پرسونا؛ چرا و چگونه باید از آن استفاده کنید
💡 این متن ترجمهٔ آزاد است: نکات مهم مقالهٔ اصلی جمعآوری و به فارسی روان بازنویسی شده و ترجمهٔ کلمهبهکلمه نیست. برای متن کامل انگلیسی، به مقالهٔ اصلی (لینک در پایین صفحه) مراجعه کنید.
پرسونا (Persona) شخصیتی خیالی اما مبتنی بر داده است که یک گونه از کاربران محصول شما را نمایندگی میکند. پرسوناها از دل تحقیق واقعی با کاربران ساخته میشوند و به تیم طراحی کمک میکنند بهجای تکیه بر حدس و فرضیات، نیازها، رفتارها، تجربهها و هدفهای واقعی کاربران را بشناسد.
پرسونای خوب سه کار مهم انجام میدهد: پیچیدگی مسئلهٔ طراحی را کم میکند، به جلسات ایدهپردازی جهت میدهد، و کمک میکند تیم فراتر از کلیشهها برود و با کاربرانِ واقعاً متفاوت همدلی کند.
پرسونا در تفکر طراحی
اگر با فرایند پنجمرحلهای تفکر طراحی آشنا باشید، جای پرسونا دقیقاً مشخص است: پرسوناها معمولاً در مرحلهٔ تعریف ساخته میشوند؛ یعنی جایی که یافتههای مرحلهٔ همدلی جمعبندی و تحلیل میشوند. از آن به بعد، پرسوناها قطبنمای جلسات ایدهپردازی میشوند تا راهحلها بر اساس نیاز واقعی کاربران شکل بگیرند، نه سلیقهٔ تیم.
چهار نوع مختلف پرسونا
در ادبیات طراحی، چهار رویکرد اصلی برای ساخت پرسونا وجود دارد:
- - پرسونای هدفمحور (Goal-directed): بر این تمرکز دارد که کاربر میخواهد با محصول چه کاری انجام دهد و مسیر ترجیحیاش برای رسیدن به آن هدف چیست. این رویکرد ریشه در روششناسی آلن کوپر دارد و فرض میگیرد ارزشمندبودنِ خود محصول قبلاً اعتبارسنجی شده است.
- - پرسونای نقشمحور (Role-based): با تکیه بر دادههای کیفی و کمّی، نقش کاربر در سازمان و بستر استفاده را بررسی میکند: محصول کجای مسئولیتهای شغلی او مینشیند و چه تأثیری بر تعاملاتش میگذارد.
- - پرسونای جذاب (Engaging): ابعاد احساسی، روانی و زمینهای را هم به تصویر اضافه میکند تا شخصیتی چندبعدی و باورپذیر ساخته شود. این رویکرد از قدرت داستانگویی استفاده میکند تا مهمترین چالش پرسوناها را حل کند: اینکه تیم واقعاً در طول توسعه از آنها استفاده کند.
- - پرسونای خیالی (Fictional): نه از تحقیق، بلکه از تجربهٔ تیم ساخته میشود. برای جهتگیری اولیه به کار میآید، اما چون پایهٔ پژوهشی ندارد، نباید مبنای تصمیمهای نهایی محصول باشد.
ده گام تا ساخت پرسونای جذاب و سناریوهای آن
این روش دهگامی که پژوهشگر دانمارکی لنه نیلسن (Lene Nielsen) توسعه داده، مسیر کامل از دادهٔ خام تا پرسونای زنده و قابلاستفاده را پوشش میدهد:
- - ۱. گردآوری داده: با تحقیق جدی، بیشترین شناخت ممکن از کاربران به دست آورید.
- - ۲. ساخت فرضیه: از دل یافتهها، دستهبندی اولیهای از گونههای کاربران شکل دهید.
- - ۳. اعتبارسنجی با تیم: فرضیهها را با دانستههای قبلی تیم مقایسه کنید و همه را در تأییدشان مشارکت دهید.
- - ۴. تعیین تعداد: تصمیم بگیرید چند پرسونا لازم دارید — معمولاً چندتا برای هر محصول، اما با تمرکز اصلی روی یکی.
