متاورس (Metaverse) چیست؟
💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایدهها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثالهای تازه بازگو شدهاند و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. بخشهای افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شدهاند.
متاورس نامِ یک دستگاه نیست و نامِ یک محصول هم نیست. نامِ یک فرضیه است: اینکه چند چیزِ موجود، روزی در یک فضای مشترک به هم برسند.
تعریف
متاورس یک فضای مجازیِ اشتراکی و جمعی است که در آن واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، اینترنت، محتوای ساختهٔ کاربر و اقتصادهای دیجیتال به هم میرسند.
حاصلِ این همرسیدن، تجربههایی غوطهور و بههمپیوسته است.
و کلمهٔ مهم در این تعریف «همگرایی» است. هیچیک از این پنج جزء تازه نیست؛ چیزی که تازه است، ادعای رسیدنشان به یک فضای واحد است.
امروز کجای این ادعا ایستادهایم
صریحترین نکته دربارهٔ متاورس این است که هنوز نظری است. آنچه وجود دارد، پیشدرآمدهایش است.
- - سکوهای اجتماعیِ واقعیت مجازی: VRChat و Oculus Rooms و Microsoft Mixed Reality.
- - جهانهای بازی برخط: Fortnite و Roblox و Second Life.
- - فناوریهای غیرمتمرکز: Decentraland و The Sandbox.
- - آمیختن با شبکههای اجتماعی: Horizon Workrooms.
- - و زیرساخت در حال ساخت: نسل پنجم شبکه، سختافزار واقعیت مجازی و افزوده، و کارِ استانداردهای همکنشپذیری.
این پیشدرآمدها کم نیستند. میلیونها نفر همین امروز در آنها کار و بازی و معاشرت میکنند.
و آنچه ندارند، اتصالشان به هم است. هر یک از این سکوها یک جهانِ بسته است، نه دری به یک فضای بزرگتر.
و فاصلهٔ میان این فهرست و آن تعریف، همان چیزی است که بقیهٔ مقاله دربارهٔ آن است.
دوازده ویژگی متمایزکننده
چیزی که متاورس را از تجربههای دیجیتالِ امروز جدا میکند، دوازده ویژگی است.
- - ۱. جهانهای مجازی: چند محیط غوطهورِ بههمپیوسته، نه یک محیط تنها.
- - ۲. واقعیت افزوده: درآمیختن فضای دیجیتال با فضای فیزیکی.
- - ۳. جهانِ پایدار: جهانی که مستقل از حضور هر کاربر، به بودنش ادامه میدهد.
- - ۴. همکنشپذیری: بردنِ آواتار و دارایی و پول از یک سکو به سکوی دیگر.
- - ۵. محتوای ساختهٔ کاربر: شیء و ساختمان و تجربهای که خودِ جامعه میسازد.
- - ۶. اقتصاد: پول دیجیتالِ کارآمد و کالای مجازیِ قابلمبادله.
- - ۷. تمرکز اجتماعی: جامعهسازی در مقیاسی بیسابقه.
- - ۸. دامنهٔ فعالیت: بازی و کار و آموزش و خرید و معاشرت، در یک فضا.
- - ۹. هویت پویا: بازنمایی سیالِ خود، از راه آواتار.
- - ۱۰. غوطهوری فراگیر: تجربهٔ پرحس، با تمرکز بر حضور.
- - ۱۱. مقیاس جهانی: دسترسی همزمانِ میلیونها کاربر.
- - و ۱۲. آمیختگی با فیزیک: رفتوآمد بیدرز میان جهان واقعی و مجازی.
و از این دوازده، دو موردْ خطِ تمایز اصلیاند: پایداری و همکنشپذیری. بقیه در محصولات امروز هم دیده میشوند.
زیرساختی که لازم دارد
این ادعا به یک پشتهٔ فناوری وابسته است، نه به یک نوآوری تنها.
- - هوش مصنوعی و واقعیت مجازی و افزوده و ترکیبی — لایهٔ تجربه.
- - اینترنت پرسرعت، از نسل پنجم شبکه به بعد.
- - سختافزار محاسباتیِ قدرتمند در دست کاربر.
- - رابطهای کاربری پیشرفته برای ورودی و خروجیِ فضایی.
- - زیرساخت ابریِ مقیاسپذیر برای حضورِ همزمان.
- - و استانداردهای همکنشپذیری و امنیت، که تنها قلمِ غیرفنیِ این فهرستاند.
و نکتهٔ عملی این فهرست، ترتیبِ نداشتنِ آنهاست: ضعیفترین حلقه، سقف تجربه را تعیین میکند.
