی میان زیبایی و آسانیِ ادراک‌شده، بسیار قوی‌تر از همبستگی میان آسانیِ ادراک‌شده و آسانی واقعی بود. یعنی آدم‌ها طرح‌های زیباتر را آسان‌تر می‌پنداشتند، صرف‌نظر از اینکه واقعاً آسان‌تر بودند یا نه.

مسیر مقاله: اول تعریف زیبایی‌شناسی در طراحی، بعد این اثر و پژوهش‌هایش، بعد خطری که این اثر برای کار پژوهشی خودِ شما می‌سازد — که به‌نظرم مهم‌ترین نتیجهٔ عملی آن است — و در پایان اینکه در رابط فارسی زیبایی کجا تعیین می‌شود.

زیبایی‌شناسی در طراحی چیست؟

زیبایی‌شناسی یکی از اصول پایهٔ طراحی است و به کیفیت‌های خوشایند یک طرح اشاره دارد. در سطح بصری، از چند عامل مشخص ساخته می‌شود: تعادل، رنگ، حرکت، الگو، مقیاس، شکل و وزن بصری. هیچ‌کدام از این‌ها سلیقه‌ای نیستند؛ همه قابل بحث، قابل نقد و قابل اصلاح‌اند.

ابزارهای کلاسیکی هم برای رسیدن به آن هست — نسبت طلایی، قاعدهٔ یک‌سوم، و اصول گشتالت که توضیح می‌دهد چشم چطور عناصر را گروه‌بندی می‌کند. اما هیچ‌کدام فرمول نیستند: نسبت طلایی طرح بد را نجات نمی‌دهد و نبودش هم طرح خوب را خراب نمی‌کند.

و یک تصحیح کوچک دربارهٔ جمله‌ای که مدام نقل می‌شود. «فرم از کارکرد پیروی می‌کند» را لویی سالیوان در ۱۸۹۶ نوشت، اما جملهٔ کامل او این بود که فرم همیشه از کارکرد پیروی می‌کند — توصیفی از طبیعت، نه دستوری برای حذف زیبایی. برداشت رایج امروزی از آن، که زیبایی را تجملی و ثانویه می‌داند، چیزی است که بعدها به آن نسبت داده شد. و همان‌طور که در ادامه می‌بینیم، خودِ داده‌ها هم با این برداشت موافق نیستند.

اثر زیبایی‌کاربردپذیری

نمودار همبستگی زیبایی با آسانی ادراک‌شده در برابر همبستگی ضعیف‌تر آسانی ادراک‌شده با آسانی واقعی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

پژوهش خودپرداز که در ابتدا گفتم کار Kurosu و Kashimura در ۱۹۹۵ است. دو سال بعد Tractinsky آن را تکرار کرد — و نکتهٔ جالب انگیزهٔ او بود: گمان می‌کرد این نتیجه محصول فرهنگ ژاپنی و حساسیت بالای آن به زیبایی است و در جای دیگری تکرار نخواهد شد. آزمایش را در اسرائیل و در بافتی فرهنگی که «کارکردگراتر» فرض می‌شد اجرا کرد، و اثر قوی‌تر درآمد. همین شکستِ فرضیه است که این یافته را جدی کرد.

پژوهش‌های بعدی جزئیاتش را روشن‌تر کردند: Moshagen و Thielsch در ۲۰۱۰ نشان دادند زیبایی ادراک‌شده خودش چند بعد جدا دارد و یک چیز یکپارچه نیست، و Sonderegger و Sauer در همان سال چیزی پیدا کردند که مستقیماً به کار ما می‌آید و بخش بعدی دربارهٔ آن است.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ توضیح متعارف این است که ظاهر خوشایند، حال کاربر را بهتر می‌کند و کاربرِ خوش‌حال، در برابر اشکالات بردبارتر است: مشکل را می‌بیند، اما آن را کوچک‌تر ارزیابی می‌کند و راحت‌تر از آن می‌گذرد. این همان چیزی است که در طراحی احساسی از آن حرف زدیم.

و محدودیت مهمش را هم باید همین‌جا گفت: این اثر کوتاه‌مدت است. ظاهر خوب، اولین برخورد را می‌سازد و مدتی بردباری می‌خرد؛ اما محصولی که کار نمی‌کند را نجات نمی‌دهد. زیبایی، اعتبار قرض می‌گیرد — و قرض باید پس داده شود.

