سپنتا پویا — طراح محصول

چهار پرسش ارزیابی شناختی به‌عنوان یک زنجیره و اینکه هر «نه» به چه نوع اصلاحی اشاره می‌کند
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

ارزیابی شناختی (Cognitive Walkthrough) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

بیشتر تیم‌ها آزمون با کاربر واقعی را انجام نمی‌دهند. نه به این دلیل که ارزشش را باور ندارند — به این دلیل که بودجه ندارند، کاربر پیدا نمی‌کنند، یا تا وقتی جذب مشارکت‌کننده تمام شود، محصول رفته است.

ارزیابی شناختی روشی است که دقیقاً برای همین وضعیت ساخته شده: بدون کاربر، بدون بودجه، و پیش از آنکه چیزی ساخته شود. و به‌نظر من ارزش واقعی‌اش چیزی نیست که معمولاً گفته می‌شود — نه اینکه «مشکل پیدا می‌کند»، بلکه اینکه به شما می‌گوید مشکل از چه جنسی است.

تعریف و چهار پرسش

ارزیابی شناختی رویکردی ساختاریافته برای سنجش کاربردپذیری است که در آن یک ارزیاب — که خودش کاربر نیست — یک مسیر مشخص کاربری را قدم‌به‌قدم طی می‌کند و در هر قدم چهار پرسش استاندارد می‌پرسد و مشاهداتش را ثبت می‌کند.

چهار پرسش کلاسیک این‌هاست:

  • - ۱. آیا کاربر تلاش می‌کند به نتیجهٔ درست برسد؟
  • - ۲. آیا کاربر متوجه می‌شود که کنش درست در دسترسش هست؟
  • - ۳. آیا کاربر کنش درست را به نتیجه‌ای که انتظار دارد ربط می‌دهد؟
  • - ۴. اگر کنش درست انجام شود، آیا کاربر پیشرفت به‌سوی هدفش را می‌بیند؟

چطور اجرا می‌شود

شش گام اجرای ارزیابی شناختی و تلهٔ آشنایی ارزیاب
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)
  • - ۱. وظیفه یا وظایفی را که کاربران انجام می‌دهند تعریف کنید.
  • - ۲. هر وظیفه را به گام‌های ساده بشکنید — به‌صورت فهرست یا نمودار.
  • - ۳. ارزیاب هر کنش را انجام می‌دهد و در همان لحظه چهار پرسش را می‌پرسد.
  • - ۴. مشکلات هر گام را با کلمات خودِ ارزیاب ثبت کنید.
  • - ۵. گزارش همهٔ ارزیاب‌ها را در یک سند جمع کنید.
  • - ۶. مشکلات را برای رفع اولویت‌بندی کنید.

ثبت «با کلمات خودِ ارزیاب» جزئیات کم‌اهمیتی به‌نظر می‌رسد اما نیست. اگر یادداشت‌ها را به قالب استاندارد ترجمه کنید، همان تردیدی که ارزش اصلی مشاهده بود از بین می‌رود. «نمی‌دانستم بعدش باید کجا را نگاه کنم» بسیار مفیدتر از «مشکل ناوبری» است.

چه کسی انجامش می‌دهد

هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد؛ لازم نیست متخصص باشد. اما یک خطر جدی وجود دارد: کسی که با محصول آشناست، مشکلات را نمی‌بیند. او می‌داند دکمه کجاست، پس هرگز تجربه نمی‌کند که پیدانکردنش چه حسی دارد.

راهکار پیشنهادی منبع، استفاده از پرسونا است تا ارزیاب آشنا مجبور شود از زاویهٔ کس دیگری نگاه کند. می‌شود کاربران واقعی را هم به‌کار گرفت، اما آن‌وقت هزینه و زمان جذب هم اضافه می‌شود — و همان چیزی که این روش را جذاب می‌کرد از بین می‌رود.

