سپنتا پویا — طراح محصول

یک سازوکار که هم نقص شمرده می‌شود و هم ابزار
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۴ دقیقه

سوگیری همرنگی (Bandwagon Bias) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

منبع دو توصیه می‌دهد و کنار هم می‌گذاردشان: «از سوگیری همرنگی در خودتان بپرهیزید» و «از سوگیری همرنگی در طراحی‌تان بهره ببرید».

یعنی یک سازوکار، وقتی بر من اثر می‌گذارد نقص است و وقتی من آن را بر کاربر اعمال می‌کنم ابزار. منبع این عدم‌تقارن را علامت نمی‌زند، و به‌نظرم مهم‌ترین چیزی است که در این موضوع باید دیده شود.

تعریف

سوگیری همرنگی یک سوگیری شناختی و نشانهٔ شاخص «گروه‌اندیشی» است: وقتی چیزی را فقط به‌این‌دلیل باور می‌کنید که باوری رایج است، تفکرتان را به این سوگیری واگذار کرده‌اید.

و علت رخ‌دادنش اقتصادی است: وقت و انرژی‌ای را که تفکر منطقی و رسیدن به نتیجه به‌تنهایی لازم دارد، صرفه‌جویی می‌کند. پذیرفتن نظر دیگران بسیار سریع‌تر و آسان‌تر است، خصوصاً اگر آن باورها رایج و مکرر باشند.

و توصیهٔ منبع روشن است: اگر بیشتر تیم گفت «این طراحی عالی است»، فقط وقتی موافقت کنید که واقعاً باورش دارید و شاهدی برایش دارید.

سه شکلی که در کار طراحی می‌گیرد

  • - ناممکن‌پنداری. کاری که دست‌یافتنی است ناممکن به‌نظر می‌رسد، چون دیگران پیش از شما امتحان کرده‌اند و شکست خورده‌اند.
  • - تک‌راه‌پنداری. فکر کنید فقط یک راه برای حل مسئله وجود دارد، چون «همیشه این‌طور بوده».
  • - و توارث بی‌دلیل. «ما این‌طور انجامش می‌دهیم چون مدیر من این‌طور می‌کرد و مدیر او پیش از آن» — که هیچ‌کدام دلیلی بر نبودِ راه بهتر نیست.

مثال ساده‌ترش هم در منبع هست: ترجیح رایانهٔ اپل چون «همه می‌دانند بهترین رایانه برای طراح است» — که در بهترین حالت یک داوری ذوقی است و در بدترین حالت نادرست. ابزار درست برای طراحی، ابزاری است که از عهدهٔ خریدش برمی‌آیید و کاری را که لازم دارید انجام می‌دهد.

پیشینهٔ اصطلاح

اصطلاح «بندواگن» در میانهٔ قرن نوزدهم در سیاست آمریکا به‌عنوان تمسخر رایج شد. ریشه‌اش دن رایس بود، دلقکی سیرکی و بسیار محبوب که برای تبلیغ نمایشش شهر به شهر می‌گشت و مردم محلی به‌معنای واقعی روی گاری موسیقی‌اش می‌پریدند. سیاست‌مداران هم موسیقی و گاری به کمپین‌هایشان اضافه کردند تا هوادارانشان «روی گاری بپرند» — و مردم آن‌قدر بدبین بودند که این عبارت خیلی زود بار منفی گرفت. تا آغاز قرن بیستم، «پریدن روی گاری» برای تمسخر کسی به‌کار می‌رفت که بی‌آنکه مغزش را به‌کار بیندازد دنبال گله می‌رود.

نقل‌قولی که منبع کمی پس می‌گیرد، و همان پس‌گرفتن مهم است

این بخش افزودهٔ مترجم است. منبع جملهٔ رابرت هاین‌لاین را می‌آورد: «اگر همه چیزی را بدانند، دست‌کم به نسبت ده‌هزار به یک، آن‌طور نیست.» و بعد خودش کمی پسش می‌گیرد — همه می‌دانند سیانور می‌کشد و درست هم می‌دانند.

