سپنتا پویا — طراح محصول

یک صورت کسر، سه مخرج، سه نرخ تبدیل متفاوت
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

نرخ تبدیل (Conversion Rate) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

نرخ تبدیل، پرارجاع‌ترین عدد در هر جلسهٔ محصول است — و ساده‌ترین عدد برای دستکاری‌کردن، بی آنکه کسی دروغ گفته باشد.

این نوشته اول تعریفش را می‌سازد و بعد سراغ چیزی می‌رود که در معرفی‌ها غایب است: مخرج کسر.

تعریف

نرخ تبدیل در بستر تجربهٔ کاربری، درصدی از کاربران است که کنش مورد نظر را روی وب‌سایت یا اپلیکیشن انجام می‌دهند. منبع می‌گوید دامنهٔ آن کنش گسترده است: از خرید‌کردن و ثبت‌نام در خبرنامه تا نصب یک اپلیکیشن.

و اهمیتش را این‌طور می‌گوید: سنجهٔ حیاتی‌ای است که طراح باید بهینه‌اش کند، چون نشان می‌دهد یک برند چقدر خوب می‌تواند بازدیدکننده را به مشارکت‌کننده یا مشتری تبدیل کند. منبع صادقانه اضافه می‌کند که نرخ تبدیل بالاتر «رؤیا و نیروی محرک اصلی» تقریباً همهٔ برندها است.

و همین جملهٔ آخر است که هشدار را هم در خودش دارد: سنجه‌ای که همه می‌خواهند بالا برود، سنجه‌ای است که همه راهی برای بالا‌بردنش پیدا می‌کنند.

مسئلهٔ مخرج کسر

همان صورت کسر با سه مخرج متفاوت و سه نرخ متفاوت
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش افزودهٔ مترجم است، و بنیادی‌ترین چیزی است که دربارهٔ این سنجه باید دانست. «درصدی از کاربران» یعنی یک کسر — و کسر دو طرف دارد. بیشتر بحث‌ها دربارهٔ صورت کسر است، در حالی که تقریباً همهٔ تفاوت‌ها از مخرج می‌آید.

فرض کنید ۱۲۰ خرید داشته‌اید. نرخ تبدیل چقدر است؟

  • - در برابر ۱۲٬۰۰۰ بازدید صفحه: یک درصد.
  • - در برابر ۴٬۰۰۰ نشست یگانه: سه درصد.
  • - در برابر ۸۰۰ کاربری که سبد را باز کردند: پانزده درصد.

هر سه عدد درست‌اند و هیچ‌کدام دروغ نیست. اما فقط یکی از آن‌ها به پرسش «طراحی ما چقدر خوب کار می‌کند» جواب می‌دهد — و آن یکی، سومی است. دو تای اول بیشتر دربارهٔ بازاریابی و ترافیک حرف می‌زنند تا دربارهٔ طراحی.

پس قاعدهٔ اول: مخرج را پیش از عدد بنویسید، و آن را نزدیک‌ترین جمعیت به تصمیمی که می‌سنجید انتخاب کنید. اگر دربارهٔ صفحهٔ تسویه تصمیم می‌گیرید، مخرج «کسانی که به تسویه رسیدند» است، نه «همهٔ بازدیدکنندگان».

چهار راهی که این عدد دروغ می‌گوید

چهار حالتی که نرخ تبدیل بالا می‌رود بی آنکه تجربه بهتر شده باشد
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)
  • - ۱. ترکیب ترافیک عوض شده، نه طراحی. اگر کمپینی متوقف شود که ترافیک بی‌هدف می‌آورد، نرخ تبدیل بالا می‌رود بی آنکه یک پیکسل عوض شده باشد. این رایج‌ترین حالت است و رایج‌ترین سوءبرداشت.
  • - ۲. بازهٔ زمانی دست‌چین شده. هر روند صعودی جایی در داده وجود دارد. بازه را پیش از دیدن نتیجه تعیین کنید، و همان را گزارش کنید.
  • - ۳. بهینه‌سازی گام، نه نتیجه. می‌شود نرخ عبور از یک گام را با پنهان‌کردن هزینه بالا برد — و همان هزینه در گام بعد یا در نرخ مرجوعی برمی‌گردد. اینجا مرز میان بهینه‌سازی و الگوی فریبنده است.
  • - ۴. تبدیلی که کیفیت ندارد. ثبت‌نامی که فردا لغو می‌شود، خریدی که مرجوع می‌شود، و نصبی که هفتهٔ بعد حذف می‌شود، همه در آن عدد شمرده شده‌اند.

و درمان هر چهار مورد یکی است: یک سنجهٔ ضدّتعادل کنارش بگذارید. نرخ مرجوعی، نرخ لغو، تماس با پشتیبانی، یا نگه‌داشت ماه دوم. اگر نرخ تبدیل بالا رفت و سنجهٔ ضدّتعادل هم بالا رفت، آنچه دارید یک بُرد نیست — یک جابه‌جایی هزینه است.