در برابر دو روش دیگر

  • - در برابر ارزیابی اکتشافی: ارزیابی شناختی وظیفه‌محور است و یک مسیر مشخص را دنبال می‌کند؛ ارزیابی اکتشافی بازرسی کلی رابط بر پایهٔ اصول است.
  • - در برابر آزمون کاربردپذیری: ارزیابی شناختی به‌شدت کم‌هزینه و سریع است و می‌تواند در مرحلهٔ طراحی و پیش از توسعه انجام شود.

و محدودیت‌هایش: تلهٔ آشنایی ارزیاب که گفتیم، نبود مجموعه‌پرسش استاندارد برای حوزه‌هایی مثل مصورسازی اطلاعات، و اینکه برای حوزه‌های تخصصی باید پرسش‌ها را با آزمون‌وخطا تطبیق داد.

چهار پرسش یک سیاهه نیستند؛ یک زنجیره‌اند

این بخش افزودهٔ مترجم است و به‌نظرم مهم‌ترین چیزی است که دربارهٔ این روش می‌شود گفت.

چهار پرسش معمولاً مثل یک سیاههٔ وارسی ارائه می‌شوند که تیک می‌خورند. اما آن‌ها یک زنجیرهٔ علّی هستند و ترتیبشان تصادفی نیست: هر پرسش، پیش‌شرط پرسش بعدی است. اگر پاسخ پرسش دوم «نه» باشد، پرسش سوم اصلاً موضوعیت ندارد — کاربر نمی‌تواند کنشی را به نتیجه‌ای ربط بدهد که اصلاً ندیده است.

این یعنی وقتی به یک «نه» رسیدید، باید همان‌جا بایستید. ادامه‌دادن و پاسخ‌دادن به پرسش‌های بعدی، مشکلاتی می‌سازد که واقعی نیستند: شما دارید دربارهٔ رابطی نظر می‌دهید که کاربر هرگز به آن نمی‌رسد.

و ارزش عملی این ترتیب اینجاست: اینکه زنجیره در کدام حلقه پاره شود، به شما می‌گوید چه نوع اصلاحی لازم است. این چیزی است که هیچ روش دیگری به این ارزانی نمی‌دهد:

  • - پرسش ۱ شکست خورد — کاربر اصلاً دنبال این نتیجه نیست. این مشکل رابط نیست؛ مشکل محصول یا محتواست. جابه‌جاکردن دکمه هیچ کمکی نمی‌کند.
  • - پرسش ۲ شکست خورد — کنش هست ولی دیده نمی‌شود. مشکل سلسله‌مراتب بصری و افردنس است: اندازه، جایگاه، کنتراست.
  • - پرسش ۳ شکست خورد — دیده می‌شود ولی معنایش نمی‌رسد. مشکل زبان است: برچسب، آیکون، و مدل ذهنی. اینجا کاری با چیدمان نداشته باشید؛ کلمه را عوض کنید.
  • - پرسش ۴ شکست خورد — کاربر کار درست را کرد و نفهمید که کرده. مشکل بازخورد است: تأییدیه، تغییر وضعیت، نشانگر پیشرفت.

به همین دلیل توصیه می‌کنم در گزارش، شمارهٔ پرسشی که شکسته را کنار هر مشکل بنویسید. یک ستون اضافه است و کل جلسهٔ اولویت‌بندی را عوض می‌کند، چون مشکلات به‌جای «شدت»، بر اساس جنس اصلاح دسته‌بندی می‌شوند — و اصلاح‌های هم‌جنس معمولاً با هم و ارزان‌تر انجام می‌شوند.

یک مثال کوتاه تا این ملموس شود. وظیفه: «کاربر می‌خواهد کالایی را که خریده مرجوع کند.» گام اول: پیداکردن دکمهٔ مرجوعی در صفحهٔ سفارش.

  • - پرسش ۱: بله — کاربر دقیقاً همین را می‌خواهد.
  • - پرسش ۲: نه. گزینهٔ مرجوعی پشت منوی سه‌نقطهٔ کنار سفارش پنهان است.

