سپنتا پویا — طراح محصول

پنج خانوادهٔ بافت استفاده
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

بافت‌های استفاده (Contexts of Use) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

«این طراحی قابل استفاده است» یک جملهٔ ناتمام است. قابل استفاده برای چه کسی، کجا، و برای چه کاری؟ بافت استفاده همان بخش گم‌شدهٔ آن جمله است.

و مهم‌ترین نکته‌اش این است که بافت، مقدمهٔ پژوهش نیست؛ بخشی از خودِ تعریف کاربردپذیری است.

تعریف

منبع بافت استفاده را یکی از کانون‌های اصلی طراحی کاربرمحور می‌داند: همان محیطی که طراحی در آن به‌کار خواهد رفت. و برای محصولات و خدمات فناورانه، دامنهٔ بالقوه گسترده‌ای از عوامل را در بر می‌گیرد: محیط فیزیکی و اجتماعی، توانایی‌ها و ناتوانی‌های انسانی، و مسائل فرهنگی و مانند این‌ها.

و یک قید مهم می‌گذارد: بافت‌ها شرایط واقعی استفاده را توصیف می‌کنند، و لازم نیست همهٔ جنبه‌ها در هر مورد به‌کار بیایند — مهم این است که تصمیم بگیرید چه چیزی مربوط است و چه چیزی نیست. همین یک جمله، این مفهوم را از یک فهرست بی‌پایان به یک تصمیم قابل انجام تبدیل می‌کند.

بافت حقوقی: همان که همیشه جا می‌افتد

منبع نمونهٔ خوبی می‌آورد که در فهرست‌های معمول بافت غایب است: تقریباً همهٔ محصولات و خدمات در یک بافت حقوقی کار می‌کنند که آن‌ها را ملزم می‌کند برای افراد با ناتوانی قابل استفاده باشند. و بافت‌های حقوقی دیگری هم هستند: قوانین حاکم بر دادهٔ شخصی (نمونه‌اش GDPR در اروپا)، سنی که محتوای معین برایش قابل نمایش است، و در بعضی مناطق قوانین سخت‌گیرانه دربارهٔ شرط‌بندی.

و بعد سراغ بافت محیطی و فیزیکی می‌رود و تفکیک درستی می‌گذارد: برای بیشتر وب‌سایت‌ها چندان مربوط نیست — اما برای سامانه‌هایی که بیرون از خانه و دفتر معمول به‌کار می‌روند، به‌شدت عوض می‌شود. نمونه‌هایش صریح‌اند: خودپردازهای بیرونی، سامانه‌های رایانه‌ای کشاورزی که بعضی‌شان باید با بخار شسته شوند، و سامانه‌های کنترل موجودی در انبارهای بی‌گرمایش یا — دشوارتر — در سردخانه.

این مثال‌ها به‌نظر دور می‌رسند، ولی کارشان یک تمرین ذهنی مفید است: اگر طراحی شما با دستکش کار نمی‌کند، در انبار سردخانه‌ای بی‌فایده است. و اگر متنش زیر آفتاب خوانده نمی‌شود، برای خودپرداز بیرونی بی‌فایده است.

پنج خانوادهٔ بافت

پنج خانوادهٔ بافت با پرسش تشخیصی هرکدام
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش صورت‌بندی مترجم است تا آن «دامنهٔ گسترده» به چیزی قابل مرور تبدیل شود. پنج خانواده، و پرسش تشخیصی هرکدام:

  • - ۱. فیزیکی — کجا و در چه شرایطی؟ نور، سروصدا، دستکش، لرزش خودرو، ایستاده یا نشسته، دست خیس.
  • - ۲. فنی — با چه چیزی و روی چه شبکه‌ای؟ نسل دستگاه، اندازهٔ صفحه، مرورگر، پهنای باند، تأخیر، و اینکه اتصال ممکن است وسط کار قطع شود.
  • - ۳. اجتماعی — چه کسی دیگری حاضر است؟ تنها یا در صف، با نظارت سرپرست، با دستگاهی که میان چند نفر مشترک است.
  • - ۴. حقوقی و مقرراتی — چه چیزی الزام است؟ دسترس‌پذیری، دادهٔ شخصی، محدودیت سنی، الزام‌های صنفی و بانکی.
  • - ۵. فرهنگی و زبانی — با چه قراردادهایی؟ جهت خواندن، تقویم، نظام ارقام، شکل نام، و آنچه گفتنش پذیرفته است.

