سپنتا پویا — طراح محصول

کپی‌رایتینگ در برابر نویسندگی محتوا و نویسندگی تجربهٔ کاربری
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

کپی‌رایتینگ (Copywriting) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

در بیشتر تیم‌ها، متن رابط آخرین چیزی است که نوشته می‌شود و اولین چیزی است که کاربر می‌خواند.

و این وارونگی، بیشتر مشکلات متن رابط را توضیح می‌دهد: متنی که پس از طراحی نوشته شود، فقط می‌تواند جای خالی را پر کند. نمی‌تواند بگوید که آن جای خالی از اول اشتباه بوده.

تعریف

کپی‌رایتینگ هنر ساختن متنی است که کاربردپذیری طراحی را بهینه کند و کاربر را به تعامل با آن ترغیب کند.

سه اصطلاح که قاطی می‌شوند

  • - کپی‌رایتینگ دنبال کنش فوری کاربر است — تمرکزش بر تبدیل است.
  • - نویسندگی محتوا آموزش می‌دهد و در طول زمان اعتماد می‌سازد؛ با مطلب وبلاگ و راهنما.
  • - نویسندگی تجربهٔ کاربری حوزهٔ تخصصی نوشتن متن رابط است — و منبع این دو را تا حدی به‌جای هم به‌کار می‌برد.

اصول

  • - منفعت را برجسته کنید، نه ویژگی را
  • - کاربر را مستقیم خطاب کنید
  • - صدای فعال، و حذف کلمات پُرکننده
  • - سادگی و پرهیز از اصطلاح تخصصی
  • - ساختار هرم وارون — مهم‌ترین چیز اول
  • - تنوع طول جمله برای خوانایی
  • - برچسب و عنوان و فهرست روشن، و آشکارسازی تدریجی
  • - یکدستی در سراسر رابط، و آزمون کاربردپذیری روی خودِ متن

لحن

لحن با بافت تغییر می‌کند اما صدای برند ثابت می‌ماند. لحن باید انتظار و حالت احساسی کاربر را بازتاب دهد: آرامش‌بخش در خطا، و تبریک‌آمیز در موفقیت. و آزمون نشان می‌دهد که کاربر لحن را همان‌طور که قصد کرده‌اید می‌فهمد یا نه.

در رابط

  • - ریزمتن: کوتاه و کمک‌کننده و هم‌راستا با هدف کاربر
  • - دکمه و فراخوان: فعل کنشی روشن
  • - پیام خطا: مشخص، سازنده، و با زبان دوستانه
  • - راهنمای ابزار: اطلاعات تکمیلی کوتاه در جای درست

و برای آزمون: آزمون A/B، آزمون پنج‌ثانیه‌ای برای سنجش یادآوری، نظرسنجی و مصاحبه، و آزمون کاربردپذیری با کاربر واقعی. اشتباه‌های رایج هم: اصطلاح تخصصی، تمرکز بر ویژگی به‌جای منفعت، شوخی نامناسب، برچسب گیج‌کننده، و ناهم‌خوانی واژگان در جاهای مختلف رابط.

منبع نمونه‌هایی هم می‌آورد: شروع گفت‌وگویی Slack، اعلان‌های دلگرم‌کنندهٔ Duolingo، تأییدیه‌های آرامش‌بخش Airbnb، و پیام‌های هم‌دلانهٔ Headspace. و به کتاب‌های Strategic Writing for UX از Torrey Podmajersky، Letting Go of the Words از Janice Redish و Writing Is Designing از Metts و Welfle ارجاع می‌دهد.

آزمون پنج‌ثانیه‌ای، بازشده

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع «آزمون پنج‌ثانیه‌ای» را در فهرست روش‌ها نام می‌برد اما توضیحش نمی‌دهد، در حالی که ارزان‌ترین و سریع‌ترین آزمون متن است و در پانزده دقیقه انجام می‌شود.

روشش: صفحه را پنج ثانیه به کسی نشان می‌دهید، بعد پنهانش می‌کنید و می‌پرسید «این صفحه برای چه بود؟» و «قرار است چه کار کنید؟». همین.

