سپنتا پویا — طراح محصول

ترتیب درست پرکردن بوم مدل کسب‌وکار در برابر ترتیب رایج از چپ به راست
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

بوم مدل کسب‌وکار (Business Model Canvas) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

بوم مدل کسب‌وکار یک برگهٔ A3 با نه خانه است. و همین سادگی، تلهٔ اصلی‌اش است: پرکردن نه خانه کار سختی نیست، و به همین دلیل تیم‌ها آن را در چهل دقیقه پر می‌کنند و فکر می‌کنند مدل کسب‌وکارشان را فهمیده‌اند.

این مقاله ابزار را توضیح می‌دهد و بعد سراغ چیزی می‌رود که تفاوت بین یک بوم پرشده و یک بوم مفید را می‌سازد: ترتیب.

تعریف و نه خانه

بوم مدل کسب‌وکار ابزاری است که طراحان با آن بازیگران و فعالیت‌ها و منابع کلیدی یک کسب‌وکار یا محصول، ارزش پیشنهادی برای مشتریان هدف، روابط مشتری، کانال‌های درگیر و مسائل مالی را ترسیم می‌کنند. آن را Alexander Osterwalder و Yves Pigneur ساختند و در کتاب Business Model Generation (۲۰۱۰) معرفی کردند.

  • - شرکای کلیدی: سازمان‌های بیرونی که فعالیت‌های کلیدی را انجام می‌دهند.
  • - فعالیت‌های کلیدی: کارهای روزمرهٔ ضروری برای محقق‌کردن ارزش پیشنهادی.
  • - منابع کلیدی: ابزارها و دارایی‌هایی که در همهٔ بخش‌های بوم لازم‌اند.
  • - ارزش پیشنهادی: خلاصهٔ آنچه کسب‌وکار به مشتری تحویل می‌دهد.
  • - روابط مشتری: نوع رابطهٔ مورد انتظار برای هر بخش — جذب، نگه‌داشت، فروش بیشتر.
  • - بخش‌های مشتری: مهم‌ترین گروه‌های مشتری.
  • - کانال‌ها: شیوه‌های تحویل — آنلاین، فیزیکی، یا ترکیبی.
  • - ساختار هزینه: محرک‌های اصلی هزینه و ملاحظهٔ بازگشت سرمایه.
  • - جریان‌های درآمد: منابع بالقوهٔ درآمد.

و در نسخه‌های تازه‌تر، خانهٔ دهمی هم گاهی اضافه می‌شود: پایداری — اثر زیست‌محیطی و اجتماعی.

ترتیب پیشنهادی

منبع ترتیب مشخصی می‌دهد: اول هفت خانهٔ بالا را پر کنید (از شرکای کلیدی تا بخش‌های مشتری)، بعد ساختار هزینه و جریان‌های درآمد، و در پایان خانهٔ پایداری.

کاربردش در طراحی

به‌عنوان ابزاری مشارکتی برای ترسیم زیست‌بوم خدمت، شناسایی نقاط تماس مشتری، هم‌راستاکردن تصمیم‌های طراحی با اهداف کسب‌وکار، و اعتبارسنجی فرض‌ها در مراحل اولیهٔ طراحی.

و منافعی که برایش برمی‌شمرند: بستری برای ایده‌پردازی جمعی، تمرکز انسان‌محور بر ارزش مشتری، گردآوری داده با استراتژی روشن، مصورسازی سریع برای تکرار سریع، شناسایی زودهنگام نقاط ضعف، و پیشگیری از اشتباهات پرهزینه از راه هم‌راستایی.

