سپنتا پویا — طراح محصول

نقشهٔ دومحوری چهار سبک ارائه. محور افقی از یک‌طرفه در راست تا دوطرفه در چپ، محور عمودی از ایده و روایت در بالا تا خود محصول در پایین. قصه‌گو با نقطهٔ صورتی در بالا و راست، برای پیچ و مرور نمونه‌کار؛ آموزگار نزدیک مرکز در بالا، برای آموزش و جلسهٔ میان‌تیمی؛ همکار در بالا و چپ، برای طوفان فکری و هم‌آفرینی؛ نمایش‌دهنده در پایین و راست، برای مرور اسپرینت و نتیجهٔ آزمون. خانهٔ پایین و چپ خالی است با برچسب ساختن زنده با مخاطب
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا با کمک هوش مصنوعی · مهر ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

سبک‌های ارائه (Presentation Styles) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند. ترجمه و بازنویسی این متن با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.

یک طرح را می‌شود به سه شکل ارائه کرد. در جلسهٔ اول، طراح داستان کاربری را تعریف می‌کند که سه بار ثبت‌نام را نیمه‌کاره رها کرده بود. در جلسهٔ دوم، نمونهٔ اولیه را روی صفحه باز می‌کند و مسیر تازه را قدم‌به‌قدم می‌رود. در جلسهٔ سوم، ماژیک را به تیم می‌دهد و می‌پرسد اگر شما بودید کجا را عوض می‌کردید.

طرح در هر سه جلسه یکی است. ولی نتیجهٔ جلسه‌ها کاملاً متفاوت است، چون سبک ارائه متفاوت بوده. این مقاله دربارهٔ همین انتخاب است: کدام سبک، برای کدام مخاطب، در کدام اتاق.

سبک ارائه چیست؟

سبک ارائه (Presentation Style) شیوه‌ای است که با آن یک ایده را قاب می‌گیرید و منتقل می‌کنید. منبع، که بر پایهٔ ویدئوهای مورگان پنگ، مدیر طراحی محصول در بانک سوسیته ژنرال، نوشته شده، سبک را یک انتخاب استراتژیک می‌داند. سبک تعیین می‌کند ذی‌نفعان ایدهٔ شما را چطور ببینند، نیاز را چطور بفهمند، و آیا راه‌حل را بپذیرند یا نه.

این تعریف یک پیامد مهم دارد. سبک ارائه ویژگی شخصیت شما نیست. «من آدم قصه‌گویی نیستم» جملهٔ رایجی است، ولی سبک را می‌شود یاد گرفت، مثل هر مهارت دیگری در طراحی. طراح خوب چند سبک بلد است و برای هر جلسه یکی را انتخاب می‌کند.

چهار سبک اصلی

منبع چهار سبک اصلی را معرفی می‌کند و برای هر کدام می‌گوید کجا به کار می‌آید و کجا نه. نقشهٔ بالای صفحه را من کشیده‌ام تا نشان دهم این چهار سبک در دو چیز با هم فرق دارند: آنچه جلوی چشم مخاطب است ایده است یا خود محصول، و حرف یک‌طرفه می‌رود یا دوطرفه.

قصه‌گو. ایده را در قالب یک روایت می‌گوید: موقعیت، گره و گشایش. شخصیت داستان معمولاً کاربر است و گره همان مسئله‌ای است که طرح حلش می‌کند. منبع این سبک را برای پیچ و مرور نمونه‌کار مناسب می‌داند و برای جلسهٔ ایستادهٔ کوتاه نامناسب. کسی که در جلسهٔ ده‌دقیقه‌ای صبح قصه تعریف کند، وقت همه را گرفته است. داستان‌گویی را جداگانه باز کرده‌ایم.

نمایش‌دهنده. به‌جای گفتن، نشان می‌دهد. نمونهٔ اولیه را زنده اجرا می‌کند یا ویدئوی آزمون کاربر را پخش می‌کند. منبع آن را برای مرور اسپرینت و گزارش نتیجهٔ آزمون مناسب می‌داند. ضعفش جایی است که مخاطب زمینهٔ فنی ندارد و قبل از دیدن جزئیات، تصویر کلی را لازم دارد. مدیری که نمی‌داند این صفحه در کجای سفر کاربر است، از دیدن جزئیاتش چیزی نمی‌فهمد.