و چیزی که می‌سنجد دقیقاً همان چیزی است که هیچ آزمون دیگری نمی‌سنجد: آیا متن در نگاه اول کار می‌کند، پیش از آنکه کسی تصمیم بگیرد بخواندش. آزمون کاربردپذیری فرض می‌گیرد کاربر متن را می‌خواند؛ آزمون پنج‌ثانیه‌ای این فرض را کنار می‌گذارد — که به واقعیت نزدیک‌تر است.

  • - اگر پاسخ‌ها متفاوت بودند، تیتر کار نمی‌کند.
  • - اگر همه فهمیدند صفحه برای چیست اما نمی‌دانستند چه کاری باید بکنند، فراخوان کنش دیده نشده یا مبهم است.
  • - و اگر کسی چیزی را به‌خاطر آورد که شما مهم نمی‌دانستید، سلسله‌مراتب بصری‌تان با سلسله‌مراتب معنایی‌تان نمی‌خواند.

«منفعت نه ویژگی» در رابط جواب نمی‌دهد

متن بازاریابی در برابر متن رابط و تفاوت وظیفهٔ هرکدام
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش افزودهٔ مترجم است. فهرست اصول بالا از سنت بازاریابی می‌آید، و بخشی از آن در رابط برعکس عمل می‌کند. مهم‌ترینش همان اصل اول است: «منفعت را برجسته کن، نه ویژگی را».

این اصل برای صفحهٔ فروش درست است، چون کاربر آنجا هنوز تصمیم نگرفته و باید متقاعد شود. اما درون محصول، کاربر تصمیمش را گرفته و وارد شده؛ او دنبال متقاعدشدن نیست، دنبال انجام‌دادن است. و متنی که در آن لحظه منفعت را برجسته می‌کند، وقتش را تلف می‌کند.

  • - در صفحهٔ فروش: «با یک کلیک، هر جا که باشید فاکتور بفرستید» — درست است.
  • - روی دکمهٔ همان کار: «فرستادن فاکتور» — و نه «فاکتورهایت را ساده‌تر کن».

پس تفکیک عملی این است: متن پیش از تصمیم، منفعت را می‌گوید؛ متن پس از تصمیم، کنش را می‌گوید. و اشتباه رایج، بردن لحن اولی به قلمرو دومی است — که رابط را «تبلیغاتی» و کندکننده می‌کند.

و همین توضیح می‌دهد چرا «شوخی نامناسب» در فهرست اشتباه‌ها آمده: شوخی در رابط بد نیست، اما بهای زمانی دارد و کاربر در میانهٔ کار حاضر به پرداختنش نیست. جای شوخی حالت خالی و لحظهٔ موفقیت است، نه پیام خطا و نه دکمه.

متن نمی‌تواند طراحی بد را نجات دهد — و این خودش یک یافته است

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع می‌گوید روی متن آزمون کاربردپذیری بگیرید، و درست می‌گوید. اما نمی‌گوید که آن آزمون اغلب چیز دیگری را لو می‌دهد:

هر جا نوشتن متن سخت است، معمولاً طراحی مشکل دارد. اگر برای توضیح یک دکمه به دو جمله نیاز دارید، آن دکمه در جای اشتباهی است یا کار اشتباهی می‌کند. اگر پیام خطا باید سه حالت مختلف را توضیح دهد، فرم از اول سه راه برای اشتباه‌کردن گذاشته.

پس متن یک آشکارساز است، نه فقط یک لایهٔ نهایی. و از این دو قاعدهٔ عملی درمی‌آید:

  • - متن را زودتر بنویسید، در وایرفریم. نه چون متن نهایی همان می‌شود، بلکه چون سختیِ نوشتن، مشکل ساختار را همان‌جا لو می‌دهد — وقتی تغییرش ارزان است.
  • - وقتی نوشتن سخت شد، اول طراحی را مقصر بدانید. بازنویسی برای چهارمین بار معمولاً یعنی مسئله جای دیگری است.

