سپنتا پویا — طراح محصول

محتوا، بافت و کاربر؛ معماری اطلاعات جایی است که این سه هم‌پوشانی دارند
نویسنده: Interaction Design Foundation · منبع: بنیاد طراحی تعامل (IxDF) · ترجمهٔ آزاد: سپنتا پویا · مرداد ۱۴۰۵ · زمان مطالعه: حدود ۱۳ دقیقه

معماری اطلاعات (Information Architecture) چیست؟ راهنمای کامل

💡 این متن ترجمهٔ آزاد است: محتوای مقالهٔ اصلی با نگارش مستقل فارسی و با ذکر منبع بازگو شده و ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه نیست. لینک مقالهٔ اصلی در پایین صفحه آمده است.

تصور کنید وارد یک فروشگاه بزرگ می‌شوید و بی‌آنکه از کسی بپرسید، یک‌راست به‌سمت قفسهٔ تنقلات می‌روید؛ یا در موزهٔ تاریخ طبیعی، فسیل‌های دورهٔ ژوراسیک را کنار هم می‌بینید نه پراکنده در همهٔ سالن‌ها. این «سرِ جای خود بودن» چیزها اتفاقی نیست؛ نتیجهٔ کاری است به‌نام معماری اطلاعات (Information Architecture یا به‌اختصار IA). همان کاری که در فضای فیزیکی مسیر شما را هموار می‌کند، در وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها هم تعیین می‌کند که آیا کاربر آنچه را می‌خواهد پیدا می‌کند یا سرخورده صفحه را می‌بندد.

معماری اطلاعات، دیسیپلینِ «یافتنی و فهمیدنی‌کردن اطلاعات» است: جست‌وجو، مرور، دسته‌بندی و ارائهٔ محتوای مرتبط و متناسب با بافت، تا آدم‌ها هم محیط اطراف‌شان را بفهمند و هم چیزی را که دنبالش هستند پیدا کنند — چه آنلاین، چه در دنیای واقعی. در این نوشته می‌بینیم IA دقیقاً چیست، بر چه ستون‌هایی می‌ایستد، از چه اجزایی ساخته می‌شود و در عصر موبایل چه شکلی به خود می‌گیرد.

معماری اطلاعات دقیقاً یعنی چه؟

در قلب معماری اطلاعات دو نگاه بنیادین نشسته است:

  • - آدم‌ها اطلاعات، محصولات و خدمات را مثل مکان‌هایی ساخته‌شده از زبان درک می‌کنند؛ فضاهایی که در آن‌ها راه می‌روند و می‌گردند.
  • - این «مکان‌های اطلاعاتی» را می‌توان طوری چید و مرتب کرد که یافتنی‌بودن و فهم‌پذیری‌شان به بیشترین حد برسد.

منظور از «زبان» فقط واژه‌ها نیست؛ عناصر بصری، برچسب‌ها، توضیحات، منوها و خودِ محتوا همگی اجزای این زبان‌اند و دست‌به‌دست هم می‌دهند تا کاربر بفهمد کجاست و به کجا می‌تواند برود. به‌همین‌خاطر معماری اطلاعات، هم به وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها ربط دارد و هم به فضاهای فیزیکی مثل موزه و فروشگاه؛ اصلِ ماجرا در هر دو یکی است: نظمی نامرئی که پیداکردن را آسان می‌کند.

سه دایره: محتوا، بافت و کاربر

معماری اطلاعاتِ خوب از دلِ سه عامل به‌هم‌وابسته بیرون می‌آید. لوئیس روزنفلد، پیتر مورویل و خورخه آرانگو در کتاب کلاسیک «معماری اطلاعات برای وب جهانی» این سه عامل را «بوم‌شناسی اطلاعات» (Information Ecology) می‌نامند — تصویری از وابستگی‌های پیچیده‌ای که هر محیط اطلاعاتی را می‌سازند:

