سپنتا پویا — طراح محصول

چرخهٔ عمر محتوا در پنج مرحله و مرحلهٔ نگهداشت که معمولاً حذف می‌شود
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۱ دقیقه

راهبرد محتوا (Content Strategy) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

در بیشتر تیم‌ها، محتوا آخرین چیزی است که به آن فکر می‌شود و اولین چیزی است که کاربر می‌بیند. طراحی تمام می‌شود، جعبه‌های خالی می‌مانند، و یک روز پیش از انتشار کسی می‌پرسد «متن این‌ها را کی می‌نویسد؟»

راهبرد محتوا پاسخی است به همین وضعیت: چارچوبی برای برنامه‌ریزی، تولید و مدیریت محتوا در تمام طول عمرش — از تصمیم دربارهٔ اینکه اصلاً چه چیزی لازم است تا لحظه‌ای که باید حذف شود.

مسیر مقاله: اول تفکیک این حوزه از سه حوزهٔ همسایه که مدام با آن اشتباه می‌شود، بعد چرخهٔ عمر محتوا و مرحله‌ای که تقریباً همیشه حذف می‌شود، بعد حسابرسی محتوا به‌عنوان نقطهٔ شروع عملی، و در پایان دو بحثی که منبع اصلی ندارد: مسئلهٔ مالکیت و نگهداشت، و آنچه محتوای فارسی را دشوارتر می‌کند.

چهار چیزی که یکی نیستند

تفکیک راهبرد محتوا، طراحی محتوا، نویسندگی تجربه و بازاریابی محتوا بر حسب پرسش محوری و خروجی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

منبع اصلی راهبرد محتوا را از بازاریابی محتوا و طراحی محتوا جدا می‌کند. اما در عمل، پرتکرارترین اشتباه چیز دیگری است: خلط راهبرد محتوا با نویسندگی تجربهٔ کاربری. پس بگذارید هر چهار را کنار هم بگذاریم:

  • - راهبرد محتوا می‌پرسد چه محتوایی، چرا، و چه کسی نگهش می‌دارد؟ خروجی‌اش تصمیم و ساختار و قاعده است، نه متن.
  • - طراحی محتوا می‌پرسد این محتوا چه شکلی باید داشته باشد؟ — ساختار صفحه، ترتیب، اینکه جدول بهتر است یا فهرست.
  • - نویسندگی تجربه می‌پرسد دقیقاً چه کلمه‌ای روی این دکمه بنشیند؟ خروجی‌اش خودِ متن است. مفصل‌تر در نویسندگی تجربهٔ کاربری آمده.
  • - بازاریابی محتوا می‌پرسد چه محتوایی مخاطب تازه می‌آورد؟ — که زیرمجموعه‌ای تاکتیکی از راهبرد است، نه هم‌عرض آن.

تفاوت عملی‌شان در یک جمله: نویسندگی تجربه به شما می‌گوید روی دکمه چه بنویسید؛ راهبرد محتوا به شما می‌گوید آیا اصلاً باید آن دکمه وجود داشته باشد و شش ماه بعد چه کسی مسئول به‌روز نگه‌داشتن متنش است. تیمی که نویسندهٔ خوب دارد ولی راهبرد ندارد، متن‌های خوبِ ناهماهنگ تولید می‌کند که با گذشت زمان کهنه می‌شوند.

چرخهٔ عمر محتوا

محتوا مثل کد است: نوشتنش شروع کار است، نه پایانش. چرخهٔ متعارفش این مراحل را دارد:

  • - ۱. برنامه‌ریزی: چه محتوایی لازم است، برای چه هدفی، برای چه کسی. اینجا جای حذف‌کردن است، نه اضافه‌کردن.
  • - ۲. تولید: نوشتن، ویرایش، تصویر و ویدیو.
  • - ۳. انتشار و توزیع: کجا منتشر شود و چطور به دست مخاطب برسد.
  • - ۴. سنجش: آیا کار کرد؟ با کدام سنجه؟ (همان بحثی که در سنجه‌های تجربهٔ کاربری داشتیم — و همان‌جا گفتیم عددی که تصمیمی را عوض نمی‌کند، سنجه نیست.)
  • - ۵. نگهداشت و حذف: به‌روزرسانی، بازبینی دوره‌ای، و کنارگذاشتن آنچه دیگر درست نیست.

