سپنتا پویا — طراح محصول

نسبت طلایی، دنبالهٔ فیبوناچی، و چهار کاربرد با عدد
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

نسبت طلایی (Golden Ratio) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

نسبت طلایی هم بیشتر از هر قاعدهٔ طراحی دیگری تبلیغ شده و هم بیشتر از هر کدام نقد شده.

و حقیقت جایی وسط است: یک ابزار مفید برای تصمیم‌های تکراری، که وقتی به قانون تبدیل شود کار را خراب می‌کند.

تعریف

نسبت طلایی یک ثابت ریاضی است، تقریباً برابر با ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸۷، که با نماد فی (Φ) نشان داده می‌شود.

و فرمولش این است: A/B = (A+B)/A = ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸۷

یعنی نسبت بخش بزرگ‌تر به کوچک‌تر، با نسبت کل به بخش بزرگ‌تر برابر است. و همین خاصیت خودمتشابه‌بودن، دلیل تکرارش در طبیعت و کاربردش در طراحی است.

از کجا آمد

حدود ۲۴۰۰ سال پیش در یونان باستان، فیثاغورس و اقلیدس این نسبت را در شکل‌های هندسی مطالعه کردند. و اقلیدس حدود ۳۰۰ پیش از میلاد در اصول به آن اشاره کرد.

در قرون وسطی، فیبوناچی، ریاضی‌دان ایتالیایی، دنبالهٔ فیبوناچی را ساخت: ۰، ۱، ۱، ۲، ۳، ۵، ۸، ۱۳، ۲۱، ۳۴، ۵۵… و قاعده‌اش ساده است. هر عدد پس از دو عدد اول، حاصل جمع دو عدد پیش از خودش است.

و پیوندش با نسبت طلایی عددی است. ۸۹ ÷ ۵۵ = ۱٫۶۱۸ و ۱۴۴ ÷ ۸۹ = ۱٫۶۱۷۹۸. هرچه در دنباله جلوتر بروید، نسبت به فی نزدیک‌تر می‌شود.

در رنسانس، لوکا پاچولی رواج دوباره‌اش را رهبری کرد. و لئوناردو داوینچی آن را «سکتیو آئوره‌آ» یا مقطع طلایی نامید. بعدتر، ونسان ون‌گوگ و سالوادور دالی هم از آن استفاده کردند.

در طبیعت و هنر

نمونه‌های طبیعی‌اش این‌هاست:

  • - الگوی مخروط کاج.
  • - مارپیچ صدف ناتیلوس.
  • - تناسبات بدن انسان.
  • - و چیدمان دانه‌های آفتابگردان.

و نمونه‌های معماری و هنری:

  • - اهرام جیزه — نسبت ارتفاع شیب‌دار به نصف قاعده‌اش ۱٫۶۸۰۴ است.
  • - پارتنون در یونان باستان.
  • - مونالیزای داوینچی.
  • - و لوگوهای تویوتا و پپسی.
نسبت طلایی، دنبالهٔ فیبوناچی، و چهار کاربرد با عدد
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

چهار کاربرد با عدد

و اینجا بخشی است که واقعاً به کار می‌آید، چون هر کدامش یک محاسبهٔ ساده است.

یک: مقیاس تایپوگرافی. متن اصلی ۱۰ پوینت باشد، سرتیتر می‌شود حدود ۱۶ پوینت — یعنی ۱۰ ضرب در ۱٫۶۱۸.

دو: تقسیم چیدمان. عرض کل ۹۶۰ پیکسل تقسیم بر ۱٫۶۱۸ می‌شود ۵۹۳ پیکسل برای ناحیهٔ محتوا، و ۳۶۷ پیکسل باقی‌مانده برای نوار کناری.

سه: فضای سفید. عنصری با اندازهٔ ۸ پیکسل، فضای سفید اطرافش ۱۳ پیکسل می‌شود — یعنی ۸ ضرب در ۱٫۶۱۸. و اگر دقت کنید، ۸ و ۱۳ خودشان دو عدد پیاپی فیبوناچی‌اند.