  • - محتوا (Content): چه اطلاعاتی در دسترس است؟ چه نوع سندها و داده‌هایی داریم، حجم‌شان چقدر است، چه ساختاری از پیش دارند و چه ربطی به کاربر پیدا می‌کنند؟
  • - بافت (Context): کاربر کجا، کِی، چرا و چگونه سراغ محتوا می‌آید؟ این دایره به اهداف کسب‌وکار، فرهنگ سازمان، فناوری، سیاست‌ها، بودجه و محدودیت‌ها گره خورده است.
  • - کاربر (User): چه کسی محتوا را مصرف می‌کند؟ چه ارزشی از آن می‌گیرد، چه انتظارات و تجربه‌های پیشینی دارد و چطور به‌دنبال اطلاعات می‌گردد؟

نکتهٔ کلیدی این است که هیچ‌کدام از این سه دایره ثابت نیستند؛ همه در حال تغییرند و به‌هم وابسته‌اند. معماری اطلاعاتِ خوب جایی متولد می‌شود که هر سه هم‌زمان دیده شوند — نه اینکه فقط محتوا را دسته‌بندی کنیم و کاربر و بافت را فراموش کنیم. همین‌جاست که IA به شناخت عمیق کاربر گره می‌خورد؛ چیزی که ابزارهایی مثل مدل‌های ذهنی و نقشهٔ سفر مشتری به آن کمک می‌کنند.

اجزای معماری اطلاعات

وقتی از ساختنِ یک معماری اطلاعات حرف می‌زنیم، عملاً چهار سیستم را کنار هم می‌چینیم. این چهار جزء با هم کار می‌کنند تا کاربر بتواند به‌شکل شهودی و بی‌دردسر آنچه را می‌خواهد پیدا کند:

  • - سیستم‌های سازمان‌دهی (Organization): تعیین می‌کند اطلاعات چطور دسته‌بندی و ساختاردهی شود تا کاربر بتواند حدس بزند هر چیزی کجاست.
  • - سیستم‌های برچسب‌گذاری (Labeling): اینکه اطلاعات و گزینه‌های ناوبری با چه واژه‌ها و نشانه‌هایی نمایش داده شوند تا فهمیدنی و یافتنی باشند.
  • - سیستم‌های ناوبری (Navigation): کاربر را در دلِ ساختار راه می‌برد؛ به او می‌گوید الان کجای سایت یا اپ است و چطور به مقصد بعدی برسد.
  • - سیستم‌های جست‌وجو (Search): به کاربر امکان می‌دهد اطلاعات مشخصی را سریع پیدا کند — به‌ویژه در محصولات پرمحتوا که مرور صرف کافی نیست.

برچسب‌گذاری روشن و ناوبری ساده همان چیزی است که در کاربردپذیری هم قلب ماجراست؛ کاربر نباید برای فهمیدن اینکه یک دکمه او را کجا می‌برد، انرژی ذهنی هدر بدهد.

معماری اطلاعات و طراحی تجربهٔ کاربری

معماری اطلاعات با «شناختِ آدم‌ها و دلیل استفاده‌شان از محصول» شروع می‌شود، نه با کشیدن صفحه‌ها. تا وقتی ندانیم کاربر چطور رفتار می‌کند و چطور دنبال اطلاعات می‌گردد، نمی‌توانیم نقشهٔ سایت، ناوبری و مسیرهای کاربری موفقی طراحی کنیم. برای همین طراح باید سه چیز را هم‌زمان بفهمد: نیازهای اطلاعاتیِ کاربر، محتوای سایت یا اپ، و اهداف کسب‌وکار.

خروجی‌های ملموسی که یک معمار اطلاعات معمولاً تحویل می‌دهد عبارت‌اند از:

  • - نقشهٔ سایت (Sitemap): تصویر سلسله‌مراتبی از کل ساختار.
  • - وایرفریم‌ها: اسکلت کم‌جزئیاتِ صفحه‌ها که چیدمان اطلاعات را نشان می‌دهد.
  • - سلسله‌مراتب‌ها (Hierarchies): نظم بالا‌به‌پایینِ محتوا.
  • - ناوبری و متادیتا: مسیرها و برچسب‌هایی که محتوا را قابل‌ردیابی می‌کنند.

