سپنتا پویا — طراح محصول

طراحی کل‌نگر در برابر طراحی متعارف، در پنج محور
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · ترجمه: ۶ شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

طراحی کل‌نگر (Holistic Design) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

یک شهر دوچرخهٔ اشتراکی راه می‌اندازد. دوچرخه‌ها خوب‌اند، اپلیکیشن خوب است، ایستگاه‌ها خوب‌اند — و کسی به این فکر نکرده که کلاه ایمنی از کجا بیاید.

طراحی کل‌نگر همین شکاف را هدف می‌گیرد.

تعریف

طراحی کل‌نگر نگاهی از بالا به تعامل‌های کاربر در جهانِ خودش دارد، و به عامل‌های به‌هم‌پیوستهٔ بی‌شماری که در تماسش با برندها دخیل‌اند.

و بررسی می‌کند که محصول و خدمت چطور در جهان گستردهٔ مصرف‌کننده جا می‌گیرند.

و میکلوش فیلیپس، طراح ارشد تجربهٔ کاربری در تاپ‌تال، فهرست کاملش را می‌دهد. «طراحی کل‌نگر شخص، دستگاه، لحظه، محیط قوم‌نگارانه، فضای فیزیکی، و همچنین رفتار و روان‌شناسی انسانی را در نظر می‌گیرد.»

در برابر طراحی متعارف

  • - دامنه: کل بوم‌سازگان و چند نقطهٔ تماس، در برابر صفحه‌ها و قابلیت‌های منفرد.
  • - تمرکز: کل سفر کاربر در طول زمان و کانال‌ها، در برابر یک تکلیف یا یک جزء.
  • - ملاحظه: فیزیکی و دیجیتال و احساسی و رفتاری، در برابر عمدتاً کارکردی و بصری.
  • - حل مسئله: پرداختن به زنجیره‌های علت و معلول، در برابر مسئله‌های منفرد.
  • - افق زمانی: بررسی نقطه‌های ورود و خروج در سفر گسترده‌تر، در برابر تمرکز بر تعامل بی‌واسطه.

و جمله‌بندی صریحش این است: طراحی سنتی اغلب مسئله‌ها را جدا می‌کند و یک عنصر را در هر بار می‌گیرد؛ رویکرد کل‌نگر بررسی می‌کند که این جنبه‌ها چطور با هم کار می‌کنند.

طراحی کل‌نگر در برابر طراحی متعارف، در پنج محور
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

هفت اصل ایو بهار

ایو بهار، بنیان‌گذار فیوزپروجکت، هفت اصل را برشمرده:

  • - با پرسش شروع کنید، نه با پاسخ.
  • - بیشتر تحویل دهید، نه کمتر — یعنی کارکرد را تقویت کنید.
  • - نظریهٔ خودتان را بسازید و از رشته‌های دیگر وام بگیرید.
  • - طراحی ۳۶۰ درجه — کل چرخهٔ عمر مشتری.
  • - مدل‌های کسب‌وکار جایگزین را در نظر بگیرید.
  • - بهتر عمل کنید و سراغ پروژه‌هایی بروید که ناممکن به‌نظر می‌رسند.
  • - و چیزی را پیدا کنید که خودتان می‌خواهید و همه می‌خواهند.

و اصل دوم در فهرستی که همه‌جا «کمتر ولی بهتر» می‌گویند، غافلگیرکننده است. ولی با بقیهٔ فهرست جور است: بهار دربارهٔ حذف قابلیت حرف نمی‌زند؛ دربارهٔ پوشش‌دادن بخش‌هایی از تجربه حرف می‌زند که کسی به آن‌ها نرسیده.

پنج اصل چارچوب امروزی

  • - تفکر سیستمی.
  • - تمرکز بر سفر کاربر.
  • - توازن احساسی و کارکردی.
  • - سازگاری میان سکوها.
  • - و شمول و دسترس‌پذیری.

