سپنتا پویا — طراح محصول

چهار نوع حافظه و عدد میلر
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۹ دقیقه

حافظهٔ انسان (Human Memory) و طراحی چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

هر بار که از کاربر می‌خواهید چیزی را «به‌یاد بیاورد»، دارید از منبعی خرج می‌کنید که تقریباً هیچ ظرفیتی ندارد.

و اندازهٔ آن منبع، عددی است که شصت سال است می‌دانیم.

تعریف

حافظهٔ انسان، توانایی ذهن در ذخیره و نگه‌داشتن و بازخوانی اطلاعات است.

و فرایندی پیچیده است که سه بخش دارد: کسب، ذخیره، و بازیابی داده.

چهار نوع حافظه

حافظهٔ حسی. کمتر از ۵۰۰ میلی‌ثانیه، با ظرفیت محدود — فقط ویژگی‌های پایه را پردازش می‌کند.

حافظهٔ کوتاه‌مدت و کاری. از چند ثانیه تا یک دقیقه — و برای حافظهٔ کاری، ۱۵ تا ۳۰ ثانیه. ظرفیتش پنج تا نُه آیتم است، و در حالت ایده‌آل پنج تا هفت تکه.

حافظهٔ بلندمدت. از سال‌ها تا دهه‌ها، با ظرفیت تخمینی ۲٫۵ پتابایت — یعنی حدود ۲٫۵ میلیون گیگابایت.

و تفاوت این سه‌تا در طراحی، تفاوت میان سه نوع تصمیم است. حافظهٔ حسی تعیین می‌کند چه چیزی دیده می‌شود، کوتاه‌مدت تعیین می‌کند چه چیزی در همان لحظه قابل استفاده است، و بلندمدت تعیین می‌کند چه چیزی دفعهٔ بعد به‌یاد می‌آید.

و بیشتر خطاهای طراحی در لایهٔ میانی اتفاق می‌افتند.

عدد میلر

جورج ای. میلر در مقالهٔ «عدد جادویی هفت، به‌علاوه یا منهای دو» در ۱۹۵۶ نشان داد انسان می‌تواند بین پنج تا نُه آیتم مشابه را در حافظهٔ کوتاه‌مدت نگه دارد.

و شکل عملی‌اش این است: حداکثر «هفت (به‌علاوه یا منهای دو) آیتم تکلیفی» که انسان می‌تواند هم‌زمان پردازش کند.

و یک قید در این عدد هست که اغلب حذف می‌شود: «آیتم مشابه». هفت‌تا مربوط به چیزهایی است که از یک جنس‌اند و باید از هم تفکیک شوند — نه هفت‌تا چیزِ هرچیز.

و به‌همین دلیل، منویی با هفت گزینه که هر کدام کاملاً متفاوت‌اند، آسان‌تر از فهرستی با پنج گزینهٔ شبیه به هم است.

و یک تصحیح مهم‌تر هم دربارهٔ این عدد هست: هفت، ظرفیت نگه‌داشتن است، نه ظرفیت انتخاب‌کردن.

عدد میلر می‌گوید چند چیز را می‌شود هم‌زمان در ذهن نگه داشت. و انتخاب میان گزینه‌ها کار دیگری است — که قانون هیک توصیفش می‌کند و در آن، زمان تصمیم با تعداد گزینه‌ها بالا می‌رود.

و به‌همین دلیل، «هفت آیتم در منو» توصیهٔ درستی نیست که از این عدد بیرون آمده باشد. منویی با بیست گزینهٔ دسته‌بندی‌شده و برچسب‌خورده، از منویی با هفت گزینهٔ مبهم آسان‌تر است — چون کاربر لازم نیست هیچ‌کدام را نگه دارد؛ فقط نگاه می‌کند.

و جایی که عدد میلر واقعاً به‌کار می‌آید، آنجاست که کاربر مجبور است چیزی را نگه دارد: کد، مبلغ، انتخابی که در صفحهٔ بعد لازم می‌شود.

چهار نوع حافظه و عدد میلر
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

شش پیامد طراحی

  • - کم‌کردن بار شناختی. اطلاعات را در رابط به حداکثر پنج تا نُه تکه محدود کنید.
  • - تکه‌سازی. آیتم‌های مرتبط را گروه کنید تا ظرفیت پردازش بالا برود.
  • - سلسله‌مراتب بصری. چیدمان تمیز و منطقی که پیمایش و بازخوانی سریع را ممکن کند.
  • - قصه‌گویی. اطلاعات انتزاعی را به روایت تبدیل کنید، برای ماندگاری بیشتر.
  • - بازشناسی به‌جای یادآوری. رابطی بسازید که کاربر آیتم را تشخیص دهد، نه اینکه از صفر بازخوانی‌اش کند.
  • - و فعال‌کردن حافظهٔ فضایی. با واقعیت افزوده و مجازی، سامانه‌های حافظهٔ فضایی را درگیر کنید.