مهم‌تر از همه اینکه معماری اطلاعات باید یک فرایند کل‌نگر باشد و از همان ابتدا — نه به‌عنوان وصله‌ای در پایان کار — دیده شود. یک معماری اطلاعاتِ خوب، پیِ محکمی است که کل تجربهٔ کاربری روی آن بنا می‌شود.

از کجا شروع کنیم؟ نقش مرتب‌سازی کارت

فرایند طراحی معماری اطلاعات با دو کار موازی آغاز می‌شود: شناخت نیاز کاربر (از راه تحقیق کاربر برای فهم رفتارها، ترجیح‌ها و هدف‌ها) و ارزیابی محتوا (اینکه چه محتوایی داریم، چقدر مرتبط است و چطور باید سازمان بگیرد). اما چطور بفهمیم کاربر خودش دوست دارد اطلاعات چطور دسته‌بندی شوند؟ اینجاست که مرتب‌سازی کارت (Card Sorting) وارد می‌شود.

در مرتب‌سازی کارت، از شرکت‌کننده‌ها می‌خواهیم محتوا را در دسته‌هایی که برای خودشان معنا دارد سازمان بدهند. نتیجه، پنجره‌ای است به‌سوی انتظارات و مدل‌های ذهنی کاربر: می‌فهمیم آدم‌ها چه چیزهایی را «هم‌خانواده» می‌بینند و چه ساختاری برایشان طبیعی است. این روش را می‌توان حضوری یا با ابزارهای آنلاین (مثل OptimalSort) اجرا کرد، و داده‌اش مستقیماً به ساختِ یک معماریِ کاربرمحور کمک می‌کند. در کنارش ابزارهایی مثل نرم‌افزارهای نقشهٔ سایت (XMind، Lucidchart) و وایرفریم (Figma، Adobe XD) به تصویرکردن و آزمودن ساختار کمک می‌کنند.

معماری اطلاعات در برابر استراتژی محتوا

این دو مفهوم را زیاد با هم اشتباه می‌گیرند، اما تفاوت‌شان ساده است:

  • - معماری اطلاعات با سازمان و ساختار اطلاعات سروکار دارد: چیدمان محتوا، دسته‌بندی و طراحی ناوبری شهودی. یعنی «چارچوبی که اطلاعات در آن مرتب می‌شود».
  • - استراتژی محتوا با خلق، تحویل و راهبری محتوا سروکار دارد: چه محتوایی تولید شود، چطور نگه‌داری، به‌روزرسانی و در نهایت بایگانی شود، و چطور هم نیاز کاربر را برآورده کند هم هدف کسب‌وکار را.

به‌بیان دیگر، IA می‌گوید «اطلاعات چطور چیده شود» و استراتژی محتوا می‌گوید «چه محتوایی ارائه شود و در طول زمان چطور مدیریت شود». هر دو برای یک تجربهٔ منسجم لازم‌اند، اما به دو وجه متفاوت از تعامل کاربر با محصول می‌پردازند.

معماری اطلاعات در عصر موبایل

سه قاعدهٔ معماری اطلاعات روی صفحهٔ کوچک، و یک سلسله‌مراتب کم‌عمق
سه قاعدهٔ معماری اطلاعات روی صفحهٔ کوچک — نمودار از سپنتا پویا برای این ترجمه (sepantapouya.com)

در کلیات، طراحی معماری اطلاعات برای موبایل تفاوت چندانی با دسکتاپ ندارد؛ رویکرد تقریباً یکی است. اما چند نکتهٔ مهم را باید در موبایل جدی‌تر گرفت: آنچه واقعاً روی گوشی مهم است را برجسته کنید، محتوا را کوچک‌تر و ساده‌تر نگه دارید (صفحهٔ کوچک، حجم زیاد محتوا را گیج‌کننده‌تر می‌کند) و ناوبری را تا حد ممکن ساده کنید. این اصول در چند دستورالعمل عملی خلاصه می‌شوند.

۱) به «هزینهٔ کلیک» فکر کنید

سلسله‌مراتب را طوری بچینید که پرطرفدارترین محتوا با کمترین تعداد کلیک به‌دست بیاید. محتوای کم‌اهمیت‌تر می‌تواند دورتر باشد، اما نه آن‌قدر دور که گم شود. مهم‌تر از تعداد کلیک، شفافیت مسیر است: پیش از هر کلیک به کاربر بگویید بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد تا انتظارش تنظیم شود و سرخوردگی کم شود.