چهار: لوگو و آیکون. با دایره‌های طلایی که قطرهایشان نسبت فیبوناچی دارند، تناسب‌ها تعیین و عناصر هماهنگ می‌شوند.

و برای سیستم شبکه هم همین منطق کار می‌کند: چیدمان به بخش‌هایی تقسیم می‌شود که ناحیهٔ محتوای اصلی ۱٫۶۱۸ برابر نوار کناری است.

هفت گام اجرا

  • - ویژگی‌های نسبت طلایی را بفهمید.
  • - با ضریب ۱٫۶۱۸ محاسبه کنید.
  • - مستطیل طلایی بسازید — نسبت ضلع بلند به کوتاه، ۱٫۶۱۸ به ۱.
  • - روی اجزای چیدمان اعمالش کنید.
  • - برای لوگو از دایره‌های طلایی استفاده کنید.
  • - هم‌ترازی با قاعدهٔ یک‌سوم را اجرا کنید.
  • - و تکرار و پالایش کنید — به‌عنوان ابزار، نه قاعدهٔ سفت.

و گام آخر، تنها گامی است که اگر حذفش کنید بقیه هم بی‌فایده می‌شوند. «نسبت طلایی باید به‌عنوان ابزار به‌کار برود، نه قاعده‌ای سخت‌گیرانه.»

نقدها

و نقدها جدی‌اند و باید گفته شوند.

منتقدان می‌گویند اثرگذاری نسبت طلایی بزرگ‌نمایی شده، و کاربردش می‌تواند تحمیلی یا دلبخواه باشد — بی آنکه واقعاً به تجربهٔ کاربر یا کارکرد چیزی اضافه کند.

و بعضی مطالعه‌ها نشان می‌دهند ترجیح نسبت طلایی آن‌قدر که ادعا می‌شود جهان‌شمول نیست، و تفاوت‌های فرهنگی و فردی نقش مهمی در ترجیح زیبایی‌شناختی دارند.

و جمع‌بندی صریحش این است: این نسبت یک راه‌حل بصری «یک‌اندازه برای همه» نیست.

در طرف مقابل، شواهدی هم هست. گفته می‌شود چشم انسان تصویرهای ساخته‌شده با این نسبت را سریع‌تر پردازش می‌کند. و یک مطالعهٔ رضایت کاربر در ۲۰۲۴ با ضریب ۷٫۵ درصد، رابطهٔ مثبتی میان به‌کارگیری این نسبت و رضایت بالاتر کاربر نشان داده.

و ۷٫۵ درصد عددی است که ارزش خواندن دقیق دارد: واقعی است و کوچک. یعنی این نسبت چیزی را نجات نمی‌دهد و چیزی را هم خراب نمی‌کند؛ در حاشیه کمک می‌کند.

ارزش واقعی نسبت طلایی، و نقدهایش
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

چرا با این حال ارزش استفاده دارد

این بخش افزودهٔ من است، چون هر دو طرف بحث — «جادویی است» و «خرافه است» — نکتهٔ اصلی را جا می‌اندازند.

ارزش عملی نسبت طلایی در زیبایی‌اش نیست؛ در این است که یک تصمیم تکراری را از شما می‌گیرد.

طراح در هر پروژه ده‌ها بار باید بپرسد «این چقدر بزرگ‌تر از آن باشد؟». و هر بار که این پرسش را از نو جواب دهید، دو چیز اتفاق می‌افتد. وقت می‌رود، و نتیجه‌ها با هم ناسازگار می‌شوند.

و یک نسبت ثابت — هر نسبتی — هر دو مشکل را حل می‌کند. سازگاری از خودِ عدد می‌آید، نه از اینکه آن عدد ۱٫۶۱۸ باشد.

و به‌همین دلیل، ۱٫۵ یا ۱٫۳۳ یا ۱٫۲۵ هم کار می‌کنند — و در تایپوگرافی رابط کاربری اغلب بهتر. چون ۱٫۶۱۸ برای مقیاس متن سریع رشد می‌کند و بعد از سه پله به اندازه‌های غیرعملی می‌رسد.

و همان‌طور که در تایپوگرافی نوشتم، مقیاس خوب آن است که در محدودهٔ کاری شما پله‌های قابل‌استفاده بدهد، نه آن که از یک عدد مشهور آمده باشد.