و اصل آخر یک جابه‌جایی مفهومی هم با خودش دارد: حرکت از «کاربر متوسط» به کل طیف تنوع انسانی.

شش گام

یک: بافت را بفهمید — با پژوهش کاربر و نقشه‌کردن بوم‌سازگان.

دو: سفر را نقشه کنید — نقاط تماس را تصویر کنید و اصطکاک را پیدا.

سه: هم‌آفرینی کنید — ایده‌پردازی میان‌کارکردی با نقشهٔ خدمت.

چهار: نمونه بسازید و آزمون کنید — با سناریوهای سرتاسری، نه صفحه‌های منفرد.

پنج: با سازگاری اجرا کنید — با سیستم طراحی.

شش: پیوسته تحول دهید — با پالایش بر پایهٔ بازخورد پس از انتشار.

و گام چهارم آنی است که این رویکرد را از حرف به عمل می‌رساند. آزمون سناریوی سرتاسری، تنها جایی است که شکاف میان نقطه‌های تماس دیده می‌شود — و همان شکاف‌ها موضوع این بحث‌اند.

ابزارها

و ابزارهایش همان‌هایی هستند که جدا‌جدا می‌شناسیم:

و نکتهٔ ظریفش این است که هیچ ابزار تازه‌ای در این فهرست نیست. طراحی کل‌نگر یک روش نیست؛ یک ترتیب است — اینکه پیش از طراحی هر صفحه، سفر و بوم‌سازگان را دیده باشید.

شش گام و هفت اصل ایو بهار
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

سه نمونه

اپل: بوم‌سازگانی که در آن سخت‌افزار، نرم‌افزار، بسته‌بندی، و خدمات مشتری هم‌راستا هستند.

ایربی‌ان‌بی: طراحی برای پیش و در طول و پس از اقامت، با هم‌آهنگ‌کردن وب‌سایت و اپ و ایمیل و تعامل حضوری.

آیکیا: آمیختن دیجیتال — اپ موبایل و برنامه‌ریزی اتاق — با فیزیکی: فروشگاه، مرجوعی، و پشتیبانی.

و وجه مشترکشان یک چیز است که ارزش نام‌بردن دارد: در هر سه، بخشی از تجربه بیرون از نرم‌افزار است — و همان بخش است که تجربه را می‌سازد یا می‌شکند.

و یک وجه مشترک دوم هم دارند که کمتر گفته می‌شود: هر سه، سازمانی هستند که همان بخش بیرونی را هم مالک است.

اپل فروشگاه خودش را دارد. ایربی‌ان‌بی سیاست لغو و داوری اختلاف را خودش تعیین می‌کند. و آیکیا انبار و مرجوعی و رستورانش را خودش می‌گرداند.

و همین، این نمونه‌ها را برای بیشتر تیم‌ها کم‌کاربرد می‌کند. کل‌نگری در سازمانی که همهٔ نقاط تماس را مالک است، یک تصمیم است. در سازمانی که نیست، یک مذاکره است — و مذاکره مهارت دیگری می‌خواهد.

در چابک

و چهار قاعده برای جا‌دادنش در فرایند چابک هست:

  • - کل تجربهٔ کاربر را پیش از شروع اسپرینت نقشه کنید.
  • - تیم‌های میان‌کارکردی را حول هدف مشترک هم‌راستا کنید.
  • - سیستم طراحی را برای سازگاری نگه دارید.
  • - و جلسه‌های منظم پژوهش و کاربردپذیری برگزار کنید.

و قاعدهٔ اول همان جایی است که در عمل شکسته می‌شود. اسپرینت واحد کار است و سفر واحد تجربه — و این دو با هم جور درنمی‌آیند.

و راه عملی‌اش این است که نقشهٔ سفر یک سند زنده باشد که مالک دارد، نه یک تصویر که یک بار کشیده شد.

و «مالک داشتن» اینجا معنای دقیقی دارد: کسی که وقتی نقطهٔ تماسی خراب می‌شود، خرابی به اسم او ثبت می‌شود.

