سپنتا پویا — طراح محصول

نمودار ستونی آستانهٔ تحمل اصطکاک در چهار گروه پذیرنده، با خط‌چینی که اصطکاک فعلی محصول را نشان می‌دهد و دو گروه نخست را بالای آن و دو گروه بعدی را زیر آن می‌گذارد
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۸ دقیقه

پذیرندگان اولیه (Early Adopters) چه کسانی‌اند؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

هر تیم محصولی یک گروه کاربر محبوب دارد. آن‌هایی که زود می‌آیند، زیاد پیام می‌دهند، و تقریباً از هر تغییری استقبال می‌کنند.

این گروه واقعاً ارزشمند است. مسئله جای دیگری است: تیم‌ها معمولاً بازخورد این گروه را با بازخورد بازار اشتباه می‌گیرند.

پذیرندگان اولیه دومین گروه در چرخهٔ پذیرش یک محصول‌اند. شناختنشان ساده است؛ درست خواندن حرفشان سخت است. این نوشته بیشتر دربارهٔ بخش دوم است.

پذیرندگان اولیه چه کسانی‌اند؟

اصطلاح از مدل انتشار نوآوری می‌آید که Everett Rogers در سال ۱۹۶۲ صورت‌بندی کرد. او بازار را به پنج گروه تقسیم کرد و به هرکدام سهمی داد.

پذیرندگان اولیه حدود ۱۳٫۵ درصد بازارند و بعد از نوآوران وارد می‌شوند. اگر می‌خواهید کل این تقسیم‌بندی را ببینید، دسته‌های پذیرندگان و انتشار نوآوری همان بحث را کامل باز کرده‌اند.

چیزی که این گروه را جدا می‌کند، عدد سهمشان نیست. نقششان در انتقال است.

آن‌ها معمولاً جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالاتری از گروه‌های بعدی دارند. دسترسی مالی‌شان بهتر است و ریسک را تا حدی می‌پذیرند.

مهم‌تر از همه، بقیه به حرفشان گوش می‌دهند. وقتی کسی در اکثریت اولیه دربارهٔ یک ابزار تازه تردید دارد، سراغ همین آدم‌ها می‌رود.

به همین دلیل است که پذیرش یک محصول معمولاً از اینجا شتاب می‌گیرد. آن‌ها پل میان یک جمع کوچک کنجکاو و یک بازار واقعی‌اند.

مرز باریک با نوآوران

این دو گروه مدام جای هم گرفته می‌شوند، ولی انگیزه‌شان یکی نیست.

نوآوران خودِ تازگی را می‌خرند. آن‌ها از خراب شدن محصول ناراحت نمی‌شوند، چون تجربه کردن برایشان بخشی از لذت است.

پذیرندگان اولیه سود را می‌خرند. آن‌ها مسئله‌ای دارند و باور کرده‌اند این محصول حلش می‌کند.

تفاوت در یک جمله خلاصه می‌شود. نوآور می‌پرسد «این چطور کار می‌کند؟» و پذیرندهٔ اولیه می‌پرسد «این چه چیزی را برای من عوض می‌کند؟».

این تمایز عملی است، نه لفظی. اگر بازخورد یک نوآور را معیار بگیرید، محصول به سمت قابلیت‌های فنی می‌رود و از مسئله دور می‌شود.

در مصاحبه هم می‌شود این دو را از هم جدا کرد. کافی است بپرسید پیش از این محصول، همین کار را چطور انجام می‌داده است.

نوآور معمولاً می‌گوید انجامش نمی‌داده و فقط کنجکاو بوده. پذیرندهٔ اولیه یک روال قبلی را تعریف می‌کند، با همهٔ دردسرهایش.

چطور پیدایشان کنید

روش رایج این است که فرم ثبت‌نام زودهنگام بگذارید و منتظر بمانید. این کار جواب می‌دهد، ولی گروهی را جمع می‌کند که خودشان را انتخاب کرده‌اند.

راه دقیق‌تر این است که دنبال نشانه بگردید، نه دنبال داوطلب:

  • - ۱. راه‌حل دست‌ساز: کسی که برای همین مسئله یک فایل اکسل، یک گروه پیام‌رسان یا یک دفتر کاغذی ساخته، مسئله را پیش از شما داشته است.
  • - ۲. هزینهٔ فعلی: کسی که همین حالا بابت یک راه‌حل ناقص پول یا وقت می‌دهد، ارزش را پذیرفته و فقط دنبال نسخهٔ بهتر است.
  • - ۳. شکایت مشخص: شکایت کلی «سخت است» نشانه نیست. شکایت «هر دوشنبه دو ساعت طول می‌کشد» نشانه است.
  • - ۴. اثرگذاری: آدمی که دیگران در همان حوزه از او مشورت می‌گیرند، همان نقش انتقال را دارد که این گروه را ارزشمند می‌کند.

