نشانگرها (Signifiers) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
در متن اصلی: «نشانگرها ویژگیهای طراحیاند که قابلیتها را اعلام میکنند» — درست.
و در پرسشوپاسخ همان صفحه: «دکمههایی که قابلکلیک بهنظر میرسند از قابلیت استفاده میکنند. آنچه دکمهها انجام میدهند نشانگر است.»
این دو یکی نیستند — و مورد دوم دقیقاً همان اشتباهی است که نورمن این واژه را برای تصحیحش ساخت.
تعریف
نشانگرها نشانههای ادراکپذیریاند که طراح در رابط میگذارد تا کاربر آسان کشف کند چه باید بکند. کارشان بهینهکردن قابلیتها است — یعنی نشاندادن اینکه کنش کجا و چگونه انجام میشود. علامت، صدا و هر سیگنال دیگری میتواند نشانگر باشد.
و نقلقول نورمن که منبع میآورد دقیق است: «طراحی خوب، در میان چیزهای دیگر، به ارتباط خوبِ هدف و ساختار و شیوهٔ کارِ ابزار با کسانی نیاز دارد که از آن استفاده میکنند. این نقشِ نشانگر است.»
ریشه و ضرورتش
واژه در نشانهشناسی و زبانشناسی سابقه دارد و بهطور کلی به چیزی میگوید که به چیز دیگری اشاره میکند. نورمن در ویرایش ۲۰۱۳ کتاب طراحی چیزهای روزمره آن را به حوزهٔ طراحی آورد.
و منبع دلیلش را روشن میگوید: نورمن این واژه را ساخت چون بسیاری در جامعهٔ طراحی مفهوم «قابلیت» را بد بهکار میبردند. تفکیکش هم این است: قابلیتها تعاملهای ممکناند؛ نشانگرها ویژگیهای طراحیاند که آن قابلیتها را اعلام میکنند. و هر دو لازماند.
و سه حالتی که قابلیت بی نشانگر مسئلهساز میشود: قابلیت درکشده گمراهکننده باشد (دری که کشیدنی است ولی دستگیرهٔ افقیاش میگوید فشار بده) · کاربر هیچ سرنخی نداشته باشد که کجا و چطور لمس کند · و ضدقابلیت قابلتشخیص نباشد (کسی به شیشهٔ سرتاسری میخورد).
و منبع دو مورد تاریخی میآورد: مشکل خود نورمن با درهای کیمبریج در دههٔ ۱۹۸۰ که به اصطلاح «درِ نورمن» رسید، و مشاورهٔ او پس از حادثهٔ نیروگاه تریمایلآیلند در ۱۹۷۹، که طراحی اتاق کنترلش بهقدری معیوب بود که در جلوگیری از فاجعه ناکام ماند.
توصیههای منبع
- - روشن نشان بدهید کنش کجا و چگونه انجام میشود — از جمله حرکت لازم: ضربه، کشیدن به پهلو، یا اسکرول. و در رابط صوتی، ترکیبی از نشانگر بصری (چراغ) و شنیداری (سرنخ صوتی).
- - نشانگرها را یکدست بهکار ببرید. آشنایی کلید است؛ کاربر را به فکرکردن وا ندارید.
- - هدف را با سرنخ منتقل کنید — چه باید کرد، چه در جریان است، و چه کنشهای جانشینی هست. چون کاربر مدل ذهنیاش را بر پایهٔ تصویر سامانه میسازد.
- - همهٔ حسها را در نظر بگیرید، نه فقط دیدن و شنیدن: لمس، تعادل، و آگاهی از وضعیت بدن — پس لرزش هم میتواند نشانگر باشد.
دو باگ متفاوت که یکسان دیده میشوند
این بخش افزودهٔ مترجم است. آن خطای پرسشوپاسخ فقط لفظی نیست، چون تفکیکِ درست میگوید کدام باگ را دارید — و دو باگ درمانهای متفاوتی دارند.