و یک روش عملی هم هست که هر دو دنیا را می‌گیرد: نسبت را برای پله‌های بزرگ نگه دارید و برای پله‌های کوچک، عدد کوچک‌تری بردارید.

یعنی فاصلهٔ میان متن اصلی و زیرعنوان می‌تواند ۱٫۲۵ باشد، و فاصلهٔ میان متن اصلی و تیتر صفحه ۱٫۶۱۸. این‌طور هم تمایز بزرگ‌ها حفظ می‌شود و هم اندازه‌های میانی قابل‌استفاده می‌مانند.

کجا واقعاً کار می‌کند و کجا نه

و اگر بخواهیم دقیق‌تر شویم، این نسبت در سه جا خوب کار می‌کند و در سه جا معمولاً تحمیلی می‌شود.

کار می‌کند در مقیاس‌ها. اندازهٔ متن، فاصله‌ها، و اندازهٔ آیکون‌ها — هر جایی که مجموعه‌ای از مقدارهای مرتبط لازم دارید و می‌خواهید نسبتشان یکنواخت بماند.

کار می‌کند در تقسیم‌های بزرگ. نسبت محتوا به نوار کناری، یا نسبت تصویر به متن در یک کارت. اینجا اختلاف چند پیکسل دیده نمی‌شود و حس نسبت باقی می‌ماند.

کار می‌کند در شکل‌های بستهٔ ثابت. لوگو، آیکون، و هر چیزی که یک بار طراحی می‌شود و بعد تغییر نمی‌کند.

و در مقابل:

تحمیلی می‌شود در چیدمان محتوای متغیر. اگر طول متن یا تعداد آیتم‌ها معلوم نیست، نسبتی که روی یک نمونه درست بود، روی نمونهٔ بعدی نیست.

تحمیلی می‌شود در اجزای تعاملی. اندازهٔ دکمه را نیاز انگشت تعیین می‌کند، نه هندسه. عددی که از ۱٫۶۱۸ درآمده و از حداقل ناحیهٔ لمسی کوچک‌تر است، غلط است — هرچقدر هم خوش‌تناسب باشد.

و تحمیلی می‌شود وقتی بعد از طراحی پیدایش می‌کنید. کشیدن مارپیچ طلایی روی یک طرح تمام‌شده، توجیه است نه طراحی — و همین کار است که بیشترین بدنامی را برای این نسبت ساخته.

در برابر قاعدهٔ یک‌سوم

هر دو ابزار ترکیب‌بندی‌اند و تفاوتشان ساده است: نسبت طلایی ۱٫۶۱۸ به ۱ است و قاعدهٔ یک‌سوم، تصویر را به ۹ بخش مساوی تقسیم می‌کند.

و در عمل، قاعدهٔ یک‌سوم سریع‌تر است و نسبت طلایی دقیق‌تر. برای عکاسی و چیدمان سریع، اولی. برای سیستمی که قرار است ده‌ها صفحه را حاکم کند، دومی.

و جایگزین‌های دیگرش هم هستند: سیستم شبکه و اصول گشتالت. و ابزارهایی مثل فای‌ماتریکس و ایلاستریتور و اسکچ و فیگما، محاسبه‌اش را خودکار می‌کنند.

در طراحی واکنش‌گرا

و در طراحی واکنش‌گرا هم کاربرد دارد. نسبت کمک می‌کند محتوا در اندازه‌های مختلف صفحه ساختار پیدا کند، و محتوای حیاتی در نقطه‌های نسبت طلایی قرار بگیرد — جایی که توجه بصری طبیعی‌تر می‌رود.

ولی یک قید عملی دارد که باید گفت. در عرض‌های کوچک، تقسیم طلایی معنایش را از دست می‌دهد، چون ستون دوم آن‌قدر باریک می‌شود که چیزی در آن جا نمی‌گیرد.

پس در موبایل، نسبت را روی ارتفاع و فاصله‌ها نگه دارید، نه روی تقسیم افقی.