اما به‌نظرم می‌شود قاعدهٔ دقیق‌تری از این کشمکش بیرون کشید. تفکیک لازم، تفکیک باور رایج از نتیجهٔ انباشته است:

  • - در امور ذوقی، رواج شاهد ضعیفی است. «همه از این الگو استفاده می‌کنند» تقریباً هیچ چیزی دربارهٔ خوب‌بودنش نمی‌گوید — چون هیچ‌کس آزمونش نکرده و همه از هم برداشته‌اند.
  • - در امور پیامددار که بسیاری آزموده‌اند، رواج شاهد قوی است. «پرداختِ همه در همین مرحله شکست می‌خورد» یک نتیجهٔ انباشته است، نه یک باور رایج — و باید جدی گرفته شود.

و آزمون تشخیصشان یک پرسش است: آیا این باور از تجربهٔ کسانی می‌آید یا از گفتهٔ کسانی؟ اگر کسی چیزی را انجام داده و نتیجه‌اش را دیده، آن اطلاعات است. اگر همه‌شان از هم شنیده‌اند، آن گاری است.

آشکارساز: باوری که منبع ندارد

آشکارساز باور بی‌منبع و آزمون قرارداد طراحی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. راه‌حل منبع این است: از خودتان بپرسید چرا چیزی را باور دارید و استدلال را بکاوید تا به فهم محکمی برسید، و بعد بپرسید «آیا این عقلانی است؟». به‌نظرم این روش کار نمی‌کند، و دلیلش همان دلیلی است که در پیش‌فرض‌ها نوشتم: پرسش «آیا این عقلانی است؟» تقریباً همیشه جواب «بله» می‌گیرد، چون همان ذهنی جواب می‌دهد که باور را دارد.

اما پیشنهاد دوم منبع بهتر است و در یک جمله رها شده: «مبارزهٔ کلامی» با یک نفر دیگر. صورت عملی‌اش در تیم، تعیین یک مخالف رسمی برای هر تصمیم است — کسی که کارش در آن جلسه ساختن قوی‌ترین استدلال مخالف است، مستقل از نظر شخصی‌اش. نقشِ گردشی، تا به شخصیت کسی چسبیده نشود.

و یک آشکارساز مکانیکی که نیازی به نفر دوم ندارد و به‌نظرم دقیق‌ترین ابزار این موضوع است: برای هر باور طراحی‌تان، منبعش را نام ببرید.

  • - یک پژوهش مشخص؟ یک آزمونی که خودتان اجرا کردید؟ یک محصول مشخص که دیده‌اید کار می‌کند؟ یک دادهٔ محصول خودتان؟
  • - یا هیچ‌کدام — فقط «این‌طور درست است»؟

باورهای دستهٔ دوم، همان‌های همرنگی‌اند. و زیبایی این آزمون در این است که نیازی به قضاوت دربارهٔ درستی باور ندارد؛ فقط می‌پرسد منبع دارد یا نه. یک باورِ بی‌منبع ممکن است درست باشد — اما نمی‌دانید، و نمی‌دانستن خودش خبر است.

اما قرارداد طراحی، همرنگیِ مفید است

این بخش هم افزودهٔ مترجم است، و لازم است چون بی آن، این موضوع به توصیه‌ای بد می‌رسد. «همیشه این‌طور بوده» در طراحی رابط گاهی دلیل خوبی است — چون انتظار کاربر را محصولات دیگر ساخته‌اند، و شکستن قرارداد هزینه‌اش را کاربر می‌دهد نه شما.

پس تفکیک لازم است، و به‌نظرم یک پرسش کافی است: آیا کاربر این الگو را جای دیگری دیده است؟

  • - اگر بله، قرارداد کار واقعی می‌کند. جای سبد خرید، معنای آیکن بازگشت، رفتار کشیدن‌برای‌تازه‌سازی. اینجا پیروی از رواج، احترام به مدل ذهنی است نه تنبلی.
  • - اگر فقط طراحان دیگر آن را دیده‌اند، آن گاری است. الگویی که در نمونه‌کارها و مقاله‌ها رایج است اما کاربر شما هرگز محصولی را که از آن آمده استفاده نکرده، هیچ انتظاری نساخته — فقط شبیه کار حرفه‌ای به‌نظر می‌رسد.

