سپنتا پویا — طراح محصول

دو ربع استنتاج‌اند و با اعتبار بصری یکسان نشان داده می‌شوند
منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · بازنویسی آزاد: سپنتا پویا · شهریور ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۲ دقیقه

نقشهٔ همدلی (Empathy Map) چیست؟

💡 این متن «بازنویسی آزاد» است: ایده‌ها و مفاهیم مطلب اصلی با نگارش کاملاً مستقل فارسی و مثال‌های تازه بازگو شده‌اند و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. بخش‌های افزودهٔ مترجم در جعبهٔ منبع مشخص شده‌اند.

منبع خودش می‌گوید: «تیم باید همهٔ دادهٔ موجود را تفسیر کند تا بخش‌های «فکر می‌کند» و «احساس می‌کند» را پر کند» — و «بخش احساس می‌تواند سخت‌ترین باشد».

اما آن مصنوع، چهار جعبهٔ هم‌اندازه روی یک تخته است. و در آن قالب، یک احساسِ حدس‌زده‌شده عیناً شبیه یک نقل‌قول ثبت‌شده به‌نظر می‌رسد.

تعریف

نقشهٔ همدلی بازنمایی بصری افکار و احساس‌ها و کنش‌های کاربر است. طراح از آن استفاده می‌کند تا دادهٔ پژوهش کاربر را سازمان بدهد و به فهم عمیق‌تر و مشترک از نیازهای کاربر برسد.

و منبع می‌گوید تیم‌ها این نقشه را در آغاز پروژه می‌سازند و در طول فرایند به آن رجوع می‌کنند — و نکتهٔ درستی اضافه می‌کند: نقشه‌ای که بر پایهٔ نقل‌قول‌های واقعی ساخته شده، منظر بی‌فیلتر را حفظ می‌کند و از تحریفِ سوگیری‌های فردی دربارهٔ کاربر جلو می‌گیرد.

چهار ربع

  • - می‌گوید. آنچه با صدای بلند از کاربر می‌شنوید — نقل‌قول مستقیم. منبع می‌گوید معمولاً آسان‌ترین بخش برای پر‌کردن است.
  • - می‌کند. کنش‌ها و رفتارها: «کاربر ده دقیقهٔ اول را صرف شخصی‌سازی ظاهر اپ می‌کند.»
  • - فکر می‌کند. باورها و پیش‌فرض‌ها و انگیزه‌های زیرین: «فرایند ثبت‌نام گیج‌کننده است.»
  • - احساس می‌کند. وضعیت عاطفی: ترس‌ها و سرخوردگی‌ها و خواسته‌ها. منبع توصیه می‌کند به حرکت بدن و لحن صدا نگاه کنید.
  • - و بخش‌های افزوده در نسخه‌های تازه‌تر بوم (از جمله بوم دیو گری): اهداف، دردها، دستاوردها، می‌بیند، می‌شنود.

گام‌های ساختش

۱. تعیین دامنه و هدف · ۲. گردآوری پژوهش از نظرسنجی و مصاحبه و مشاهده و دادهٔ شبکه‌های اجتماعی — و منبع تفکیک خوبی می‌کند: نظرسنجی برای رسیدن سریع به جمعیت بزرگ، مصاحبه برای عمق، مشاهده برای دیدن چیزهایی که نمی‌گویند · ۳. پر‌کردن ربع‌ها با یک برگهٔ چسبان برای هر بینش، و شروع از «می‌گوید» با نقل‌قول مستقیم · ۴. تحلیل و یافتن الگو و نقطه‌درد و بخش‌های کاربری · و ۵. شناسایی نیازها با نگاه‌کردن به فعل‌ها، ویژگی‌های کاربر، و تناقض‌ها و ناسازگاری‌ها، و مراجعه به سلسله‌مراتب نیازهای مازلو.