در بافت فارسی

یک: خط فارسی ارتفاع سطر بیشتری می‌خواهد، و این مقیاس را جابه‌جا می‌کند. حروف کشیده و نقطه‌های زیر و بالای خط، فضای عمودی بیشتری می‌گیرند.

و نتیجه‌اش این است که ارتفاع سطرِ محاسبه‌شده با ۱٫۶۱۸ برای متن فارسی معمولاً کم است. اگر از این نسبت برای فاصلهٔ سطر استفاده می‌کنید، عدد را بیازمایید — نپذیریدش.

دو: تقسیم افقی در رابط راست‌به‌چپ باید آینه شود. ناحیهٔ بزرگ‌تر — همان ۵۹۳ پیکسل — باید سمت راست بنشیند، نه سمت چپ.

و این بدیهی به‌نظر می‌رسد و اغلب رعایت نمی‌شود، چون قالب‌های آماده از نمونه‌های چپ‌به‌راست کپی می‌شوند.

سه: قلم فارسی و لاتین در یک اندازه، دو اندازه به‌نظر می‌رسند. بیشتر قلم‌های فارسی در همان اندازهٔ نقطه‌ای، کوچک‌تر دیده می‌شوند.

پس اگر مقیاس طلایی را روی متن دوزبانه اعمال کنید، فاصلهٔ ادراک‌شدهٔ پله‌ها به هم می‌خورد. راه‌حل، تنظیم جداگانهٔ اندازهٔ پایه برای هر خط است، و بعد اعمال همان نسبت روی هر کدام.

چهار: اعداد فارسی عرض متفاوتی دارند. در طراحی جدول و شبکه، اگر عرض ستون را با نسبت حساب کرده‌اید، ارقام فارسی می‌توانند از محاسبه‌تان بزنند بیرون.

و همان‌طور که در سیستم شبکه نوشتم، هر عرضی که با محتوای انگلیسی آزمون شده، باید یک بار با محتوای فارسی هم دیده شود.

چهار مسئلهٔ نسبت طلایی در بافت فارسی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی

  • - نسبت طلایی ثابتی تقریباً برابر ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸۷ است، با نماد فی · و فرمولش A/B = (A+B)/A
  • - فیثاغورس و اقلیدس حدود ۲۴۰۰ سال پیش · اقلیدس در «اصول» حدود ۳۰۰ پیش از میلاد · فیبوناچی در قرون وسطی · پاچولی و داوینچی در رنسانس
  • - دنبالهٔ فیبوناچی به فی نزدیک می‌شود: ۸۹÷۵۵ = ۱٫۶۱۸ و ۱۴۴÷۸۹ = ۱٫۶۱۷۹۸
  • - چهار کاربرد با عدد: مقیاس تایپوگرافی ۱۰ به ۱۶ · تقسیم ۹۶۰ به ۵۹۳ و ۳۶۷ · فضای سفید ۸ به ۱۳ · و دایره‌های طلایی برای لوگو
  • - نقدها: بزرگ‌نمایی‌شده · تحمیلی و دلبخواه · و ترجیحش جهان‌شمول نیست · مطالعهٔ ۲۰۲۴ ضریب ۷٫۵ درصد داد — واقعی و کوچک
  • - ارزش واقعی‌اش این است که یک تصمیم تکراری را از شما می‌گیرد · و سازگاری از خودِ داشتن یک عدد می‌آید، نه از اینکه آن عدد ۱٫۶۱۸ باشد
  • - ۱٫۵ و ۱٫۳۳ و ۱٫۲۵ هم کار می‌کنند، و در تایپوگرافی رابط اغلب بهتر
  • - در برابر قاعدهٔ یک‌سوم: آن سریع‌تر است و این دقیق‌تر · و در موبایل، نسبت را روی ارتفاع و فاصله نگه دارید نه تقسیم افقی
  • - و در فارسی: ارتفاع سطر را بیازمایید · تقسیم افقی را آینه کنید · اندازهٔ پایهٔ هر خط را جدا تنظیم کنید · و عرض ستون را با محتوای فارسی ببینید