همین‌جا بایستید. پرسش سوم — اینکه آیا کاربر عبارت «درخواست مرجوعی» را به هدفش ربط می‌دهد — پرسش خوبی است، اما دربارهٔ منویی که کاربر بازش نمی‌کند. و شمارهٔ ۲ به شما می‌گوید این مشکل از جنس دیده‌شدن است: کلمه را عوض نکنید، گزینه را از دل منو بیرون بیاورید. اگر بی‌توجه به ترتیب هر چهار پرسش را پاسخ می‌دادید، احتمالاً با فهرستی از پیشنهادهای بازنویسی برچسب از جلسه بیرون می‌آمدید — برای مشکلی که ربطی به برچسب نداشت.

چند نکتهٔ عملی برای اجرا

مقایسهٔ ارزیابی شناختی با ارزیابی اکتشافی و آزمون کاربردپذیری
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. چند چیزی که در عمل تفاوت میان یک ارزیابی مفید و یک جلسهٔ تشریفاتی را می‌سازد:

  • - «بله» تنها را نپذیرید. پاسخ باید «بله، چون…» باشد. «بله» خالی تقریباً همیشه یعنی ارزیاب دارد از حافظه‌اش پاسخ می‌دهد، نه از صفحه.
  • - روی متن واقعی اجرا کنید، نه روی نیت طراحی. اگر برچسب دکمه هنوز نوشته نشده و در ذهنتان «ثبت سفارش» است، ارزیابی شما دربارهٔ محصولی است که وجود ندارد.
  • - ارزیاب را از تیم دیگری بیاورید. این ارزان‌ترین راه فرار از تلهٔ آشنایی است — ارزان‌تر از پرسونا، و مؤثرتر.
  • - مسیر را از جایی شروع کنید که کاربر واقعاً شروع می‌کند — از نتیجهٔ جست‌وجو یا لینک یک پیامک، نه از صفحهٔ اصلی. بیشتر مشکلات پرسش اول در همین اختلاف نقطهٔ شروع پنهان‌اند.
  • - گام‌هایی را که کاربر از محصول شما بیرون می‌رود، حذف نکنید. این نکتهٔ مهمی برای محصولات ایرانی است: درگاه پرداخت و کد یک‌بارمصرف پیامکی، هر دو کاربر را از محصول بیرون می‌برند و برمی‌گردانند. پرسش چهارم دقیقاً همین‌جا بیشترین شکست را دارد، چون بازگشت از درگاه اغلب بدون هیچ تأییدیهٔ روشنی انجام می‌شود و کاربر نمی‌داند سفارشش ثبت شده یا نه. اگر مسیر ارزیابی را در مرز محصول قطع کنید، این را هرگز نمی‌بینید.

و یک قاعدهٔ کلی: این روش جایگزین آزمون با کاربر نیست، مقدمهٔ آن است. کارش این است که مشکلات آشکار را پیش از آنکه وقت گران‌قیمت مشارکت‌کننده صرفشان شود، از سر راه بردارد. اگر آزمون کاربردپذیری هم برگزار می‌کنید، ارزیابی شناختی را یک هفته قبلش انجام دهید — همان جلسه ارزشمندتر می‌شود.