و همین‌جا تفکیک روشن می‌شود: قرارداد را از جایی کپی کنید که انتظار کاربر در آن زندگی می‌کند، نه از جایی که فقط عادت صنعت در آن زندگی می‌کند.

نسخهٔ تیمی، که پرهزینه‌ترین است

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. توصیهٔ منبع — «اگر بیشتر تیم گفت عالی است، فقط وقتی موافقت کن که باورش داری» — درست است اما سازوکار را اشتباه تصویر می‌کند. مسئله اکثریت نیست؛ ترتیب است.

در جلسهٔ نقد طراحی، نظر اولی که گفته می‌شود اتاق را تنظیم می‌کند و همه بعد از آن لنگر می‌اندازند — همان چیزی که در لنگر انداختن نوشتم. تا نفر سوم، «اکثریت» ساخته شده، بی‌آنکه سه نظر مستقل وجود داشته باشد.

پس راه‌حل جسارت نیست؛ ترتیب است:

  • - نقد نوشتاری پیش از نقد گفتاری. پنج دقیقه، همه در سکوت. این کار سه نظر مستقل واقعی تولید می‌کند.
  • - جوان‌ترین یا تازه‌واردترین اول. اگر ارشدترین اول بگوید، بقیهٔ جلسه تفسیرِ حرف اوست.
  • - و ایراد را پیش از تأیید بپرسید. «مخالفتی هست؟» بعد از پنج تأیید، هیچ مخالفتی نمی‌گیرد. اما «هرکس یک ایراد بگوید» پیش از هر تأییدی، معمولاً ایرادهای واقعی را بیرون می‌کشد.

و آن عدم‌تقارن: گواه اجتماعی چه وقت اطلاعات است

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و به همان نکتهٔ ابتدای متن برمی‌گردد. منبع می‌گوید می‌شود از این سوگیری در طراحی «بهره برد» و مثالش نقد و امتیاز ستاره است — و بعد خودش هشدار می‌دهد که مردم به‌دلیل استفادهٔ افراطی و بی‌اعتباری، در حال بی‌اعتمادی به گواه اجتماعی‌اند.

آن هشدار در واقع جواب همان عدم‌تقارن است. و مرزی که به‌نظرم دقیق است، همان مرزی است که در طراحی رفتاری برای کمیابی نوشتم:

  • - گواه اجتماعیِ واقعی و کامل، اطلاعات است. «۴٫۱ از ۵، بر پایهٔ ۸۴۰ نظر» — و همان‌جا امکان دیدن نظرهای منفی. کاربر از آن برای تصمیم استفاده می‌کند.
  • - گواه اجتماعیِ گزینش‌شده، بهره‌کشی است. نمایش سه نظر پنج‌ستاره و پنهان‌کردن بقیه، «محبوب‌ترین» بی معیار، و «۱۲ نفر همین حالا این را می‌بینند».
  • - و آزمونش هم همان است: اگر عدد بد بود هم نمایشش می‌دادید؟ اگر نه، آن گواه نیست؛ تبلیغ است.

در بافت فارسی: نمونه‌ای که فکر می‌کنید بزرگ است

کوچک‌بودن نمونهٔ بازار محلی و اثرش بر اعتبار «همه این‌طور می‌کنند»
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و دو نکته دارد.

یک: در بازار ما، «همه این‌طور می‌کنند» نمونهٔ بسیار کوچک‌تری دارد از آنچه به‌نظر می‌رسد. صنعت کوچک است و خبر از چند کانال محدود می‌گذرد؛ پس یک الگو می‌تواند با یک ارائه یا یک محصول محبوب به «بهترین شیوه» تبدیل شود. و آن‌وقت پنج تیم همان را پیاده می‌کنند و «رواج» ساخته می‌شود — رواجی که در واقع یک منبع دارد.

و پیامد عملی‌اش مهم است: «همه در بازار ایران این‌طور می‌کنند» شاهد ضعیف‌تری است از «همه در دنیا این‌طور می‌کنند»، چون در حالت دوم دست‌کم چند بازار و چند میلیون کاربر مستقل آن را از سر گذرانده‌اند. پس پیش از پیروی، بپرسید این از کجا آمد — و اگر جواب یک محصول واحد است، شما دارید از یک تیم تقلید می‌کنید، نه از یک قرارداد.