و مورد دوم قوی‌ترین ابزار این فهرست است، چون ظرفیت را عوض نمی‌کند و واحد را عوض می‌کند.

شمارهٔ کارت شانزده رقم دارد و شانزده آیتم نیست؛ چهار تکهٔ چهاررقمی است. و همین است که به‌یاد‌آوردنش را ممکن می‌کند.

بازشناسی در برابر یادآوری

و این تفکیک، عملی‌ترین بخش کل بحث است.

یادآوری یعنی کاربر باید چیزی را از حافظه بیرون بکشد، بی هیچ نشانه‌ای. بازشناسی یعنی چیزی روی صفحه هست و کاربر فقط باید تشخیص دهد که همان است.

و طراحی برای بازشناسی، فشار روی حافظهٔ بلندمدت را کم می‌کند.

و شکل‌های عملی‌اش در رابط این‌هاست: منوی دیدنی به‌جای فرمان تایپی · نمایش گزینهٔ انتخاب‌شده به‌جای انتظار برای به‌یاد‌آوردنش · تکمیل خودکار · و نگه‌داشتن اطلاعات صفحهٔ قبل روی صفحهٔ بعد.

و همان‌طور که در شناخت بیرونی نوشتم، همهٔ این‌ها یک کار می‌کنند: بار را از حافظه به صفحه منتقل می‌کنند.

دو عدد دیگر

سیزده میلی‌ثانیه — زمانی که به‌گفتهٔ عصب‌شناسان MIT مغز برای پردازش یک تصویر کامل لازم دارد.

پانصد میلی‌ثانیه — آستانهٔ پردازش بصری پیشاتوجهی.

و این دو با هم می‌گویند که لایهٔ حسی سریع‌ترین کانال ورودی است — و به‌همین دلیل، آیکون و شکل و رنگ می‌توانند چیزی را برسانند که متن در همان مدت نمی‌رساند.

ولی یک قید دارد که باید گفت: سرعتِ دیدن، به‌معنای سرعتِ فهمیدن نیست. مغز در سیزده میلی‌ثانیه می‌فهمد که تصویری هست؛ فهمیدن معنایش بیشتر طول می‌کشد.

بازشناسی در برابر یادآوری، و دو عدد ادراکی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

چند نکته که در تعریف‌های رایج غلط است

و منبع چند تصحیح مفید هم می‌دهد.

«حافظهٔ هسته‌ای» اصطلاح علمی نیست. از انیمیشن «درون و بیرون» پیکسار آمده.

مغز مثل رایانه کار نمی‌کند. ذخیره‌سازی‌اش با اتصال‌های عصبی است، نه با بایت — پس عدد ۲٫۵ پتابایت یک تخمین است، نه یک مشخصهٔ فنی.

ماندگاری حافظه به نوعش وابسته است. و بعضی خاطره‌ها اگر بار احساسی داشته باشند، یک عمر می‌مانند.

سه جای رابط که حافظه را زیادی خرج می‌کنند

این بخش افزودهٔ من است، چون فهرست پیامدها کلی است و در عمل چند نقطهٔ مشخص بیشترین هزینه را دارند.

یک: فرم‌های چندمرحله‌ای. کاربر در مرحلهٔ سوم باید بداند در مرحلهٔ اول چه انتخاب کرده.

و درمانش خلاصهٔ همیشه‌دیدنی است — نه دکمهٔ «بازگشت». دیدن ارزان است و برگشتن گران.

دو: تأییدیه‌هایی که اطلاعات را تکرار نمی‌کنند. پیامی که می‌گوید «سفارش ثبت شد» و نمی‌گوید چه سفارشی، کاربر را وامی‌دارد به حافظه‌اش اعتماد کند.

سه: کد و شناسه‌ای که باید جای دیگری وارد شود. این بدترین حالت است، چون هم یادآوری می‌خواهد و هم دقت.

و راه‌حلش تکه‌سازی یا نمایش هم‌زمان است — و بهترش، حذف کل مرحله با پرکردن خودکار.

و یک آزمون کلی هم دارد: در هر صفحه بپرسید «کاربر برای پرکردن این صفحه، به چه چیزی از صفحهٔ قبل نیاز دارد؟» هر پاسخی که غیر از «هیچ‌چیز» باشد، یک هزینهٔ حافظه است که می‌شود حذفش کرد.

فراموشی، که مسئلهٔ جدایی است

و یک چیز در فهرست بالا غایب است: حافظهٔ بلندمدت هم فراموش می‌کند.