اشتباهات رایج

  • - تعریف مبهم بخش‌های مشتری — مثل «همه»
  • - تمرکز بر قابلیت‌های محصول و نادیده‌گرفتن سازوکار خلق ارزش
  • - رد‌کردن اعتبارسنجی با مشتری و تکیه بر فرض
  • - جا‌انداختن شرکا و همکاران کلیدی
  • - برخورد با بوم به‌عنوان تمرینی یک‌بار‌مصرف، نه سندی زنده

ترتیب رایج، برعکسِ ترتیب درست است

این بخش افزودهٔ مترجم است. ترتیبی که منبع می‌دهد — «اول هفت خانهٔ بالا» — از نظر مالی درست است اما یک مسئلهٔ مهم‌تر را پنهان می‌کند: بوم روی کاغذ از چپ به راست چیده شده، و تیم‌ها هم از چپ شروع می‌کنند. یعنی از شرکای کلیدی. و این دقیقاً برعکس منطق آن است.

دلیلش ساده است: هر خانه در بوم پیامد خانه‌های دیگری است.

  • - شرکای کلیدی از فعالیت‌های کلیدی می‌آیند (چه کاری را خودتان نمی‌کنید).
  • - فعالیت‌ها و منابع کلیدی از ارزش پیشنهادی می‌آیند (برای تحویل این ارزش چه لازم است).
  • - ارزش پیشنهادی از بخش مشتری می‌آید (ارزش برای چه کسی).
  • - و کانال‌ها و روابط هم از همان بخش مشتری می‌آیند.

پس ترتیب منطقی از راست شروع می‌شود: بخش مشتری ← ارزش پیشنهادی ← کانال‌ها و روابط ← فعالیت‌ها و منابع ← شرکا ← و آخر از همه، هزینه و درآمد. آن‌که اول شرکای کلیدی را پر می‌کند، در واقع دارد فهرست تأمین‌کننده‌های فعلیاش را می‌نویسد، نه شرکایی که این مدل به آن‌ها نیاز دارد. (و اگر با نسخهٔ فارسی و راست‌به‌چپ بوم کار می‌کنید، این یک مزیت پنهان دارد: چیدمان آینه‌شده، همان ترتیب درست را به‌طور طبیعی از سمت شروع خواندن می‌آورد.)

و علت درستیِ توصیهٔ منبع دربارهٔ آخر گذاشتن هزینه و درآمد هم همین است: نمی‌شود چیزی را قیمت‌گذاری کرد که هنوز تعریف نشده. تیمی که از جریان درآمد شروع می‌کند، بقیهٔ بوم را طوری پر می‌کند که آن عدد را توجیه کند.

آزمون بخش مشتری

آزمون بخش مشتری: اگر نمی‌توانید کسی را بیرون بگذارید، آن بخش نیست
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع «همه» را به‌عنوان اشتباه نام می‌برد و درست می‌گوید، اما آزمونی برای تشخیصش نمی‌دهد. آزمون به‌نظرم این است:

اگر نمی‌توانید بگویید این محصول برای چه کسی نیست، بخش مشتری تعریف نکرده‌اید.

و این را می‌شود در سه دقیقه اجرا کرد: کنار هر بخش مشتری، یک گروه بنویسید که عمداً بیرون گذاشته شده. اگر نتوانستید، دو حالت دارد — یا واقعاً محصولتان برای همه است (که تقریباً هیچ‌وقت درست نیست) یا هنوز تصمیم نگرفته‌اید.

و چرا این‌قدر مهم است؟ چون بخش مشتری، ورودی همهٔ خانه‌های دیگر است. یک بخش مبهم، بومی تولید می‌کند که همهٔ خانه‌هایش مبهم‌اند و هیچ‌کدام قابل رد‌شدن نیستند — و بومی که نمی‌شود ردش کرد، هیچ اطلاعاتی هم ندارد.

طراح دقیقاً به کدام خانه‌ها وصل است

نگاشت خانه‌های بوم به خروجی‌های طراحی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. بوم یک سند کسب‌وکار است و طراحان معمولاً یا از آن دور می‌مانند یا در جلسه‌اش می‌نشینند بدون آنکه بدانند سهمشان کجاست. در واقع سه خانه تقریباً تمامش کار طراحی است:

  • - ارزش پیشنهادی ← این همان چیزی است که نویسندگی تجربه و صفحهٔ نخست محصول باید در یک جمله بگویند. اگر تیم نمی‌تواند این خانه را در یک جمله بنویسد، آن صفحه هم نوشته نمی‌شود.
  • - کانال‌ها ← نقاط تماس. این خانه ورودی مستقیم نقشهٔ سفر مشتری است.
  • - روابط مشتری ← جذب و نگه‌داشت و فروش بیشتر، که همان چیزی است که در طراحیِ ثبت‌نام و اعلان و تمدید ظاهر می‌شود.

