سپنتا پویا — طراح محصول

یک کارت با عنوان کالبد یک الگو. بالای کارت یک خرده‌نان نمونه است: خانه، پوشاک، کفش. زیر آن هفت ردیف آمده: مسئله، کاربر نمی‌داند کجای سایت است؛ بافت، سایتی با سلسله‌مراتب چندلایه؛ اصل، جهت‌یابی و ناوبری؛ راه‌حل، مسیر پیوندی از خانه تا صفحهٔ فعلی، که با پس‌زمینهٔ صورتی برجسته شده؛ چرا، برگشتن به هر سطح با یک کلیک؛ نمونه، فروشگاه‌ها و مستندات و سایت‌های خبری؛ پیاده‌سازی، صفحهٔ فعلی بدون پیوند و جداکنندهٔ ساده
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا با کمک هوش مصنوعی · آبان ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۹ دقیقه

الگوهای طراحی رابط کاربری (UI Design Patterns) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند. ترجمه و بازنویسی این متن با کمک هوش مصنوعی انجام شده است.

اولین بار که وارد یک فروشگاه اینترنتی تازه می‌شوید، لازم نیست کسی یادتان بدهد سبد خرید کجاست. حدس می‌زنید بالای صفحه، سمت چپ، با یک آیکون کوچک. حدستان هم تقریباً همیشه درست است. هیچ قانونی این را اجبار نکرده است. هزاران طراح، مستقل از هم، به همین جواب رسیده‌اند و کاربران هم به آن عادت کرده‌اند.

به این جواب‌های تکرارشونده «الگوی طراحی» می‌گویند. این مقاله دربارهٔ این است که الگو چیست، از چه بخش‌هایی ساخته شده، و چه وقت کمک می‌کند و چه وقت دست‌وپاگیر می‌شود.

الگوی طراحی رابط کاربری چیست؟

منبع الگوهای طراحی رابط کاربری را این‌طور تعریف می‌کند: اجزای تکرارشونده و قابل استفادهٔ دوباره که طراحان برای حل مسئله‌های رایج طراحی رابط به کار می‌برند. مثال منبع خرده‌نان است، الگویی که به کاربر اجازه می‌دهد مسیرش را تا صفحهٔ فعلی ببیند و به عقب برگردد.

منبع یک قید مهم هم اضافه می‌کند. الگو را می‌شود در موقعیت‌های زیادی به کار برد، اما همیشه باید آن را با بافت استفادهٔ خاص همان محصول جور کرد. الگو قالب آماده نیست، نقطهٔ شروع است.

به گفتهٔ منبع، ظاهر آشنای بیشتر سایت‌ها و اپ‌ها نتیجهٔ همین الگوهاست، مثل ناوبری سراسری یا نوار زبانه‌ها. الگوی فیلتر مثال دیگر منبع است: ابزاری انعطاف‌پذیر که به کاربر کمک می‌کند از میان انبوه داده آنچه را لازم دارد جدا کند.

کالبد یک الگو

منبع می‌گوید الگوها مثل نقشهٔ ساختمان‌اند و هر کدام معمولاً از چند بخش ساخته می‌شوند. نمودار بالای صفحه همین بخش‌ها را روی الگوی خرده‌نان نشان می‌دهد:

  • - مسئله: یک دشواری کاربردپذیری که کاربر با آن روبه‌رو می‌شود.
  • - بافت: موقعیتی که آن مسئله در آن پیش می‌آید.
  • - اصل: اصل طراحی‌ای که پشت الگوست، مثلاً مدیریت خطا.
  • - راه‌حل: راه آزموده‌ای که طراح برای حل ریشهٔ مسئله پیاده می‌کند.
  • - چرا: دلیل وجود الگو و اثرش بر کاربردپذیری.
  • - نمونه‌ها: کاربرد موفق الگو در محصولات واقعی، معمولاً با تصویر و توضیح.
  • - پیاده‌سازی: بعضی الگوها دستورالعمل جزئی هم دارند.

به نظرم مهم‌ترین ردیف این فهرست «بافت» است، و همان است که بیشتر از همه نادیده گرفته می‌شود. طراحی که فقط ستون راه‌حل را نگاه کند، الگو را در جایی به کار می‌برد که مسئله‌اش اصلاً وجود ندارد. خرده‌نان در سایتی با دو سطح صفحه فقط جا اشغال می‌کند.