این را میشود در محصولات امروز دید. جایی که شبکه ضعیف است، غوطهوری هم بیفایده میشود — چون تجربهٔ مشترک، پیش از آنکه زیبا باشد باید همزمان بماند.
اصول طراحی
طراحی برای چنین فضایی، چند ملاحظهٔ پایه دارد.
- - غوطهوری و حضور: واقعنماییِ بصری، صدای فضایی، و تعاملپذیری. این را در غوطهوری جداگانه نوشتم.
- - همکنشپذیریِ بیدرز میان سکوها.
- - مقیاسپذیری برای میلیونها کاربر همزمان.
- - عاملیت کاربر و امکان شخصیسازی.
- - دسترسپذیری، فارغ از توانایی و موقعیت جغرافیایی.
- - امنیت و حریم خصوصیِ محکم.
- - مدل اقتصادیِ پایدار.
- - ابزار تعامل اجتماعیِ معنادار.
- - سنجش محتوا و سامانههای ایمنی.
- - پایداری زیستمحیطی.
- - و ملاحظهٔ اخلاقیِ استفادهٔ طولانی از واقعیت مجازی و بازنمایی فرهنگی.
و مورد آخر با سایبربیماری نسبت مستقیم دارد: هرچه اقامتِ کاربر در فضا طولانیتر باشد، بودجهٔ راحتی تنگتر میشود.
فراگیری، اجتماع، و کاربردهای موجود
فراگیریِ چنین فضایی خودبهخود نمیآید. سیاستهای مشخصی دارد.
- - طراحی همهشمول: پاسخدادن به تواناییهای متنوع، و رابطی که اندازهٔ متن و کنتراست و صدایش قابلتنظیم باشد.
- - آواتارهای متنوع: در بدن و قومیت و جنسیت و توانایی.
- - چندزبانگی: پشتیبانی از چند زبان، با امکان ترجمه.
- - سازگاری حسی: زیرنویس، زبان اشاره، و تبدیل گفتار به متن.
- - حساسیت فرهنگی: در طراحی محیط و روایت، و روایتگریِ فراگیر.
- - بازخورد و همکاری: سازوکار شنیدنِ کاربر، و کار با متخصصان دسترسپذیری.
- - و دسترسپذیری اقتصادی: در برابر هزینهٔ تجهیزات.
و این فهرست را در طراحی فراگیر بیشتر باز کردم. اما یک قلمِ آن اینجا وزنِ بیشتری دارد.
و آن قلم، هزینهٔ تجهیزات است: در فضایی که ورودش سختافزار است، دسترسپذیری پیش از هر چیز یک مسئلهٔ قیمت است.
بُعد اجتماعی هم پنج اهرم مشخص دارد.
- - ۱. شخصیسازی آواتار برای هویت و بیانِ خود.
- - ۲. فعالیتهای مشارکتی که بی همکاری پیش نمیروند.
- - ۳. کانونهای اجتماعی مثل فضای بازی و فضای رویداد.
- - ۴. رفتارهای اجتماعیِ واقعنما مثل تماس چشمی و اشاره و زبان بدن.
- - و ۵. ابزارهای ارتباطی، از گفتار و پیام تا اشارهٔ بیانی.
و مورد دوم از بقیه سختتر است، چون به طراحیِ کار وابسته است، نه به طراحیِ فضا. یک تالار خالی، همکاری نمیسازد.
کاربردهای موجودش هم مشخصاند: شبیهسازی جراحی در آموزش پزشکی، آموزش زبان بر پایهٔ سناریو، همکاری از راه دور در محیط کاری، و رویدادهای مجازی بزرگمقیاس در بازیها.
و وجه مشترک این چهار، چیزی است که کمتر گفته میشود: هیچکدام به همکنشپذیری نیاز ندارند. هر چهار مورد درون یک سکو کار میکنند.
کدام وعدهها امروز کار میکنند
این بخش افزودهٔ من است، چون آن دوازده ویژگی در یک فهرست همارزْ کنار هم نشستهاند و در عمل همارز نیستند.
تفکیک ساده است: هر ویژگی را دو بار بسنجید، یکبار درون یک سکو و یکبار بین سکوها.
درون یک سکو: پایداری، اقتصاد، هویت، محتوای کاربر و مقیاس، همه سالهاست کار میکنند. یک جهان بازیِ بزرگ، هر پنج مورد را دارد.
