شناخت بیرونی (External Cognition) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
۲۷ ضرب در ۳۴ چند میشود؟ اگر کاغذ داشته باشید ده ثانیه طول میکشد و اگر نداشته باشید، سخت است.
عدد عوض نشده و مغز شما هم عوض نشده. چیزی که عوض شده، این است که بخشی از فکرکردن روی کاغذ اتفاق میافتد.
تعریف
شناخت بیرونی یعنی پردازش اطلاعاتی که میان شناخت درونی ذهن انسان و ادراک و دستکاری بازنماییهای بیرونیاش رخ میدهد.
و سادهترین شکلش این است: بخشی از فکرکردن، بیرون از سر انجام میشود. تقویم، صفحهگسترده، ماشینحساب، فهرست وارسی، یادداشت.
این مفهوم در «طراحی تعامل: فراتر از تعامل انسان و رایانه» نوشتهٔ ایوان راجرز و هلن شارپ و جنی پریس در ۲۰۰۱ صورتبندی شد.
سه کارکرد
راجرز و همکارانش سه فایدهٔ اصلی برایش برشمردند.
- - بیرونیسازی برای کاهش بار حافظه. اطلاعاتی را که سخت به خاطر میمانند، از حافظهٔ کاری بیرون میگذارید و منابع شناختی برای انجام خودِ کار آزاد میشود.
- - برونسپاری محاسبه. با ابزار فیزیکی و بازنمایی بیرونی، مسئله را حل میکنید — یعنی مفهوم بیرونیشده را دستکاری میکنید بهجای اینکه در ذهن حساب کنید.
- - حاشیهنویسی و ردگیری شناختی. حاشیهنویسی یعنی توضیح یا تغییر یک بازنمایی بیرونی. ردگیری شناختی یعنی دستکاری بازنمایی بیرونی برای ساختن اطلاعات تازه — از جمله ثبت زماندار تغییرها.
و تفاوت دوتای آخر ظریف است و در طراحی مهم. حاشیهنویسی چیزی به بازنمایی اضافه میکند و ردگیری شناختی خودِ بازنمایی را جابهجا میکند تا چیز تازهای بفهمید.
مرتبکردن کارتها روی میز، مثال دومی است. هیچ اطلاعات تازهای اضافه نکردهاید و با جابهجاکردنشان چیزی میفهمید که پیش از آن نمیدیدید.
و همین دومی است که در ابزارهای طراحی کم ساخته میشود.
بیشتر رابطها به شما اجازه میدهند چیزی را ببینید و کمتر اجازه میدهند جابهجایش کنید. فهرست سفارشها را میبینید و نمیتوانید کنار هم بچینیدشان. نمودار را میبینید و نمیتوانید دو بازه را روی هم بگذارید.
و هر جا این امکان اضافه شود، معمولاً بیشترین اثر را دارد — چون کاری را که کاربر داشت در ذهنش انجام میداد، به صفحه منتقل میکند.
و نشانهاش هم ساده است: هر جا کاربران شما اسکرینشات میگیرند و کنار هم میگذارند، دارند ردگیری شناختیای را انجام میدهند که محصول برایشان نساخته.
در محصول
نمونههایش را هر روز استفاده میکنید.
- - تقویم: رویدادهای دستهبندیشده، یادآور، جزئیات مکان و مخاطب، و رنگبندی.
- - صفحهگسترده: سازماندهی داده در جدول، بهعلاوهٔ کارکرد ماشینحساب برای ردگیری هزینه.
- - یادداشتبرداری: فهرستسازی و ذخیرهٔ عکس، با تیک و یادآور و همگامسازی موبایل.
- - حاشیهنویسی سند: نظر با تاریخ و ساعت.
- - نمایش پیشرفت دوره در یک پرتال آموزشی.
- - و در خودِ کار طراحی: حاشیهنویسی وایرفریم.
و پیامد طراحیاش صریح است: محصولی که شناخت بیرونی را بهکار میگیرد «آسان» حس میشود و کمکردن بار حافظه، درگیری و ماندگاری کاربر را بالا میبرد.