هر چهار نشانه رفتاری‌اند. هیچ‌کدام از یک نظرسنجی بیرون نمی‌آید، چون همه دربارهٔ کاری‌اند که آدم‌ها همین حالا انجام می‌دهند.

بهترین جای پیدا کردنشان هم معمولاً بیرون از محصول شماست. جایی که آدم‌ها دربارهٔ مسئله حرف می‌زنند، نه دربارهٔ ابزار.

یک خطای رایج هم همین‌جا کمین کرده است: جست‌وجو میان آشنایان. همکار و دوست به شما لطف دارند، و لطف، بازخورد را نرم می‌کند.

وقتی پیدایشان کردید، مصاحبهٔ کاربری ابزار درست است. از آن‌ها دربارهٔ کار دیروزشان بپرسید، نه دربارهٔ محصول آینده‌تان.

تلهٔ اصطکاک

حالا می‌رسیم به بخشی که منبع اصلی به آن نمی‌پردازد، و به نظر من مهم‌ترین بخش ماجراست.

پذیرندگان اولیه اصطکاک را تحمل می‌کنند. ثبت‌نام طولانی، خطای گاه‌به‌گاه و رابط ناپخته برایشان مانع نیست، چون انگیزه‌شان بالاست.

این تحمل یک خبر خوب و یک خبر بد است. خبر خوب اینکه محصول نیم‌ساخته هم آزمون می‌شود. خبر بد اینکه اصطکاک محصول دیده نمی‌شود.

نمودار بالای همین صفحه دقیقاً همین را نشان می‌دهد. ارتفاع هر ستون آستانهٔ تحمل یک گروه است و خط‌چین، اصطکاک فعلی محصول شما.

دو ستون سمت راست بالای خط‌اند و کنار می‌آیند. دو ستون سمت چپ زیر خط‌اند و می‌روند. مشکل اینجاست که آزمون‌های شما معمولاً فقط با دو ستون سمت راست انجام شده است.

نتیجه‌اش چیزی است که می‌شود نامش را «تناسب جعلی محصول و بازار» گذاشت. اعداد نگهداشت خوب‌اند، پیام‌ها مثبت‌اند، و محصول آمادهٔ عرضهٔ عمومی به نظر می‌رسد.

بعد عرضهٔ عمومی اتفاق می‌افتد و نگهداشت سقوط می‌کند. هیچ‌چیز خراب نشده؛ فقط گروهی رسیده که همان اصطکاک قبلی را تحمل نمی‌کند.

یک مثال ملموس کمک می‌کند. فرض کنید سامانه‌ای برای مدیریت انبار ساخته‌اید و وارد کردن اطلاعات اولیه دو ساعت طول می‌کشد.

کاربر اول این دو ساعت را می‌گذارد، چون ماه‌هاست دنبال چنین چیزی می‌گردد. کاربر پنجاهم بعد از ده دقیقه صفحه را می‌بندد و برنمی‌گردد.

هر دو یک محصول را دیده‌اند. تفاوت در محصول نیست؛ در انگیزه‌ای است که پیش از ورود داشته‌اند.

راه بیرون آمدن از این تله ساده است. اصطکاک را مستقل از رضایت اندازه بگیرید.

تعداد گام‌های ثبت‌نام، زمان رسیدن به اولین نتیجهٔ مفید، و نرخ رهاکردن هر فرم، اعدادی‌اند که به انگیزهٔ کاربر وابسته نیستند. یک آزمون کاربردپذیری با کسی که هیچ علاقه‌ای به شما ندارد، همین را روشن می‌کند.

تورم قابلیت‌ها

تلهٔ دوم از دل همان رابطهٔ خوب بیرون می‌آید. پذیرندگان اولیه پیشنهاد می‌دهند، و پیشنهادهایشان معمولاً دقیق و فنی است.

دایره‌ای متراکم از نقطه‌ها به‌عنوان هستهٔ محصول، درون حلقه‌ای بسیار بزرگ‌تر که تنها سه نقطه دارد و نمایندهٔ قابلیت‌های درخواستی پذیرندگان اولیه است
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

مشکل این نیست که پیشنهادها بد باشند. مشکل این است که از یک الگوی استفادهٔ غیرمعمول می‌آیند.