بین سکوها: هیچکدام کار نمیکنند. آواتارتان بیرون نمیآید، داراییتان منتقل نمیشود، و تاریخِ حضورتان جابهجا نمیشود.
و نتیجهاش این است که «متاورس» در بیشترِ کاربردهای امروزش، نامِ تازهای برای یک جهانِ بازیِ اجتماعی است.
و این بدْ نیست. اما فهمیدنش تصمیمهای طراحی را عوض میکند، چون دیگر لازم نیست برای ویژگیای که وجود ندارد هزینه کنید.
چرا همکنشپذیری گره اصلی است
این بخش هم افزودهٔ من است، چون منبع همکنشپذیری را در فهرست استانداردها میگذارد و آن را مسئلهٔ فنی نشان میدهد.
و بهگمانم مسئله جای دیگری است: همکنشپذیری پیش از آنکه یک استاندارد باشد، یک توافق تجاری است.
منطقش روشن است. سکویی که آواتار و دارایی کاربر را صادرکردنی کند، هزینهٔ رفتنِ او را به صفر نزدیک میکند.
و همان هزینهٔ رفتن، دقیقاً چیزی است که مدل درآمدیِ این سکوها بر آن بنا شده.
به همین دلیل، استاندارد نوشتن کافی نیست. استاندارد وقتی پذیرفته میشود که نپذیرفتنش گرانتر باشد — و امروز نپذیرفتنش ارزان است.
و پیامد عملیاش برای طراح این است: هر وعدهای که بر انتقال میان سکوها بنا شده، وعدهٔ شما نیست. وعدهٔ چند شرکت است که هنوز نفعی در آن ندیدهاند.
سه پرسش پیش از گفتنِ «متاورس»
این هم افزودهٔ من است، چون بخش زیادی از حرفهای این حوزه بازاریابی است و به تصمیم طراحی ترجمه نمیشود.
یک: آیا این تجربه به پایداری نیاز دارد؟ اگر با بستن برنامه چیزی از دست نرود، شما یک جلسه دارید، نه یک جهان. و جلسه، ابزار سبکتری میخواهد.
دو: آیا فضای مشترک، کارِ کاربر را بهتر میکند؟ حضورِ همزمانِ دیگران هزینه دارد: هماهنگی، سنجش محتوا، ایمنی. اگر ارزشی اضافه نمیکند، یک هزینهٔ خالص است.
سه: آیا مالکیت و مبادله بخشی از کار است؟ اگر کاربر چیزی نمیسازد که نگه دارد یا بدهد، ستونِ اقتصاد اضافی است.
اگر پاسخ هر سه «نه» بود، کار شما یک محصول غوطهور است، نه متاورس. و رسانهٔ غوطهور برای همان کار، ابزار دقیقتری دارد.
در بافت فارسی
یک: سختافزار، فیلترِ اول است. قیمت هدست نسبت به درآمد اینجا یک مانع جدی است.
نتیجهٔ عملیاش این است که مسیر مرورگر و موبایل باید تجربهٔ کامل باشد، نه نسخهٔ ناقص — وگرنه مخاطب به چند هزار نفر محدود میشود.
دو: شبکه، همحضوریِ زنده را میشکند. فضای مشترکِ زنده به اتصال پایدار و تأخیر کم نیاز دارد.
جایی که قطعی و تأخیر معمول است، حالت اشتراکیِ ناهمزمان قابلاعتمادتر از همحضوریِ زنده است: کاربر اثرش را میگذارد و دیگری بعداً میبیندش.
سه: اقتصاد درونجهانی به ریال وصل نمیشود. دارایی قابلمبادله و پول درونجهانی، ریلِ پرداختِ وصلشدنی میخواهند.
راهش این است که ستونِ اقتصاد را پایهٔ ارزش محصول نکنید و ارزش را در همکاری یا آموزش یا تمرین بگذارید.
چهار: آواتار و زبان، تصمیم فرهنگیاند. پیشفرضهای آواتار و پوشش در این سکوها وارداتیاند و اینجا اغلب جواب نمیدهند.
متن فارسی هم در فضای سهبعدی راستبهچپ میماند: برچسب و منو و زیرنویس را از روز اول راستبهچپ بچینید، چون در فضای سهبعدی جبرانِ بعدیاش گران است.