و همین جا با آزمون قرارداد بالا وصل می‌شود: الگویی که از یک اپلیکیشن غالب داخلی آمده، برای کاربران همان اپ قرارداد است و برای کاربران بقیهٔ همان دسته، چیز تازه — پس پیروی از آن، انتقال انتظار نیست؛ فرضِ انتقال انتظار است.

دو: گواه اجتماعی در بازار ما وزن کمتری دارد. چون بخش بزرگی از کاربران فرض می‌کنند امتیاز و نظر قابل دست‌کاری است، ستارهٔ بیشتر لزوماً اعتماد بیشتر نمی‌سازد — و گاهی برعکس عمل می‌کند. جانشین‌های مؤثرتر، نشانه‌های مشخص و قابل بررسیاند:

  • - عدد مشخص با تاریخ به‌جای صفت. «۳۲۰ سفارش در تیر» به‌جای «محبوب».
  • - چیزی که کاربر می‌تواند خودش بررسی کند: شمارهٔ پیگیری قابل استعلام، نام فروشگاه واقعی، تاریخ آخرین به‌روزرسانی.
  • - و گواهِ نزدیک: اینکه یک آشنا استفاده کرده، از هر امتیاز میانگینی قوی‌تر است — همان چیزی که در دسته‌های پذیرندگان دربارهٔ عبور از شکاف نوشتم. و اهرم طراحی‌اش، قابل‌انتقال‌بودن گواه است، نه بزرگ‌تر‌کردن عدد.