و نکته‌ای که ارزش تأکید دارد: مرحلهٔ پنجم تقریباً همیشه از فهرست‌ها می‌افتد. منبع اصلی هم همین کار را کرده — از یک فرایند «پنج‌مرحله‌ای» حرف می‌زند و بعد چهار مرحله می‌آورد؛ حذف‌شده هم دقیقاً همان نگهداشت است. این خطای تایپی به‌نظر می‌رسد اما در عمل نمادِ همان چیزی است که در تیم‌ها اتفاق می‌افتد.

حسابرسی محتوا: نقطهٔ شروع

اگر محصولی دارید که از قبل محتوا دارد، راهبرد از صفر شروع نمی‌شود؛ از حسابرسی شروع می‌شود. یعنی فهرست‌کردن آنچه هست، پیش از تصمیم دربارهٔ آنچه باید باشد. ساده‌ترین شکل کارآمدش یک صفحهٔ گسترده است با این ستون‌ها:

  • - نشانی و عنوان. چه چیزی اصلاً وجود دارد. همین ستون به‌تنهایی معمولاً غافلگیرکننده است.
  • - آخرین به‌روزرسانی. ستونی که بیشترین خبر بد را می‌دهد.
  • - مالک. نام یک آدم، نه یک تیم. «تیم محصول» یعنی هیچ‌کس.
  • - هنوز درست است؟ بله / نه / نمی‌دانیم — و «نمی‌دانیم» خودش یافته است.
  • - تصمیم. نگه‌داشتن، بازنویسی، ادغام، یا حذف.

و یک توصیه که از تجربه می‌گویم: در اولین حسابرسی، سراغ حذف بروید نه بهبود. بیشتر محصولات از کمبود محتوا رنج نمی‌برند؛ از انباشت محتوای قدیمی رنج می‌برند که جست‌وجو را آلوده می‌کند و به کاربر جواب غلط می‌دهد. حذف صفحهٔ نادرست، ارزان‌ترین بهبود کیفیت ممکن است.

صدا و لحن: یکی ثابت، یکی متغیر

یکی از خروجی‌های اصلی راهبرد محتوا، تصمیم دربارهٔ صدا و لحن است — و این دو مدام با هم اشتباه گرفته می‌شوند، در حالی که تفاوتشان ساده است:

  • - صدا ثابت است. شخصیت محصول شماست و در همهٔ صفحه‌ها یکی است. اگر محصول شما دقیق و بی‌ادعاست، همه‌جا همان‌طور می‌ماند.
  • - لحن متغیر است. همان صدا، بسته به موقعیت کاربر، جور دیگری حرف می‌زند. آدمی که خبر خوب می‌دهد و آدمی که عذرخواهی می‌کند یک نفرند، ولی یک‌جور حرف نمی‌زنند.

عملی‌ترین شکل ثبت این تصمیم، جدول کوچکی است که برای چند موقعیت پرتکرار، لحن را مشخص می‌کند: موفقیت (کوتاه، بدون جشن‌گرفتن اضافه)، خطای کاربر (بدون سرزنش، با راه خروج)، خطای ما (پذیرش صریح، بدون توجیه فنی)، حالت خالی (راهنما، نه عذرخواهی)، و انتظار (صادق دربارهٔ مدت).

و یک قاعده که بیش از بقیه به کار می‌آید: در حالت شکست، شوخی نکنید. لحن بازیگوش در صفحهٔ خطای پرداخت، برای کاربری که پولش کم شده و سفارشش ثبت نشده، توهین‌آمیز به‌نظر می‌رسد. هرچه موقعیت کاربر بدتر است، متن باید ساده‌تر و مستقیم‌تر شود. شوخ‌طبعی را برای جایی نگه دارید که کاربر چیزی از دست نداده است.