جمعبندی
- - متاورس: فضای مجازیِ اشتراکی که واقعیت مجازی و افزوده و اینترنت و محتوای کاربر و اقتصاد دیجیتال در آن به هم میرسند
- - و کلمهٔ مهم «همگرایی» است: هیچ جزئی تازه نیست، ادعا دربارهٔ رسیدنشان به یک فضاست
- - امروز نظری است و آنچه هست پیشدرآمد است: سکوهای اجتماعی · جهانهای بازی · فناوری غیرمتمرکز · محیط کارِ مجازی · زیرساخت
- - دوازده ویژگی متمایزکننده، که خطِ تمایز اصلیشان پایداری و همکنشپذیری است
- - زیرساخت: هوش مصنوعی · اینترنت پرسرعت · سختافزار · رابط پیشرفته · ابرِ مقیاسپذیر · استانداردها
- - و ضعیفترین حلقه، سقف تجربه را تعیین میکند
- - اصول طراحی: حضور · همکنشپذیری · مقیاس · عاملیت · دسترسپذیری · امنیت · اقتصاد پایدار · ابزار اجتماعی · ایمنی · پایداری زیستمحیطی · اخلاق
- - فراگیری: رابط قابلتنظیم · آواتار متنوع · چندزبانگی · زیرنویس و زبان اشاره · حساسیت فرهنگی · دسترسپذیری اقتصادی
- - پنج اهرم اجتماعی: آواتار · فعالیت مشارکتی · کانون اجتماعی · رفتار واقعنما · ابزار ارتباطی
- - کاربردهای موجود: شبیهسازی جراحی · آموزش زبان · همکاری از راه دور · رویداد بزرگمقیاس — و هیچکدام به همکنشپذیری نیاز ندارند
- - هر ویژگی را دو بار بسنجید: درون یک سکو کار میکند، بین سکوها نه
- - پس «متاورس» در بیشتر کاربردهای امروزش، نامِ تازهای برای یک جهانِ بازیِ اجتماعی است
- - و همکنشپذیری پیش از آنکه استاندارد باشد یک توافق تجاری است: صادرکردن کاربر، هزینهٔ رفتنش را صفر میکند
- - سه پرسش: پایداری لازم است؟ · فضای مشترک کار کاربر را بهتر میکند؟ · مالکیت و مبادله بخشی از کار است؟
- - و در فارسی: مرورگر و موبایل باید کامل باشد · ناهمزمان قابلاعتمادتر از زنده است · اقتصاد را پایهٔ ارزش نکنید · و آواتار و راستبهچپ را از روز اول بچینید
منبع
این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is the Metaverse? در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف متاورس بهعنوان فضای مجازی اشتراکی و جمعی که واقعیت مجازی و واقعیت افزوده و اینترنت و محتوای ساختهٔ کاربر و اقتصادهای دیجیتال در آن به هم میرسند و تجربههایی غوطهور و بههمپیوسته میسازند؛ گزارهٔ نظری بودن متاورس تا امروز و فهرست پیشدرآمدهای موجود یعنی سکوهای اجتماعی واقعیت مجازی و جهانهای بازی برخط و فناوریهای غیرمتمرکز و آمیختن با شبکههای اجتماعی و زیرساخت در حال ساخت شامل نسل پنجم شبکه و سختافزار و کار استانداردهای همکنشپذیری؛ دوازده ویژگی متمایزکننده یعنی جهانهای مجازی بههمپیوسته و واقعیت افزوده و جهان پایدار مستقل از حضور کاربر و همکنشپذیری آواتار و دارایی و پول و محتوای ساختهٔ کاربر و اقتصاد با پول دیجیتال و کالای قابلمبادله و تمرکز اجتماعی و دامنهٔ فعالیت و هویت پویا و غوطهوری فراگیر و مقیاس جهانی و آمیختگی با جهان فیزیکی؛ زیرساخت لازم یعنی هوش مصنوعی و واقعیت مجازی و افزوده و ترکیبی و اینترنت پرسرعت و سختافزار محاسباتی قدرتمند و رابطهای کاربری پیشرفته و زیرساخت ابری مقیاسپذیر و استانداردهای همکنشپذیری و امنیت؛ فهرست اصول طراحی یعنی غوطهوری و حضور با واقعنمایی بصری و صدای فضایی و تعاملپذیری، همکنشپذیری بیدرز، مقیاسپذیری برای میلیونها کاربر همزمان، عاملیت و شخصیسازی کاربر، دسترسپذیری فارغ از توانایی و موقعیت جغرافیایی، امنیت و حریم خصوصی، مدل اقتصادی پایدار، ابزار تعامل اجتماعی معنادار، سنجش محتوا و سامانههای ایمنی، پایداری زیستمحیطی، و ملاحظهٔ اخلاقی استفادهٔ طولانی از واقعیت مجازی و بازنمایی فرهنگی؛ راهبردهای طراحی فراگیر یعنی طراحی همهشمول و رابط قابلتنظیم در اندازهٔ متن و کنتراست و صدا و آواتارهای متنوع و پشتیبانی چندزبانه با ترجمه و زیرنویس و زبان اشاره و تبدیل گفتار به متن و حساسیت فرهنگی در محیط و روایت و آموزش جامعه و سازوکار بازخورد و همکاری با متخصصان دسترسپذیری و دسترسپذیری اقتصادی در برابر هزینهٔ تجهیزات و روایتگری فراگیر؛ پنج اهرم اجتماعی یعنی شخصیسازی آواتار و فعالیت مشارکتی و کانونهای اجتماعی و رفتارهای اجتماعی واقعنما مثل تماس چشمی و اشاره و زبان بدن و ابزارهای ارتباطی؛ و چهار کاربرد موجود یعنی شبیهسازی جراحی در آموزش پزشکی و آموزش زبان بر پایهٔ سناریو و همکاری از راه دور در محیط کاری و رویدادهای مجازی بزرگمقیاس در بازیها — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخشها و همهٔ تحلیلها کاملاً مستقل نوشته شدهاند.