و این برای محصولی که کاربر هر روز استفاده‌اش نمی‌کند، مسئلهٔ اصلی است. کسی که ماهی یک بار وارد می‌شود، هر بار تقریباً کاربر تازه است.

و سه پیامد عملی دارد.

یک: مسیرهایی که در استفادهٔ روزمره «آموخته» می‌شوند، در استفادهٔ ماهانه آموخته نمی‌شوند. پس میان‌بری که برای کاربر روزمره ساخته‌اید، برای کاربر ماهانه یک قابلیت پنهان است.

دو: پیام‌های آموزشی یک‌باره کار نمی‌کنند. راهنمایی که فقط بار اول نشان داده می‌شود، برای کاربری که سه ماه بعد برمی‌گردد، هرگز وجود نداشته.

و سه: تغییر رابط برای کاربر کم‌مصرف، پرهزینه‌تر است. کاربر روزمره تغییر را در یک هفته یاد می‌گیرد و کاربر ماهانه، سه بار با آن غافلگیر می‌شود.

و درمان همهٔ این‌ها یکی است و ساده: فرض نکنید کاربر چیزی را یاد گرفته. نشانه‌ها را نگه دارید، حتی وقتی به‌نظر می‌رسد همه بلدند — چون «همه» یعنی کاربران پرمصرف، که کمترین نیاز را به آن نشانه‌ها دارند.

در بافت فارسی

یک: کد پیامکی، رایج‌ترین خرج حافظهٔ ماست. شش رقم که باید از نوار اعلان خوانده و در صفحه نوشته شود.

و اگر تکه‌سازی نشده باشد — یعنی «۱۲۳۴۵۶» به‌جای «۱۲۳ ۴۵۶» — هزینه‌اش بیشتر هم می‌شود. و بهترین راه، پرکردن خودکار است، که با قالب استاندارد پیام ممکن می‌شود.

دو: شمارهٔ شبا، بیست‌وچهار رقم است. و هیچ انسانی این را در حافظهٔ کوتاه‌مدت نگه نمی‌دارد.

پس فیلد شبا باید هم تکه‌سازی‌شده نمایش دهد و هم چسباندن را بی‌قید بپذیرد — همان چیزی که در قالب بخشنده گفتم.

سه: تفکیک ارقام فارسی و لاتین، بار حافظه را دو برابر می‌کند. کاربری که عددی را با رقم فارسی می‌بیند و باید با رقم لاتین بنویسد، هم باید عدد را نگه دارد و هم ترجمه‌اش کند.

و همان‌طور که در شناخت بیرونی نوشتم، این دیگر بار حافظه نیست؛ بار ترجمه است — و بدتر از آن است.

چهار: نام‌های فارسی طولانی‌ترند و در حافظهٔ کوتاه‌مدت جای بیشتری می‌گیرند. «شهرداری منطقهٔ دوازده تهران» یک تکه نیست؛ چند تکه است.

و در فهرست‌های انتخابی، این یعنی هفت گزینهٔ فارسی سخت‌تر از هفت گزینهٔ انگلیسی است. پس سقف عملی اینجا پایین‌تر است — و پنج، عدد امن‌تری است از هفت.

چهار خرج حافظه که مخصوص بافت فارسی است
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی

  • - حافظهٔ انسان توانایی ذخیره و نگه‌داشتن و بازخوانی اطلاعات است · با سه بخش کسب و ذخیره و بازیابی
  • - حسی: کمتر از ۵۰۰ میلی‌ثانیه · کوتاه‌مدت و کاری: چند ثانیه تا یک دقیقه، ۱۵ تا ۳۰ ثانیه برای کاری، با ظرفیت پنج تا نُه آیتم · بلندمدت: سال‌ها تا دهه‌ها، تخمین ۲٫۵ پتابایت
  • - میلر، ۱۹۵۶، «عدد جادویی هفت به‌علاوه یا منهای دو» · و قید مهمش «آیتم مشابه» است
  • - شش پیامد: کم‌کردن بار شناختی · تکه‌سازی · سلسله‌مراتب بصری · قصه‌گویی · بازشناسی به‌جای یادآوری · و حافظهٔ فضایی
  • - تکه‌سازی قوی‌ترین ابزار است، چون ظرفیت را عوض نمی‌کند و واحد را عوض می‌کند
  • - سیزده میلی‌ثانیه برای پردازش تصویر · پانصد میلی‌ثانیه آستانهٔ پیشاتوجهی · و سرعتِ دیدن، سرعتِ فهمیدن نیست
  • - «حافظهٔ هسته‌ای» اصطلاح علمی نیست · و مغز با اتصال عصبی ذخیره می‌کند نه با بایت
  • - سه جای پرهزینه: فرم چندمرحله‌ای · تأییدیهٔ بی‌جزئیات · و کدی که باید جای دیگری وارد شود
  • - و در فارسی: کد پیامکی را تکه‌سازی و خودکار کنید · شبا بیست‌وچهار رقم است · تفکیک ارقام بار ترجمه می‌سازد · و نام‌های بلند سقف عملی را از هفت به پنج می‌آورند