مسئلهٔ واقعی: محتوایی که صاحب ندارد

فرسایش محتوا در طول زمان و تفاوت محتوای دارای مالک با محتوای بی‌صاحب
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش افزودهٔ مترجم است. راهبرد محتوا در تیم‌ها معمولاً در مرحلهٔ تولید شکست نمی‌خورد — همه بلدند متن بنویسند. در نگهداشت شکست می‌خورد، و دلیلش ساختاری است:

  • - تولید پروژه است، نگهداشت نیست. نوشتن صفحهٔ راهنما یک کارِ تمام‌شدنی با تاریخ تحویل است. به‌روز نگه‌داشتنش کاری بی‌پایان و بدون تاریخ است — و کارهای بی‌پایان در هیچ برنامه‌ریزی اسپرینتی جا نمی‌شوند.
  • - محتوای غلط، بی‌سروصدا خراب می‌شود. کد که بشکند، تست قرمز می‌شود. صفحهٔ راهنمایی که به دکمه‌ای اشاره می‌کند که شش ماه پیش حذف شده، هیچ هشداری تولید نمی‌کند. تنها کسی که می‌فهمد کاربری است که دنبالش گشته و پیدا نکرده — و او هم به شما نمی‌گوید، فقط می‌رود.
  • - مالکیت جمعی یعنی بی‌مالکی. اگر «همه» مسئول محتوا باشند، هیچ‌کس نیست.

چیزی که در عمل جواب می‌دهد، سه چیز ساده است: یک نام آدم برای هر محتوای مهم؛ تاریخ انقضا به‌جای تاریخ انتشار؛ و پیوند دادن محتوا به تغییر محصول. سومی مهم‌ترین است: اگر تعریف «کار تمام‌شده» برای تغییر رابط شامل «متن‌های مرتبط بررسی شد» نباشد، فاصلهٔ محتوا از واقعیت هر اسپرینت بیشتر می‌شود. این یک قاعدهٔ فرایندی است، نه یک نیت خوب — و همان‌طور که در بحث‌های قبلی هم دیدیم، در برابر فرسایش تدریجی فقط ساختار جواب می‌دهد.

محتوای فارسی: دو مسئلهٔ خاص

ناهماهنگی اصطلاح و لحن در محتوای فارسی و اثرش بر جست‌وجو و اعتماد
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. محتوای فارسی دو دشواری دارد که در منابع انگلیسی معادلی ندارند:

  • - یک مفهوم، چند اصطلاح. برای بیشتر مفاهیم فنی، هم واژهٔ فارسی داریم، هم واژهٔ عربی‌تبار، هم صورت آوانویسی‌شدهٔ انگلیسی: «بارگذاری / آپلود»، «پیشخوان / داشبورد»، «برخط / آنلاین». هیچ‌کدام غلط نیست، و دقیقاً همین مشکل را می‌سازد: در یک محصول واحد، هر سه‌تا هم‌زمان به‌کار می‌روند. نتیجه‌اش این است که کاربر مطمئن نیست دو صفحه دربارهٔ یک چیز حرف می‌زنند یا دو چیز، و جست‌وجوی داخلی هم شکست می‌خورد چون کاربر واژهٔ دیگری را تایپ کرده. راه‌حلش یک واژه‌نامهٔ محصول است: یک ستون «این را بگو»، یک ستون «این را نگو». ده ردیف کافی است تا نود درصد مسئله حل شود.
  • - فاصلهٔ نوشتار و گفتار. فارسی نوشتاری و گفتاری بیشتر از انگلیسی از هم فاصله دارند. «می‌روم» در برابر «می‌رم»، «آن‌ها» در برابر «اونا». تصمیم دربارهٔ اینکه محصول در کدام ثبت حرف می‌زند یک تصمیم راهبردی است، نه سلیقهٔ نویسنده — و بدترین حالت، مخلوط‌کردن این دو در یک صفحه است. رابطی که دکمه‌اش رسمی است و پیام خطایش خودمانی، به کاربر می‌گوید چند نفر بی‌خبر از هم این را نوشته‌اند.

و دو نکتهٔ کوچک‌تر که هزینه‌شان بیشتر از ظاهرشان است: نیم‌فاصله را در راهنمای سبک تعیین کنید (چون بر جست‌وجو و مرتب‌سازی اثر می‌گذارد، نه فقط بر زیبایی)، و ارقام را یکدست کنید — تصمیم بگیرید فارسی می‌نویسید یا لاتین، و همان را همه‌جا نگه دارید. بحث تفصیلی‌تر ظاهر متن در تایپوگرافی آمده.