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is the Golden Ratio? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف نسبت طلایی و عدد ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸۷ و نماد فی و فرمول A/B = (A+B)/A، تاریخچه شامل فیثاغورس و اقلیدس در حدود ۲۴۰۰ سال پیش و اشارهٔ اقلیدس در «اصول» حدود ۳۰۰ پیش از میلاد و دنبالهٔ فیبوناچی و اعدادش و نسبت‌های ۸۹÷۵۵ و ۱۴۴÷۸۹ و رواج دوباره از سوی لوکا پاچولی و نام‌گذاری داوینچی و استفادهٔ ون‌گوگ و دالی، نمونه‌های طبیعی مخروط کاج و صدف ناتیلوس و تناسبات بدن و آفتابگردان، نمونه‌های اهرام جیزه با نسبت ۱٫۶۸۰۴ و پارتنون و مونالیزا و لوگوهای تویوتا و پپسی، هر چهار کاربرد عددی یعنی مقیاس تایپوگرافی ۱۰ به ۱۶ و تقسیم ۹۶۰ به ۵۹۳ و ۳۶۷ و فضای سفید ۸ به ۱۳ و دایره‌های طلایی لوگو، منطق سیستم شبکه، هر هفت گام اجرا و اصل ابزاربودن نه قاعدهٔ سخت، همهٔ نقدها شامل بزرگ‌نمایی و تحمیلی‌بودن و جهان‌شمول‌نبودن ترجیح، ادعای پردازش سریع‌تر و مطالعهٔ رضایت کاربر در ۲۰۲۴ با ضریب ۷٫۵ درصد، مقایسه با قاعدهٔ یک‌سوم، کاربرد در طراحی واکنش‌گرا، جایگزین‌ها، و فهرست ابزارها — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ فاصلهٔ میان تبلیغ و نقد؛ توضیح خاصیت خودمتشابهی به‌عنوان دلیل تکرار در طبیعت؛ اشاره به فیبوناچی‌بودن اعداد ۸ و ۱۳ در مثال فضای سفید؛ خواندن دقیق عدد ۷٫۵ درصد به‌عنوان «واقعی و کوچک»؛ کل بخش «چرا با این حال ارزش استفاده دارد» شامل صورت‌بندی ارزش واقعی به‌عنوان حذف یک تصمیم تکراری، گزارهٔ «سازگاری از خودِ داشتن یک عدد می‌آید نه از اینکه آن عدد ۱٫۶۱۸ باشد»، و توضیح اینکه چرا ۱٫۵ و ۱٫۳۳ در تایپوگرافی رابط اغلب بهتر کار می‌کنند؛ افزودن تفکیک سرعت و دقت در مقایسه با قاعدهٔ یک‌سوم؛ قید عملی از‌کارافتادن تقسیم طلایی در عرض‌های کوچک و پیشنهاد نگه‌داشتنش روی ارتفاع و فاصله در موبایل؛ و کل بخش بافت فارسی شامل نیاز خط فارسی به ارتفاع سطر بیشتر، لزوم آینه‌کردن تقسیم افقی در رابط راست‌به‌چپ، تفاوت اندازهٔ ادراک‌شدهٔ قلم فارسی و لاتین و راه‌حل تنظیم جداگانهٔ اندازهٔ پایه، و اثر عرض متفاوت ارقام فارسی بر عرض ستون؛ بخش «کجا واقعاً کار می‌کند و کجا نه» شامل سه جای موفق — مقیاس‌ها، تقسیم‌های بزرگ، و شکل‌های بستهٔ ثابت — و سه جای تحمیلی‌شدن — چیدمان محتوای متغیر، اجزای تعاملی که اندازه‌شان را نیاز انگشت تعیین می‌کند، و کشف پس از طراحی به‌عنوان توجیه نه طراحی؛ و روش ترکیبی نگه‌داشتن نسبت بزرگ برای پله‌های بزرگ و عدد کوچک‌تر برای پله‌های کوچک

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - از کجا آمد
  • - در طبیعت و هنر
  • - چهار کاربرد با عدد
  • - هفت گام اجرا
  • - نقدها
  • - چرا ارزش استفاده دارد
  • - در برابر قاعدهٔ یک‌سوم
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • نسبت طلایی
  • تایپوگرافی
  • سیستم شبکه
  • UX
  • ترجمه