و توانایی‌ها و ناتوانی‌های انسانی که منبع نام می‌برد، در همهٔ این پنج پخش‌اند — نه به‌عنوان یک خانوادهٔ ششم. کم‌بینایی هم مسئلهٔ فیزیکی است (کنتراست زیر آفتاب)، هم فنی (بزرگ‌نمایی متن)، و هم حقوقی (الزام دسترس‌پذیری).

بیانیهٔ بافت: یک خط، پیش از هر ماکت

قالب بیانیهٔ بافت و یک نمونهٔ پرشده
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. مسئلهٔ عملی این مفهوم، مبهم‌ماندنش است: همه موافق‌اند که بافت مهم است و هیچ‌جا نوشته نمی‌شود. ارزان‌ترین درمانش یک جملهٔ ساختاریافته است که پیش از طراحی نوشته می‌شود:

«[چه کسی] این کار را [کجا] با [چه دستگاه و شبکه‌ای] انجام می‌دهد، در حالی که [چه چیزی هم‌زمان در جریان است]، و [چه محدودیتی] هست.»

نمونهٔ پرشده: «کارشناس انبار این کار را ایستاده در سالن، با یک گوشی میان‌ردهٔ مشترک و اینترنت ضعیف انجام می‌دهد، در حالی که راننده منتظر است، و باید با یک دست کار کند.»

ارزش این جمله در سه چیز است: قابل ابطال است (می‌شود پرسید مطمئنید گوشی مشترک است؟)، تصمیم‌ساز است (اندازهٔ هدف لمسی و حالت آفلاین از آن مستقیم درمی‌آیند)، و قابل بازبینی است — شش ماه بعد می‌شود پرسید کدام بندش عوض شده.

و یک قاعدهٔ همراهش: برای بدترین حالتِ واقع‌بینانه طراحی کنید، نه برای حالت متوسط. حالت متوسط را کسی تجربه نمی‌کند؛ آن یک میانگین است. اگر طراحی در بدترین حالت واقع‌بینانه کار کند، در بقیهٔ حالت‌ها هم کار می‌کند.

سه خطای رایج در به‌کارگیری بافت

این بخش هم افزودهٔ مترجم است، چون این مفهوم بیشتر از آنکه غلط فهمیده شود، بی‌مصرف نگه داشته می‌شود.

  • - ۱. بافت به‌عنوان بهانهٔ تعویق. «ما نمی‌دانیم بافت واقعی چیست، پس نمی‌توانیم طراحی کنیم» شکل محترمانهٔ توقف است. بافت هرگز کامل معلوم نمی‌شود؛ راه درست نوشتن یک فرض صریح و بازبینی‌اش پس از نخستین مشاهده است.
  • - ۲. بافتی که یک‌بار نوشته می‌شود و هرگز بازبینی نمی‌شود. بافت‌ها می‌میرند: نسل دستگاه‌ها عوض می‌شود، شبکه بهتر (یا بدتر) می‌شود، و مقررات جابه‌جا. بیانیهٔ بافتی که تاریخ ندارد، شش ماه بعد یک ادعای بی‌پشتوانه است.
  • - ۳. تعمیم‌دادن بافت یک نفر. اگر بافت را از یک مشاهده درآورده‌اید، یک نمونه دارید نه یک دامنه. حداقل کاری که می‌شود کرد این است که کنار هر بند بنویسید از کجا آمده: مشاهده، تحلیل داده، یا حدس تیم. سه ستون، و بعد می‌شود دید کدام بندها فقط حدس‌اند.