و یک نکتهٔ ظریف در این فهرست هست: همهٔ این نمونهها بازنماییِ چیزی هستند که کاربر خودش ساخته. تقویم شما، صفحهگسترده شما، یادداشت شما.
و این با نمایش صرف اطلاعات فرق دارد. صفحهای که دادهٔ سیستم را نشان میدهد، بار حافظه را کم میکند. ابزاری که میگذارد کاربر بازنمایی خودش را بسازد، به او اجازه میدهد مسئله را طوری بچیند که برای خودش معنا دارد — و این خیلی قویتر است.
و بههمین دلیل، تقویم و صفحهگسترده و یادداشت سه ابزاری هستند که دهههاست جایگزین نشدهاند: هیچکدام دربارهٔ یک حوزهٔ مشخص نیستند؛ همهشان جایی برای فکرکردناند.
پرسشی که این مفهوم به شما میدهد
این بخش افزودهٔ من است، چون بیشترین ارزش عملی این مفهوم در یک پرسش خلاصه میشود.
در هر صفحهای که طراحی میکنید بپرسید: «چهچیزی را دارم از کاربر میخواهم که در سرش نگه دارد؟»
معمولاً پاسخها اینها هستند: کدی که در پیامک آمده · قیمتی که در صفحهٔ قبل دیده · گزینهای که در مرحلهٔ اول انتخاب کرده · شمارهای که باید جای دیگری وارد کند.
و هر کدام از اینها یک بدهی حافظه است که شما به کاربر تحمیل کردهاید. راهحلش هم همیشه یکی است: نشانش بدهید.
دیدن همیشه ارزانتر از بهیادآوردن است. شناخت بیرونی همان اصل است، فقط از سمت مکانیزم نگاه میکند نه از سمت قاعده.
سه خطای رایج
- - پاککردن بازنمایی وقتی هنوز لازم است. بستن پیاموارهای که قیمت را نشان میداد، یا خالیکردن فرم بعد از خطا. کاربر چیزی را که داشت میدید، حالا باید بهخاطر بیاورد.
- - پنهانکردن پشت یک کنش. اطلاعاتی که با «نمایش جزئیات» باز میشود، از حافظهٔ کاری خارج نشده؛ فقط یک قدم دورتر شده.
- - بیرونیکردن بیش از حد. نشاندادن همهچیز همزمان، خودش بار میسازد. بازنمایی بیرونی وقتی کار میکند که گزیده باشد.
و تشخیص خطای سوم از دو تای اول ساده است: اگر کاربر باید میان چیزهای نمایشدادهشده جستوجو کند، بار را جابهجا کردهاید، نه کم.
و خطای چهارمی هم هست که کمتر گفته میشود: بیرونیکردن چیزی که کاربر لازم نداشت.
شمارندهای که میگوید چند مرحله مانده، وقتی مفید است که کاربر بخواهد برنامهریزی کند. اگر مسیر کوتاه است و چارهای هم ندارد، آن شمارنده فقط یک چیز دیگر است که باید خوانده شود.
و آزمونش این است: «این اطلاعات چه تصمیمی را ممکن میکند؟» اگر پاسخ «هیچ تصمیمی» بود، نمایشش بار است نه کمک — حتی اگر خودش از حافظه برداشته باشد.
یک قاعده برای فرمهای چندمرحلهای
و جایی که این مفهوم بیشترین کاربرد فوری را دارد، فرمهای چندمرحلهای است — چون در آنها کاربر مدام مجبور است چیزی را از مرحلهٔ قبل به یاد بیاورد.
و سه قاعده بیشتر کار را میکند.
یک: هر انتخابی که در مرحلههای قبل شده، باید در مرحلههای بعد دیده شود. نه در یک صفحهٔ خلاصه در انتها — همانجا، کنار دستِ کاربر.
دو: هر عددی که کاربر باید جای دیگری وارد کند، باید قابل کپی باشد. عددی که فقط نمایش داده میشود و انتخاب نمیشود، یک بدهی حافظه است که خودتان ساختهاید.
و سه: بازگشت نباید داده را پاک کند. این بدیهی بهنظر میرسد و در بیشتر فرمها نقض میشود — و هر بار که نقض شود، کاربر باید همهچیز را دوباره از حافظه بیرون بکشد.