اولین برداشت و مسئلهٔ اعتماد

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و توضیح می‌دهد چرا این بحث فقط زیبایی‌شناختی نیست. قضاوت بصری کاربر بسیار زودتر از آنی شکل می‌گیرد که فکر می‌کنیم: پژوهش Lindgaard و همکارانش در ۲۰۰۶ نشان داد آدم‌ها در حدود پنجاه میلی‌ثانیه — پیش از آنکه فرصت خواندن حتی یک کلمه را داشته باشند — دربارهٔ جذابیت یک صفحه به قضاوتی می‌رسند که با قضاوت بعدی‌شان همخوان است.

و این قضاوت زودهنگام، فقط دربارهٔ زیبایی نمی‌ماند. در پژوهش‌های اعتبار وب که در استنفورد انجام شد، وقتی از آدم‌ها پرسیدند چرا به یک سایت اعتماد می‌کنند یا نمی‌کنند، پرتکرارترین دلیلی که خودشان نام بردند ظاهر سایت بود — بیشتر از هویت نویسنده، بیشتر از منابع، بیشتر از محتوا. یعنی کاربر ظاهر را به‌عنوان نشانه‌ای از شایستگی می‌خواند: «اگر برای ظاهرش وقت گذاشته‌اند، احتمالاً برای بقیه‌اش هم گذاشته‌اند.»

این استنتاج منطقی نیست، اما بی‌ربط هم نیست — و در بازار فارسی‌زبان که سنجش اعتبار یک کسب‌وکار آنلاین دشوارتر است، وزن بیشتری هم دارد. نتیجهٔ عملی‌اش این است که ظاهر نامرتب فقط «کمتر جذاب» نیست؛ هزینه‌اش را در نرخ اعتماد می‌پردازید، پیش از آنکه کسی یک کلمه از حرفتان را خوانده باشد.

چرا این اثر، پژوهش شما را خراب می‌کند

اثر دقت ظاهری نمونهٔ اولیه بر نوع بازخوردی که از کاربر می‌گیرید
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش افزودهٔ مترجم است. منابع، این اثر را معمولاً به‌عنوان خبر خوب برای طراح معرفی می‌کنند: «زیبا بسازید، کاربر بخشنده‌تر می‌شود». اما نتیجهٔ مهم‌تر و ناخوشایندترش این است که همین اثر، ابزار سنجش شما را از کار می‌اندازد.

منطقش ساده است. اگر زیبایی، آسانیِ ادراک‌شده را بالا می‌برد، پس هر آزمونی که در آن کاربر دربارهٔ آسانی نظر می‌دهد، تحت تأثیر دقت ظاهری نمونهٔ شماست. و Sonderegger و Sauer دقیقاً همین را نشان دادند: کاربران در برخورد با نمونهٔ جذاب‌تر، مشکلات کمتری گزارش کردند.

نتیجه‌های عملی‌اش برای کار روزمره:

  • - نمونهٔ پرداخت‌شده، بازخورد مشکلات را کم می‌کند. اگر برای آزمون کاربردپذیری یک نمونهٔ کاملاً رنگ‌آمیزی‌شده و صیقلی می‌برید، بخشی از مشکلاتی که وجود دارد گزارش نمی‌شود. برای یافتن اشکال، نمونهٔ کم‌دقت صادق‌تر است.
  • - ظاهر صیقلی، بازخورد را از «کار می‌کند؟» به «خوشم می‌آید؟» می‌برد. کاربر وقتی چیزی تمام‌شده می‌بیند، درباره‌اش نظر می‌دهد؛ وقتی چیزی نیمه‌کاره می‌بیند، درباره‌اش فکر می‌کند. جلسه‌ای که با ماکاپ نهایی شروع شود، به بحث دربارهٔ رنگ دکمه ختم می‌شود.
  • - سنجهٔ درست را از سنجهٔ غلط جدا کنید. «چقدر آسان بود؟» یک قضاوت نگرشی است و به زیبایی آلوده می‌شود. «چند نفر توانستند کار را تمام کنند و در چند ثانیه؟» رفتاری است و نمی‌شود. همان تفکیکی که در سنجه‌های تجربهٔ کاربری گذاشتیم، اینجا کاربرد مستقیم دارد.
  • - دو نمونه را با دقت ظاهری متفاوت مقایسه نکنید. اگر گزینهٔ الف رنگی و کامل است و گزینهٔ ب طرح خطی، نتیجهٔ مقایسه از پیش معلوم است و چیزی دربارهٔ کیفیت راه‌حل نمی‌گوید.