و تفکیک مفیدی از پرسونا می‌دهد: پرسونا یک شخصیت نیمه‌خیالی با اطلاعات جمعیت‌شناختی و رفتار و هدف است؛ نقشهٔ همدلی بازنمایی احساس و فکر و کنش و گفتار در یک بافت مشخص. و این دو هم‌زیستند.

منشأ هر برگه را رویش بنویسید

این بخش افزودهٔ مترجم است، و ارزان‌ترین اصلاحی است که می‌شود به این تکنیک اضافه کرد.

مسئله این است که دو ربع از چهار ربع ثبت می‌شوند و دو ربع استنتاج — و مصنوع این تفاوت را پاک می‌کند. و پیامدش پایین‌دستی است: آن برگهٔ چسبان بعداً در سند مشخصات نقل می‌شود، و آن‌جا هیچ‌کس نمی‌داند که «کاربر احساس ناامنی می‌کند» حرفِ کاربر بود یا حدسِ تیم.

و یک قرارداد یک‌نویسه‌ای حلش می‌کند. کنار هر برگه:

  • - «» — نقل‌قول عیناً. کسی این را گفت.
  • - — رفتار مشاهده‌شده. کسی این را کرد و ما دیدیم.
  • - ؟ — استنتاج تیم. هیچ‌کس این را نگفت و نکرد؛ ما نتیجه گرفتیم.

و قاعده‌ای که از آن بیرون می‌آید: ویژگی‌ای نسازید که تنها پشتوانه‌اش یک برگهٔ «؟» است. برگهٔ «؟» بد نیست — فرضیه است، و کار درستش این است که برود در صف آزمون، نه در بک‌لاگ.

و همین قرارداد یک فایدهٔ دوم دارد: پس از پر‌شدن نقشه، نسبت «؟» به «» به شما می‌گوید چقدر واقعاً پژوهش کرده‌اید. نقشه‌ای که بیشترش «؟» است، نقشهٔ همدلی نیست — جلسهٔ حدس‌زنی مستند‌شده است.

خروجی واقعی، تناقض‌هاست

نقشه را عرضی بخوانید نه طولی
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. منبع در گام پنجم یک‌بار «تناقض‌ها و ناسازگاری‌ها» را نام می‌برد و رد می‌شود — در حالی که این خودِ محصول است.

چون نقشه را نباید طولی خواند (هر ربع را جدا)؛ باید عرضی خواند:

  • - می‌گوید ویژگی بیشتری می‌خواهم — می‌کند در گام دوم رها می‌کند.
  • - می‌گوید قیمت مهم‌ترین چیز است — می‌کند گران‌ترین طرح را می‌خرد.
  • - می‌گوید اعتماد ندارم — می‌کند کارت را ذخیره می‌کند.

و شکاف گفتار‌–‌رفتار جایی است که فرصت طراحی زندگی می‌کند، چون نشان می‌دهد مدل اعلام‌شده کاربر از رفتار واقعی‌اش کجا جدا می‌شود — و طراحی باید به دومی جواب بدهد.

و یک آزمون کیفیت که از همین بیرون می‌آید: اگر نقشهٔ تمام‌شدهٔ شما هیچ تناقضی ندارد، احتمالاً یک منبع داشته‌اید (یک مصاحبه) و بقیهٔ ربع‌ها را حدس زده‌اید. تناقض نشانهٔ خرابی نیست؛ نشانهٔ این است که واقعاً دو نوع شاهد داشته‌اید.

یک نقشه برای هر بخش، دام است

این بخش هم افزودهٔ مترجم است. نمونهٔ خود منبع سه نقشه می‌سازد: دانشجو، دورکار، پدر‌و‌مادر پرمشغله. اما نقشهٔ همدلی به یک آدم در یک موقعیت دامنه‌دار می‌شود، نه به یک گروه جمعیت‌شناختی.