آموزگار. ایدهٔ پیچیده را به گام‌های کوچک می‌شکند و از تشبیه کمک می‌گیرد. برای آموزش و جلسه‌های میان‌تیمی عالی است، مثلاً وقتی باید به تیم فروش توضیح دهید سیستم طراحی چیست. منبع هشدار می‌دهد که این سبک ممکن است مخاطب آگاه را کوچک کند. توضیح دادن مفهوم پایه به کسی که آن را بهتر از شما می‌داند، اعتماد را از بین می‌برد.

همکار. به‌جای ارائه «به» مخاطب، «با» او ارائه می‌کند. پرسش می‌گذارد، نظر جمع می‌کند و مخاطب را در ساختن جواب شریک می‌کند. نتیجه‌اش احساس مالکیت مشترک است. برای طوفان فکری و هم‌آفرینی مناسب است. ولی وقتی تصمیم سریع لازم است، این سبک جلسه را کش می‌دهد.

روی نقشه یک خانه خالی مانده است: دوطرفه و با خود محصول. این همان جایی است که طراح و مخاطب با هم روی خود طرح کار می‌کنند، مثلاً در کارگاهی که همه روی یک نمونهٔ اولیه نظر می‌دهند. منبع آن را سبک جدا نمی‌داند، ولی به نظرم ترکیب نمایش‌دهنده و همکار دقیقاً همین است.

قالب‌های نام‌دار: از لسیگ تا تاکاهاشی

منبع چند سبک پیشرفته‌تر هم نام می‌برد. ارائهٔ آزاد بدون اسلاید، که در سخنرانی‌های تد رایج است. ارائهٔ تصویری با کمترین متن. و دو قالب با نام صاحبانشان. خاستگاه این قالب‌ها را من اضافه کرده‌ام.

سبک لسیگ. لارنس لسیگ، استاد حقوق دانشگاه استنفورد، در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ با سخنرانی‌هایش دربارهٔ فرهنگ آزاد این سبک را معروف کرد. اسلایدها بسیار سریع عوض می‌شوند. به گفتهٔ منبع حدوداً هر ۱۵ ثانیه، هم‌گام با هر جمله. روی هر اسلاید معمولاً یک کلمه، یک نقل‌قول یا یک تصویر است. ریتمش تند است و توجه را نگه می‌دارد، ولی تمرین زیادی می‌خواهد.

سبک تاکاهاشی. ماسایوشی تاکاهاشی، برنامه‌نویس ژاپنی، این روش را در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ در همایش‌های برنامه‌نویسی به کار برد. روی هر اسلاید فقط یک یا دو کلمه با حروف بسیار درشت می‌آید. مخاطب نمی‌تواند اسلاید را به‌جای گوش دادن بخواند، چون چیزی برای خواندن نیست.

دو قالب دیگر هم هست که منبع نام نمی‌برد ولی در جلسه‌های طراحی به کار می‌آیند. پچاکوچا را دو معمار در توکیو در سال ۲۰۰۳ ساختند: ۲۰ اسلاید، هر کدام دقیقاً ۲۰ ثانیه، و اسلایدها خودکار جلو می‌روند. برای نشان دادن چند پروژه در یک جلسه عالی است. قاعدهٔ ۱۰/۲۰/۳۰ گای کاوازاکی، سرمایه‌گذار آمریکایی، هم برای ارائه به سرمایه‌گذار است: حداکثر ۱۰ اسلاید، ۲۰ دقیقه، و حروف دست‌کم ۳۰ پوینت.

نمودار ستونی زمان ماندن هر اسلاید در سه قالب: لسیگ با ستون صورتی کوتاه حدود ۱۵ ثانیه هم‌گام با جمله، پچاکوچا با ستون کوتاه ۲۰ ثانیه، یعنی ۲۰ اسلاید در ۲۰ ثانیه خودکار، و قاعدهٔ کاوازاکی با ستون بلند ۱۲۰ ثانیه، یعنی ۱۰ اسلاید در ۲۰ دقیقه
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

نمودار نشان می‌دهد این قالب‌ها در ریتم چقدر با هم فرق دارند. در لسیگ، هر اسلاید کمتر از یک جمله می‌ماند. در کاوازاکی، هر اسلاید دو دقیقه وقت دارد تا یک ایده را کامل باز کند. هیچ‌کدام بهتر از دیگری نیست. ریتم باید با هدف جور باشد. برای الهام دادن ریتم تند جواب می‌دهد و برای تصمیم گرفتن ریتم آرام.