و اگر بخواهید هر سه را در یک جمله جمع کنید: در هر لحظه، هر چیزی که کاربر برای تصمیم بعدیاش لازم دارد باید روی صفحه باشد. هر چیز دیگری، بار است.
در بافت فارسی
یک: کد پیامکی، رایجترین بدهی حافظهٔ ماست. احراز هویت با کد یکبارمصرف اینجا تقریباً همهجا هست و کاربر باید کد را از نوار اعلان بخواند و در صفحه بنویسد.
و راهحلش فنی است و اغلب اجرا نمیشود: پرکردن خودکار کد از پیامک. اگر پیام قالب استاندارد داشته باشد، سیستمعامل خودش پیشنهاد میدهد و کل این چرخه حذف میشود.
دو: عدد فارسی و لاتین، بازنمایی بیرونی را میشکند. کاربر شمارهٔ کارتی را که با رقم فارسی نمایش داده شده، باید در فیلدی وارد کند که رقم لاتین میخواهد.
این دیگر بار حافظه نیست؛ بار ترجمه است — و بدتر از آن است. راهحلش هم ساده است: در هر جایی که عدد قرار است کپی شود، همان شکلی نمایش دهید که فیلد مقصد میپذیرد.
سه: تاریخ شمسی و میلادی، همان مسئله را در سطح بالاتر تکرار میکند. کاربری که تاریخ را شمسی میبیند و باید میلادی وارد کند، دارد در ذهنش تبدیل انجام میدهد.
و این دقیقاً همان چیزی است که برونسپاری محاسبه قرار بود حذفش کند. تبدیل را خودتان انجام دهید و هر دو را نشان دهید.
چهار: کپیکردن از پیامرسان، مسیر واقعی خیلی از کارهاست. شماره حساب و کد پیگیری و آدرس، اغلب در تلگرام یا واتساپ رد و بدل میشوند و بعد در محصول شما جایگذاری.
پس فیلدهایتان را برای ورودی کثیف آماده کنید: فاصله، خط تیره، رقم فارسی، متن اضافه. پاککردن اینها کار شماست، نه کار کاربر.
همانطور که در بار شناختی نوشتم، بیشترِ آنچه «بیدقتی کاربر» خوانده میشود، در واقع کاری است که محصول به گردن او انداخته.
پنج: صفحهٔ کوچک، بیرونیسازی را سختتر میکند. بخش بزرگی از کاربران ما فقط با گوشی کار میکنند، و روی گوشی هر چیزی که نشان میدهید، جای چیز دیگری را میگیرد.
و بههمین دلیل، در موبایل انتخاب چه چیزی را نشان دهیم از دسکتاپ مهمتر است. نمیتوانید همهچیز را روی صفحه بگذارید، پس باید بدانید کاربر در این لحظه دقیقاً چه چیزی را در سرش نگه داشته.
و یک الگوی ساده اینجا خوب کار میکند: نواری که همیشه دیده میشود و فقط یک چیز را نگه میدارد — مبلغ نهایی، مرحلهٔ فعلی، یا موردی که انتخاب شده. یک چیز، نه سه چیز.
و بقیه را میشود پشت یک کنش گذاشت، به شرطی که همان یکی که واقعاً لازم است بیرون بماند.