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Human Memory in Design? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف حافظهٔ انسان و سه بخش کسب و ذخیره و بازیابی، هر چهار نوع حافظه با مدت و ظرفیتشان شامل حافظهٔ حسی و کمتر از ۵۰۰ میلی‌ثانیه، حافظهٔ کوتاه‌مدت و کاری با چند ثانیه تا یک دقیقه و ۱۵ تا ۳۰ ثانیه و ظرفیت پنج تا نُه آیتم و ایده‌آل پنج تا هفت تکه، و حافظهٔ بلندمدت با سال‌ها تا دهه‌ها و تخمین ۲٫۵ پتابایت؛ مقالهٔ جورج ای. میلر «عدد جادویی هفت، به‌علاوه یا منهای دو» در ۱۹۵۶ و یافته‌اش دربارهٔ پنج تا نُه آیتم مشابه و شکل عملی هفت آیتم تکلیفی؛ هر شش پیامد طراحی شامل کم‌کردن بار شناختی و تکه‌سازی و سلسله‌مراتب بصری و قصه‌گویی و بازشناسی به‌جای یادآوری و فعال‌کردن حافظهٔ فضایی؛ تفکیک بازشناسی از یادآوری و کم‌شدن فشار روی حافظهٔ بلندمدت؛ عدد سیزده میلی‌ثانیه از عصب‌شناسان MIT و پانصد میلی‌ثانیه به‌عنوان آستانهٔ پیشاتوجهی؛ و تصحیح‌های علمی‌نبودن اصطلاح «حافظهٔ هسته‌ای» و خاستگاهش در انیمیشن پیکسار، و متفاوت‌بودن ذخیره‌سازی مغز از رایانه، و وابستگی ماندگاری حافظه به نوع و بار احساسی — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ خرج‌کردن از منبعی بی‌ظرفیت؛ تفکیک نقش سه لایهٔ حافظه در طراحی به سه نوع تصمیم و اینکه بیشتر خطاها در لایهٔ میانی رخ می‌دهند؛ برجسته‌کردن قید فراموش‌شدهٔ «آیتم مشابه» در عدد میلر و پیامدش برای مقایسهٔ منوی هفت‌گزینه‌ای متنوع با فهرست پنج‌گزینه‌ای شبیه؛ تحلیل تکه‌سازی به‌عنوان قوی‌ترین ابزار چون واحد را عوض می‌کند نه ظرفیت را، با مثال شمارهٔ کارت؛ فهرست شکل‌های عملی بازشناسی در رابط و پیوندش با انتقال بار از حافظه به صفحه؛ قید «سرعتِ دیدن، سرعتِ فهمیدن نیست» روی عدد سیزده میلی‌ثانیه؛ کل بخش «سه جای رابط که حافظه را زیادی خرج می‌کنند» شامل فرم چندمرحله‌ای و درمان خلاصهٔ همیشه‌دیدنی، تأییدیهٔ بی‌جزئیات، و کد و شناسهٔ نیازمند ورود در جای دیگر، به‌همراه آزمون یک‌جمله‌ای هر صفحه؛ و کل بخش بافت فارسی شامل کد پیامکی و تکه‌سازی و پرکردن خودکار، بیست‌وچهار رقمی‌بودن شبا، دوبرابرشدن بار با تفکیک ارقام فارسی و لاتین و مفهوم بار ترجمه، و طولانی‌تر بودن نام‌های فارسی و پایین‌آمدن سقف عملی از هفت به پنج؛ تصحیح مهم دربارهٔ عدد میلر یعنی تفکیک ظرفیت نگه‌داشتن از ظرفیت انتخاب‌کردن و پیوندش با قانون هیک، و نتیجه‌گیری اینکه «هفت آیتم در منو» از این عدد بیرون نمی‌آید؛ و بخش «فراموشی، که مسئلهٔ جدایی است» شامل فراموش‌شدن حافظهٔ بلندمدت و سه پیامدش برای کاربر کم‌مصرف — آموخته‌نشدن میان‌بر، بی‌اثری راهنمای یک‌باره، و گران‌تر بودن تغییر رابط — به‌همراه درمان مشترکشان

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - چهار نوع حافظه
  • - عدد میلر
  • - شش پیامد طراحی
  • - بازشناسی در برابر یادآوری
  • - دو عدد دیگر
  • - تصحیح‌های رایج
  • - سه جای پرهزینه
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • حافظه
  • بار شناختی
  • روان‌شناسی شناختی
  • UX
  • ترجمه