جمع‌بندی

  • - سوگیری همرنگی یعنی باور‌کردن چیزی فقط به‌دلیل رایج‌بودنش — و علتش صرفه‌جویی در وقت و انرژی تفکر مستقل است.
  • - در کار طراحی سه شکل می‌گیرد: ناممکن‌پنداری، تک‌راه‌پنداری، و توارث بی‌دلیل از مدیر پیشین.
  • - نقل‌قول هاین‌لاین را باید دقیق‌تر کرد: در امور ذوقی رواج شاهد ضعیفی است و در امور پیامددارِ آزموده‌شده شاهد قوی — و آزمونش این است که این باور از تجربهٔ کسانی می‌آید یا از گفتهٔ کسانی.
  • - پرسش «آیا این عقلانی است؟» جواب «بله» می‌گیرد؛ آشکارساز کاراتر این است که برای هر باور طراحی منبعش را نام ببرید — باورهای بی‌منبع همان‌های همرنگی‌اند.
  • - اما قرارداد طراحی همرنگیِ مفید است: قرارداد را از جایی کپی کنید که انتظار کاربر در آن زندگی می‌کند، نه از جایی که فقط عادت صنعت در آن زندگی می‌کند.
  • - نسخهٔ تیمی مسئلهٔ ترتیب است نه اکثریت: نقد نوشتاری پیش از گفتاری، تازه‌واردترین اول، و پرسیدن ایراد پیش از تأیید.
  • - و آن عدم‌تقارن: گواه اجتماعیِ واقعی و کامل اطلاعات است و گواهِ گزینش‌شده بهره‌کشی — با همان آزمون «اگر عدد بد بود هم نمایشش می‌دادید؟».
  • - در بافت ما «همه این‌طور می‌کنند» نمونهٔ کوچکی دارد و اغلب به یک منبع برمی‌گردد؛ و گواه اجتماعی وزن کمتری دارد، پس نشانهٔ مشخص و قابل بررسی و گواهِ نزدیک جانشین بهتری است.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Bandwagon Bias? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF) و مقالهٔ همراهش The Bandwagon Bias – The Dangers of Groupthink. مفاهیم پایه — تعریف سوگیری همرنگی به‌عنوان سوگیری شناختی و نشانهٔ گروه‌اندیشی و باور‌کردن چیزی به‌دلیل رایج‌بودنش، توضیح علت آن به‌عنوان صرفه‌جویی در وقت و انرژی تفکر مستقل، توصیه به طراحان برای منطقی‌ماندن و نپذیرفتن نظر رایج بی تفکر کافی، تحلیل ریشهٔ اجتماعی میل به تعلق و همرنگی و اثر شبکه‌های اجتماعی بر گروه‌اندیشی، نقل‌قول رابرت هاین‌لاین و پس‌گرفتن نسبی‌اش با مثال سیانور و نمونه‌های باور به سیگار در دههٔ ۱۹۵۰ و قند، سه شکل بروز آن شامل ناممکن‌پنداری و تک‌راه‌پنداری و توارث از مدیر پیشین، مثال ترجیح رایانهٔ اپل، پیشینهٔ تاریخی اصطلاح از دن رایسِ دلقک سیرک و استفادهٔ سیاست‌مداران و بار منفی‌گرفتنش تا آغاز قرن بیستم، روش پیشنهادی کاویدن دلیل باور و پرسش «آیا عقلانی است»، پیشنهاد مبارزهٔ کلامی با مربی یا فرد دیگر، و بحث بهره‌بردن از این سوگیری در طراحی از راه گواه اجتماعی و نقد و امتیاز ستاره به‌همراه هشدار دربارهٔ بی‌اعتمادی روبه‌رشد به گواه اجتماعی — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ عدم‌تقارن دو توصیهٔ منبع (پرهیز در خود، بهره‌بردن در کاربر)؛ کل بخش «نقل‌قولی که منبع کمی پس می‌گیرد» شامل استخراج تفکیک «باور رایج» از «نتیجهٔ انباشته»، تحلیل ضعیف‌بودن رواج در امور ذوقی و قوی‌بودنش در امور پیامددار آزموده‌شده، و آزمون «از تجربهٔ کسانی می‌آید یا از گفتهٔ کسانی»؛ کل بخش «آشکارساز: باوری که منبع ندارد» شامل نقد ناکارآمدی پرسش «آیا این عقلانی است»، برجسته‌کردن پیشنهاد رها‌شدهٔ مبارزهٔ کلامی و عملیاتی‌کردنش به‌صورت نقش گردشی مخالف رسمی، و آشکارساز مکانیکی نام‌بردن منبع هر باور با استدلال اینکه این آزمون به قضاوت دربارهٔ درستی نیازی ندارد؛ کل بخش «قرارداد طراحی، همرنگیِ مفید است» شامل تشخیص اینکه بی این تفکیک موضوع به توصیه‌ای بد می‌رسد، آزمون «آیا کاربر این الگو را جای دیگری دیده است»، تفکیک قرارداد ساکن در انتظار کاربر از قرارداد ساکن در عادت صنعت، و پیوندش با مدل ذهنی؛ کل بخش «نسخهٔ تیمی» شامل تصحیح سازوکار از اکثریت به ترتیب، پیوندش با لنگر انداختن، و سه اصلاح نقد نوشتاری و ترتیب معکوس ارشدیت و پرسیدن ایراد پیش از تأیید؛ کل بخش «گواه اجتماعی چه وقت اطلاعات است» شامل خواندن هشدار خود منبع به‌عنوان پاسخ عدم‌تقارن، تفکیک گواه واقعی و کامل از گواه گزینش‌شده با نمونه‌ها، و آزمون «اگر عدد بد بود هم نمایشش می‌دادید»؛ و کل بخش بافت فارسی شامل تحلیل کوچک‌بودن نمونهٔ بازار محلی و مسیر تبدیل یک منبع به «رواج»، مقایسهٔ اعتبار «همه در بازار ایران» با «همه در دنیا»، پیوندش با آزمون قرارداد دربارهٔ الگوهای برگرفته از یک اپ غالب داخلی، و تحلیل وزن کمتر گواه اجتماعی در بازار ما با سه جانشین عدد مشخص با تاریخ و نشانهٔ قابل بررسی و گواهِ نزدیک.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی با لایسنس‌های CC BY 2.0 و CC BY-SA 2.0 منتشر شده‌اند؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - سه شکل در طراحی
  • - پیشینهٔ اصطلاح
  • - رواج و شاهد
  • - باور بی‌منبع
  • - قرارداد مفید
  • - نسخهٔ تیمی
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • سوگیری
  • گروه‌اندیشی
  • گواه اجتماعی
  • UX
  • ترجمه