«پدر‌و‌مادر پرمشغله» یک حالت ذهنی نیست. «در حال تغییر زمان تحویل سفارش، با بچه‌ای در دست، در آسانسور» هست.

پس قاعدهٔ دامنه‌گذاری: لحظه را نام ببرید، نه بخش را. و آزمون تشخیصی‌اش: اگر همین نقشه برای کاربر شما در یک سه‌شنبهٔ آرام و در یک جمعه‌شب بحرانی یکسان درست باشد، برای طراحی‌کردن خیلی درشت است.

و یک توصیهٔ منبع که به‌نظرم باید کنار گذاشته شود: ارجاع نیازها به سلسله‌مراتب مازلو. سلسله‌مراتب سخت‌گیرانه (اول نیاز پایین، بعد بالا) شاهد تجربی محکمی ندارد، مازلو خودش آن هرم را نکشید، و در کار محصول نتیجه‌اش خوانش‌های بزرگ‌منشانه است («اپ کار‌ها‌مان به خودشکوفایی خدمت می‌کند») که هیچ تصمیمی را محدود نمی‌کنند.

جانشین سودمندش دو پرسش است: کاربر می‌خواهد چه کاری را انجام بدهد، و امروز به‌جایش چه می‌کند؟ — و «برای استفاده از این، باید دست از چه کاری بردارد؟» این تحلیل نیاز، طراحی را عوض می‌کند.

در بافت فارسی: ترتیب ربع‌ها را برعکس کنید

ربع می‌کند اول، و ضعیف‌ترین شاهد ربع می‌گوید است
نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و چهار نکته دارد.

یک: منبع می‌گوید «می‌گوید» آسان‌ترین ربع برای پر‌کردن است — و در بازار ما آلوده‌ترین است. همان‌طور که در سوگیری تأییدی و اثر هاثورن مفصل نوشتم، تعارف و نامتقارنی جایگاه، گفتار را به‌سمت آنچه فکر می‌کنند شما می‌خواهید می‌برند.

پس ترتیب محلی درست، عکسِ دستور منبع است: اول «می‌کند» را پر کنید، و «می‌گوید» را ضعیف‌ترین شاهد بدانید — نه آسان‌ترین.

دو: و «می‌کند» را رایگان از جای دیگری بگیرید. تیکت‌های پشتیبانی، فهرست دورزدن‌های تیم عملیات، و دادهٔ قیف سمت سرور — سه منبعی که رفتار واقعی را نوشته‌اند و برخلاف پیش‌فرض‌های شما گزینش شده‌اند.

سه: نقل‌قول را عیناً بنویسید، با همان زبان مخلوط. کاربر می‌گوید «سابمیت کردم ولی نشد» یا «اپلیکیشنش سنگینه». اگر این را به فارسی «تمیز» بازنویسی کنید («ثبت کردم اما انجام نشد»)، مدل ذهنی واقعی را پاک کرده‌اید — چون همان انتخاب واژه نشان می‌دهد کاربر آن کنش را چه چیزی می‌داند. و هرگز نقل‌قول را برای نقشه به انگلیسی ترجمه نکنید؛ عین کلمه، خودش داده است.

چهار: جلسهٔ تخته و برگهٔ چسبان یک اتاق و یک تیم هم‌مکان فرض می‌گیرد. اینجا کار ترکیبی و ویدیوی نامطمئن رایج‌تر است، پس شکل عملی‌ترش یک سند مشترک با یک سطر برای هر برگه و نشانهٔ منشأ در ابتدای سطر است.

و این یک فایدهٔ جدی هم دارد: قابل جست‌وجو است — برخلاف عکسِ یک دیوار، که همان‌طور که در چیت‌استورمینگ نوشتم، شش ماه بعد هیچ‌کس بازش نمی‌کند.