جمعبندی
- - شناخت بیرونی یعنی پردازشی که میان شناخت درونی ذهن و ادراک و دستکاری بازنماییهای بیرونی رخ میدهد · یعنی بخشی از فکرکردن بیرون از سر انجام میشود
- - راجرز و شارپ و پریس در ۲۰۰۱ صورتبندیاش کردند · و سه کارکرد برایش برشمردند
- - بیرونیسازی برای کاهش بار حافظه · برونسپاری محاسبه · و حاشیهنویسی و ردگیری شناختی
- - حاشیهنویسی چیزی به بازنمایی اضافه میکند · ردگیری شناختی خود بازنمایی را جابهجا میکند تا چیز تازهای فهمیده شود
- - در محصول: تقویم · صفحهگسترده · یادداشت · حاشیهنویسی سند · نمایش پیشرفت · و حاشیهنویسی وایرفریم
- - پرسش عملی: چهچیزی را دارم از کاربر میخواهم که در سرش نگه دارد؟ · هر پاسخ یک بدهی حافظه است و راهحلش نشاندادن است
- - سه خطا: پاککردن بازنمایی وقتی هنوز لازم است · پنهانکردن پشت یک کنش · و بیرونیکردن بیش از حد که بار را جابهجا میکند نه کم
- - و در فارسی: کد پیامکی و پرکردن خودکارش · عدد فارسی و لاتین که بار ترجمه میسازد · تاریخ شمسی و میلادی · و آمادهبودن فیلدها برای ورودی کثیف که از پیامرسان کپی شده
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is External Cognition? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف شناخت بیرونی، ارجاع به کتاب «طراحی تعامل: فراتر از تعامل انسان و رایانه» از راجرز و شارپ و پریس، هر سه کارکرد یعنی بیرونیسازی برای کاهش بار حافظه و برونسپاری محاسبه و حاشیهنویسی و ردگیری شناختی بههمراه تعریف هر کدام و ثبت زماندار تغییرها، فهرست ابزارهای نمونه شامل تقویم و صفحهگسترده و ماشینحساب و فهرست وارسی و یادداشت، مثالهای محصولی شامل تقویم با دستهبندی و یادآور و رنگبندی و صفحهگسترده برای ردگیری هزینه و یادداشتبرداری با تیک و یادآور و همگامسازی و حاشیهنویسی سند با تاریخ و ساعت و نمایش پیشرفت دوره و حاشیهنویسی وایرفریم، و پیامدهای طراحی یعنی آسان حسشدن محصول و اثر کاهش بار حافظه بر درگیری و ماندگاری کاربر — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی آغازین با ضرب دو عدد و کاغذ؛ تفکیک ظریف حاشیهنویسی از ردگیری شناختی بهعنوان «افزودن به بازنمایی» در برابر «جابهجاکردن بازنمایی» و مثال مرتبکردن کارتها؛ کل بخش «پرسش عملی» شامل پرسش «چهچیزی را از کاربر میخواهم که در سرش نگه دارد؟» و فهرست پاسخهای رایج و مفهوم بدهی حافظه؛ کل بخش سه خطای رایج شامل پاککردن بازنمایی هنگام نیاز و پنهانکردن پشت یک کنش و بیرونیکردن بیش از حد، با آزمون تشخیص خطای سوم؛ و کل بخش بافت فارسی شامل کد پیامکی و راهحل پرکردن خودکار، شکستن بازنمایی با عدد فارسی و لاتین و معرفی مفهوم بار ترجمه، تکرار همان مسئله در تاریخ شمسی و میلادی، و آمادهکردن فیلدها برای ورودی کثیفی که از پیامرسان کپی میشود؛ تحلیل کمساختهشدن ردگیری شناختی در رابطها و نشانهٔ تشخیصش یعنی اسکرینشاتگرفتن کاربران؛ نکتهٔ اینکه همهٔ نمونههای محصولی بازنمایی ساختهٔ خودِ کاربرند و تفاوتش با نمایش صرف اطلاعات، و توضیح ماندگاری تقویم و صفحهگسترده و یادداشت بر همین پایه؛ و بخش «یک قاعده برای فرمهای چندمرحلهای» شامل سه قاعدهٔ دیدهشدن انتخابهای قبلی و قابلکپیبودن عددها و پاکنشدن داده در بازگشت، و جمعبندیشان در یک جمله؛ خطای چهارم یعنی بیرونیکردن اطلاعاتی که کاربر لازم نداشت، بههمراه آزمون «این اطلاعات چه تصمیمی را ممکن میکند؟»؛ و نکتهٔ پنجم بافت فارسی دربارهٔ سختتر بودن بیرونیسازی در صفحهٔ کوچک، اهمیت بیشتر انتخاب در موبایل، و الگوی نوار همیشهدیدهشده با فقط یک قلم اطلاعات
تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.
مشاهدهٔ مطلب اصلی
شناخت بیرونی