- - ۵. توصیف پرسوناها: برای هر پرسونا توصیفی غنی بنویسید: تحصیلات، سبک زندگی، انگیزهها، محدودیتها و الگوهای رفتاری — با اسم و جزئیات شخصی، تا واقعی به نظر برسد.
- - ۶. ساخت موقعیتها: موقعیتهای مشخصی توصیف کنید که پرسونا را بهسمت استفاده از محصول میبرند.
- - ۷. جلب مشارکت سازمان: با درگیرکردن افراد در فرایند، تعهد سازمان به پرسوناها را به دست آورید.
- - ۸. انتشار دانش: پرسوناها را به همهٔ تیمها و ذینفعان معرفی کنید.
- - ۹. نگارش سناریو: داستانهایی بنویسید که نشان میدهند پرسونا چگونه با راهحل آینده تعامل میکند.
- - ۱۰. بهروزرسانی مداوم: پرسوناها را با بینشهای تازه بازبینی و بهروز کنید.
نمونهای از توصیف پرسونا
مقالهٔ اصلی برای گام پنجم، پرسونایی به اسم «کریستی» را مثال میزند: دانشجوی ۲۳ سالهٔ مردمشناسی در تورنتو که کنار درس، در رستوران هم کار میکند. توصیف او فقط به این «واقعیتهای خشک» محدود نمیماند؛ علایق و ارزشهایش (تجربههای فرهنگی، کتاب، غذای ارگانیک)، نحوهٔ استفادهاش از تکنولوژی (دستگاههای اپل برای تحقیق دانشگاهی و تماشای فیلم، بدون تلویزیون سنتی)، برنامهٔ یک روز عادیاش و هدفهای آیندهاش (کار بشردوستانهٔ بینالمللی همراه با سفر) هم بخشی از پرسونا هستند.
همین جزئیات بهظاهر فرعی است که پرسونا را از یک جدول آماری به آدمی باورپذیر تبدیل میکند — کسی که تیم میتواند موقع هر تصمیم بپرسد: «کریستی با این چه میکرد؟»
تاریخچه را بدانید
ریشهٔ پرسونا به اواخر دههٔ ۱۹۹۰ و توسعهٔ سیستمهای IT برمیگردد؛ زمانی که پژوهشگران دنبال راهی مؤثر برای صحبتکردن دربارهٔ کاربران بودند. آلن کوپر (Alan Cooper) در کتاب سال ۱۹۹۹ خود، The Inmates Are Running the Asylum، پرسونا را بهعنوان یک ابزار رسمی طراحی معرفی کرد. با وجود ادبیات گستردهای که از آن زمان شکل گرفته، هنوز استاندارد واحدی برای کاربرد پرسونا وجود ندارد — و همین است که شناختن رویکردهای مختلف اهمیت دارد.
جمعبندی
- - پرسونا، دادهٔ انتزاعی تحقیق را به شخصیتی ملموس و قابلهمدلی تبدیل میکند.
- - در تفکر طراحی، پرسونا در مرحلهٔ «تعریف» ساخته میشود و به ایدهپردازی جهت میدهد.
- - چهار نوع پرسونا داریم: هدفمحور، نقشمحور، جذاب و خیالی — و فقط سهتای اول بر تحقیق واقعی استوارند.
- - روش دهگامی نیلسن، از گردآوری داده تا بهروزرسانی مداوم، نقشهٔ راه کاملی برای ساخت پرسونای جذاب است.
- - قدرت واقعی پرسونای جذاب در داستانگویی است: تیمی که پرسونا را «بشناسد»، واقعاً از آن استفاده میکند.
منبع
این نوشته ترجمهای آزاد است از مقالهٔ Personas – A Simple Introduction نوشتهٔ Rikke Friis Dam و Yu Siang Teo، منتشرشده در وبسایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF).
متن نسخهٔ اصلی تحت لایسنس CC BY-NC-SA 3.0 منتشر شده و این ترجمه نیز تحت همان لایسنس و برای استفادهٔ غیرتجاری ارائه میشود. برخی تصاویر مقالهٔ اصلی (دیاگرام ده گام و نمونههای پرسونا) دارای حق نشر اختصاصیاند و در این ترجمه بازنشر نشدهاند؛ برای دیدن آنها به مقالهٔ اصلی مراجعه کنید.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
پرسونا؛ یک معرفی ساده