سبک را چطور انتخاب کنیم

منبع انتخاب را به سه پرسش خلاصه می‌کند. من برای هر پرسش مثالی آورده‌ام.

مخاطب کیست؟ مدیر ارشد با برنامه‌نویس فرق دارد. مدیر تصویر کلی و پیامد تجاری را می‌خواهد. برنامه‌نویس جزئیات رفتار و حالت‌های لبه را می‌خواهد. ارائهٔ یکسان برای هر دو، یکی از آن دو را از دست می‌دهد. آگاهی از مخاطب همین را از زاویهٔ نوشتن گفته است.

هدف چیست؟ منبع چهار هدف را نام می‌برد: الهام دادن، آموزش دادن، گرفتن نظر و اثبات کردن. این چهار هدف تقریباً یک‌به‌یک به چهار سبک می‌رسند. الهام به قصه‌گو، آموزش به آموزگار، نظر گرفتن به همکار، و اثبات به نمایش‌دهنده. اگر نمی‌دانید هدفتان کدام است، هنوز برای ارائه آماده نیستید.

کجا ارائه می‌کنید؟ ارائهٔ آنلاین، جلسهٔ حضوری و مصاحبهٔ شغلی هر کدام قید خودشان را دارند. در ارائهٔ آنلاین، سبک همکار سخت‌تر است، چون نمی‌بینید چه کسی می‌خواهد حرف بزند. پس باید مشخص‌تر دعوت کنید، مثلاً با نام بردن از هر نفر یا با یک ابزار رأی‌گیری. در مصاحبه، معمولاً ترکیبی از قصه‌گو و نمایش‌دهنده بهترین است.

منبع یک توصیهٔ دیگر هم دارد که به نظرم مهم است: سبک‌ها را در یک ارائه ترکیب کنید. یک ترکیب رایج این است که با یک قصهٔ کوتاه دربارهٔ کاربر شروع کنید، طرح را نشان دهید، و با یک پرسش مشخص برای تیم تمام کنید.

اول درخواست: وقتی تصمیم لازم است

این بخش افزودهٔ من است. منبع سبک‌ها را بر اساس نوع ارائه دسته‌بندی می‌کند، ولی دربارهٔ رایج‌ترین جلسهٔ طراح حرفی نمی‌زند: جلسه‌ای که در آن باید تصمیمی گرفته شود.

در این جلسه، هیچ‌کدام از چهار سبک به‌تنهایی کافی نیست. قصه‌گو تصمیم را به آخر جلسه می‌برد، جایی که وقت تمام شده. همکار آن را به بحث باز تبدیل می‌کند. راه‌حل از جای دیگری آمده است. باربارا مینتو، مشاور شرکت مک‌کینزی، در کتاب The Pyramid Principle قاعده‌ای را رایج کرد که هنوز در نوشتن و ارائهٔ مدیریتی به کار می‌رود: اول نتیجه، بعد دلیل‌ها.

برای طراح، این یعنی ارائه را با درخواست شروع کنید. «می‌خواهم امروز بین این دو مسیر ثبت‌نام یکی را انتخاب کنیم. پیشنهاد من مسیر دوم است، به سه دلیل.» بعد دلیل‌ها را بگویید. قصه و نمایش حالا در خدمت دلیل‌ها هستند، نه جایگزین درخواست. اگر جلسه وسط کار قطع شود، دست‌کم همه می‌دانند چه تصمیمی باید گرفته شود. این را در ارتباط با مدیران ارشد بیشتر باز کرده‌ایم.

یک آزمون ساده هم برای این هست. پیش از جلسه، جملهٔ درخواستتان را روی کاغذ بنویسید. اگر نمی‌توانید در یک جمله بنویسیدش، جلسه هنوز هدف روشنی ندارد.

بدن و اعتماد

منبع دو ابزار هم برای حضور در جلسه معرفی می‌کند. چارچوب SOLER پنج نشانهٔ بدنی برای گوش دادن فعال است: رو به مخاطب بنشینید، حالت بدن باز باشد، کمی به جلو خم شوید، تماس چشمی داشته باشید، و آرام باشید. این چارچوب را جرارد ایگن، روان‌شناس آمریکایی، در دههٔ ۱۹۷۰ برای مشاوران نوشت. در ارائه، بیشتر در بخش پرسش و پاسخ به کار می‌آید، یعنی جایی که گوش دادن از حرف زدن مهم‌تر می‌شود.