این گروه محصول را عمیق‌تر از بقیه استفاده می‌کند. پس چیزهایی می‌خواهد که فقط در عمق معنا دارند: تنظیمات بیشتر، میان‌بر، خروجی خام، و کنترل دقیق‌تر.

اگر تیم به‌ترتیب همین درخواست‌ها را بسازد، محصول بزرگ می‌شود بدون آنکه برای اکثریت بهتر شود. نمودار بالا همین نسبت را نشان می‌دهد؛ حلقهٔ بیرونی سه‌چهارم مساحت را می‌گیرد و سه کاربر در آن هستند.

هزینهٔ این تورم فقط زمان ساخت نیست. هر قابلیت تازه یک گزینهٔ تازه در رابط است و گزینهٔ تازه برای کاربر جدید یعنی تردید بیشتر.

پس محصول همزمان برای گروه قدیمی قوی‌تر و برای گروه بعدی سخت‌تر می‌شود. این دقیقاً عکس چیزی است که در مرحلهٔ رشد لازم دارید.

قاعدهٔ عملی این است: از پذیرندگان اولیه مسئله را بگیرید، نه راه‌حل را. وقتی کسی می‌گوید «یک فیلتر پیشرفته بگذارید»، پرسش بعدی شما باید این باشد که دنبال پیدا کردن چه چیزی بوده است.

پاسخ آن پرسش معمولاً به یک تغییر کوچک‌تر و عمومی‌تر می‌رسد. اولویت‌بندی قابلیت‌ها وقتی معنا پیدا می‌کند که ورودی‌اش مسئله باشد، نه فهرست درخواست.

کِی باید از حرفشان عبور کنید

تا اینجا ممکن است به نظر برسد که باید کمتر به این گروه گوش داد. منظور این نیست.

حرف دقیق‌تر این است که نقش آن‌ها در هر مرحله عوض می‌شود:

  • - ۱. پیش از ساخت: بهترین منبع برای فهمیدن مسئله‌اند، چون مسئله را زودتر از بقیه داشته‌اند.
  • - ۲. حین ساخت اولین نسخه: تنها کسانی‌اند که با یک محصول کمینهٔ ارزشمند کنار می‌آیند و بازخورد معنادار می‌دهند.
  • - ۳. پیش از عرضهٔ عمومی: اینجا باید وزن حرفشان را کم کنید و اصطکاک را با آدم‌های بی‌انگیزه بسنجید.
  • - ۴. بعد از رشد: نقششان از راهنمای محصول به مدافع محصول تغییر می‌کند و ارزششان در همان اثرگذاری اجتماعی است.

مرحلهٔ سوم همان جایی است که بیشتر تیم‌ها اشتباه می‌کنند. آن‌ها همان حلقهٔ آشنا را نگه می‌دارند، چون بازخوردش سریع و دلگرم‌کننده است.

اگر می‌خواهید یک نشانهٔ ساده داشته باشید، به ترکیب پژوهشتان نگاه کنید. وقتی چند ماه است همان ده نفر را می‌بینید، شما دیگر بازار را نمی‌سنجید.

راهکارش هم پیچیده نیست. در کشف مستمر، سهمی از هر دوره را به کسانی بدهید که تازه رسیده‌اند یا اصلاً نمانده‌اند.

کاربری که ثبت‌نام کرد و برنگشت، دقیق‌ترین گزارش را از اصطکاک شما دارد. او تنها کسی است که تحملش تمام شده است.

مرحلهٔ چهارم هم ظرافت خودش را دارد. وقتی محصول بزرگ شد، همان آدم‌های اول ممکن است حس کنند محصول از آن‌ها دور شده است.

این حس بی‌ربط نیست، چون واقعاً دور شده. راه‌حلش حذف نکردن مسیرهای پیشرفته است، ولی بیرون بردنشان از مسیر پیش‌فرض.

در بافت فارسی

این بحث در بازار ایران چند شکل مشخص پیدا می‌کند.

چهار نکته دربارهٔ پذیرندگان اولیه در بازار ایران: کانال تلگرام نمونهٔ آماری نیست، دنبال راه‌حل دست‌ساز بگردید، تحمل اصطکاک را با تأیید اشتباه نگیرید، و بازخورد را از رفتار جدا کنید
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

یک: کانال و گروه، نمونهٔ آماری نیستند. بیشتر محصولات ایرانی یک کانال تلگرام یا گروه فعال دارند. اعضای پرحرف آن کانال تقریباً همیشه پذیرندگان اولیه‌اند و بازار اصلی شما آنجا ساکت است.