و بدون این، نقشهٔ سفر همان چیزی می‌شود که در بیشتر تیم‌ها هست: یک تصویر زیبا روی دیوار که تاریخش شش ماه پیش است و هیچ تصمیمی به آن ارجاع نمی‌دهد.

مسئلهٔ مقیاس

و یک مسئلهٔ عملی هست که پیش از محدودیت‌ها باید گفت: «کل‌نگر» یک درجه است، نه یک حالت.

هیچ‌کس واقعاً کل بوم‌سازگان را نمی‌بیند. آنچه در عمل اتفاق می‌افتد این است که مرز نگاه را یک قدم بیرون‌تر می‌برید — و همان یک قدم، بیشتر ارزش را می‌دهد.

و سه مرز رایج هست که هر کدام یک قدم از قبلی بیرون‌ترند.

مرز صفحه. «این صفحه کار می‌کند؟» — پیش‌فرض بیشتر تیم‌ها.

مرز جریان. «کاربر از کجا به این صفحه رسید و بعدش کجا رفت؟» — اینجا شکاف‌های میان صفحه‌ها دیده می‌شوند.

مرز کانال. «کاربر پیش از باز‌کردن اپ کجا بود، و بعد از بستنش کجا می‌رود؟» — پشتیبانی، پیام‌رسان، فروشگاه، تماس.

و نکتهٔ عملی این است که پریدن از مرز اول به مرز سوم، معمولاً به پروژه‌ای ختم می‌شود که تمام نمی‌شود. یک قدم در هر بار، و هر قدم را با یک تصمیم واقعی توجیه کنید.

محدودیت‌ها

این بخش افزودهٔ من است، چون منبع محدودیتی نمی‌شمارد و این رویکرد محدودیت جدی دارد.

یک: بدون اختیار سازمانی اجرا نمی‌شود. طراحی کل‌نگر یعنی تصمیم‌گرفتن دربارهٔ چیزهایی که در حوزهٔ تیم طراحی نیستند — بسته‌بندی، پشتیبانی، سیاست مرجوعی، آموزش کارکنان.

و تیمی که فقط صفحه تحویل می‌دهد، می‌تواند این شکاف‌ها را ببیند و نمی‌تواند پرشان کند. و دیدنِ بی‌اختیار، ناکامی می‌سازد.

پس قدم اول واقعی، نه نقشه‌کشی است و نه پژوهش: پیداکردن کسی است که اختیار عمل در آن نقطهٔ تماس را دارد.

دو: مقیاس‌پذیر نیست. نقشه‌کردن کل بوم‌سازگان برای هر تصمیمی، هزینه‌ای است که هیچ تیمی نمی‌تواند مکرر بپردازد.

و راه‌حلش دوره‌ای‌کردن است: یک بار در سال کل سفر، و در بقیهٔ وقت فقط نقطه‌های تماسی که تغییر می‌کنند.

سه: در نبودِ اندازه‌گیری، به سلیقه تبدیل می‌شود. «تجربهٔ یکپارچه» عبارتی است که هر کسی می‌تواند به معنای دلخواهش بگیرد.

و درمانش عدد است: نرخ رهاکردن در مرزهای میان نقاط تماس را بسنجید — جایی که کاربر از اپ به وب می‌رود، از وب به تماس، یا از پیام به فروشگاه.

و همان‌طور که در جلوی صحنه و پشت صحنه نوشتم، بیشتر شکست‌ها روی همین مرزها اتفاق می‌افتند — و اندازه‌گیری همان مرزها، کل‌نگری را از یک شعار به یک کار تبدیل می‌کند.

در بافت فارسی

یک: بوم‌سازگان اینجا بیشتر بیرونی است. درگاه پرداخت، پیک، پیام‌رسان، و احراز هویت — هیچ‌کدام دست شما نیستند و همه بخشی از تجربه‌اند.