و در فارسی چه چیزی فرق می‌کند

چهار چیزی که متن رابط فارسی را از انگلیسی متفاوت می‌کند
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. چهار چیز در متن رابط فارسی متفاوت است و هیچ‌کدام در راهنماهای انگلیسی نمی‌آید:

  • - مسئلهٔ صیغه و ادب. انگلیسی این مشکل را ندارد چون you یکی است. در فارسی باید بین «کن» و «کنید» انتخاب کنید، و این انتخاب لحن کل محصول را تعیین می‌کند. توصیهٔ من: یک‌بار انتخاب کنید و در سند بنویسید، چون ناهم‌خوانی‌اش از هر دو گزینه بدتر است. و برای بیشتر محصولات، صیغهٔ محترمانه امن‌تر است — لحن دوستانه با کلمات ساخته می‌شود، نه با صیغه.
  • - فعل در آخر جمله می‌آید. این با «هرم وارون» تنش دارد: در فارسی، عملِ جمله دیرتر معلوم می‌شود. برای برچسب دکمه راه‌حلش استفاده از اسم مصدر است — «ثبت سفارش» به‌جای «سفارش خود را ثبت کنید» — که هم کوتاه‌تر است و هم کنش را جلو می‌آورد.
  • - متن فارسی معمولاً بلندتر می‌شود. ترجمهٔ یک برچسب انگلیسی اغلب پهن‌تر از جای طراحی‌شده درمی‌آید. این مسئلهٔ نوشتن نیست، مسئلهٔ طراحی است — اما نویسنده اولین کسی است که با آن برخورد می‌کند و باید همان‌جا اعلامش کند.
  • - واژگان یکدست وجود ندارد. «ثبت» و «ذخیره» و «تأیید» و «ارسال» در محصولات مختلف معناهای متفاوتی گرفته‌اند. پس یکدستی درون محصول شما بار بیشتری دارد، چون کاربر نمی‌تواند به عرف بیرونی تکیه کند — بحثش را در اصطکاک شناختی نوشتم.

و یک توصیهٔ عملی که هر چهار مورد را می‌پوشاند: یک واژه‌نامهٔ کوچک محصول بسازید — بیست ردیف کافی است. صیغه، فعل هر کنش اصلی، و واژهٔ منتخب برای هر مفهوم تکرارشونده. این ارزان‌ترین کاری است که یکدستی متن را تأمین می‌کند، و بدون آن هر نویسندهٔ تازه‌ای از صفر تصمیم می‌گیرد.