جمع‌بندی

  • - راهبرد محتوا چارچوبی برای برنامه‌ریزی و مدیریت محتوا در تمام طول عمر آن است، نه نوشتن متن.
  • - نویسندگی تجربه می‌گوید روی دکمه چه بنویسید؛ راهبرد محتوا می‌گوید آیا آن دکمه باید باشد و شش ماه بعد چه کسی مسئول متنش است.
  • - چرخهٔ عمر پنج مرحله دارد و مرحلهٔ پنجم — نگهداشت و حذف — تقریباً همیشه از فهرست‌ها می‌افتد؛ حتی از فهرست منبع همین مقاله.
  • - نقطهٔ شروع عملی، حسابرسی محتواست؛ و در اولین دور، حذف بیشتر از بهبود می‌ارزد.
  • - محتوا بی‌سروصدا خراب می‌شود: تست قرمز نمی‌شود و کاربرِ ناکام هم خبر نمی‌دهد.
  • - سه درمان ساده: یک نام آدم برای هر محتوا، تاریخ انقضا به‌جای تاریخ انتشار، و گنجاندن بازبینی متن در تعریف «کار تمام‌شده».
  • - صدا ثابت است و لحن متغیر؛ و در حالت شکست، هرچه موقعیت کاربر بدتر است متن باید ساده‌تر و مستقیم‌تر شود.
  • - در فارسی، یک واژه‌نامهٔ ده‌ردیفی و یک تصمیم روشن دربارهٔ ثبت نوشتاری یا گفتاری، بیشتر از هر کار دیگری به یکدستی محتوا کمک می‌کند.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Content Strategy? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف راهبرد محتوا به‌عنوان چارچوبی برای برنامه‌ریزی و تولید و مدیریت محتوا در کل چرخهٔ عمر آن، تفکیک آن از بازاریابی محتوا و طراحی محتوا، مراحل برنامه‌ریزی و تولید و توزیع و سنجش، و فهرست کارهای عملی شامل حسابرسی محتوا و تعیین صدا و لحن و تقویم محتوا و رعایت WCAG — از این منبع گرفته شده. منبع به کتاب‌های Halvorson & Rach (2012) و Kissane (2011) ارجاع می‌دهد و از Morgane Peng و Frank Spillers و Torrey Podmajersky نقل می‌کند. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ مثال‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: افزودن نویسندگی تجربه به‌عنوان چهارمین مفهومِ همسایه، که منبع آن را جدا نمی‌کند در حالی که پرتکرارترین خلط همین است، به‌همراه جملهٔ تفکیک‌کننده‌اش؛ افزودن مرحلهٔ پنجم نگهداشت و حذف به چرخهٔ عمر و اشاره به اینکه منبع خودش از فرایندی «پنج‌مرحله‌ای» می‌گوید و چهار مرحله می‌آورد و حذف‌شده دقیقاً همان نگهداشت است؛ ساختار عملی حسابرسی محتوا با پنج ستون پیشنهادی و توصیه به اولویت دادن حذف بر بهبود در دور اول؛ کل بخش «صدا و لحن» شامل تفکیک صدای ثابت از لحن متغیر، جدول لحن برای پنج موقعیت پرتکرار، و قاعدهٔ شوخی‌نکردن در حالت شکست؛ کل بخش «محتوایی که صاحب ندارد» شامل تفاوت پروژه‌بودن تولید با بی‌پایان‌بودن نگهداشت، بی‌صدا خراب‌شدن محتوا برخلاف کد، بی‌مالکی مالکیت جمعی، و سه درمان مالک انسانی و تاریخ انقضا و گنجاندن بازبینی متن در تعریف کار تمام‌شده؛ و کل بخش «محتوای فارسی» شامل مسئلهٔ چنداصطلاحی‌بودن و پیشنهاد واژه‌نامهٔ محصول، فاصلهٔ ثبت نوشتاری و گفتاری و هزینهٔ مخلوط‌کردنشان، و نکته‌های نیم‌فاصله و یکدستی ارقام.

تصاویر: هر چهار نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی با لایسنس CC BY-SA 4.0 به نام خود بنیاد طراحی تعامل منتشر شده‌اند؛ هیچ‌یک اینجا بازتولید نشده و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - چهار چیز متفاوت
  • - چرخهٔ عمر محتوا
  • - حسابرسی محتوا
  • - صدا و لحن
  • - محتوای بی‌صاحب
  • - محتوای فارسی
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • راهبرد محتوا
  • محتوا
  • لحن
  • UX
  • ترجمه