و یک تفکیک که در گفت‌وگوی تیمی به‌کار می‌آید: بافت با پرسونا یکی نیست. پرسونا می‌گوید چه کسی؛ بافت می‌گوید در چه شرایطی. یک پرسونای واحد می‌تواند در سه بافت کاملاً متفاوت همان کار را انجام دهد — و آن سه بافت، سه طراحی متفاوت می‌خواهند.

در بافت فارسی: بدترین حالت واقع‌بینانه چه شکلی است

بدترین حالت واقع‌بینانهٔ بافت استفاده در بازار ایران
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

اگر بخواهیم آن بدترین حالت را برای بازار خودمان مشخص بنویسیم، معمولاً این پنج چیز با هم می‌آیند:

  • - گوشی میان‌ردهٔ چندساله، با حافظهٔ پر و باتری ضعیف — که یعنی جاواسکریپت سنگین به کندی و گرمی تبدیل می‌شود.
  • - دادهٔ همراه با تأخیر و نوسان، نه وای‌فای پرسرعت. پس هر تصویر بزرگ، هزینهٔ پول و زمان است.
  • - دستگاه مشترک. گوشی خانوادگی یا گوشی مشترک شیفت‌ها — که «خروج از حساب» و «حالت مهمان» را از یک قابلیت حاشیه‌ای به یک الزام تبدیل می‌کند.
  • - وابستگی بیرونی که ممکن است نرسد. درگاه پرداخت، سرویس پیامک، کاشی نقشه، قلم میزبانی‌شده. طراحی باید یک ظاهر شکستِ تعریف‌شده داشته باشد، نه یک صفحهٔ سفید.
  • - و بافت مقرراتی متغیر. اینجا مقررات با اعلامیه عوض می‌شود؛ پس هر جایی که یک قاعده در رابط سخت‌کد شده، بدهی است. قاعده‌ها را جای قابل تغییر بگذارید.

و یک مورد که مخصوص خط فارسی است و در هیچ فهرست بافتِ انگلیسی نمی‌آید: بافت ورودی. کاربر فارسی‌زبان با چند نظام ارقام، چند شکل «ی» و «ک»، و نیم‌فاصله کار می‌کند — و صفحه‌کلیدها یکسان نیستند. این یک بافت واقعی استفاده است، و اعتبارسنجی‌ای که آن را نمی‌شناسد، کاربر را به‌خاطر بافتش رد می‌کند.