اول تصحیح خودِ تعریف: نشانگر میگوید کنشی ممکن است و کجاست؛ نمیگوید آن کنش چه چیزی بهدست میدهد. آن دومی نگاشت است. و آن جملهٔ دیگر پرسشوپاسخ که «قابلیتها نشانههای بصریاند» هم غلط است: قابلیت یک رابطه است میان شیء و تواناییهای کنشگر، و اصلاً بصری نیست — و همین است که وجود اصطلاحهای «قابلیت درکشده» و بعد «نشانگر» را لازم کرد.
و کاربردش این است:
- - کنش ممکن است ولی کسی پیدایش نمیکند ← نشانگر غایب است. درمان: یک نشانهٔ دیدنی اضافه کنید.
- - کاربر کنترل را پیدا میکند ولی نتیجهٔ دیگری انتظار داشت ← نگاشت غلط است. درمان: برچسب یا جای کنترل یا رفتارش را عوض کنید — نه اینکه نشانهٔ بیشتری اضافه کنید.
و حالت شکستِ قاطیکردنشان، رفتاری است که همهجا دیده میشود: تیم روی یک مسئلهٔ نگاشت، نشانگر بیشتر میریزد — نشان قرمز، تولتیپ، فلش، برچسب «جدید» — و صفحه شلوغتر میشود بی آنکه چیزی حل شود. چون کاربر مشکلش پیدانکردن نبود؛ باور غلط دربارهٔ نتیجه بود.
نشانگر یک بودجهٔ صفرمجموع است
این بخش هم افزودهٔ مترجم است. همهٔ توصیههای منبع افزایشیاند: روشن نشان بدهید، یکدست بهکار ببرید، هدف را منتقل کنید، همهٔ حسها را در نظر بگیرید. و هیچجا سقفی نمیگذارد.
اما توجه ثابت است، پس:
- - اگر همهچیز تأکید شود، هیچچیز تأکید نشده.
- - و رایجترین شکست واقعی، نشانگرِ غایب نیست — نشانگرِ زیاد است: سه دکمهٔ اصلی هموزن، نشان قرمز روی هر تب، تولتیپ روی هر آیکون.
پس قاعدهای که در فهرست منبع نیست: نشانگرها بودجهای صفرمجموع در هر صفحهاند. بگویید این صفحه برای کدام یک کنش است؛ آن یکی قویترین نشانگر را میگیرد و بقیه کمتر.
و آزمونش هم ساده است: اگر نمیتوانید بگویید بلندترین کنترل این صفحه کدام است، کاربر هم نمیتواند.
و سه قید مشخص به نمونههای خود منبع:
- - هاور روی لمس نشانگر نیست. منبع چند بار به «افکت هاور» و «دکمهای که با هاور کمی بزرگ میشود» تکیه میکند — و روی گوشی هاوری وجود ندارد. هر قابلیتی که فقط با هاور اعلام شود، برای بیشتر کاربران ما نامرئی است.
- - هرگز فقط به رنگ تکیه نکنید. «لینک آبی است» درست است، ولی نشانگر مقاوم در لینک، خط زیر است؛ رنگ تزئینی است. حدود هشت درصد مردان نقص دید رنگ سبز–قرمز دارند و آبیِ کمکنتراست هم بهتنهایی رد میشود.
- - «قرمز یعنی خطر، سبز یعنی موفقیت» بهعنوان قاعده شکننده است — چون قرمز در همان رابط، رنگ خطا و فیلد الزامی هم هست. پس دکمهٔ اصلیِ قرمز با حالت خطا رقابت میکند. کنش مخرب را بهتر است با جای کنترل، متن، و تأییدیه علامت بزنید، نه با رنگ.
و یک قلم از فهرست منبع که بهنظرم نشانگر نیست: «فیلدهای خاکستریشده برای جلوگیری از ورود اطلاعات غیرلازم». آن یک ضدقابلیت است، و همانطور که در خطای انسانی نوشتم، کنترل غیرفعالِ بیدلیل، لغزش را به اشتباه تبدیل میکند.
در بافت فارسی: چه چیزی آینه میشود و چه چیزی نه
این بخش هم افزودهٔ مترجم است و سه نکته دارد.
یک: بخش بزرگی از نشانگرها جهت دارند — فلش، شِورون، «بعدی/قبلی»، نوار پیشرفت، اسلایدر، کشیدنبرایحذف، و کروسل. و در راستبهچپ، جلو بهسمت چپ است.