ابزار دوم تعادل میان شایستگی و گرمی است. پژوهش‌های سوزان فیسک و همکارانش در روان‌شناسی اجتماعی نشان داده‌اند آدم‌ها دیگران را در درجهٔ اول با همین دو محور می‌سنجند. ارائه‌دهنده‌ای که فقط شایسته به نظر برسد، سرد و دور است. ارائه‌دهنده‌ای که فقط گرم باشد، دوست‌داشتنی است ولی قانع‌کننده نیست. قصه‌گو معمولاً گرمی را بالا می‌برد و نمایش‌دهنده شایستگی را، و این هم دلیل دیگری برای ترکیب سبک‌هاست.

منبع در پایان توصیه می‌کند سبک تازه را اول در جلسه‌های کم‌خطر امتحان کنید، تمرین کنید و بازخورد مشخص بخواهید. «خوب بود؟» بازخورد نمی‌آورد. «کجا حوصله‌تان سر رفت؟» می‌آورد.

در بافت فارسی

چند نکته برای ارائه در جلسه‌های فارسی‌زبان.

پنج نکتهٔ سبک ارائه در بافت فارسی: اسلاید راست‌به‌چپ و واژهٔ انگلیسی چپ‌به‌راست، فونت فارسی را روی سیستم ارائه امتحان کنید، در اتاق سلسله‌مراتبی همکاری را بی‌نام شروع کنید، خیلی خوب بود بازخورد نیست، و ارائهٔ آنلاین با اینترنت ناپایدار
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

یک: اسلاید راست‌به‌چپ، واژهٔ انگلیسی چپ‌به‌راست. جملهٔ فارسی‌ای که یک اصطلاح انگلیسی وسطش دارد، در بسیاری از نرم‌افزارهای ارائه به‌هم می‌ریزد. نقطه و پرانتز جابه‌جا می‌شوند و گاهی ترتیب کلمه‌ها عوض می‌شود. پیش از جلسه، هر اسلاید را در حالت نمایش نگاه کنید، نه فقط در حالت ویرایش.

دو: فونت فارسی را روی سیستم ارائه امتحان کنید. اگر فایل را روی رایانهٔ اتاق جلسه باز کنید و فونتتان آنجا نصب نباشد، حروف فارسی ممکن است جدا از هم یا با فونت پیش‌فرض نشان داده شوند. نسخهٔ PDF یا فونت جاسازی‌شده این مشکل را حل می‌کند. این نکته برای سبک تاکاهاشی حیاتی است، چون کل اسلاید یک کلمه است.

سه: در اتاق سلسله‌مراتبی، همکاری را بی‌نام شروع کنید. سبک همکار فرض می‌کند همه آزادانه حرف می‌زنند. در اتاقی که مدیر ارشد نشسته، معمولاً بقیه منتظر می‌مانند او اول نظر بدهد. پیش از بحث، از همه بخواهید نظرشان را روی کاغذ یا در یک ابزار آنلاین بی‌نام بنویسند.

چهار: «خیلی خوب بود» بازخورد نیست. در فرهنگ ما تعارف گاهی جای نقد را می‌گیرد. کسی نمی‌خواهد جلوی جمع بگوید ارائه کجا ضعیف بود. پرسش مشخص این را عوض می‌کند. «اگر فقط یک اسلاید را حذف می‌کردید، کدام بود؟» به تعارف راه فرار نمی‌دهد. این همان چیزی است که در نقد طراحی هم گفتیم.

پنج: ارائهٔ آنلاین با اینترنت ناپایدار. سبک نمایش‌دهنده به اجرای زنده وابسته است، و اجرای زنده با اتصال ضعیف در لحظهٔ مهم قطع می‌شود. ویدئوی ضبط‌شده از همان نمایش و یک نسخهٔ PDF از اسلایدها را آماده داشته باشید. اگر اتصال قطع شد، لینک را در گفت‌وگوی جلسه بگذارید و ادامه دهید.