و نتیجه‌اش این است که کل‌نگری در بافت ما بیشتر یعنی مدیریت مرزها، نه طراحی نقطه‌های تماس. شما اپ را طراحی می‌کنید و تجربه را مذاکره می‌کنید.

دو: بخش بزرگی از سفر در پیام‌رسان می‌گذرد. پرسیدن قبل از خرید، فرستادن رسید، و پیگیری سفارش، همه در تلگرام و واتساپ اتفاق می‌افتند.

و اگر نقشهٔ سفر شما این را نکشیده، پرترافیک‌ترین نقطهٔ تماستان را نکشیده‌اید. و همان‌جا هم بیشترین ناسازگاری لحن و اطلاعات هست.

سه: فیزیکی و دیجیتال اینجا بیشتر قاطی‌اند. پرداخت در محل، تحویل حضوری، و تأیید تلفنی، هنوز رایج‌اند.

و همان‌طور که در طراحی خدمت نوشتم، این یعنی نقشهٔ خدمت اینجا ابزار پایه است، نه ابزار پیشرفته.

چهار: «تجربهٔ سازگار» با تعدد برند در گروه‌های تجاری می‌جنگد. بسیاری از هلدینگ‌های ما چند محصول با چند تیم و چند زبان بصری دارند، و کاربر همه را یک برند می‌بیند.

و ارزان‌ترین کاری که واقعاً جواب می‌دهد، یکسان‌کردن ظاهر نیست: یکسان‌کردن زبان است. یک واژه‌نامهٔ مشترک — که «سفارش» و «تیکت» و «حساب» در همهٔ محصول‌ها یک معنا داشته باشند — بیشتر از یک سیستم طراحی مشترک به‌چشم می‌آید.

چهار مسئلهٔ طراحی کل‌نگر در بافت ایران
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی

  • - طراحی کل‌نگر نگاهی از بالا به تعامل کاربر در جهان خودش دارد · شخص، دستگاه، لحظه، محیط قوم‌نگارانه، فضای فیزیکی، و رفتار و روان‌شناسی
  • - در برابر متعارف: کل بوم‌سازگان به‌جای صفحهٔ منفرد · سفر کامل به‌جای یک تکلیف · زنجیرهٔ علت و معلول به‌جای مسئلهٔ منفرد
  • - هفت اصل ایو بهار · و اصل «بیشتر تحویل دهید» دربارهٔ پوشش‌دادن بخش‌های پوشش‌نداده است، نه افزودن قابلیت
  • - پنج اصل امروزی: تفکر سیستمی · سفر کاربر · توازن احساسی و کارکردی · سازگاری · شمول — با جابه‌جایی از «کاربر متوسط» به کل طیف تنوع
  • - شش گام: فهم بافت · نقشهٔ سفر · هم‌آفرینی · نمونه و آزمون سرتاسری · اجرای سازگار · تحول پیوسته
  • - هیچ ابزار تازه‌ای در فهرست نیست · این یک روش نیست، یک ترتیب است
  • - سه نمونه: اپل · ایربی‌ان‌بی · آیکیا — و در هر سه، بخشی از تجربه بیرون از نرم‌افزار است
  • - سه محدودیت: بی اختیار سازمانی اجرا نمی‌شود · مقیاس‌پذیر نیست · و بی اندازه‌گیری به سلیقه تبدیل می‌شود
  • - و در فارسی: بوم‌سازگان بیرونی است پس تجربه را مذاکره می‌کنید · بخش بزرگی از سفر در پیام‌رسان است · فیزیکی و دیجیتال قاطی‌اند · و یکسان‌کردن زبان مؤثرتر از یکسان‌کردن ظاهر است