دو: تحمل اصطکاک اینجا بالاتر است. کاربر ایرانی به قطعی درگاه پرداخت، احراز هویت چندمرحله‌ای و تحریم عادت کرده است. این عادت باعث می‌شود بازخورد منفی دیرتر بیاید و اصطکاک واقعی محصول دیرتر دیده شود.

سه: راه‌حل دست‌ساز فراوان است. در بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، همان مسئله‌ای که می‌خواهید حل کنید همین حالا با اکسل یا دفتر اداره می‌شود. صاحب آن دفتر، بهترین پذیرندهٔ اولیهٔ ممکن است.

چهار: اثر شبکه‌ای قوی است و دوطرفه. بازار نسبتاً کوچک و متصل است، پس یک تجربهٔ بد هم به‌سرعت پخش می‌شود. رسیدن به جرم بحرانی اینجا سریع‌تر اتفاق می‌افتد و ریزش هم همین‌طور.

جمع‌بندی

پذیرندگان اولیه سرمایه‌اند، به شرطی که بدانید چه چیزی را نمایندگی می‌کنند.

آن‌ها نمایندهٔ مسئله‌اند، نه نمایندهٔ بازار. انگیزه‌شان بالاتر از میانگین است و همین انگیزه، اصطکاک محصول را از چشم شما پنهان می‌کند.

پس دو کار را از هم جدا کنید. مسئله را از آن‌ها بگیرید، و آمادگی محصول را با کسانی بسنجید که هیچ دلیلی برای صبر کردن ندارند.

دسته‌بندی پذیرندگان هم یک ابزار برنامه‌ریزی است، نه برچسب شخصیتی. آدم‌ها در محصولی پذیرندهٔ اولیه‌اند و در محصول دیگری جزو گروه‌های آخر.

اگر بخواهم کل این نوشته را در یک پرسش خلاصه کنم، این است: آخرین بار کِی با کسی حرف زدید که محصولتان را دوست نداشت؟

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از موضوع Early Adopters و مقالهٔ Understanding Early Adopters and Customer Adoption Patterns منتشرشده در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF). مفاهیم پایه — جایگاه پذیرندگان اولیه به‌عنوان گروه دوم پذیرش، ریشهٔ مدل در کار Everett Rogers در سال ۱۹۶۲، سهم ۱۳٫۵ درصدی، ویژگی‌های جایگاه اجتماعی و تحصیلات و پذیرش ریسک، نقش رهبری فکری و اثرگذاری بر گروه‌های بعدی، درگیر کردن آن‌ها پیش از عرضه، و هشدار به اینکه این دسته‌ها برای برنامه‌ریزی کلی‌اند و نباید به برچسب فردی تبدیل شوند — از این منبع گرفته شده، اما متن فارسی و توضیح‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: بخش «مرز باریک با نوآوران» و تفکیک انگیزهٔ تازگی از انگیزهٔ سود؛ کل بخش «چطور پیدایشان کنید» شامل چهار نشانهٔ رفتاری و این استدلال که هیچ‌کدام از نظرسنجی بیرون نمی‌آید؛ کل بخش «تلهٔ اصطکاک» شامل ایدهٔ تناسب جعلی محصول و بازار و پیشنهاد سنجش اصطکاک مستقل از رضایت؛ کل بخش «تورم قابلیت‌ها» شامل نسبت مساحت به استفاده و قاعدهٔ «مسئله را بگیرید، نه راه‌حل را»؛ بخش «کِی باید از حرفشان عبور کنید» و تفکیک نقش این گروه در چهار مرحله؛ و کل بخش «در بافت فارسی» شامل کانال تلگرام به‌عنوان نمونهٔ سوگیرانه، تحمل اصطکاک بالاتر در بازار ایران، فراوانی راه‌حل‌های دست‌ساز، و دوطرفه بودن اثر شبکه‌ای.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است. تصاویر منبع اصلی ترکیبی از یک تصویر با شرایط Fair Use و چند عکس با لایسنس‌های CC BY 2.0 و CC BY-SA 3.0 هستند و همگی عکس‌های تزئینی‌اند، نه نمودارهای استدلالی؛ بنابراین هیچ‌یک اینجا بازتولید نشده و در منبع اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - پذیرندگان اولیه چه کسانی‌اند؟
  • - مرز باریک با نوآوران
  • - چطور پیدایشان کنید
  • - تلهٔ اصطکاک
  • - تورم قابلیت‌ها
  • - کِی باید از حرفشان عبور کنید
  • - در بافت فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • پذیرش محصول
  • پژوهش کاربر
  • استراتژی محصول
  • ترجمه