جمع‌بندی

سبک ارائه شیوه‌ای است که با آن ایده را قاب می‌گیرید، و روی اینکه ایده پذیرفته شود یا نه اثر مستقیم دارد. منبع چهار سبک اصلی را معرفی می‌کند: قصه‌گو، نمایش‌دهنده، آموزگار و همکار. هر کدام به یک هدف جواب می‌دهد: الهام، اثبات، آموزش و نظر گرفتن. قالب‌های نام‌داری مثل لسیگ، تاکاهاشی و پچاکوچا هم ریتم‌های متفاوتی برای همین هدف‌ها می‌سازند.

سبک را با سه پرسش انتخاب کنید: مخاطب، هدف و مکان. در جلسهٔ تصمیم، با درخواست شروع کنید و قصه و نمایش را در خدمت دلیل‌ها بگذارید. شایستگی و گرمی را با هم نگه دارید و بازخورد را با پرسش مشخص بخواهید.

اگر بخواهم یک پرسش بگذارم: در ارائهٔ بعدی‌تان، آن یک جمله‌ای که می‌خواهید مخاطب بعد از جلسه به یاد بیاورد چیست؟

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از موضوع What are Presentation Styles? منتشرشده در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص)، بر پایهٔ ویدئوهای مورگان پنگ در همان صفحه. مفاهیم پایهٔ برگرفته از این منبع — تعریف سبک ارائه به‌عنوان انتخابی استراتژیک، چهار سبک قصه‌گو، نمایش‌دهنده، آموزگار و همکار و جای مناسب و نامناسب هر کدام، سبک‌های آزاد، تصویری، لسیگ و تاکاهاشی، سه پرسش مخاطب، هدف و مکان و چهار هدف الهام، آموزش، نظر گرفتن و اثبات، ترکیب سبک‌ها، چارچوب SOLER، تعادل شایستگی و گرمی، و تمرین در جلسه‌های کم‌خطر با بازخورد مشخص — از این منبع گرفته شده، اما متن فارسی و توضیح‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

ارجاع‌های بیرونی: اصل هرم از باربارا مینتو، The Pyramid Principle؛ چارچوب SOLER از جرارد ایگن، The Skilled Helper؛ دو محور گرمی و شایستگی از سوزان فیسک، ایمی کادی و پیتر گلیک، Universal Dimensions of Social Cognition: Warmth and Competence (۲۰۰۷)؛ قالب پچاکوچا از آسترید کلاین و مارک دیتام (توکیو، ۲۰۰۳)؛ و قاعدهٔ ۱۰/۲۰/۳۰ از گای کاوازاکی.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: بند آغازین دربارهٔ یک طرح در سه جلسه؛ اینکه سبک ویژگی شخصیت نیست؛ نقشهٔ دومحوری چهار سبک و خانهٔ خالی آن؛ مثال‌های جلسهٔ صبح، مدیر بی‌زمینه و تیم فروش؛ خاستگاه سبک‌های لسیگ و تاکاهاشی، قالب‌های پچاکوچا و ۱۰/۲۰/۳۰ کاوازاکی، و نمودار ریتم اسلاید؛ نگاشت چهار هدف به چهار سبک و نکتهٔ سبک همکار در ارائهٔ آنلاین؛ کل بخش «اول درخواست: وقتی تصمیم لازم است» شامل اصل هرم مینتو و آزمون جملهٔ درخواست؛ خاستگاه SOLER و پژوهش فیسک؛ و کل بخش «در بافت فارسی» شامل متن دوجهته در اسلاید، فونت فارسی، اتاق سلسله‌مراتبی، تعارف و بازخورد، و ارائهٔ آنلاین با اینترنت ناپایدار.

تصاویر: تصویر صفحهٔ منبع متعلق به بنیاد طراحی تعامل با لایسنس CC BY-SA 4.0 است؛ اینجا بازتولید نشده است. هر سه نمودار این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی و با کمک هوش مصنوعی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - سبک ارائه چیست؟
  • - چهار سبک اصلی
  • - قالب‌های نام‌دار: از لسیگ تا تاکاهاشی
  • - سبک را چطور انتخاب کنیم
  • - اول درخواست: وقتی تصمیم لازم است
  • - بدن و اعتماد
  • - در بافت فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • ارائه
  • ارتباط با ذی‌نفعان
  • مهارت نرم
  • ترجمه