پیش از بهینه‌سازی، جای ریزش را پیدا کنید

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. کار متعارف این است که سراغ صفحه‌ای می‌روند که نرخش پایین است. اما پایین‌بودن نرخ یک گام، به‌تنهایی چیزی نمی‌گوید — چون گام‌ها اندازه‌های متفاوتی دارند.

ترتیب درست سه پرسش است:

  • - ۱. بزرگ‌ترین ریزش مطلق کجاست؟ نه بزرگ‌ترین درصد. گامی که پنجاه درصد از صد نفر را می‌ریزد، پنجاه نفر است؛ گامی که ده درصد از دو هزار نفر را می‌ریزد، دویست نفر.
  • - ۲. آن ریزش کجای قیف است؟ ریزش در گام آخر، پرهزینه‌ترین است — کاربر همهٔ راه را آمده و پول را هم آورده.
  • - ۳. آیا آن ریزش ناخواسته است؟ بخشی از ریزش سالم است: کسی که قیمت را دید و منصرف شد، یک تبدیل بد را از شما گرفت. قیفی که هیچ ریزشی ندارد، معمولاً جایی هزینه‌ای را پنهان کرده.

و آخرین پرسش، همان چیزی است که این سنجه را به آزمون کاربردپذیری وصل می‌کند: عدد می‌گوید کجا می‌ریزند؛ نمی‌گوید چرا. برای «چرا» باید پنج نفر را تماشا کنید.

نرخ تبدیل به‌عنوان هدف طراحی: کجا کار می‌کند و کجا نه

این بخش هم افزودهٔ مترجم است، چون این سنجه به‌سادگی از یک شاهد به یک هدف تبدیل می‌شود — و آن‌وقت رفتار تیم را عوض می‌کند.

  • - وقتی کنش، همان چیزی است که کاربر آمده بکند، این سنجه صادق است. کسی که آمده بلیت بخرد و خرید، هم شما بردید و هم او. اینجا بالا‌بردن نرخ تبدیل و بهترکردن تجربه یک کارند.
  • - وقتی کنش، چیزی است که شما می‌خواهید، منافع جدا می‌شوند. ثبت‌نام در خبرنامه، نصب اپلیکیشن به‌جای استفاده از وب، پذیرش اعلان. اینجا هر درصد اضافه ممکن است از حساب اعتماد برداشته شده باشد.
  • - و وقتی سنجه به هدف تیم تبدیل شود، بهینه‌سازی به‌سمت لبه‌ها می‌رود. این را نمی‌شود با نیت خوب مهار کرد؛ با ساختار مهار می‌شود — یعنی همان سنجهٔ ضدّتعادل، روی همان داشبورد، با همان برجستگی.

و یک آزمون یک‌جمله‌ای که پیش از هر بهینه‌سازی می‌ارزد: اگر کاربر می‌دانست ما چه چیزی را عوض کردیم و چرا، ناراحت می‌شد؟ اگر جواب بله است، آنچه دارید بهینه‌سازی نیست.

در بافت فارسی: بزرگ‌ترین ریزش بیرون از محصول است

قیف تبدیل با گام‌های بیرون از محصول: درگاه، پیامک، پیک
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

در بازار ما، قیف تبدیل چند گام دارد که مال شما نیستند و بیشترین ریزش هم اغلب در همان‌ها است:

  • - درگاه پرداخت. کاربر از محصول شما بیرون می‌رود، در صفحه‌ای برنددارِ دیگری رمز دوم را وارد می‌کند، و برمی‌گردد. هر کندی، هر تایم‌اوت و هر خطای آن صفحه در نرخ تبدیل شما ثبت می‌شود. کوچک‌ترین کاری که می‌شود کرد این است که ریزش را به‌تفکیک درگاه بسنجید — تفاوت‌ها معمولاً معنادارند.
  • - رمز یک‌بارمصرف. جابه‌جا‌شدن به پیام‌رسان و برگشتن، نشست را از دست می‌دهد یا زمان‌شمار را از نو شروع می‌کند. این یک ریزش طراحی‌شده است، نه یک ریزش رفتاری.
  • - پرداخت در محل. جایی که این گزینه هست، بخشی از «تبدیل» عملاً بعداً اتفاق می‌افتد — و بخشی‌اش هرگز. پس نرخ تبدیل بی نرخ تحویل موفق عدد نصفه است.
  • - و دادهٔ همراه. صفحهٔ سنگین روی اتصال کند، پیش از دیده‌شدن رها می‌شود. این ریزش در تحلیل سمت کلاینت اغلب اصلاً ثبت نمی‌شود، چون اسکریپت تحلیلی هم بار نشده.