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Holistic Design? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف طراحی کل‌نگر و نگاه از بالا به تعامل کاربر و عامل‌های به‌هم‌پیوسته و جا‌گرفتن محصول در جهان گستردهٔ مصرف‌کننده، نقل‌قول میکلوش فیلیپس طراح ارشد تاپ‌تال و فهرست کاملش از شخص و دستگاه و لحظه و محیط قوم‌نگارانه و فضای فیزیکی و رفتار و روان‌شناسی، مقایسهٔ پنج‌محوری با طراحی متعارف در دامنه و تمرکز و ملاحظه و حل مسئله و افق زمانی و جمله‌بندی جدا‌کردن مسئله‌ها در طراحی سنتی، هر هفت اصل ایو بهار بنیان‌گذار فیوزپروجکت، هر پنج اصل چارچوب امروزی و جابه‌جایی از کاربر متوسط به طیف تنوع انسانی، هر شش گام فرایند، فهرست کامل ابزارها، هر سه نمونهٔ اپل و ایربی‌ان‌بی و آیکیا با جزئیاتشان، نمونهٔ سامانهٔ دوچرخهٔ شهری و مسئلهٔ کلاه ایمنی، و هر چهار قاعدهٔ جا‌دادنش در فرایند چابک — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین با سامانهٔ دوچرخه و کلاه ایمنی؛ تحلیل اصل دوم بهار و رفع تناقض ظاهری‌اش با «کمتر ولی بهتر»؛ برجسته‌کردن گام چهارم به‌عنوان جایی که این رویکرد از حرف به عمل می‌رسد؛ مشاهدهٔ نبودِ هیچ ابزار تازه در فهرست و صورت‌بندی طراحی کل‌نگر به‌عنوان یک ترتیب نه یک روش؛ تشخیص وجه مشترک سه نمونه یعنی بیرون‌بودن بخشی از تجربه از نرم‌افزار؛ تحلیل ناسازگاری اسپرینت به‌عنوان واحد کار با سفر به‌عنوان واحد تجربه؛ کل بخش محدودیت‌ها شامل ناممکن‌بودن اجرا بی اختیار سازمانی و لزوم یافتن صاحب اختیار در نقطهٔ تماس، مقیاس‌پذیر‌نبودن و راه‌حل دوره‌ای‌کردن، و تبدیل‌شدن به سلیقه در نبودِ اندازه‌گیری با پیشنهاد سنجش نرخ رهاکردن در مرزهای نقاط تماس؛ و کل بخش بافت فارسی شامل بیرونی‌بودن بوم‌سازگان و بازتعریف کل‌نگری به‌عنوان مدیریت مرزها و مذاکرهٔ تجربه، گذر بخش بزرگی از سفر در پیام‌رسان به‌عنوان پرترافیک‌ترین نقطهٔ تماس نکشیده، قاطی‌بودن فیزیکی و دیجیتال و پایه‌بودن نقشهٔ خدمت، و مؤثرتر بودن یکسان‌کردن زبان و واژه‌نامهٔ مشترک از یکسان‌کردن ظاهر در گروه‌های چندبرندی؛ بخش «مسئلهٔ مقیاس» شامل صورت‌بندی «کل‌نگر یک درجه است نه یک حالت»، سه مرز نگاه — صفحه، جریان، کانال — و هشدار دربارهٔ پریدن از مرز اول به سوم؛ وجه مشترک دوم سه نمونه یعنی مالکیت خودشان بر بخش بیرونی تجربه، و نتیجه‌اش دربارهٔ تفاوت «تصمیم» و «مذاکره» در سازمان‌هایی که مالک همهٔ نقاط تماس نیستند؛ و تعریف دقیق «مالک داشتن» نقشهٔ سفر یعنی کسی که خرابی نقطهٔ تماس به اسمش ثبت می‌شود

تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.

مشاهدهٔ مطلب اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - در برابر طراحی متعارف
  • - هفت اصل ایو بهار
  • - پنج اصل امروزی
  • - شش گام
  • - ابزارها
  • - سه نمونه
  • - در چابک
  • - محدودیت‌ها
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • طراحی کل‌نگر
  • تفکر سیستمی
  • طراحی خدمت
  • UX
  • ترجمه