جمع‌بندی

  • - نقشهٔ همدلی بازنمایی بصری گفتار و کنش و فکر و احساس کاربر است تا تیم به فهم مشترک برسد؛ گام‌هایش از تعیین دامنه و گردآوری پژوهش تا پر‌کردن ربع‌ها و تحلیل و شناسایی نیاز می‌رود.
  • - اما دو ربع ثبت می‌شوند و دو ربع استنتاج، و مصنوع این تفاوت را پاک می‌کند. درمانش یک قرارداد یک‌نویسه‌ای است: «» نقل‌قول · ← رفتار مشاهده‌شده · ؟ استنتاج تیم.
  • - و قاعده: ویژگی‌ای نسازید که تنها پشتوانه‌اش «؟» است — آن یک فرضیه است و جایش صف آزمون است. و نسبت «؟» به «» می‌گوید چقدر واقعاً پژوهش کرده‌اید.
  • - خروجی واقعی نقشه تناقض‌ها است: نقشه را عرضی بخوانید نه طولی، و شکاف گفتار‌–‌رفتار را بگیرید. نقشهٔ بی‌تناقض یعنی احتمالاً یک منبع داشته‌اید.
  • - یک نقشه برای هر بخش جمعیتی دام است: لحظه را نام ببرید، نه بخش را. اگر نقشه در سه‌شنبهٔ آرام و جمعه‌شب بحرانی یکسان درست است، درشت است.
  • - و ارجاع به مازلو را کنار بگذارید؛ جانشینش: کاربر امروز به‌جای این چه می‌کند، و باید دست از چه کاری بردارد؟
  • - در بافت ما: اول «می‌کند» را پر کنید و «می‌گوید» را ضعیف‌ترین شاهد بدانید · «می‌کند» را از تیکت و دورزدن‌های عملیات و قیف سمت سرور بگیرید · نقل‌قول را با همان زبان مخلوط عیناً بنویسید · و نقشه را در سند مشترک قابل‌جست‌وجو نگه دارید، نه عکس دیوار.

منبع

این نوشته «بازنویسی آزاد» است از مطلب What is Empathy Mapping? در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF؛ بدون نام نویسندهٔ مشخص). مفاهیم پایه — تعریف نقشهٔ همدلی به‌عنوان بازنمایی بصری افکار و احساس‌ها و کنش‌های کاربر برای سازمان‌دادن دادهٔ پژوهش و رسیدن به فهم مشترک، نقل‌قول تئودور روزولت، نمونهٔ اپ بهره‌وری با سه بخش کاربری و یافتهٔ نیاز دانشجو به قدر‌دیدن، پنج دلیل اهمیت شامل نقش همدلی در ایده‌پردازی و آشکار‌کردن شکاف‌های پژوهش و فهم مشترک تیم و انتقال یافته‌ها به ذی‌نفعان و خلاصهٔ بصری سریع دادهٔ کیفی، چهار ربع «می‌گوید» و «می‌کند» و «فکر می‌کند» و «احساس می‌کند» با نمونه‌های هر یک و این نکته که ربع گفتار آسان‌ترین و ربع احساس سخت‌ترین است و اینکه دو ربع آخر نیاز به تفسیر دارند، بخش‌های افزودهٔ بوم دیو گری شامل اهداف و دردها و دستاوردها و می‌بیند و می‌شنود، پنج گام ساخت شامل تعیین دامنه و گردآوری پژوهش با تفکیک نظرسنجی و مصاحبه و مشاهده و دادهٔ شبکه‌های اجتماعی و پر‌کردن ربع‌ها با برگهٔ چسبان و شروع از نقل‌قول مستقیم و تحلیل و شناسایی نیازها با نگاه به فعل‌ها و ویژگی‌ها و تناقض‌ها و ارجاع به سلسله‌مراتب مازلو، و تفکیک نقشهٔ همدلی از پرسونا و رابطهٔ هم‌زیستشان — از این منبع گرفته شده. منبع به ویدیوهایی از Ann Blandford و William Hudson ارجاع می‌دهد. متن فارسی، ساختار بخش‌ها و همهٔ تحلیل‌ها کاملاً مستقل نوشته شده‌اند.