الگوهای رایج

منبع فهرستی از رایج‌ترین الگوها می‌آورد. بعضی‌شان در این سایت مقالهٔ جداگانه دارند:

  • - خرده‌نان: برچسب‌های پیوندی که مسیر صفحهٔ فعلی را از صفحهٔ اول نشان می‌دهند و ناوبری فرعی می‌سازند.
  • - ثبت‌نام تنبل: بگذارید کاربر پیش از ثبت‌نام محصول را بچشد. منبع مثال Amazon را می‌زند که اجازه می‌دهد آزادانه بگردید و سبد را پر کنید، و فقط بعد ثبت‌نام می‌خواهد.
  • - قالب بخشنده: بگذارید کاربر داده را به چند شکل وارد کند، مثلاً نام شهر یا کد پستی. شرحش در قالب بخشنده آمده است.
  • - کنش اصلی روشن: دکمهٔ اصلی را با رنگ برجسته کنید تا کاربر بداند قدم بعدی چیست. گاهی باید تصمیم بگیرید کدام کنش اولویت دارد.
  • - افشای تدریجی: فقط چیزی را نشان دهید که برای کار فعلی لازم است. افشای تدریجی بار شناختی را کم می‌کند.
  • - کنترل‌های شناور: اطلاعات غیرضروری را تا وقتی موس رویش نرفته پنهان کنید تا صفحه شلوغ نشود.
  • - گام‌های باقی‌مانده: معمولاً همراه الگوی جادوگر می‌آید و نشان می‌دهد چند گام تا پایان کار مانده است.
  • - طرح‌های اشتراک و جدول امتیاز: دو الگوی رایج دیگر، یکی برای انتخاب سطح عضویت و دیگری برای افزایش درگیری با رقابت.
دو ردیف گام با عنوان ثبت‌نام اجباری در برابر ثبت‌نام تنبل. ردیف بالا، اجباری: ورود، فرم ثبت‌نام، دیدن محصول، سبد خرید. فرم ثبت‌نام با قاب مشکی برجسته شده و زیرش نوشته بیشتر کاربران همین‌جا می‌روند. ردیف پایین، تنبل: ورود، دیدن محصول، سبد خرید، فرم ثبت‌نام. فرم ثبت‌نام در انتها با رنگ صورتی برجسته شده و زیرش نوشته حالا کاربر دلیلی برای ماندن دارد
هر دو مسیر به ثبت‌نام می‌رسند؛ فرق در جای آن است — نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

نمودار بالا فرق ثبت‌نام تنبل با ثبت‌نام اجباری را نشان می‌دهد. هر دو مسیر یک فرم دارند. اما در مسیر اول، فرم دیوار ورودی است و کاربر هنوز چیزی به دست نیاورده که به خاطرش بماند. در مسیر دوم، فرم در انتها می‌آید و کاربر سبدی دارد که نمی‌خواهد از دستش بدهد.

منبع برای این الگو دو نکتهٔ تکمیلی هم دارد. اگر محتوایی فقط برای کاربران عضو است، فرم ثبت‌نام را تا جای ممکن ساده کنید. فیلدهای اختیاری را هم کم کنید یا حذف کنید، و فیلدهای اجباری را روشن علامت بزنید.

الگوهای کوچک‌تر و دسته‌بندی‌ها

منبع در بخش پرسش‌ها مثال ساده‌تری هم دارد: جفت دکمهٔ «تأیید» و «انصراف». این الگو بر قانون مجاورت تکیه دارد. وقتی دو دکمه کنار هم و جدا از بقیهٔ صفحه می‌نشینند، کاربر بی‌آنکه فکر کند می‌فهمد به هم مربوط‌اند و باید یکی را انتخاب کند.

منبع الگوها را در چند دسته هم می‌گذارد. الگوهای آشناسازی کاربر تازه را با محصول آشنا می‌کنند. الگوهای اشاره‌ای حرکت‌هایی مثل ضربه زدن و کشیدن را به کار می‌گیرند، که بعضی‌شان را اپ‌هایی مثل Tinder رایج کرده‌اند. الگوهای یکپارچگی هم اپ را با سکوهای دیگر پیوند می‌دهند تا رفت‌وآمد میانشان روان باشد.

مثال دیگر منبع فیلتر محصول در فروشگاه اینترنتی Galaxus است. فیلترها با هر انتخاب صفحه را از نو بار نمی‌کنند و در موبایل از کنار صفحه وارد می‌شوند. همین دو تصمیم کوچک، جستجو را خیلی آرام‌تر می‌کند.

دربارهٔ الگوهای تاریک

منبع در همین فهرست به الگوهای تاریک هم اشاره می‌کند: ترفندهایی که کاربر را به کاری می‌کشانند که شاید نخواهد، مثل خرج بیشتر یا دادن اطلاعات شخصی. مثال‌هایش گذاشتن پیش‌فرضی است که کاربر را عضو خبرنامه می‌کند، یا گذاشتن کالا در سبد بدون اجازهٔ کاربر.