متن مطلب اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمهبهکلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (بههمراه همهٔ منابع مرتبط) در لینک زیر در دسترس است.
بخشهای افزودهٔ مترجم: صورتبندی آغازین دربارهٔ متاورس بهعنوان یک فرضیه و نه یک محصول؛ برجستهکردن «همگرایی» بهعنوان کلمهٔ کلیدی تعریف و گزارهٔ تازهنبودن هیچیک از پنج جزء؛ تشخیص پایداری و همکنشپذیری بهعنوان خطِ تمایز اصلی میان دوازده ویژگی؛ خواندن فهرست زیرساخت بهعنوان یک پشته و گزارهٔ تعیینشدن سقف تجربه توسط ضعیفترین حلقه؛ پیوند ملاحظهٔ اخلاقی استفادهٔ طولانی با بودجهٔ راحتی و سایبربیماری؛ تشخیص اینکه هیچیک از چهار کاربرد موجود به همکنشپذیری نیاز ندارد و هر چهار درون یک سکو کار میکنند؛ کل بخش «کدام وعدهها امروز کار میکنند» شامل آزمون دوبارهسنجیدن هر ویژگی درون یک سکو و بین سکوها، کارکردن پایداری و اقتصاد و هویت و محتوای کاربر و مقیاس درون یک جهان بازی بزرگ، کار نکردن هیچکدام بین سکوها، و نتیجهگیری اینکه «متاورس» در بیشتر کاربردهای امروزش نام تازهای برای یک جهان بازی اجتماعی است و پیامدش برای هزینهنکردن روی ویژگی غایب؛ کل بخش «چرا همکنشپذیری گره اصلی است» شامل بازخوانی آن بهعنوان توافق تجاری و نه مسئلهٔ فنی، استدلال صفرشدن هزینهٔ رفتن کاربر با صادرکردنیشدن آواتار و دارایی، نسبتش با مدل درآمدی سکوها، گزارهٔ پذیرفتهشدن استاندارد وقتی نپذیرفتنش گرانتر باشد، و پیامد عملیاش دربارهٔ وعدههایی که بر انتقال میان سکوها بنا شدهاند؛ کل بخش «سه پرسش پیش از گفتنِ متاورس» شامل پرسش نیاز به پایداری و تفکیک جلسه از جهان، پرسش افزودن ارزش فضای مشترک در برابر هزینهٔ هماهنگی و سنجش محتوا و ایمنی، پرسش بخشیبودن مالکیت و مبادله، و نتیجهگیری دربارهٔ محصول غوطهور بهجای متاورس؛ و کل بخش بافت فارسی شامل سختافزار بهعنوان فیلتر اول و لزوم کاملبودن مسیر مرورگر و موبایل، شکستن همحضوری زنده بهدلیل قطعی و تأخیر شبکه و قابلاعتمادتر بودن حالت اشتراکی ناهمزمان، وصلنشدن اقتصاد درونجهانی به ریل پرداخت و لزوم نگذاشتن ارزش محصول بر ستون اقتصاد، و فرهنگیبودن تصمیم آواتار و پوشش بههمراه لزوم چیدن راستبهچپ برچسب و منو و زیرنویس در فضای سهبعدی از روز اول
تصاویر: هیچ تصویری از مطلب اصلی بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است.
مشاهدهٔ مطلب اصلی
متاورس