متن مقالهٔ اصلی تحت هیچ لایسنس بازی منتشر نشده است؛ به همین دلیل اینجا ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه ارائه نشده و متن کامل انگلیسی (به‌همراه همهٔ تصاویر و ویدیوها و بوم قابل دانلود) در لینک زیر در دسترس است.

بخش‌های افزودهٔ مترجم: صورت‌بندی آغازین دربارهٔ تناقض میان پذیرش تفسیری‌بودن دو ربع و نمایش چهار جعبهٔ هم‌اندازه؛ کل بخش «منشأ هر برگه را رویش بنویسید» شامل تفکیک ربع‌های ثبتی از استنتاجی و تحلیل پاک‌شدن این تفاوت توسط مصنوع و پیامد پایین‌دستی‌اش در سند مشخصات، قرارداد سه‌نشانه‌ای منشأ، قاعدهٔ «ویژگی‌ای نسازید که تنها پشتوانه‌اش ؟ است» و هدایت فرضیه به صف آزمون، و معرفی نسبت «؟» به «» به‌عنوان سنجهٔ مقدار پژوهش واقعی با صورت‌بندی «جلسهٔ حدس‌زنی مستند‌شده»؛ کل بخش «خروجی واقعی تناقض‌هاست» شامل ارتقای اشارهٔ گذرای منبع به محصول اصلی، دستور خواندن عرضی به‌جای طولی با سه نمونهٔ شکاف گفتار‌–‌رفتار، استدلال جای‌گرفتن فرصت طراحی در فاصلهٔ مدل اعلام‌شده و رفتار واقعی، و آزمون کیفیت «نقشهٔ بی‌تناقض یعنی یک منبع»؛ کل بخش «یک نقشه برای هر بخش دام است» شامل نقد نمونهٔ سه‌بخشی خود منبع، صورت‌بندی دامنه به‌عنوان «آدم در موقعیت» با نمونهٔ متقابل، قاعدهٔ «لحظه را نام ببرید نه بخش را» و آزمون سه‌شنبهٔ آرام در برابر جمعه‌شب، و کنار‌گذاشتن ارجاع به مازلو با سه دلیل (ضعف شاهد سلسله‌مراتب سخت، نکشیدن هرم توسط خود مازلو، و بی‌اثر‌بودن خوانش‌های بزرگ‌منشانه بر تصمیم) و جانشین‌کردن دو پرسش «امروز به‌جایش چه می‌کند» و «دست از چه کاری باید بردارد»؛ و کل بخش بافت فارسی شامل وارونه‌کردن ترتیب ربع‌ها با استدلال آلودگی ربع گفتار به تعارف و نامتقارنی جایگاه، معرفی سه منبع رایگان برای ربع «می‌کند»، دستور ثبت عین نقل‌قول با زبان مخلوط و استدلال پاک‌شدن مدل ذهنی در بازنویسی «تمیز» و منع ترجمهٔ نقل‌قول، و جانشین‌کردن سند مشترک قابل‌جست‌وجو برای جلسهٔ تخته با اشاره به مسئلهٔ عکسِ دیوار.

تصاویر: هر سه نمودار این صفحه طراحی مستقل مترجم است. تصاویر نسخهٔ اصلی با لایسنس CC BY-SA 4.0 منتشر شده‌اند؛ اینجا بازتولید نشده‌اند و در مطلب اصلی قابل مشاهده‌اند.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - تعریف
  • - چهار ربع
  • - گام‌های ساخت
  • - نشانهٔ منشأ
  • - تناقض‌ها
  • - دامنهٔ درست
  • - در بافت فارسی

برچسب‌ها

  • نقشهٔ همدلی
  • پژوهش کاربر
  • همدلی
  • UX
  • ترجمه