و دو خانه که طراحان کمتر به آن‌ها نگاه می‌کنند و باید بکنند:

  • - فعالیت‌های کلیدی ← اگر کاری در این خانه هست که انسان انجامش می‌دهد، آن انسان هم کاربر شماست و رابطی لازم دارد. طرح‌نمای خدمت دقیقاً همین را نشان می‌دهد.
  • - ساختار هزینه ← جایی که بدهی طراحی به عدد تبدیل می‌شود. هر تماس اضافی با پشتیبانی و هر مرجوعی، در همین خانه نشسته است — و این تنها زبانی است که استدلال طراحی را برای مدیر مالی قابل شنیدن می‌کند.

و یک هشدار مخصوص بازار ما: ساختار هزینه در محیط پرنوسان تاریخ انقضا دارد. بوم فرض می‌کند هزینه‌ها کمابیش پایدارند؛ وقتی نیستند، خانهٔ هزینه باید تاریخ داشته باشد و در بازبینی‌های دوره‌ای دوباره پر شود. همچنین در فهرست شرکای کلیدی، واسطه‌هایی وجود دارند که بوم‌های خارجی پیش‌بینی‌شان نمی‌کنند — درگاه پرداخت، فروشگاه اپ داخلی، شبکهٔ پیک — و هرکدام هم هزینه‌اند و هم نقطهٔ شکست. جا‌انداختنشان همان اشتباهی است که منبع در فهرست اشتباهات رایج آورده، اما اینجا پرهزینه‌تر است.

و آخرین نکته که از فهرست اشتباهات می‌آید و به‌نظرم مهم‌ترینشان است: بوم سندی زنده است، نه تمرینی یک‌بار‌مصرف. عملی‌ترین شکلش این است که تاریخ آخرین به‌روزرسانی را روی خودِ بوم بنویسید. بومی بی‌تاریخ، پس از چند ماه از یک سند به یک تزئین دیواری تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