۲) اصل «ساده نگهش دار» (KISS)

هرچه چیزها ساده‌تر باشند، تجربه کم‌دردسرتر است. انتخاب‌های کاربر را محدود کنید و اگر تحقیق نشان داد بخشی از محتوا برای کاربر موبایل ارزشی ندارد، حذفش کنید. چند قاعدهٔ عملی برای ساده‌نگه‌داشتن IA موبایل:

  • - دسته‌ها را کم کنید: آدم‌ها هرچه عمیق‌تر در لایه‌ها فرو بروند بیشتر گم می‌شوند. اگر روی دسکتاپ پنج سطح کافی است، روی موبایل کمتر هدف بگیرید.
  • - محتوا و دسته را کنار هم نگه دارید: صفحهٔ خالی و لینکِ بی‌مقصد ممنوع. اگر کاربر روی یک آیتم ناوبری کلیک کرد، باید محتوای مرتبطی هم ببیند.
  • - تعداد لینک‌ها را منطقی نگه دارید: کاربر را زیر ده‌ها لینک دفن نکنید؛ در حالت ایده‌آل کمتر از ۱۰ لینک هم‌زمان نشان دهید.
  • - بر اساس محبوبیت اولویت‌بندی کنید: هرچه چیزی پرکاربردتر است، دسترسی به آن باید آسان‌تر باشد. فقط حواس‌تان باشد که این کار، یافتنِ ویژگی‌ها و محتوای تازه را سخت‌تر می‌کند؛ باید تعادلی برقرار کنید.
  • - برچسب‌ها را روشن و کوتاه بنویسید: این نکته روی صفحه‌های خیلی کوچک اهمیت مضاعف دارد.

۳) به دستگاه ورودی فکر کنید

گوشی با صفحه‌کلید فیزیکی به‌عنوان دستگاه ورودی غیرلمسی
© Asim18، لایسنس CC BY 3.0

همهٔ گوشی‌ها لمسی نیستند. برای کاربران لمسی، «قابلیت لمس» آیتم‌های ناوبری را حفظ کنید (دست‌کم حدود ۳۰ پیکسل تا انگشت راحت روی هدف بنشیند)؛ و برای کاربران غیرلمسی، میان‌بُرهای سریع بگذارید — مثلاً کلیدهای عددی ۰ تا ۹ به‌جای ۱ تا ۱۰، چون با چیدمان اعداد روی گوشی هماهنگ‌ترند.

۴) نشانه‌های ناوبری روشن بدهید

ناوبری روی موبایل پیچیده‌تر از دسکتاپ است، پس نشانه‌ها را صریح کنید: «خرده‌نان‌ها» (breadcrumbs) را واضح نمایش دهید، روی دکمهٔ بازگشت برچسب بگذارید تا کاربر بداند او را کجا می‌برد، و یک آیکون خانهٔ روشن و متمایز بگذارید که همیشه کاربر را به نقطهٔ آغاز برگرداند. جمعِ کلام اینکه معماری اطلاعات موبایل تفاوت دراماتیکی با دسکتاپ ندارد؛ فقط باید بیشتر تحقیق کنی که چه چیزی روی موبایل به‌درد کاربر می‌خورد و همه‌چیز را تا می‌توانی ساده و قابل‌مدیریت نگه داری.