قاعده‌ای که از این‌ها می‌گیرم: دقت ظاهری نمونه را با پرسش پژوهش تطبیق بدهید. اگر می‌خواهید بدانید آیا مسیر کار می‌کند، کم‌دقت بسازید. اگر می‌خواهید بدانید آیا محصول خواستنی به‌نظر می‌رسد، پرداخت‌شده بسازید. و هیچ‌وقت پاسخ یکی را به‌جای دیگری نگیرید — چون هر دو با یک جمله از دهان کاربر بیرون می‌آیند و از هم قابل تشخیص نیستند.

زیبایی در رابط فارسی: همه‌چیز به قلم برمی‌گردد

سهم بالای تایپوگرافی در ادراک زیبایی رابط فارسی نسبت به رابط لاتین
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. ادعای اصلی‌ام ساده است: در رابط فارسی، سهم تایپوگرافی از ادراک زیبایی بسیار بیشتر از رابط لاتین است — و این نه سلیقه است و نه تعصب، از خود خط می‌آید.

  • - خط فارسی پیوسته است. در لاتین حروف جدا می‌ایستند و بخش زیادی از حس بصری از فاصله و چیدمان می‌آید. در فارسی، خودِ کلمه یک شکل پیوستهٔ واحد است؛ یعنی کیفیت طراحی قلم مستقیماً به کیفیت هر کلمهٔ روی صفحه تبدیل می‌شود.
  • - تنوع قلم فارسی محدودتر است. شمار قلم‌های فارسیِ باکیفیت و دارای وزن‌های کامل، بسیار کمتر از لاتین است. پس انتخاب قلم در فارسی تصمیم بزرگ‌تری است و اشتباهش گران‌تر تمام می‌شود.
  • - ریتم عمودی شکننده‌تر است. چون خط فارسی هم بالای خط نقطه دارد و هم زیر آن کاسه، فاصلهٔ سطر نامناسب سریع‌تر به‌هم‌ریختگی می‌رسد — همان بحثی که در فضای منفی مفصل‌تر آمد.
  • - وسوسهٔ قلم تزئینی. سنت خوش‌نویسی فارسی غنی است و همین باعث می‌شود قلم‌های تزئینی جذاب به‌نظر برسند. اما آنچه در یک سرلوحه زیباست، در متن رابط خوانایی را می‌کشد. قاعدهٔ عملی: قلم تزئینی حداکثر در یک جای صفحه، و هرگز در متنی که کاربر باید بخواند تا کاری انجام دهد.

نتیجهٔ عملی‌اش برای اولویت‌بندی: اگر بودجهٔ محدودی برای بهبود ظاهر یک محصول فارسی دارید، پیش از هر چیز روی قلم و فاصلهٔ سطر و اندازهٔ متن سرمایه‌گذاری کنید، نه روی تصویرسازی و رنگ و انیمیشن. در محصولات فارسی‌ای که دیده‌ام، بازگشت این سرمایه از هر چیز دیگری بیشتر بوده — و برخلاف تصویرسازی، به همهٔ صفحه‌ها هم‌زمان می‌رسد. بحث تفصیلی‌اش در تایپوگرافی آمده.