جمع‌بندی

  • - کپی‌رایتینگ هنر نوشتن متنی است که کاربردپذیری را بهینه و کاربر را به تعامل ترغیب کند.
  • - کپی‌رایتینگ دنبال کنش فوری است، نویسندگی محتوا در طول زمان اعتماد می‌سازد، و نویسندگی تجربهٔ کاربری حوزهٔ تخصصی متن رابط است.
  • - اصولش: منفعت بر ویژگی، خطاب مستقیم، صدای فعال، سادگی، هرم وارون، تنوع طول جمله، برچسب روشن، آشکارسازی تدریجی، یکدستی، و آزمون روی خود متن.
  • - لحن با بافت عوض می‌شود و صدای برند ثابت می‌ماند: آرامش‌بخش در خطا، تبریک‌آمیز در موفقیت.
  • - آزمون پنج‌ثانیه‌ای می‌سنجد که متن در نگاه اول کار می‌کند یا نه — و پاسخ‌های متفاوت یعنی تیتر کار نمی‌کند، ندانستن کنش یعنی فراخوان دیده نشده.
  • - اما «منفعت نه ویژگی» از سنت بازاریابی می‌آید و درون محصول برعکس عمل می‌کند: متن پیش از تصمیم منفعت را می‌گوید، متن پس از تصمیم کنش را.
  • - و متن یک آشکارساز است: هر جا نوشتن سخت است، معمولاً طراحی مشکل دارد — پس متن را در وایرفریم بنویسید و وقتی نوشتن سخت شد، اول طراحی را مقصر بدانید.
  • - در فارسی چهار چیز فرق می‌کند: انتخاب صیغه، آمدن فعل در آخر جمله (که با اسم مصدر حل می‌شود)، بلندتر شدن متن، و نبود واژگان یکدست میان محصولات — و پاسخ همه‌شان یک واژه‌نامهٔ بیست‌ردیفی است.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Copywriting? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف کپی‌رایتینگ به‌عنوان هنر ساختن متن برای بهینه‌کردن کاربردپذیری و ترغیب کاربر به تعامل، تفکیکش از نویسندگی محتوا بر پایهٔ کنش فوری در برابر اعتمادسازی در طول زمان و نسبتش با نویسندگی تجربهٔ کاربری، فهرست ده‌گانهٔ اصول شامل برجسته‌کردن منفعت بر ویژگی و خطاب مستقیم و صدای فعال و سادگی و هرم وارون و تنوع طول جمله و برچسب روشن و آشکارسازی تدریجی و یکدستی و آزمون کاربردپذیری روی متن، نقش لحن و تفکیکش از صدای برند به‌همراه نمونهٔ لحن آرامش‌بخش در خطا و تبریک‌آمیز در موفقیت، کاربردهایش در ریزمتن و دکمه و پیام خطا و راهنمای ابزار، روش‌های آزمون شامل A/B و آزمون پنج‌ثانیه‌ای و نظرسنجی و آزمون کاربردپذیری، و فهرست اشتباه‌های رایج — از این منبع گرفته شده. منبع نمونه‌های Slack و Duolingo و Airbnb و Headspace را می‌آورد و به کتاب‌های Podmajersky (2019)، Redish (2012) و Metts & Welfle (2020) ارجاع می‌دهد. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ وارونگی ترتیب نوشتن و خواندن متن رابط؛ کل بخش «آزمون پنج‌ثانیه‌ای، بازشده» شامل تشریح روش اجرا و استدلال اینکه این آزمون فرض خواندن متن را کنار می‌گذارد و سه تفسیر تشخیصی از نتایجش؛ کل بخش «منفعت نه ویژگی در رابط جواب نمی‌دهد» شامل تشخیص خاستگاه بازاریابیِ فهرست اصول، تفکیک متن پیش از تصمیم از متن پس از تصمیم با نمونهٔ متضاد صفحهٔ فروش و برچسب دکمه، و بازخوانی «شوخی نامناسب» بر پایهٔ بهای زمانی آن و تعیین جای مناسبش؛ کل بخش «متن نمی‌تواند طراحی بد را نجات دهد» شامل صورت‌بندی متن به‌عنوان آشکارساز مشکل ساختاری با دو مثال دکمه و پیام خطا و دو قاعدهٔ نوشتن متن در وایرفریم و مقصردانستن طراحی هنگام سختی نوشتن؛ و کل بخش «در فارسی چه چیزی فرق می‌کند» شامل چهار تفاوت — انتخاب صیغه و توصیهٔ ثبتش در سند و امن‌تر بودن صیغهٔ محترمانه، تنش جایگاه فعل با هرم وارون و راه‌حل اسم مصدر، بلندتر شدن متن فارسی و اینکه مسئلهٔ طراحی است اما نویسنده اولین کشف‌کنندهٔ آن، و نبود واژگان یکدست میان محصولات فارسی و پیامدش برای اهمیت یکدستی درونی — به‌همراه پیشنهاد واژه‌نامهٔ بیست‌ردیفی محصول.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی بدون مشخصات لایسنس منتشر شده‌اند؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف و سه اصطلاح
  • - اصول و لحن
  • - در رابط و آزمون
  • - آزمون پنج‌ثانیه‌ای
  • - منفعت یا کنش؟
  • - متن به‌عنوان آشکارساز
  • - در فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • کپی‌رایتینگ
  • ریزمتن
  • لحن
  • UX
  • ترجمه