و نتیجهٔ عملی همهٔ این‌ها یکی است: قیف را تا بیرون از محصول بکشید. اگر قیف شما در «کلیک روی پرداخت» تمام می‌شود، دقیقاً همان‌جایی تمام شده که مسئله شروع می‌شود.

جمع‌بندی

  • - نرخ تبدیل درصدی از کاربران است که کنش مورد نظر را انجام می‌دهند — از خرید و ثبت‌نام خبرنامه تا نصب اپلیکیشن — و نشان می‌دهد برند چقدر خوب بازدیدکننده را به مشتری تبدیل می‌کند.
  • - بنیادی‌ترین نکته، مخرج کسر است: ۱۲۰ خرید در برابر بازدید صفحه یک درصد است، در برابر نشست یگانه سه درصد، و در برابر کسانی که سبد را باز کردند پانزده درصد. مخرج را پیش از عدد بنویسید.
  • - چهار راهی که این عدد دروغ می‌گوید: عوض‌شدن ترکیب ترافیک · بازهٔ دست‌چین‌شده · بهینه‌سازی گام به‌جای نتیجه · و تبدیلی که کیفیت ندارد. درمان هر چهار، یک سنجهٔ ضدّتعادل است.
  • - پیش از بهینه‌سازی، سه پرسش: بزرگ‌ترین ریزش مطلق کجاست · کجای قیف است · و آیا ناخواسته است؟ — چون قیفی که هیچ ریزشی ندارد معمولاً جایی هزینه‌ای را پنهان کرده.
  • - و عدد می‌گوید کجا می‌ریزند، نه چرا. برای «چرا» پنج نفر را تماشا کنید.
  • - در بازار ما بزرگ‌ترین ریزش اغلب بیرون از محصول است: درگاه پرداخت · رمز یک‌بارمصرف · پرداخت در محل · و دادهٔ همراه — پس قیف را تا بیرون از محصول بکشید.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What are Conversion Rates? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف نرخ تبدیل در بستر تجربهٔ کاربری به‌عنوان درصدی از کاربران که کنش مورد نظر را روی وب‌سایت یا اپلیکیشن انجام می‌دهند، دامنهٔ گستردهٔ آن کنش از خرید و ثبت‌نام خبرنامه تا نصب اپلیکیشن، جایگاهش به‌عنوان سنجهٔ حیاتی‌ای که طراح باید بهینه‌اش کند چون نشان می‌دهد برند چقدر خوب می‌تواند بازدیدکننده را به مشارکت‌کننده یا مشتری تبدیل کند، و این گزاره که نرخ تبدیل بالاتر رؤیا و نیروی محرک اصلی تقریباً همهٔ برندها است و تبدیل مشتری بالقوه به مشتری وفادار بلندمدت تا زمانی که کسب‌وکاری وجود دارد هدف مرکزی می‌ماند — از این منبع گرفته شده. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر و ویدیوها) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ دستکاری‌پذیر‌بودن این عدد بی دروغ‌گفتن، و خواندن جملهٔ «نیروی محرک اصلی» منبع به‌عنوان هشدار؛ کل بخش «مسئلهٔ مخرج کسر» شامل نمونهٔ عددی سه‌گانه و قاعدهٔ نوشتن مخرج پیش از عدد و انتخاب نزدیک‌ترین جمعیت به تصمیم؛ کل بخش «چهار راهی که این عدد دروغ می‌گوید» شامل عوض‌شدن ترکیب ترافیک، بازهٔ دست‌چین‌شده، بهینه‌سازی گام به‌جای نتیجه و مرزش با الگوی فریبنده، و تبدیل بی‌کیفیت، به‌همراه درمان مشترکشان یعنی سنجهٔ ضدّتعادل؛ کل بخش «پیش از بهینه‌سازی، جای ریزش را پیدا کنید» با سه پرسش (ریزش مطلق، جایگاهش در قیف، و ناخواسته‌بودنش)، گزارهٔ سالم‌بودن بخشی از ریزش، و اتصالش به آزمون کاربردپذیری برای پرسش «چرا»؛ و کل بخش بافت فارسی شامل چهار گام بیرون از محصول (درگاه پرداخت و پیشنهاد سنجش ریزش به‌تفکیک درگاه، رمز یک‌بارمصرف به‌عنوان ریزش طراحی‌شده، پرداخت در محل و لزوم سنجش نرخ تحویل موفق، و دادهٔ همراه و ثبت‌نشدن این ریزش در تحلیل سمت کلاینت) و نتیجه‌گیری دربارهٔ کشیدن قیف تا بیرون از محصول.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر و ویدیوهای نسخهٔ اصلی در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند و هیچ‌کدام اینجا بازتولید نشده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - مسئلهٔ مخرج
  • - چهار دروغ
  • - جای ریزش
  • - شاهد یا هدف؟
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • نرخ تبدیل
  • سنجه
  • قیف
  • UX
  • ترجمه