و باگ رایج این است که چیدمان آینه میشود ولی آیکونها نه (یا برعکس) — پس شِورونِ «بعدی» به عقب اشاره میکند. جایی که تقریباً همیشه میشکند هم مشخص است: کامپوننتهایی که از کتابخانه آمدهاند. آزمونش: صفحه فقط وقتی قبول است که هر گلیف جهتدار و هر حرکت انگشت با جهت خواندن همخوان باشد.
دو: اما بعضی چیزها نباید آینه شوند — و «همهچیز را آینه کن» بهاندازهٔ «هیچچیز را آینه نکن» غلط است. قاعدهٔ عملیاش این است:
- - آنچه به ترتیب خواندن نگاشت میشود آینه میشود: پیمایش، مراحل فرم، نوار پیشرفت، ترتیب ستونها.
- - و آنچه به زمان یا به یک دستگاه فیزیکی نگاشت میشود آینه نمیشود: کنترلهای پخش (play/seek)، خط زمان، شمارهٔ کارت و تلفن، و ارقام.
سه: اینجا «برچسبِ متنی» نشانگر قویتری از «آیکون» است — چون واژگان آیکونها از محصولات خارجی و توسط زیرمجموعهای از کاربران یاد گرفته شده. همان آزمونی که در شناخت گفتم اینجا هم کار میکند: از یک غیرطراح بخواهید آیکون را نام ببرد.
و یک پیامد عملی که تیمها دیر متوجهش میشوند: برچسب فارسی از انگلیسی بلندتر است (برای رشتههای رابط معمولاً بیست تا چهل درصد). پس طراحیِ فقطآیکون که برای صرفهجویی در فضا انتخاب شده، وقتی بعداً مجبور شوید برچسب اضافه کنید میشکند. این تصمیم را اول بگیرید، نه در مرحلهٔ بومیسازی.
و نکتهٔ آخر: بلندترین نشانگر در پرداخت محلی، اغلب مالِ ما نیست — صفحهٔ خودِ درگاه است. کاربر به آن صفحهٔ آشنا و برنددار اعتماد میکند، و آن یک نشانگر اعتماد است. پس «یکدستکردن» یا پوشاندنِ آن مرحله برای تجربهٔ «بیدرز»، نشانگری را برمیدارد که کاربر به آن تکیه دارد — و نتیجهاش کمترشدن اعتماد است، نه روانترشدن جریان.
جمعبندی
- - نشانگر، نشانهٔ ادراکپذیری است که میگوید کنش کجا و چگونه ممکن است؛ قابلیتها تعاملهای ممکناند و نشانگرها آنها را اعلام میکنند. نورمن این واژه را ساخت چون «قابلیت» بد بهکار میرفت.
- - اما پرسشوپاسخ خودِ منبع همان اشتباه را میکند: نشانگر نمیگوید کنش چه چیزی بهدست میدهد (آن نگاشت است)، و قابلیت هم «نشانهٔ بصری» نیست — یک رابطه است.
- - و تفکیکش کاربردی است: پیدانشدن ← نشانگر غایب (نشانه اضافه کنید) · انتظار نتیجهٔ دیگر ← نگاشت غلط (برچسب و جا و رفتار را عوض کنید، نه نشانهٔ بیشتر).
- - نشانگرها بودجهای صفرمجموعاند: اگر همهچیز تأکید شود هیچچیز تأکید نشده، و شکست رایج نشانگرِ زیاد است نه غایب. آزمون: بلندترین کنترل این صفحه کدام است؟
- - هاور روی لمس نشانگر نیست · فقط به رنگ تکیه نکنید (خط زیر مقاوم است، رنگ تزئینی) · و قرمز در همان رابط رنگ خطا هم هست، پس کنش مخرب را با جا و متن و تأییدیه علامت بزنید.
- - و در بافت ما: آنچه به ترتیب خواندن نگاشت میشود آینه میشود و آنچه به زمان یا دستگاه فیزیکی نگاشت میشود نه · برچسب متنی از آیکون قویتر است و برچسب فارسی بلندتر است، پس تصمیم آیکونتنها را اول بگیرید · و صفحهٔ درگاه پرداخت یک نشانگر اعتماد است؛ پوشاندنش اعتماد را کم میکند.