چهار طرح سازمان‌دهی و انتخاب بین‌شان

این بخش افزودهٔ مترجم است، چون معماری اطلاعات در عمل به یک تصمیم مشخص خلاصه می‌شود: محتوا را بر چه مبنایی گروه کنیم؟ چهار طرح متعارف وجود دارد و هرکدام برای موقعیت متفاوتی ساخته شده:

  • - موضوعی. گروه‌بندی بر اساس نوع محتوا یا کالا — «کفش»، «کیف»، «ساعت». پرکاربردترین طرح و پیش‌فرض معقول بیشتر محصولات. مشکلش وقتی شروع می‌شود که یک آیتم منطقاً به دو دسته تعلق دارد.
  • - وظیفه‌محور. گروه‌بندی بر اساس کاری که کاربر می‌خواهد انجام دهد — «پیگیری سفارش»، «مرجوعی»، «تغییر آدرس». برای محصولات خدماتی و سامانه‌های سازمانی معمولاً بهتر از طرح موضوعی جواب می‌دهد، چون کاربر با یک قصد وارد می‌شود نه با یک موضوع.
  • - مخاطب‌محور. گروه‌بندی بر اساس اینکه کاربر کیست — «دانشجو»، «استاد»، «کارمند». فقط وقتی کار می‌کند که کاربر بی‌ابهام بداند در کدام گروه است. اگر کسی هم دانشجو باشد و هم کارمند، این طرح او را متوقف می‌کند.
  • - زمانی یا الفبایی. برای محتوایی که ترتیب طبیعی دارد (آرشیو خبر) یا فهرست بلندی که کاربر نام دقیقش را می‌داند (فهرست شهرها). به‌عنوان طرح اصلی تقریباً هیچ‌وقت انتخاب درستی نیست.

و نکتهٔ عملی که بیشترین اثر را دارد: لازم نیست فقط یکی را انتخاب کنید. بسیاری از محصولات موفق ساختار اصلی را موضوعی می‌گذارند و در کنارش مسیرهای وظیفه‌محور اضافه می‌کنند — چون کاربر تازه با موضوع می‌کاود و کاربر برگشته با قصد می‌آید. آنچه واقعاً خطاست، عوض‌کردن ناخودآگاه مبنا در میانهٔ یک سطح است: منویی که سه آیتمش موضوع است و دو آیتمش وظیفه، کاربر را وادار می‌کند برای هر آیتم منطق دیگری حدس بزند.

چند دسته و چند سطح؟

این بخش هم در منبع نیست و به پرتکرارترین پرسش عملی جواب می‌دهد. اعداد زیر قانون نیستند، اما نقطهٔ شروع خوبی‌اند:

  • - سطح اول: حدود پنج تا هفت دسته. بیشتر از این، کاربر سطح اول را نمی‌کاود و مستقیم سراغ جست‌وجو می‌رود. اگر سطح اول شما دوازده آیتم دارد، احتمالاً چارت سازمانی را منتشر کرده‌اید نه معماری اطلاعات.
  • - عمق: تا سه سطح. هر سطح اضافه، بخشی از کاربران را می‌ریزاند. اگر محتوایی در سطح پنجم است، عملاً فقط با جست‌وجو پیدا می‌شود.
  • - پهن در برابر عمیق. ساختار پهن (دسته‌های زیاد، عمق کم) کاوش را آسان می‌کند ولی سطح اول را شلوغ؛ ساختار عمیق برعکس. برای محتوای ناآشنا پهن‌تر بروید، چون کاربر نمی‌داند دنبال چه نامی بگردد.
  • - دستهٔ تک‌فرزند نسازید. دسته‌ای که فقط یک آیتم دارد، یک کلیک اضافه است بی‌هیچ سودی. یا آیتم را یک سطح بالا بیاورید یا دسته را با دستهٔ همسایه ادغام کنید.
  • - از «سایر» بپرهیزید. دستهٔ «سایر» یا «متفرقه» یعنی دسته‌بندی تمام نشده. اگر چیزی در هیچ دسته‌ای جا نمی‌شود، معمولاً نشانهٔ این است که یک دستهٔ لازم را کشف نکرده‌اید.

و مهم‌تر از همهٔ این اعداد: ساختار را حدس نزنید، بسنجید. دسته‌بندی کارت ساختار را می‌سازد و آزمون درختی می‌سنجدش — هر دو پیش از اینکه یک صفحه طراحی شود و هر دو ارزان‌تر از بازطراحی ناوبری بعد از انتشار.

معماری اطلاعات در محصولات فارسی‌زبان

این بخش هم افزودهٔ مترجم است و از کار روی محصولات فارسی‌زبان می‌آید.