جمع‌بندی

  • - ارزیابی شناختی روشی ساختاریافته است که در آن یک ارزیابِ غیرکاربر، مسیری مشخص را قدم‌به‌قدم طی می‌کند و در هر گام چهار پرسش استاندارد می‌پرسد.
  • - چهار پرسش: آیا کاربر دنبال نتیجهٔ درست است؟ آیا کنش درست را می‌بیند؟ آیا آن را به نتیجه ربط می‌دهد؟ و آیا پس از انجامش پیشرفت را می‌بیند؟
  • - اجرا: تعریف وظیفه، شکستن به گام‌ها، پرسیدن چهار پرسش در هر گام، ثبت با کلمات خود ارزیاب، تجمیع گزارش‌ها و اولویت‌بندی.
  • - بزرگ‌ترین خطرش تلهٔ آشنایی ارزیاب است؛ پرسونا کمک می‌کند، اما آوردن ارزیاب از تیم دیگر مؤثرتر است.
  • - در برابر ارزیابی اکتشافی وظیفه‌محور است نه کلی‌نگر، و در برابر آزمون کاربردپذیری بسیار ارزان‌تر و سریع‌تر و اجراشدنی پیش از توسعه.
  • - چهار پرسش یک سیاهه نیستند، یک زنجیره‌اند: به اولین «نه» که رسیدید بایستید، چون پرسش‌های بعدی دربارهٔ صفحه‌ای‌اند که کاربر به آن نمی‌رسد.
  • - و اینکه زنجیره کجا پاره شود جنس اصلاح را تعیین می‌کند: پرسش ۱ مشکل محصول، ۲ مشکل دیده‌شدن، ۳ مشکل زبان، ۴ مشکل بازخورد.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Cognitive Walkthrough? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف روش به‌عنوان رویکردی ساختاریافته با ارزیابِ غیرکاربر، متن هر چهار پرسش استاندارد، شش گام اجرا شامل تعریف وظیفه و شکستن به گام‌های ساده و پرسیدن پرسش‌ها در حین انجام کنش و ثبت با کلمات خود ارزیاب و تجمیع گزارش‌ها و اولویت‌بندی، این نکته که هر کسی می‌تواند ارزیاب باشد و خطر آشنایی ارزیاب با محصول و پیشنهاد استفاده از پرسونا، مقایسه با ارزیابی اکتشافی به‌عنوان وظیفه‌محور در برابر کلی‌نگر و با آزمون کاربردپذیری از نظر هزینه و سرعت و امکان اجرا پیش از توسعه، و محدودیت‌ها شامل نبود پرسش استاندارد برای مصورسازی اطلاعات — از این منبع گرفته شده. منبع به مقالهٔ Cognitive Walkthrough for the Web از Blackmon، Polson، Muneo و Lewis در CHI 2002، به کتاب Don’t Make Me Think از Steve Krug، به Alan Dix و به چارچوب لانهٔ زنبوری Peter Morville ارجاع می‌دهد. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: کل بخش «چهار پرسش یک سیاهه نیستند؛ یک زنجیره‌اند» شامل استدلال اینکه هر پرسش پیش‌شرط پرسش بعدی است و باید در اولین «نه» متوقف شد، و نگاشت هر پرسش شکست‌خورده به جنس اصلاح لازم (پرسش یک مشکل محصول و محتوا، پرسش دو مشکل دیده‌شدن و سلسله‌مراتب بصری، پرسش سه مشکل زبان و برچسب و مدل ذهنی، پرسش چهار مشکل بازخورد)، به‌همراه پیشنهاد افزودن ستون شمارهٔ پرسش به گزارش برای دسته‌بندی مشکلات بر پایهٔ جنس اصلاح به‌جای شدت؛ توضیح اهمیت ثبت با کلمات خام ارزیاب؛ و کل بخش «چند نکتهٔ عملی برای اجرا» شامل نپذیرفتن پاسخ «بله» بدون دلیل، اجرا روی متن واقعی به‌جای نیت طراحی، آوردن ارزیاب از تیم دیگر، شروع مسیر از نقطهٔ واقعی ورود کاربر، حذف‌نکردن گام‌هایی که کاربر از محصول بیرون می‌رود با اشاره به درگاه پرداخت و کد یک‌بارمصرف پیامکی در محصولات ایرانی، و صورت‌بندی این روش به‌عنوان مقدمهٔ آزمون کاربردپذیری نه جایگزین آن.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی با لایسنس‌های مختلف کریتیو کامانز به نام Nicola Jones، بنیاد طراحی تعامل، Raylton P. Sousa و دیگران منتشر شده‌اند؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - چهار پرسش
  • - چطور اجرا می‌شود
  • - چه کسی انجامش می‌دهد
  • - در برابر دو روش دیگر
  • - زنجیره، نه سیاهه
  • - نکته‌های عملی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • ارزیابی شناختی
  • کاربردپذیری
  • روش ارزیابی
  • UX
  • ترجمه