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Signifiers? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف نشانگرها بهعنوان نشانههای ادراکپذیر برای کشف کنش و کارکردشان در بهینهکردن قابلیتها با نشاندادن جا و شیوهٔ کنش، نقلقول دان نورمن دربارهٔ نقش نشانگر در ارتباط هدف و ساختار و شیوهٔ کار، ریشهٔ واژه در نشانهشناسی و زبانشناسی و ورودش به طراحی در ویرایش ۲۰۱۳ کتاب طراحی چیزهای روزمره، دلیل ساختن این اصطلاح بهسبب بدکاربردی مفهوم قابلیت و تفکیک «قابلیتها تعاملهای ممکناند و نشانگرها آنها را اعلام میکنند»، سه حالت مسئلهساز شامل قابلیت درکشدهٔ گمراهکننده با مثال در و نبودِ سرنخ در صفحهٔ لمسی و ناتوانی در تشخیص ضدقابلیت با مثال شیشه، دو مورد تاریخی درهای کیمبریج و اصطلاح «درِ نورمن» و مشاورهٔ نورمن پس از حادثهٔ تریمایلآیلند، چهار توصیهٔ کاربرد شامل نشاندادن جا و شیوه و حرکت لازم و رابط صوتی و یکدستی و انتقال هدف با اشاره به مدل ذهنی و تصویر سامانه و درنظرگرفتن همهٔ حسها، و بخش پرسشوپاسخ شامل تفکیک نشانگر از قابلیت و نمونههای نشانگر در رابط دیجیتال و نقش رنگ و کنتراست و نقش انیمیشن — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی آغازین دربارهٔ تناقض متن اصلی با پرسشوپاسخ همان صفحه؛ کل بخش «دو باگ متفاوت که یکسان دیده میشوند» شامل تصحیح تعریف با تفکیک نشانگر از نگاشت، تصحیح گزارهٔ «قابلیتها نشانههای بصریاند» با صورتبندی قابلیت بهعنوان رابطهای میان شیء و توانایی کنشگر و توضیح ضرورت اصطلاحهای قابلیت درکشده و نشانگر، تبدیل تفکیک به یک دستور تشخیصی دوشاخه با درمان اختصاصی هر شاخه، و تحلیل حالت شکست ریختن نشانگر بیشتر روی مسئلهٔ نگاشت؛ کل بخش «نشانگر یک بودجهٔ صفرمجموع است» شامل تشخیص افزایشیبودن همهٔ توصیههای منبع و نبودِ سقف، استدلال ثابتبودن توجه با نتیجهٔ «شکست رایج نشانگرِ زیاد است نه غایب» و سه نمونه، قاعدهٔ بودجهٔ صفرمجموع و آزمون «بلندترین کنترل کدام است»، و سه قید بر نمونههای خود منبع (نشانگرنبودن هاور روی لمس، مقاومبودن خط زیر در برابر تزئینیبودن رنگ با اشاره به نقص دید رنگ، و رقابت دکمهٔ قرمز با حالت خطا و جانشینکردن جا و متن و تأییدیه) بههمراه نقد قلم «فیلد خاکستریشده» بهعنوان ضدقابلیت؛ و کل بخش بافت فارسی شامل تحلیل جهتداربودن دستهٔ بزرگی از نشانگرها و باگ آینهنشدن آیکونها و تشخیص کتابخانهٔ کامپوننت بهعنوان محل شکست و آزمون همخوانی گلیف و حرکت با جهت خواندن، قاعدهٔ تفکیکی «آنچه به ترتیب خواندن نگاشت میشود آینه میشود و آنچه به زمان یا دستگاه فیزیکی نگاشت میشود نه» با فهرست هر دو دسته، استدلال قویتربودن برچسب متنی از آیکون در این بافت و پیامد عملی بلندتربودن برچسب فارسی برای تصمیم آیکونتنها، و معرفی صفحهٔ درگاه پرداخت بهعنوان نشانگر اعتماد با نتیجهگیری دربارهٔ هزینهٔ پوشاندنش.
تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی اینجا بازتولید نشدهاند و در مطلب اصلی قابل مشاهدهاند.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
نشانگرها