جمع‌بندی

  • - بافت استفاده یکی از کانون‌های طراحی کاربرمحور است: محیطی که طراحی در آن به‌کار می‌رود — شامل محیط فیزیکی و اجتماعی، توانایی‌ها و ناتوانی‌های انسانی، و مسائل فرهنگی.
  • - بافت‌ها شرایط واقعی استفاده را توصیف می‌کنند و لازم نیست همه‌شان در هر مورد به‌کار بیایند؛ کار اصلی، تصمیم‌گرفتن دربارهٔ اینکه چه چیزی مربوط است است.
  • - بافت حقوقی همان است که همیشه جا می‌افتد: الزام دسترس‌پذیری، قوانین دادهٔ شخصی، محدودیت سنی. و بافت فیزیکی برای سامانه‌های بیرون از دفتر تعیین‌کننده است — خودپرداز بیرونی، رایانهٔ کشاورزی، انبار سردخانه.
  • - پنج خانوادهٔ قابل مرور: فیزیکی · فنی · اجتماعی · حقوقی و مقرراتی · فرهنگی و زبانی — و توانایی‌های انسانی در همهٔ پنج پخش‌اند، نه یک خانوادهٔ جدا.
  • - بیانیهٔ بافت در یک خط بنویسید: چه کسی، کجا، با چه دستگاهی، در حالی که چه چیزی در جریان است، و با چه محدودیتی. قابل ابطال، تصمیم‌ساز، و قابل بازبینی.
  • - و برای بدترین حالت واقع‌بینانه طراحی کنید نه حالت متوسط: گوشی میان‌ردهٔ چندساله · دادهٔ همراه پرنوسان · دستگاه مشترک · وابستگی بیرونی که ممکن است نرسد · مقررات متغیر — و بافت ورودیِ خط فارسی.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Contexts of Use? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — جایگاه بافت استفاده به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی طراحی کاربرمحور و تعریفش به‌عنوان محیطی که طراحی در آن به‌کار خواهد رفت، دامنهٔ بالقوه گستردهٔ عوامل برای محصولات فناورانه شامل محیط فیزیکی و اجتماعی و توانایی‌ها و ناتوانی‌های انسانی و مسائل فرهنگی، این قید که بافت‌ها شرایط واقعی استفاده را توصیف می‌کنند و لازم نیست همهٔ جنبه‌ها در هر مورد به‌کار بیایند و مهم تصمیم‌گرفتن دربارهٔ مربوط‌بودن یا نبودن هرکدام است، بافت حقوقی به‌عنوان بافتی که تقریباً همهٔ محصولات در آن کار می‌کنند و الزام قابل‌استفاده‌بودن برای افراد با ناتوانی، نمونه‌های دیگر بافت حقوقی (قوانین دادهٔ شخصی با نمونهٔ GDPR، محدودیت سنی محتوا، و قوانین سخت‌گیرانهٔ شرط‌بندی در بعضی مناطق)، و تفکیک بافت محیطی و فیزیکی با این توضیح که برای بیشتر وب‌سایت‌ها چندان مربوط نیست اما برای سامانه‌های بیرون از خانه و دفتر به‌شدت عوض می‌شود، با نمونه‌های خودپرداز بیرونی و سامانه‌های رایانه‌ای کشاورزی که باید با بخار شسته شوند و کنترل موجودی در انبار بی‌گرمایش و سردخانه — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ ناتمام‌بودن جملهٔ «این طراحی قابل استفاده است» و جایگاه بافت در خودِ تعریف کاربردپذیری؛ خواندن مثال‌های دور منبع (سردخانه و خودپرداز) به‌عنوان تمرین ذهنی دستکش و آفتاب؛ کل بخش «پنج خانوادهٔ بافت» با پرسش تشخیصی هرکدام و استدلال دربارهٔ پخش‌بودن توانایی‌های انسانی در همهٔ پنج خانواده به‌جای بودن یک خانوادهٔ ششم؛ کل بخش «بیانیهٔ بافت» شامل تشخیص مسئلهٔ مبهم‌ماندن این مفهوم، قالب یک‌خطی و نمونهٔ پرشده‌اش، سه ارزش آن (ابطال‌پذیری، تصمیم‌سازی، بازبینی‌پذیری) و قاعدهٔ طراحی برای بدترین حالت واقع‌بینانه به‌جای حالت متوسط؛ و کل بخش بافت فارسی شامل پنج جزء بدترین حالت واقع‌بینانهٔ بازار (گوشی میان‌ردهٔ چندساله، دادهٔ همراه پرنوسان، دستگاه مشترک و پیامدش برای خروج از حساب، وابستگی بیرونی و لزوم ظاهر شکست تعریف‌شده، و بافت مقرراتی متغیر و بدهی سخت‌کد‌کردن قاعده) و افزودن «بافت ورودی» خط فارسی با نظام‌های ارقام و شکل‌های حروف و نیم‌فاصله.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر و ویدیوهای نسخهٔ اصلی در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند و هیچ‌کدام اینجا بازتولید نشده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - بافت حقوقی
  • - پنج خانواده
  • - بیانیهٔ بافت
  • - سه خطای رایج
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • بافت استفاده
  • کاربرمحوری
  • دسترس‌پذیری
  • UX
  • ترجمه