واژهٔ اداری، بزرگ‌ترین منبع شکست. پرتکرارترین علت اینکه کاربر چیزی را پیدا نمی‌کند، بد‌بودن ساختار نیست — نام‌گذاری است. «امور مشترکین»، «کارتابل»، «ثبت درخواست خدمات» از زبان داخلی سازمان می‌آیند، در حالی که کاربر دنبال «قبض من» و «سفارش‌هایم» است. ساختار درست با برچسب غلط، همان‌قدر بی‌فایده است که ساختار غلط.

ترتیب در فهرست‌های راست‌به‌چپ. در فهرست‌های کوتاه، ترتیب به‌اندازهٔ خودِ برچسب بر انتخاب اثر می‌گذارد و اولین آیتم در فارسی، راست‌ترین است. اگر ترتیب را از نسخهٔ انگلیسی کپی کنید، مهم‌ترین آیتم به جای کم‌ارزش‌تری می‌افتد.

مرتب‌سازی الفبایی فارسی. اگر فهرستی را الفبایی مرتب می‌کنید، مرتب‌سازی باید با الفبای فارسی انجام شود نه با ترتیب کدهای یونیکد — وگرنه «آ» و «ا» و «ء» جاهای غیرمنتظره می‌افتند و کاربر فهرست را بی‌نظم می‌بیند. همین مسئله برای نام‌های عربی‌نویس و ارقام هم پیش می‌آید.

ساختار دوزبانه. اگر بخشی از برچسب‌ها فارسی و بخشی لاتین است، کاربر واژه‌های لاتین را ناخودآگاه یک گروه می‌بیند — فقط چون لاتین‌اند. این یک گروه‌بندی ناخواسته است که شما طراحی نکرده‌اید. در هر سطح یکدست بمانید.

جست‌وجو، جای‌گزین ساختار نیست. در محصولات فارسی‌زبان جست‌وجو معمولاً ضعیف‌تر عمل می‌کند: نیم‌فاصله، «ی» و «ي»، «ک» و «ك»، و غلط‌های املایی رایج باعث می‌شوند نتیجه‌ای برنگردد. تا وقتی جست‌وجوی شما این نویسه‌ها را یکسان‌سازی نمی‌کند، تکیه بر آن به‌جای ساختارِ درست، تصمیم پرهزینه‌ای است.

جمع‌بندی

  • - معماری اطلاعات یعنی یافتنی و فهمیدنی‌کردن اطلاعات؛ همان نظم نامرئی که در فروشگاه، موزه یا اپلیکیشن مسیر آدم‌ها را هموار می‌کند.
  • - IA خوب از هم‌پوشانی سه دایره بیرون می‌آید: محتوا، بافت و کاربر — که هر سه در حال تغییر و به‌هم وابسته‌اند.
  • - چهار جزء اصلی آن سیستم‌های سازمان‌دهی، برچسب‌گذاری، ناوبری و جست‌وجو هستند.
  • - فرایند با شناخت کاربر و ارزیابی محتوا شروع می‌شود؛ مرتب‌سازی کارت به کشف مدل ذهنی کاربر کمک می‌کند و خروجی‌ها نقشهٔ سایت، وایرفریم و ناوبری‌اند.
  • - IA با استراتژی محتوا فرق دارد: یکی ساختار را می‌سازد، دیگری خودِ محتوا را مدیریت می‌کند.
  • - روی موبایل، سادگی حرف اول را می‌زند: هزینهٔ کلیک، اصل KISS، توجه به دستگاه ورودی و نشانه‌های ناوبری روشن.
  • - چهار طرح سازمان‌دهی وجود دارد — موضوعی، وظیفه‌محور، مخاطب‌محور و زمانی — و لازم نیست فقط یکی را انتخاب کنید.
  • - خطای واقعی عوض‌کردن ناخودآگاه مبنا در میانهٔ یک سطح است: منویی که نیمی موضوع و نیمی وظیفه است.
  • - نقطهٔ شروع: پنج تا هفت دسته در سطح اول و حداکثر سه سطح عمق؛ دستهٔ تک‌فرزند و دستهٔ «سایر» نسازید.
  • - در محصولات فارسی‌زبان، جست‌وجو جای‌گزین ساختار نیست — تا وقتی نیم‌فاصله و «ی» و «ک» را یکسان‌سازی نکند.