  • - بوم مدل کسب‌وکار ابزاری از Osterwalder و Pigneur است که بازیگران و فعالیت‌ها و منابع، ارزش پیشنهادی، روابط و بخش‌های مشتری، کانال‌ها، و هزینه و درآمد را در نه خانه ترسیم می‌کند — و گاهی خانهٔ دهم پایداری.
  • - ترتیب پیشنهادی منبع: هفت خانهٔ بالا، بعد هزینه و درآمد، بعد پایداری.
  • - اما ترتیب رایج تیم‌ها از چپ و از شرکای کلیدی شروع می‌شود، که برعکس منطق بوم است: هر خانه پیامد خانه‌های دیگر است و زنجیره از بخش مشتری آغاز می‌شود.
  • - هزینه و درآمد آخر می‌آیند چون نمی‌شود چیزی را قیمت‌گذاری کرد که تعریف نشده؛ و کسی که از درآمد شروع کند، بقیهٔ بوم را برای توجیه آن عدد پر می‌کند.
  • - آزمون بخش مشتری: اگر نمی‌توانید بگویید محصول برای چه کسی نیست، بخش مشتری تعریف نکرده‌اید — و بومی که نمی‌شود ردش کرد، اطلاعاتی هم ندارد.
  • - سهم طراح در سه خانهٔ ارزش پیشنهادی و کانال‌ها و روابط مشتری است، و باید به دو خانهٔ فعالیت‌های کلیدی (که کاربران داخلی را آشکار می‌کند) و ساختار هزینه (که بدهی طراحی را به عدد تبدیل می‌کند) هم نگاه کند.
  • - و در بازار پرنوسان، خانهٔ هزینه تاریخ انقضا دارد و فهرست شرکا باید واسطه‌های محلی را هم در بر بگیرد؛ تاریخ آخرین به‌روزرسانی را روی بوم بنویسید تا به تزئین دیواری تبدیل نشود.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is a Business Model Canvas? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف بوم به‌عنوان ابزار ترسیم بازیگران و فعالیت‌ها و منابع کلیدی و ارزش پیشنهادی و روابط و بخش‌های مشتری و کانال‌ها و مسائل مالی، نسبت‌دادن آن به Alexander Osterwalder و Yves Pigneur و کتاب Business Model Generation، شرح نه خانه و خانهٔ اختیاری پایداری، ترتیب پیشنهادی پرکردن (هفت خانهٔ بالا، سپس هزینه و درآمد، سپس پایداری)، کاربردش در طراحی برای ترسیم زیست‌بوم خدمت و شناسایی نقاط تماس و هم‌راستاسازی با اهداف کسب‌وکار و اعتبارسنجی زودهنگام فرض‌ها، فهرست منافع، اشاره به بوم ارزش پیشنهادی به‌عنوان ابزار مرتبط، و فهرست اشتباهات رایج شامل تعریف مبهم بخش مشتری و تمرکز بر قابلیت به‌جای خلق ارزش و رد‌کردن اعتبارسنجی و جا‌انداختن شرکا و برخورد یک‌بار‌مصرف با بوم — از این منبع گرفته شده. منبع همچنین آمار PwC دربارهٔ ۳۲ درصد و ۱۶ درصد را می‌آورد و به Frank Spillers و David Bill و Kendra Shimmell و Jesse James Garrett و Alan Dix ارجاع می‌دهد. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی سادگی بوم به‌عنوان تلهٔ اصلی آن؛ کل بخش «ترتیب رایج، برعکسِ ترتیب درست است» شامل تحلیل زنجیرهٔ پیامدی خانه‌ها و استخراج ترتیب منطقی از بخش مشتری به‌سوی شرکا، نقد شروع از شرکای کلیدی به‌عنوان نوشتن فهرست تأمین‌کنندگان فعلی، نکتهٔ مزیت پنهان چیدمان راست‌به‌چپ در نسخهٔ فارسی، و استدلال «نمی‌شود چیزی را قیمت‌گذاری کرد که تعریف نشده» به‌عنوان علت آخر بودن هزینه و درآمد؛ کل بخش «آزمون بخش مشتری» شامل آزمون بیرون‌گذاشتن یک گروه و روش سه‌دقیقه‌ای اجرایش و استدلال «بومی که نمی‌شود ردش کرد اطلاعاتی هم ندارد»؛ و کل بخش «طراح دقیقاً به کدام خانه‌ها وصل است» شامل نگاشت سه خانهٔ ارزش پیشنهادی و کانال‌ها و روابط مشتری به خروجی‌های طراحی، توجه به دو خانهٔ فعالیت‌های کلیدی (به‌عنوان آشکارکنندهٔ کاربران داخلی) و ساختار هزینه (به‌عنوان زبان مشترک با مدیر مالی)، هشدار تاریخ انقضای خانهٔ هزینه در محیط پرنوسان، افزودن واسطه‌های محلی مانند درگاه پرداخت و فروشگاه اپ داخلی و شبکهٔ پیک به فهرست شرکا به‌عنوان هم هزینه و هم نقطهٔ شکست، و پیشنهاد نوشتن تاریخ آخرین به‌روزرسانی روی بوم.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی شامل بوم Strategyzer AG با لایسنس CC BY-SA 3.0 (با تغییر) و تصویری از بنیاد طراحی تعامل با لایسنس CC BY-NC-SA 3.0 است؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف و نه خانه
  • - ترتیب پیشنهادی
  • - کاربرد در طراحی
  • - اشتباهات رایج
  • - ترتیب درست
  • - آزمون بخش مشتری
  • - سهم طراح
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • بوم مدل کسب‌وکار
  • استراتژی
  • طراحی خدمت
  • UX
  • ترجمه