منبع می‌گوید برای استفادهٔ «مسئولانه» از این الگوها باید اخلاقی بود و با کاربر همدلی داشت. هشدار هم می‌دهد که بی‌اعتمادی کاربر می‌تواند یک‌شبه اعتبار برند را نابود کند.

این‌جا با منبع کمی فرق دارم و این نظر شخصی من است. الگوی تاریک را به نظرم نمی‌شود مسئولانه به کار برد، چون تعریفش همین است که به ضرر کاربر کار می‌کند. همدلی با کاربر و فریب دادن او در یک طراحی جمع نمی‌شوند. شرح کامل این ترفندها و راه تشخیصشان در الگوهای فریبنده آمده است.

چه وقت الگو دردسر می‌شود؟

منبع می‌گوید الگوها رایگان در دسترس‌اند و وقت و هزینه را کم می‌کنند، چون لازم نیست برای هر رابط چرخ را از نو اختراع کنید. نمونه‌سازی را هم سریع‌تر می‌کنند و کاربر با آن‌ها احساس آشنایی دارد. اما انتخاب غلط پرهزینه است، مثلاً وقتی:

  • - تکیهٔ بیش از حد: مسئله را با الگو شروع می‌کنید، نه با خود مسئله، و جواب غلط می‌گیرید.
  • - بی‌توجهی به بافت: الگو را بدون تنظیم برای موقعیت خاص محصول به کار می‌برید.
  • - گم شدن هویت: محصولتان در نهایت شبیه Facebook یا هر محصول مشهور دیگری می‌شود.
  • - نبود مدیریت: اگر الگوی خودتان را می‌سازید، باید روشن کنید کجا و برای چه مسئله‌ای به کار می‌رود، نسخه‌اش را نگه دارید، و جایی بگذارید که همهٔ تیم ببینند.

از تجربهٔ خودم یک نشانهٔ ساده برای تکیهٔ بیش از حد اضافه می‌کنم. اگر اولین جملهٔ جلسهٔ طراحی «بیایید مثل فلان اپ کار کنیم» است، پیش از آن بپرسید مسئلهٔ کاربر ما دقیقاً چیست. گاهی جواب همان الگوست، اما حالا می‌دانید چرا. گاهی هم معلوم می‌شود مسئلهٔ شما با مسئلهٔ آن اپ فرق دارد.

سه قاب صفحهٔ نمادین کنار هم با عنوان آشنا در ساختار، یکتا در چهره. قاب راست، بدون الگو: شکل‌های خاکستری پراکنده و نامنظم، با زیرنویس همه‌چیز تازه، کاربر گیج. قاب وسط با حاشیهٔ صورتی، الگو با چهرهٔ برند: نوار بالایی صورتی، سه کارت صورتی، چند خط متن و یک دکمهٔ مشکی، با زیرنویس ساختار آشنا، هویت خودش. قاب چپ، رونوشت کامل: همان چیدمان کاملاً خاکستری، با زیرنویس آشنا، اما شبیه هر محصول دیگر
جای درست میان دو خطاست: ساختار را از الگو بگیرید، چهره را از برند — نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

جمع‌بندی منبع همان چیزی است که نمودار بالا نشان می‌دهد: چارچوبی آشنا به کاربر بدهید که راحتی‌اش بیشترین باشد و سردرگمی‌اش کمترین، و این چارچوب را با چهرهٔ یکتای برندتان بپوشانید.

الگو، کیت و سیستم طراحی

این بخش افزودهٔ من است، چون این سه واژه زیاد با هم قاطی می‌شوند. الگو یک راه‌حل انتزاعی است: «مسیر کاربر را بالای صفحه نشان بده». جزء یا کامپوننت، پیاده‌سازی مشخص آن راه‌حل است: همین دکمه با همین رنگ و همین فاصله. کیت رابط کاربری مجموعه‌ای از این اجزاست.

سیستم طراحی همهٔ این‌ها را کنار هم می‌گذارد و یک لایهٔ دیگر هم اضافه می‌کند: قاعده‌ها و دلیل‌ها. یک سیستم طراحی خوب فقط نمی‌گوید خرده‌نان چه شکلی است. می‌گوید کجا لازم است، کجا نیست، و چرا. یعنی همان ستون‌های «بافت» و «چرا» در کالبد الگو.

الگوها در بافت فارسی

این بخش هم افزودهٔ من است و از کار روی محصولات ایرانی می‌آید.

آینه کردن کافی نیست. بیشتر الگوها در راست‌به‌چپ آینه می‌شوند: خرده‌نان از راست شروع می‌شود و پیکان «بعدی» به چپ اشاره می‌کند. اما همه‌چیز نباید آینه شود. نمودار زمانی پخش ویدیو، آیکون ساعت و نمودارهای علمی معمولاً همان جهت اصلی را نگه می‌دارند. فهرست این استثناها را در سیستم طراحی‌تان بنویسید.