منبع

این نوشته ترجمه‌ای آزاد است از مقالهٔ What is Information Architecture (IA)? منتشرشده در وب‌سایت بنیاد طراحی تعامل (Interaction Design Foundation — IxDF)، با ارجاع به آثار Louis Rosenfeld، Peter Morville و Jorge Arango.

متن نسخهٔ اصلی و دیاگرام‌های بنیاد طراحی تعامل تحت لایسنس CC BY-SA 4.0 منتشر شده و این ترجمه نیز با ذکر منبع ارائه می‌شود. تصاویر: هر دو نمودار این صفحه بازطراحی‌شدهٔ مترجم است. نمودار سه‌دایره‌ای جای دیاگرام © بنیاد طراحی تعامل (CC BY-SA 4.0) را گرفته و برای هر دایره سه پرسش عملی اضافه کرده؛ نمودار موبایل جای دیاگرام © Peter Morville (CC BY 2.0 — خارج از قاعدهٔ بازنشرِ این مجموعه) را گرفته و همان سه قاعده‌ای را می‌کشد که متنِ همان بخش می‌شمارد، به‌همراه یک سلسله‌مراتب کم‌عمق نمونه. عکس دستگاه ورودی © Asim18 (CC BY 3.0) عکس مستندِ یک دستگاه واقعی است و با لایسنس و ذکر منبع خودش باقی مانده؛ قاعدهٔ «فقط CC BY-SA 4.0» این مجموعه دربارهٔ بازنشرِ نمودارهاست، چون نمودار را می‌شود از نو کشید، و عکس مستند را نمی‌شود. مقالهٔ اصلی نمونه‌ها و تصاویر بیشتری هم دارد (از جمله نقشهٔ سایت یک فروشگاه کتاب که با لایسنس محدود منتشر شده) که در نسخهٔ اصلی قابل مشاهده‌اند.

بخش‌های افزودهٔ مترجم که در مقالهٔ اصلی نیامده‌اند: بخش «چهار طرح سازمان‌دهی» شامل تفکیک طرح موضوعی، وظیفه‌محور، مخاطب‌محور و زمانی/الفبایی با موقعیت مناسب هرکدام، امکان ترکیب آن‌ها، و هشدار دربارهٔ عوض‌کردن مبنا در میانهٔ یک سطح؛ بخش «چند دسته و چند سطح؟» شامل اعداد سرانگشتی برای پهنا و عمق، مقایسهٔ ساختار پهن و عمیق، و پرهیز از دستهٔ تک‌فرزند و دستهٔ «سایر»؛ و بخش «معماری اطلاعات در محصولات فارسی‌زبان» شامل واژهٔ اداری به‌عنوان بزرگ‌ترین منبع شکست، اثر ترتیب در فهرست‌های راست‌به‌چپ، مرتب‌سازی الفبایی فارسی در برابر ترتیب یونیکد، گروه‌بندی ناخواستهٔ برچسب‌های لاتین، و ناکافی‌بودن جست‌وجو به‌دلیل نیم‌فاصله و نویسه‌های مشابه.

مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی
سپنتا پویا

مترجم: سپنتا پویا

طراح ارشد محصول. مقالات تخصصی UI/UX را با حفظ ساختار و لحن نسخهٔ اصلی به فارسی برمی‌گردانم.

دربارهٔ من

در این مقاله

  • - معماری اطلاعات یعنی چه؟
  • - سه دایره: محتوا، بافت، کاربر
  • - اجزای معماری اطلاعات
  • - IA و طراحی تجربهٔ کاربری
  • - مرتب‌سازی کارت
  • - IA در برابر استراتژی محتوا
  • - معماری اطلاعات در عصر موبایل
  • - چهار طرح سازمان‌دهی
  • - چند دسته و چند سطح؟
  • - در محصولات فارسی‌زبان
  • - جمع‌بندی

برچسب‌ها

  • معماری اطلاعات
  • ناوبری
  • UX
  • ترجمه