جمع‌بندی

  • - زیبایی‌شناسی از عوامل مشخصی ساخته می‌شود — تعادل، رنگ، حرکت، الگو، مقیاس، شکل و وزن بصری — و هیچ‌کدام سلیقه‌ای و غیرقابل‌بحث نیستند.
  • - اثر زیبایی‌کاربردپذیری را Kurosu و Kashimura در ۱۹۹۵ نشان دادند و Tractinsky در ۱۹۹۷ آن را — با انگیزهٔ رد کردنش — تکرار کرد و قوی‌تر یافت.
  • - سازوکارش بردباری است: کاربر خوش‌حال مشکل را می‌بیند ولی کوچک‌تر ارزیابی‌اش می‌کند.
  • - اثر کوتاه‌مدت است. زیبایی اعتبار قرض می‌گیرد و قرض باید پس داده شود.
  • - مهم‌ترین نتیجهٔ عملی، هشدار پژوهشی است: نمونهٔ پرداخت‌شده باعث می‌شود کاربران مشکلات کمتری گزارش کنند.
  • - دقت ظاهری نمونه را با پرسش پژوهش تطبیق بدهید: کم‌دقت برای یافتن اشکال، پرداخت‌شده برای سنجش خواستنی‌بودن.
  • - قضاوت بصری در حدود پنجاه میلی‌ثانیه شکل می‌گیرد و کاربر ظاهر را نشانهٔ شایستگی می‌خواند؛ ظاهر نامرتب هزینه‌اش را در اعتماد می‌پردازد.
  • - در رابط فارسی، سهم تایپوگرافی از ادراک زیبایی بیشتر است؛ اگر بودجهٔ محدودی دارید، اول قلم و فاصلهٔ سطر.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Aesthetics? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف زیبایی‌شناسی به‌عنوان اصل پایهٔ طراحی و فهرست عوامل بصری‌اش شامل تعادل و رنگ و حرکت و الگو و مقیاس و شکل و وزن بصری، معرفی اثر زیبایی‌کاربردپذیری و ارجاع به Kurosu و Kashimura (۱۹۹۵) و Tractinsky و به Moshagen و Thielsch (۲۰۱۰) و Sonderegger و Sauer (۲۰۱۰) و Don Norman (۲۰۰۴)، ابزارهای کلاسیک مانند نسبت طلایی و قاعدهٔ یک‌سوم و اصول گشتالت، جملهٔ «فرم از کارکرد پیروی می‌کند» از Louis Sullivan (۱۸۹۶)، و این هشدار که اثر جذابیت کوتاه‌مدت است و ظاهر خوب محصول بد را نجات نمی‌دهد — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: روشن‌کردن ترتیب و سهم پژوهش‌ها، چون منبع اثر را عمدتاً به Don Norman نسبت می‌دهد در حالی که او آن را در ۲۰۰۴ رواج داد و یافتهٔ اصلی از آنِ Kurosu و Kashimura در ۱۹۹۵ است؛ افزودن این نکته که انگیزهٔ Tractinsky رد کردن فرضیه بود و شکست همان تلاش، یافته را جدی کرد؛ تصحیح برداشت رایج از جملهٔ سالیوان و اینکه معنای ضدزیبایی بعدها به آن نسبت داده شد؛ کل بخش «اولین برداشت و مسئلهٔ اعتماد» شامل ارجاع به پژوهش Lindgaard و همکاران (۲۰۰۶) دربارهٔ قضاوت پنجاه‌میلی‌ثانیه‌ای و به یافتهٔ پژوهش‌های اعتبار وب استنفورد که ظاهر را پرتکرارترین دلیل خودگزارش‌شدهٔ اعتماد یافت، و استدلال اینکه در بازار فارسی‌زبان این وزن بیشتر است؛ کل بخش «چرا این اثر پژوهش شما را خراب می‌کند» شامل استدلال آلوده‌شدن سنجه‌های نگرشی به دقت ظاهری نمونه، چهار نتیجهٔ عملی برای آزمون کاربردپذیری، و قاعدهٔ تطبیق دقت ظاهری نمونه با پرسش پژوهش؛ و کل بخش «زیبایی در رابط فارسی» شامل استدلال سهم بیشتر تایپوگرافی به‌دلیل پیوستگی خط، محدودتر بودن تنوع قلم فارسی، شکنندگی ریتم عمودی، وسوسهٔ قلم تزئینی و قاعدهٔ محدودکردنش، و اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری بر قلم پیش از تصویرسازی و رنگ.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی ترکیبی از Fair Use و چند تصویر با لایسنس باز است؛ هیچ‌یک اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - زیبایی‌شناسی چیست؟
  • - اثر زیبایی‌کاربردپذیری
  • - اولین برداشت و اعتماد
  • - خطر برای پژوهش
  • - زیبایی در رابط فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • زیبایی‌شناسی
  • تایپوگرافی
  • پژوهش
  • UX
  • ترجمه