قالب بخشنده برای رقم‌ها. کاربر ایرانی گاهی رقم فارسی تایپ می‌کند و گاهی انگلیسی، بسته به اینکه صفحه‌کلیدش روی چه زبانی است. فیلد شماره موبایل، کد ملی یا شمارهٔ کارت که فقط یکی را بپذیرد، الگوی قالب بخشنده را زیر پا گذاشته است.

الگوهای بومی. بعضی الگوها مخصوص بازار ایران‌اند، مثل انتخابگر تاریخ شمسی، ورود با رمز یک‌بارمصرف پیامکی یا وارد کردن شمارهٔ کارت در چهار گروه چهاررقمی. این‌ها را در کتابخانه‌های الگوی خارجی پیدا نمی‌کنید. اگر تیمتان آن‌ها را مستند کند، یک بار حل می‌شوند و همه از آن استفاده می‌کنند.

یک مجموعهٔ آماده. این سایت مجموعه‌ای از ترجمهٔ الگوهای رابط کاربری دارد، از قالب بخشنده و خرده‌نان تا صفحهٔ صفحه‌بندی و منوی کشویی. اگر دنبال نقطهٔ شروع فارسی هستید، فهرست ترجمه‌ها را با برچسب رابط کاربری ببینید.

جمع‌بندی

الگوهای طراحی رابط کاربری راه‌حل‌های آزموده برای مسئله‌های تکراری‌اند. هر الگو مسئله، بافت، اصل، راه‌حل، دلیل، نمونه و گاهی دستور پیاده‌سازی دارد. الگوها وقت را کم می‌کنند و کاربر را با محیط آشنا راحت نگه می‌دارند، به شرطی که با بافت جور شوند و هویت محصول را پاک نکنند.

اگر یک جمله بماند، همین باشد: الگو را از ستون مسئله بخوانید، نه از ستون راه‌حل. راه‌حل خوب برای مسئله‌ای که ندارید، فقط شلوغی تازه است.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از موضوع What are User Interface (UI) Design Patterns? (بدون نام نویسندهٔ مشخص)، منتشرشده در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF). مفاهیم پایهٔ برگرفته از این منبع — تعریف الگوی طراحی رابط کاربری، لزوم تنظیم با بافت، مثال‌های خرده‌نان و ناوبری سراسری و فیلتر، بخش‌های هفت‌گانهٔ یک الگو، فهرست الگوهای رایج شامل ثبت‌نام تنبل و مثال Amazon و قالب بخشنده و کنش اصلی روشن و افشای تدریجی و کنترل‌های شناور و گام‌های باقی‌مانده و طرح‌های اشتراک و جدول امتیاز، جفت دکمهٔ تأیید و انصراف و قانون مجاورت، دسته‌های آشناسازی و اشاره و یکپارچگی، مثال فیلتر Galaxus، اشاره به الگوهای تاریک، و مزایا و خطرهای استفاده از الگو — از این منبع گرفته شده، اما متن فارسی و توضیح‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صحنهٔ آغازین سبد خرید؛ نمودار کالبد الگو روی خرده‌نان و تأکید بر ستون بافت؛ نمودار ثبت‌نام اجباری و تنبل؛ مخالفت با «استفادهٔ مسئولانه» از الگوهای تاریک؛ نشانهٔ جملهٔ «مثل فلان اپ» برای تکیهٔ بیش از حد؛ نمودار میان بدون الگو و رونوشت کامل؛ کل بخش «الگو، کیت و سیستم طراحی»؛ و کل بخش «در بافت فارسی» شامل آینه کردن در راست‌به‌چپ، قالب بخشنده برای رقم‌ها، الگوهای بومی و مجموعهٔ ترجمه‌های الگو در این سایت.

تصاویر: هیچ تصویری از منبع اینجا نیامده است. سه تصویر منبع با لایسنس CC BY-SA 4.0 منتشر شده‌اند — نماگرفت‌های نمونه از الگوها — اما برچسب و متن انگلیسی دارند و بازنشر نشده‌اند. ویدیوها هم بازنشر نمی‌شوند. سه نمودار این صفحه طراحی اختصاصی مترجم است.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی و با کمک هوش مصنوعی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - الگوی طراحی رابط کاربری چیست؟
  • - کالبد یک الگو
  • - الگوهای رایج
  • - الگوهای کوچک‌تر و دسته‌بندی‌ها
  • - دربارهٔ الگوهای تاریک
  • - چه وقت الگو دردسر می‌شود؟
  • - الگو، کیت و سیستم طراحی
  • - در بافت فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • الگوی طراحی
  • رابط کاربری
  • سیستم طراحی
  • ترجمه